واکنش محسن برهانی به اظهارنگرانی غربیها از اعدام در ایران / نامهنگاریها نه برای جلوگیری از اعدام بلکه برای تحریک به اعدام است
محسن برهانی نوشت: بسیار خوشخیالی، بلکه سفاهت است اگر کسی باور کند برای غربیها، جان ایرانیان و اساسا ایران و ایرانی اهمیتی داشته باشد که تاییدات و سکوتهایشان در برابر رنج و درد ایرانیان در ماههای اخیر سند ننگینی است که از حافظه ما ایرانیان نخواهد رفت.ای کاش به سکوت مرگبارشان ادامه میدادند و در مورد اعدامها هم سکوت میکردند. چرا؟ برای اینکه به نظر نگارنده این اظهار نگرانیها و نامهپراکنیها بیشتر نه برای «جلوگیری از اعدام» که برای «تحریک به اعدام» طراحی و تنظیم شده.
محسن برهانی در یادداشتی با عنوان «مساله اعدامها و حاشیهسازیهای دشمنان» در روزنامه اعتماد نوشت: « اتحادیه اروپا و ۲۶ کشور جهان روز چهارشنبه ۲۱ مرداد با انتشار بیانیهای مشترک، اعدام معترضان در ایران را محکوم کردند و از جمهوری اسلامی خواستند به استفاده از مجازات اعدام پایان دهد. » این در حالی است در روزهای اخیر با ورود مسوولانه و بررسیهای دقیق دستگاه قضایی، روند اجرای مجازات اعدام در ارتباط با قضایای دی ماه به شدت کاهش پیدا کرده بود و امید گشایش بسیار بود و همچنان نیز هست. حال یکباره این چند کشور اصطلاحا « دنگشان» میگیرد و برای آنها جان ایرانیان اهمیت پیدا میکند و نگران اجرای مجازات اعدام در ایران میشوند. گویا برخی از همین جماعت نبودند که تصریح کردند آن «کار کثیف» بر عهده رژیم صهیونیستی گذاشته شده است و همین جماعت نبودند که در برابر ریخته شدن خون هزاران هموطن ایرانی در طول دو جنگ اخیر سکوت کردند چه شد که یکباره نگران جان ایرانیان و اجرای اعدام شدهاند؟!
بسیار خوشخیالی، بلکه سفاهت است اگر کسی باور کند برای غربیها، جان ایرانیان و اساسا ایران و ایرانی اهمیتی داشته باشد که تاییدات و سکوتهایشان در برابر رنج و درد ایرانیان در ماههای اخیر سند ننگینی است که از حافظه ما ایرانیان نخواهد رفت.ای کاش به سکوت مرگبارشان ادامه میدادند و در مورد اعدامها هم سکوت میکردند. چرا؟ برای اینکه به نظر نگارنده این اظهار نگرانیها و نامهپراکنیها بیشتر نه برای «جلوگیری از اعدام» که برای «تحریک به اعدام» طراحی و تنظیم شده. تحریکی زیرکانه که ظاهرش با باطنش متفاوت است. توضیح مطلب آنکه معمولا در موضوع صدور و اجرای احکام اعدام به خصوص در مسائل سیاسی-امنیتی، کشورهای خارجی با صدور بیانیه تلاش میکنند که فشار سیاسی-رسانهای را شدت بخشند و در نقطه مقابل برخی فعالان رسانهای در داخل کشور و برخی تصمیمگیران زمانی که هجمه کشورهای اروپایی و اپوزیسیون را مشاهده میکنند در اقدامی واکنشی بر شدت عمل میافزایند و تسریع در کار را مطالبه میکنند و اعدام را پاسخی دندانشکن به یاوهگوییها و مداخلات خارجیان تلقی میکنند و در این میانه جان انسانهاست که دستخوش مرگ است.اما آیا آن اعتراضها و کنشها واقعی است یا غیرواقعی؟ بررسی آثار اعدامها در جامعه و تاثیر مثبت یا مخرب آن به خصوص بعد از التهابات اجتماعی، نیازمند بررسی دقیق است، اما باید مراقب بود که در مقام واکنش به اقدامات دشمنان و بیانیههای مهوع این جماعت به عکسالعمل واداشته نشویم، چراکه این جماعت حیال به درستی تشخیص دادهاند که یکی از عواملی که میتواند انسجامشکن باشد و برای کشاندن مردم به خیابان آتشتهیه آماده کند و فردا روزی -خدای ناکرده- آشوب و بلوا به راه بیندازد، شوکهای ناشی از اخبار اعدام جوانان است. فلذا به نظر میرسد این کشورها با بیانیهنویسی سعی در تحریک بخشی از حاکمیت جهت اجرای اعدام را دارند و نه توقف اعدامها و اتفاقا در چنین موقعیتی بهترین واکنش به این جماعت حیلهگر آن است که بررسیهای دقیقتر و تأنّی بیشتر نسبت به پروندهها مبذول شود مبادا ناخواسته با اجرای اعدام بیشتر در ظاهر خلاف خواست دشمنان عمل شود، اما عملا مطلوب واقعی این جماعت بیچشم و رو برآورده شود و خدای ناکرده هم جان ایرانیان و هم انسجام ایرانیان در معرض آسیب قرار گیرد. فراموش نکردهایم که در بهمن سال ۱۴۰۱ با ورود ریاست دستگاه قضا و تقاضای عفو از رهبری شهید، چه آب سرد و گوارایی بر فضای ملتهب اجتماعی ریخته شد که اگر آن اقدام بخردانه نبود خدا میدانست وضعیت کشور به کجا منجر میشد. امید که دلسوزان کشور با دشمنشناسی اجازه ندهند با اقداماتی واکنشی پازل دشمن تکمیل و رنجهای ایرانیان افزون شود.
دیدگاه تان را بنویسید