کد خبر: 784032
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۴ ۰۸:۲۵:۳۹
| |

جنگ در خاورمیانه بعد از بسته شدن باب‌المندب چه شکلی به خود می‌گیرد؟

حسین ربیعی گفت:‌در صورتی که عبور و مرور در باب‌المندب مختل یا جدی‌تر دچار مشکل شود، هم کشورهای شرق آسیا و هم کشورهای اروپایی، در صورت قرار گرفتن در «تنگنای انرژی»، ناچار خواهند بود واکنش نشان دهند، وارد معرکه شوند و به عنوان بخشی از این درگیری‌ها، عکس‌العمل مشخصی داشته باشند.

جنگ در خاورمیانه بعد از بسته شدن باب‌المندب چه شکلی به خود می‌گیرد؟
کد خبر: 784032
|
۱۴۰۵/۰۵/۰۴ ۰۸:۲۵:۳۹

نوشین محجوب- درحالی که خلیج‌فارس و به ‌طور مشخص تنگه هرمز، به کانون اصلی تنش‌ها تبدیل شده، جهان درگیر رییس‌جمهوری است که زبانی متضاد و گاه غیر قابل فهم دارد؛ زبانی که از «حملات به ‌مراتب سنگین‌تر» سخن می‌گوید و ارتشی کاملا آماده را به رخ می‌کشد و زبانی که همزمان مدعی است ایران «هر روز در مسیر دیپلماسی جدی‌تر» می‌شود و راه مذاکره هنوز باز است.

به گزارش اعتماد، دونالد ترامپ اخیرا ادعا کرده که دستور آغاز موج تازه‌ای از حملات سنگین علیه ایران را صادر نکرده و ترجیح داده با «جدی‌تر شدن» تهران در گفت‌وگوها، فعلا نتیجه این روند را بسنجد. او مدعی است که واشنگتن همین حالا نیز با طرف ایرانی در تماس است، با این حال ایران را «در پی توافق» اما «هنوز آماده» آن نمی‌داند و در همان حال هشدار داده که اگر این مسیر به تفاهم نینجامد، امریکا گزینه حملات سخت‌تر را روی میز نگه خواهد داشت. به باور برخی ناظران، این همنشینی سیاست هویج و چماق، بیش از آنکه تصویر یک استراتژی روشن را ترسیم کند، نشانه تردید و دودلی کاخ سفید در آستانه تصمیمی است که می‌تواند جنگ را یا مهار کند یا به سطحی ببرد که از کنترل دو طرف خارج شود؛ وضعیتی که به‌ نوشته فارن‌افرز، محصول اتکای دولت ترامپ به توافق‌های مقطعی و معامله‌محور، بدون پرداختن به ریشه‌های اختلافات است؛ توافق‌هایی که صلح پایدار در خاورمیانه ایجاد نکرده و خطر بازگشت جنگ، شکل‌گیری بلوک‌های رقیب و ورود منطقه به چرخه‌ای از درگیری‌های مستمر را افزایش داده است. این در حالی است که عباس عراقچی پیش‌تر تاکید کرده مشکل تهران «نبود میانجی» یا کمبود کانال‌های ارتباطی نیست، بلکه مانع اصلی «رویکرد غیرمنطقی و زیاده‌خواهانه» امریکا است و تا زمانی که این رویکرد تغییر نکند، افزودن بر شمار میانجی‌ها راه‌حل محسوب نمی‌شود. رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان با اشاره به تجربه تفاهم اسلام‌آباد و آتش‌بس شکننده میان ایران و امریکا، هشدار داده که وقتی طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نیست و تفاهم‌ها را نقض می‌کند، هرگونه توافق محدود -از آتش‌بس تا تبادل اسرا- درنهایت به شکست می‌انجامد و جایگزین فرآیندهای دشوار سیاسی، ایجاد نهادهای پایدار و مصالحه‌های اساسی نمی‌تواند باشد؛ برداشتی که به ‌گفته برخی رسانه‌ها، امروز در بسیاری از ارزیابی‌های انتقادی نسبت به رویکرد واشنگتن در منطقه دیده می‌شود. در سوی دیگر، تهران تلاش کرده در کنار پاسخ‌های میدانی، روایت خود را از صحنه بحران در خلیج‌فارس و تنگه هرمز تثبیت کند؛ روایتی که بر «شرایط جنگی» و تبدیل‌شدن هرمز به جزء لاینفک امنیت ملی ایران تکیه دارد، اما در عین حال می‌کوشد رابطه با عمان را از آسیب تنش‌ها دور نگه دارد.

در همین چارچوب شاید سفر هیات دیپلماتیک از عمان به ایران که خبرش عصر جمعه رسانه‌ای شد و همچنین ادعای تازه رویترز مبنی بر تلاش پاکستان برای احیای رایزنی‌ها میان تهران و واشنگتن را تبیین کرد. پیش‌تر کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران در توضیح نقش راهبردی تنگه هرمز برای ایران (همزمان با احترام به حاکمیت سرزمینی عمان) بالاخص در شرایط جنگی گفته بود که نباید اقداماتی صورت گیرد که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با مخاطره مواجه شود. ‌به باور برخی ناظران، همین دوگانه -‌‌احترام به حاکمیت عمان و طرح هرمز به عنوان بُعدی از امنیت ملی ایران‌-  محور اصلی دیپلماسی تهران در خلیج‌فارس است؛ دیپلماسی‌ای که از یک‌سو بر ادامه گفت‌وگوهای سیاسی، حقوقی و فنی با مسقط برای تعریف سازوکاری روشن جهت مدیریت عبور و مرور کشتی‌ها در این شاهراه حیاتی پای می‌فشارد و ازسوی دیگر، تلاش می‌کند خطوط قرمز امنیتی خود را در برابر فشارهای امریکا و متحدانش تثبیت کند. همزمان با رایزنی‌های تهران و مسقط، واشنگتن و لندن نیز در حال طراحی چارچوبی موازی برای هرمز هستند. اکسیوس به نقل از دو دیپلمات اروپایی و دو منبع آگاه گزارش داده که امریکا و بریتانیا در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری یک نشست سطح بالا در لندن هستند که تمرکز آن بر تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی احتمالی برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز خواهد بود؛ نشستی که بناست وزرای دفاع و فرماندهان ارشد نظامی کشورهای غربی و شماری از کشورهای منطقه، ازجمله وزیر جنگ امریکا ،پیت هگست و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا را گرد‌هم آورد. به باور برخی تحلیلگران، همزمانی این ابتکار با مذاکرات ایران و عمان درباره سازوکارهای هرمز، نشان می‌دهد که رقابتی پنهان بر سر «تعریف رژیم عبور و مرور» در این آبراه در جریان است؛ رقابتی میان الگوی امنیتی متکی به کشورهای ساحلی و الگوی ائتلافی تحت رهبری قدرت‌های غربی. در این چارچوب، به باور برخی کارشناسان سفرهای متقابل و نشست‌های مشترک ایران و عمان درباره هرمز، همراه با مواضع عباس عراقچی، رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان و کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه نشان می‌دهد تهران، هرمز را نه صرفا یک گذرگاه تجاری، بلکه بخشی از معماری امنیت ملی خود می‌بیند؛ معماری‌ای که باید هم با اصول حقوق بین‌الملل، از جمله لزوم عدم استفاده از آبراه‌ها برای تهدید کشورهای ساحلی، سازگار باشد و هم مانع از آن شود که امریکا بتواند از این تنگه به عنوان ابزار فشار نظامی علیه ایران بهره‌برداری کند.  عراقچی در دیدار اخیر خود با سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز ناامنی کنونی در تنگه هرمز را «نتیجه مستقیم بدعهدی و جنایات امریکا» دانسته و با یادآوری حسن‌نیت ایران در فرآیند مذاکرات منتهی به تفاهم خاتمه جنگ، تاکید کرده: جمهوری اسلامی ایران همچنان که در عرصه دیپلماسی جدیت نشان داده، مصمم به دفاع از منافع و امنیت ملی خود و ممانعت از سوءاستفاده امریکا از هرمز برای تهدید امنیت ملی ایران است؛ موضعی که با استقبال و تاکید روسیه بر ضرورت سازوکار امنیتی متکی به کشورهای منطقه همراه شد. در سطح گسترده‌تر منطقه، این بحران تنها به محور ایران-امریکا محدود نمی‌ماند. بنیامین نتانیاهو در آستانه سفر پرحاشیه و در عین حال محتمل به واشنگتن قرار دارد و رسانه‌ها از اعزام سوخت‌رسان‌ها و جنگنده‌های بیشتری به منطقه خبر می‌دهند؛ همزمان، محور مقاومت و متحدان ایران در یمن، عراق و لبنان، مواضع خود را در قبال هرگونه رویارویی احتمالی روشن کرده‌اند. در یمن، محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، اعلام کرده صنعا مقابله با امریکا، انگلیس و رژیم اسراییل را به درگیری جدید با عربستان‌سعودی ترجیح می‌دهد؛ موضعی که به باور برخی ناظران، نشان می‌دهد اولویت بخشی از نیروهای مقاومت ایران از نزاع‌های دوجانبه با ریاض، به رویارویی با بازیگران فرامنطقه‌ای منتقل شده و باب‌المندب می‌تواند به یکی از میدان‌های اصلی فشار بر ائتلاف غربی تبدیل شود. در چنین شرایطی که تهدیدهای امنیتی و بازی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چندلایه و در عین حال پیچیده شده روزنامه اعتماد با هدف بررسی ابعاد آخرین تحولات و پیامدهای آن و سناریوهای محتمل با حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، گفت‌وگو کرده است.

حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره طرح‌های امریکا برای مدیریت تنش در تنگه هرمز و چرایی سفر هیات عمانی به تهران، توضیح داد: در اینجا باید میان «پیشنهادهای واشنگتن» و «نقش عمان» تفکیک قائل شد. او یادآور شد: ایران مدت‌هاست، به ‌ویژه پس از آتش‌بس و تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن، پیشنهادهای ایالات‌متحده را عملا کنار گذاشته یا به آنها توجهی نمی‌کند، زیرا در نگاه تهران، چنین آتش‌ بسی بیشتر پوششی بوده برای اینکه امریکا و برخی کشورهای دیگر ذخایر استراتژیک نفت خود را تکمیل کنند، تجهیزات مصرف ‌شده را جایگزین و انبارهای تسلیحاتی‌شان را در منطقه دوباره پر کنند؛ از همین رو، ایران کل ماجرای تفاهمنامه را با «دیده تردید» می‌نگرد و طبیعی است به پیشنهادهای جدید امریکا نیز کم‌توجه یا بی‌توجه باشد. ربیعی در بخش مربوط به مواضع عمان نیز گفت که مساله تنگه هرمز و نقش مسقط بحث دیگری است؛ به ‌هر حال، یکی از دلایل اصلی به‌هم خوردن تفاهمنامه اسلام‌آباد این بود که عمان، با کمک امریکا، در تلاش بود مسیری دیگر در جنوب تنگه هرمز برای عبور کشتی‌ها تدارک ببیند و اگر این مسیر جدید ایجاد می‌شد، مدیریت تنگه هرمز عملا از کنترل ایران خارج می‌شد. او نتیجه می‌گیرد: اگر امروز هیات عمانی به تهران سفر می‌کند، احتمالا هدف اصلی رایزنی درباره «وضعیت مدیریت تنگه هرمز» و تلاش برای رسیدن به جمع‌بندی مشترک میان دو کشور است. این کارشناس ارشد خاورمیانه در ادامه تاکید می‌کند که سناریو‌های پس از پاسخ منفی تهران تا حد زیادی به شرایط میدانی جنگ فعلی و وضعیت امریکا بستگی دارد.  او با اشاره به گزارش‌هایی درباره نزدیک شدن ذخایر موشک‌های رهگیر امریکا به مرز اتمام و افزایش بهای نفت تا نزدیکی ۱۰۰ دلار در روزهای اخیر، گفت: این وضعیت می‌تواند واشنگتن را نسبت به تشدید تنش‌ها و درگیری‌ها محتاط‌تر کند و باعث شود به «نهِ تهران» با یک واکنش خیلی شدید پاسخ ندهد. ربیعی در عین حال اضافه می‌کند: ایران نیز محاسبات خود را انجام داده که به پیشنهادهای میانجی‌ها پاسخ منفی داده است، زیرا «کل اعتماد موجود» عملا ازبین رفته است. او یادآور شد که مذاکرات ایران و امریکا در همه مراحل با سطح بالایی از بی‌اعتمادی همراه بوده، اما در این دوره و بعد از تفاهمنامه اسلام‌آباد، این دیوار بی‌اعتمادی به‌ طور کامل فرو ریخته و در چنین فضایی، ایران نمی‌تواند به بحث‌هایی که میانجی‌ها مطرح می‌کنند یا پیام‌هایی که از امریکا می‌رسد، اعتماد کند؛ همین بی‌اعتمادی، به ‌گفته ربیعی، زمینه اصلی تصمیم تهران برای کنار گذاشتن پیشنهادهای جدید واشنگتن و فاصله گرفتن از ابتکارهای میانجیگرانه اخیر است. این کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش دیگری ذیل تاثیر پاسخ منفی تهران بر معادلات امنیتی عراق و نقش محور مقاومت در این کشور، یادآور شد که بغداد «مدت‌هاست» کنترل کامل بر همه اوضاع داخلی خود ندارد؛ از زمان فروپاشی حکومت صدام تاکنون، هم در شمال، اقلیم کردستان عملا به ‌صورت نیمه‌خودمختار یا نیمه‌مستقل اداره شده و هم پس از ظهور داعش، گروه‌های مسلح شیعی تحت عنوان حشدالشعبی و نیروهای نزدیک به محور مقاومت در نقاط مختلف کشور فعال بوده‌اند. به‌ گفته او، این ترکیب باعث شده وضعیت امنیتی عراق برای سال‌ها و حتی به ‌تعبیر او «چند دهه»، وضعیتی ویژه و پیچیده باشد. ربیعی ادامه داد: اگر فرض کنیم موضوع میانجیگری نخست‌وزیر عراق صحت داشته باشد و ایران هم پیام یا پیشنهاد امریکا را که از این مسیر منتقل شده، رد کرده باشد، اوضاع در عراق «تا حدی به‌هم گره خواهد خورد.»  از نگاه او، امریکا از دولت عراق انتظار دارد گروه‌های مقاومت را کنترل کند و در عین حال، نخست‌وزیر عراق هم احتمالا امیدوار بوده با طرح این میانجیگری، اعتماد بیشتری میان تهران و بغداد شکل بگیرد تا زمینه برای کنترل فعالیت‌های گروه‌های مقاومت و حشدالشعبی فراهم شود.  او نتیجه می‌گیرد: اگر این پیشنهاد میانجیگرانه ازسوی ایران رد شده باشد، «کار دولت عراق» برای مذاکره با گروه‌های مقاومت، ادغام آنها در ارتش یا خلع سلاح‌شان، آن‌طور که در سال‌های اخیر دنبال می‌کرده، با مشکل یا دست‌کم با تاخیر مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که می‌تواند عراق را در میانه تنش‌های منطقه‌ای، بیش از پیش در معرض خطر تبدیل شدن به میدان تازه رویارویی قرار دهد.

حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش دیگری درباره تشدید بحران در باب‌المندب همزمان با تنش در تنگه هرمز، تاکید کرد: باب‌المندب عملا «مکمل تنگه هرمز» است. بخش زیادی از نفت و گازی که از خلیج‌فارس عبور می‌کند و مقصد آن اروپا است، از باب‌المندب می‌گذرد و همین‌طور بخشی از نفتی که در دریای سرخ بارگیری می‌شود و به سمت شرق آسیا می‌رود نیز از همین گذرگاه عبور می‌کند؛ به این معنا که این دو تنگه در یک پهنه جغرافیایی، دو گلوگاه حیاتی برای جریان انرژی و تجارت جهانی به شمار می‌آیند.  ربیعی در ادامه آورد: اگر تنش‌ها تشدید شود و به باب‌المندب کشیده شود و حوثی‌ها بتوانند این تنگه را نیز مانند هرمز در تنگنا قرار دهند و عبور و مرور را مختل کنند، سطح بحران «به‌شدت» بالا خواهد رفت، چون کشورهای زیادی از نظر اقتصادی و تجاری به این دو گلوگاه وابسته‌اند و اختلال در حیات اقتصادی و تجاری‌شان به‌ طور طبیعی با واکنش مواجه خواهد شد. او اضافه کرد: در صورتی که عبور و مرور در باب‌المندب مختل یا جدی‌تر دچار مشکل شود، هم کشورهای شرق آسیا و هم کشورهای اروپایی، در صورت قرار گرفتن در «تنگنای انرژی»، ناچار خواهند بود واکنش نشان دهند، وارد معرکه شوند و به عنوان بخشی از این درگیری‌ها، عکس‌العمل مشخصی داشته باشند. حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، درباره پرسشی مبنی بر واکنش گروه‌های مقاومت در عراق و لبنان و تاثیر آن بر محاسبات ترامپ و اسراییل، به تجربه جنگ ۴۰ روزه اخیر اشاره کرد و گفت: این جنگ نشان داد گروه‌های وفادار به ایران و نیروهای مقاومت در گوشه‌ و کنار منطقه فعال شدند و به نفع ایران یا در پشتیبانی از کشورمان دست به عملیات زدند؛ از‌جمله حزب‌الله در شمال اسراییل و نیروهای مقاومت عراق که علیه پایگاه‌های نظامی امریکا و حتی سفارت امریکا در بغداد اقدام کردند.  ‌به ‌گفته او، طبیعی است برمبنای همین تجربه انتظار داشته باشیم که اگر جنگ دیگری رخ دهد، همان روال ادامه پیدا کند. ربیعی اضافه کرد: پس از برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهید ایران در شهرهای نجف و کربلا و استقبال عظیمی که در این مراسم‌ها صورت گرفت، روح تازه‌ای در مقاومت دمیده شده و با آن تحریک و تهییجی که در این مناسک شکل گرفت، می‌توان انتظار داشت گروه‌های مقاومت فعالانه‌تر از گذشته، در صورت نیاز، وارد میدان شوند. او بر این اساس نتیجه گرفت که ترامپ، اسراییل و تمام جریان‌های مخالف ایران، این واقعیت را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند و احتمالا بخشی از احتیاطی که نسبت به ورود اسراییل به جنگ تمام‌عیار با ایران دارند، ناشی از همین نگرانی است؛ یعنی نگرانی از اینکه با فعال شدن دوباره محور مقاومت، مشکلات و هزینه‌های بیشتری نسبت به قبل برای این دو قدرت ایجاد شود. حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره مجوز امریکا برای برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان و پیوند آن با پیمان ابراهیم و تاثیرش بر معادلات پیچیده منطقه تاکید کرد: موضوع برنامه هسته‌ای ریاض، هرچند در این مقطع زمانی علنی شده، به ‌احتمال زیاد محصول «رایزنی‌های پشت پرده‌ای» است که سال‌ها جریان داشته است. او یادآور شد: از دور نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، بارها ادعا شده بود که عربستان به زودی به پیمان ابراهیم خواهد پیوست و ممکن است بخشی از آنچه امروز رخ داده، حاصل همان رایزنی‌هایی باشد که در آن سال‌ها عربستان دنبال می‌کرده است. ربیعی اضافه کرد: در خلال دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، علاوه بر پرونده هسته‌ای، یک موضوع «حساس» دیگر نیز در روابط ایران، عربستان و امریکا اتفاق افتاده و آن فروش جنگنده‌های اف۳۵ به عربستان است. به‌گفته او، این مجموعه نشان می‌دهد امریکا نسبت به مناسبات عربستان و اسراییل «خاطر جمعی» پیدا کرده و درنتیجه پذیرفته چنین امتیازهای نظامی و هسته‌ای را دراختیار ریاض بگذارد؛ سیگنالی که از نظر ربیعی، برای ایران و همچنین برای چین و روسیه بسیار قدرتمند است و نشان می‌دهد مناسبات عربستان و ایالات‌متحده وارد فازی جدید شده که «بسیار مستحکم‌تر از قبل» است و در سطح یک رابطه راهبردی تعریف می‌شود. او در جمع‌بندی این محور گفت: برخلاف برخی برآوردها و ادعاهایی که معتقدند امریکا در حال ترک خاورمیانه و عزیمت به سمت شرق آسیا و دریای جنوبی چین است، این توافق‌ها و مناسبات جدید میان عربستان و واشنگتن و امضای توافقنامه‌های مهم و حساس، نشان می‌دهد ایالات‌متحده در آینده نزدیک همچنان در منطقه خواهد ماند و حضور نظامی و سیاسی خود را در خلیج‌فارس و خاورمیانه ادامه خواهد داد؛ پیامی که هم برای تهران و هم برای پکن و مسکو، در محاسبات راهبردی‌شان قابل‌اعتنا خواهد بود.  حسین ربیعی، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره احتمال ورود زمینی امریکا به جزایر جنوبی ایران، به‌ویژه در خلیج‌فارس نیز خاطرنشان کرد که اگر به عملیات نظامی 12-10 روز اخیر نگاه کنیم - عملیاتی که هم به توانمندی‌های نظامی ایران در خط ساحلی جنوب ضربه زده و هم تا حدی مسیرهای ارتباطی را مختل کرده- این فرضیه به ذهن می‌رسد که امریکا «چنین قصد و نیتی» را در سر دارد و می‌کوشد با تضعیف توان پشتیبانی نیروهای نظامی مستقر در مرکز ایران به سمت سواحل جنوبی، سناریوی تصرف بخش‌هایی از خاک ایران را عملیاتی کند. با این حال، ربیعی تاکید کرد: تجربه همین 10 روز نشان داده ایران، با وجود ضرباتی که در جنگ ۴۰روزه و روزهای اخیر متحمل شده، بخش زیادی از توانمندی‌های نظامی خود را حفظ کرده است. او اضافه می‌کند: تجربه تاریخی رویارویی ایرانیان با مهاجمان بیگانه، حتی در دوره معاصر، احتمالا امریکا را محتاط‌تر خواهد کرد؛ اگر، به تعبیر او، اهل محاسبه باشند و تاریخ را خوانده باشند، بعید است به‌سادگی به چنین سناریویی روی بیاورند.  به باور این کارشناس مسائل خاورمیانه ظواهر امر و تاکتیک‌های نظامی اخیر، این فرضیه را که واشنگتن به فکر عملیات زمینی و تصرف نقطه‌ای در جنوب ایران باشد، تقویت می‌کند، اما برآورد او این است که این فرضیه «به ‌احتمال زیاد عملیاتی نخواهد شد.»  از نظر او، ترکیب حفظ بخش عمده توان دفاعی ایران، هزینه‌های سیاسی و نظامی اشغال خاک ایران و خاطره تاریخی مقاومت ایرانیان در برابر اشغال، مجموعه‌ای از عوامل بازدارنده‌ای است که این سناریو را در حد یک تهدید و فشار روانی نگه می‌دارد، نه یک گزینه نزدیک به اجرا. این کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره اهرم‌های ایران در صورت آغاز جنگ تمام‌عیار، با یادآوری دو جنگ اخیر سال ۱۴۰۴ -جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه- تاکید کرد: این تجربه‌ها نشان داد که ایران «دستش خالی نیست» و توانمندی‌های قابل‌توجهی در بعد نظامی دارد.  به ‌گفته او، ذخایر موشکی و ظرفیت موشکی و پهپادی ایران همچنان قابل اعتناست و برخلاف ادعاهایی که امریکا و اسراییل درباره نابودی توان نظامی و ارتش ایران مطرح می‌کردند، عملیات روزهای اخیر نیز نشان داده ایران دست‌کم بخشی از توان نظامی خود را حفظ کرده و قادر است پاسخ لازم را به عملیات نظامی امریکا بدهد.  ربیعی اضافه کرد: علاوه بر توان مستقیم ایران، «محور مقاومت» همچنان در دسترس تهران است؛ هرچند بخشی از توان این محور، از‌جمله در حزب‌الله لبنان و در غزه، کاهش یافته یا ازبین رفته است، اما ایران «دست خالی» نشده و هنوز می‌تواند از این شبکه برای فشار بر رقبای خود استفاده کند. او به‌ طور خاص به یمن اشاره می‌کند و تاکید دارد: این کشور نیز یک اهرم مهم دراختیار ایران است و تهران می‌تواند از طریق انصارالله مشکلاتی در دریای سرخ و باب‌المندب ایجاد کند؛ در کنار آن، تنگه هرمز نیز همچنان می‌تواند به عنوان یک اهرم بازدارنده دراختیار ایران باقی بماند. ربیعی معتقد است: با وجود همه تنگناهایی که از فردای جنگ‌های امریکا و اسراییل علیه ایران ایجاد شده، تهران توان اثرگذاری خود را حفظ کرده و اگر جنگ تمام‌عیار آغاز شود، ایران از پیش بازنده نیست و می‌تواند مانند گذشته ضربات کارآمدی در جبهه‌های مختلف وارد کند. از نگاه او، همین مجموعه اهرم‌هاست که باعث می‌شود محاسبه هزینه و فایده هرگونه جنگ گسترده علیه ایران برای واشنگتن و متحدانش پیچیده و پرریسک باشد.  این کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره احتمال سفر نخست‌وزیر اسراییل به امریکا نیز گفت: این سفر در «مقطع زمانی کنونی» حساسیت‌های خاص خود را دارد. او یادآور شد که روابط شخصی و سیاسی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو همواره گرم و مثبت بوده، اما در هفته‌های اخیر ادعاهایی مطرح شده بود مبنی بر سرد شدن این روابط یا حتی کشیده شدن روابط دو رهبر به تنش تا جایی‌که معاون رییس‌جمهور امریکا هم سخنانی مطرح کرده درباره اینکه «برخی در اسراییل پول خرج می‌کنند» تا جنگ میان ایران و امریکا تداوم پیدا کند. ربیعی در چنین فضایی، سفر نتانیاهو به واشنگتن را نشانه‌ای از ادامه‌دار بودن مناسبات او با ترامپ می‌داند و می‌گوید: ممکن است نخست‌وزیر اسراییل از فرصت این سفر برای دریافت نوعی «مجوز سیاسی» جهت ورود فعال‌تر به جنگ استفاده کند. او توضیح داد: بسته به اینکه نتانیاهو چه نوع اطلاعاتی را با خود به امریکا ببرد و تا چه اندازه بتواند روی ذهنیت ترامپ اثر بگذارد، این سفر می‌تواند به تشدید تنش‌ها و گسترش جنگ میان امریکا و ایران منجر شود و راه را برای ورود اسراییل به درگیری، به‌سبک جنگ ۴۰روزه اخیر، هموار کند. ‌در پایان، ربیعی تاکید کرد: سفر نتانیاهو به امریکا «به‌طور کلی خبر خوبی برای ایران نخواهد بود» و احتمالا به تشدید اوضاع و افزایش سطح تنش میان تهران و واشنگتن دامن خواهد زد؛ به ‌ویژه اگر این دیدار به هماهنگی بیشتر میان دو‌طرف برای مدیریت جنگ یا بازتعریف نقش اسراییل در رویارویی با ایران منجر شود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها