واکنش وزیر اسبق ارتباطات به مصوبه دولت درباره تغییر مسیر فیلترینگ / حذف افراد قوی مملکت را به نقطهای رسانده که امروز شاهدش هستیم
وزیر اسبق ارتباطات گفت: حذف افراد قوی با بهانههای مختلف و پروندهسازی، مملکت را به نقطهای میرساند که امروز شاهدش هستیم. ما باید از موفقیتهایمان الگو بگیریم.
مهدی بیک اوغلی-احمد معتمدی، وزیر اسبق ارتباطات با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- بنده هنوز متن دقیق و جزییات حقوقی مصوبه (صوبه روز یکشنبه دولت مبنی بر منوط شدن هرگونه تصمیمگیری در خصوص انسداد فضای مجازی به تایید و امضای شخص رییسجمهور) را رویت نکردهام، اما با توجه به کلیاتی که مطرح شده، باید بگویم این یک اقدام بسیار هوشمندانه و در مسیر درست است.
- دلیل اصلی مثبت بودن این حرکت، ایجاد یک نوع «مکانیسم ساختارمند» برای جلوگیری از مسدودسازیهای بیرویه است. فرقی نمیکند موضوع بحث یک سایت، خط همراه یک شهروند، یک سرویس در فضای مجازی یا خدماتی در شبکه تلفن و باشد، وقتی سطح تصمیمگیری تا سطح عالیترین مقام اجرایی کشور بالا میآید، در واقع ما داریم از یک دارایی ملی محافظت میکنیم.
- مشکل اساسی ما در سالهای گذشته این بود که بازار تصمیمگیری در این حوزه بسیار آشفته بود. یعنی نهادهای مختلف و حتی افراد در ردههای مدیریتی میانی، به خودشان اجازه میدادند با کوچکترین بهانه یا مسالهای، دسترسی مردم به یک سرویس را قطع کنند. وقتی کار در سطح پایین باقی بماند، هر کسی به خودش اجازه مداخله میدهد. این مصوبه در واقع سد محکمی است در برابر این آشفتگی.
- من به خاطر دارم در دولت اصلاحات که بحث فیلترینگ تازه جدی شده بود یا بحث قطع کردن سرویسها مطرح میشد، یک بار به ما ابلاغ کردند که کل سیستم تلفنهای همراه فلان منطقه تهران بهطور کامل باید قطع شود! من پیگیری کردم که این دستور از کجا صادر شده؟ گفتند فلان دستگاه اطلاعاتی و امنیتی چنین درخواستی داشته است. من شخصا با آقای علی یونسی که در آن زمان وزیر اطلاعات بودند تماس گرفتم و پرسیدم آیا شما در جریان چنین دستور حساس و مهمی هستید؟ ایشان با صراحت گفتند: «خیر، من اصلا در جریان نیستم و با این کار هم مخالفم.» ببینید چه اتفاقی افتاده بود؛ یک مدیر در رده دوم یا سوم یک دستگاه، تصمیمی گرفته بود که اثرش ملی بود و میخواست ارتباطات بخش مهمی از پایتخت کشور را مختل کند. همانجا بود که من بخشنامه کردم و محکم ایستادم که هرگونه قطع ارتباطات در کل کشور، صرفا و منحصرا باید با اجازه و امضای وزیر باشد. یعنی ما آن زمان هم به دنبال همین «سختگیری» بودیم تا کسی به سادگی نتواند مردم را از خدمات محروم کند. به آقای یونسی هم عرض کردم که شما یا خودتان یا یک معاون مشخص را به عنوان «فوکال پوینت» معرفی کنید که فقط از آن طریق و به صورت مکتوب درخواستها بیاید تا من بدانم رأس آن مجموعه در جریان است.خوشبختانه آقای پزشکیان هم با یک چنین رویکردهای سلبی و ناصوابی مخالفند.
- واقعا در کجای دنیا سابقه دارد که به این سادگی و راحتی بگویند «این را ببند» یا «آن را قطع کن»؟ الان متأسفانه این کار خیلی راحت شده است. وقتی رییسجمهور در جریان قرار بگیرد، حتی اگر بحث بسیار مهمی هم باشد، روال عاقلانه طی میشود. رییسجمهور رییس شورای امنیت ملی است، وزارت کشور و وزارت فرهنگ زیرنظر دولت هستند. اگر بحث امنیتی واقعی، شرایط جنگی یا الزامات دفاعی مطرح باشد، دستگاههای مسوول موضوع را به دولت منتقل میکنند و رییسجمهور با اشراف به همه جوانب (از اقتصاد و کسبوکار مردم گرفته تا امنیت) تصمیم میگیرد. امروز دیگر فضای مجازی صرفا جای تفریح یا خواندن چهار تا خبر نیست، معیشت و کسب وکارهای مردم به این سکوها گره خورده است. نمیشود به سادگی مردم را محروم کرد. این مصوبه قدم مثبتی است که اجازه نمیدهد با تصمیمات رده پایین، شوکهای بزرگ به جامعه وارد شود.
- بحث صداوسیما بحث عجیبی است. ارقامی که از بودجه این سازمان و هزینههای آن منتشر میشود، به همراه تعداد پرسنلی که مدام بالاتر رفته، در مقایسه با خروجی کار، جای تأمل جدی دارد. من خودم چون هیچوقت در منزل ماهواره نداشتهام، الزاما همیشه صداوسیما را نگاه میکنم، اما واقعیت این است که کیفیت برنامهها نسبت به استانداردهای حرفهای بسیار پایین است. نمیخواهم زحمات هنرمندان و کارکنان صداوسیمای خودمان را نادیده بگیرم، اما وقتی شما بودجه و پرسنل صداوسیما را با شبکههای جهانی مثل CNN و BBC و... مقایسه میکنید، میبینید ما هزینه بسیار بیشتری میکنیم اما کارایی بسیار کمتری داریم. علت اصلی این اتفاق، «نبود رقیب» است. به محض اینکه رقیبی پیدا میشود، به جای رقابت کیفیت، به سمت حذف او میروند. این مصوبه به صدا و سیما هم کمک میکند که رشد کند.
- مورد آقای فردوسیپور واقعا تأسفبار است. ایشان یک «برند» در حوزه ورزش بود. من که خودم اهل ورزش و فوتبال هستم، میدیدم که برنامه ایشان چقدر مخاطب داشت. در تمام دنیا، رسانهها به برندهایشان افتخار میکنند. مثلا در کشوری که من درس خواندم (فرانسه) یا در رسانههای معروف دنیا، مجریانی مثل «لری کینگ» تا ۸۰سالگی برنامه اجرا میکنند و هرچه پیرتر میشوند، برندشان معتبرتر میشود. اما در کشور ما، تا کسی رشد میکند و قوی میشود، حذفش میکنند.متأسفانه این یک رویه شده است؛ نه فقط در رسانه، بلکه در حوزههای مدیریتی هم همینطور است. یک مدیر توانمند که رشد میکند، به جای اینکه از ظرفیتش استفاده شود، کنار گذاشته میشود. خب جایش چه کسی میآید؟ معمولا یک آدم ضعیفتر. و نتیجه این میشود که مشکلات مملکت روی هم انباشته میشود.
- متأسفانه یک گروه خاص و جریان اقلیت هستند که نفوذ زیادی پیدا کردهاند و استراتژی اصلیشان «حذف» است. اینها هر جا وارد میشوند، از مدیر ارشد تا حتی مستخدم را میخواهند تغییر دهند و آدمهای خودشان را بگذارند. این به نفع مملکت نیست.
- حذف افراد قوی با بهانههای مختلف و پروندهسازی، مملکت را به نقطهای میرساند که امروز شاهدش هستیم. ما باید از موفقیتهایمان الگو بگیریم. مثلا در حوزه نظامی، ما نمره ۲۰ میگیریم؛ چرا؟ چون در آنجا از افراد قوی استفاده کردیم، به تخصص بها دادیم و نتیجهاش را هم دیدیم. تمام دنیا به قدرت نظامی ما اذعان دارند. خب چرا همین الگو را در اقتصاد، رسانه و فرهنگ پیاده نمیکنیم؟
دیدگاه تان را بنویسید