کد خبر: 783505
|
۱۴۰۵/۰۴/۳۱ ۰۸:۵۵:۳۵
| |

روزنامه اعتماد به نقل از منابع آگاه: در سفر وزیر کشور به پاکستان اعلام شده ایران بدون داشتن تضامین عینی برای اجرای مفاد تفاهم و عدم تجاوز حاضر به بازگشت به تفاهم ترک تخاصم با امریکا نیست

منابع آگاه در وزارت خارجه ایران در گفت‌وگو با «اعتماد» اعلام می‌کنند در جریان سفر اسکندر مومنی به پاکستان که برای دیدار با نخست‌وزیر، فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان اعلام شده، ایران بدون داشتن تضامین عینی برای اجرای مفاد تفاهم و عدم تجاوز به هیچ عنوان حاضر به بازگشت به تفاهم ترک تخاصم با امریکا نیست.

روزنامه اعتماد به نقل از منابع آگاه: در سفر وزیر کشور به پاکستان اعلام شده ایران بدون داشتن تضامین عینی برای اجرای مفاد تفاهم و عدم تجاوز حاضر به بازگشت به تفاهم ترک تخاصم با امریکا نیست
کد خبر: 783505
|
۱۴۰۵/۰۴/۳۱ ۰۸:۵۵:۳۵

در شرایطی که بر اساس اعلام منابع داخلی در ۲۴ ساعت گذشته ۴ پایگاه در بحرین، ۵ پایگاه در کویت و ۲ پایگاه در اردن هدف حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح کشورمان قرار گرفتند، مجموعه‌ای از نشانه‌ها از تلاش امریکا و برخی شرکای منطقه‌ای برای بازگشت به میز مذاکره حکایت دارد. این تلاش‌ها در حالی است که امریکا پیش از این‌بارها در بطن مذاکرات رفتارهای خصمانه‌ای از خود نشان داده که گفت‌وگوها را با بن‌بست مواجه کرده است. 

به گزارش اعتماد، مذاکراتی که اگرچه شاید در ظاهر بتواند از گسترش بحران جلوگیری کند، اما از نگاه تهران تنها در صورتی معنا خواهد داشت که با تضمین‌های عملی، قابل راستی‌آزمایی و پایدار همراه باشد. مسوولان ایرانی معتقدند در شرایطی که تجربه بدعهدی‌‌های گذشته امریکا همچنان در حافظه سیاسی مردم ایران زنده است، هرگونه بازگشت به میز مذاکره بدون تضمین واقعی، از منظر تصمیم‌گیران ایرانی نه یک راه‌حل، بلکه تکرار یک چرخه پرهزینه خواهد بود. به همین دلیل است که منابع آگاه در وزارت خارجه ایران در گفت‌وگو با «اعتماد» اعلام می‌کنند در جریان سفر اسکندر مومنی به پاکستان که برای دیدار با نخست‌وزیر، فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان اعلام شده، ایران بدون داشتن تضامین عینی برای اجرای مفاد تفاهم و عدم تجاوز به هیچ عنوان حاضر به بازگشت به تفاهم ترک تخاصم با امریکا نیست. در عین حال صحبت‌های دیروز رییس‌جمهور هم بازخوردهای قابل‌توجهی پیدا کرد. رییس‌جمهور با گرامیداشت نقش هدایت‌گر  رهبر شهید در تعیین مسیر راهبردی کشور، به ویژه در خصوص پایان وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، گفت: اگرچه صدا و سیما تنها بخشی از سخنان ایشان درباره عدم مذاکره را پخش می‌کنند، اما در جلسات خصوصی با معظم‌له، ایشان بر ضرورت خاتمه دادن به این وضعیت تأکید داشتند. برای همین، با تکیه بر عزت، مصلحت، حکمت و سربلندی کشور، مذاکرات را آغاز کردیم و دستگاه دیپلماسی ما هرگز از حقوق ملت ایران کوتاه نخواهد آمد.

سفر وزیر کشور ایران به پاکستان 

در میانه یازدهمین روز نبرد سوم ایران و امریکا، صف‌کشی نیروها نشان می‌دهد که صحنه منطقه صرفا میدان تقابل نیست و در پسِ لفاظی‌‌های تند و تحرکات نظامی، تلاشی جدی برای مهار بحران و بازگشت به نوعی تفاهم در جریان است. از بغداد و دوحه تا قاهره، دوبی، ریاض و آنکارا واسطه‌ها در تلاشند تا راهی برای آتش‌بس دوباره و بازگشت طرفین به میز گفت‌وگوها باز کنند. اظهارات مقام‌های ایرانی، تحرکات دیپلماتیک پاکستان، مواضع برخی بازیگران منطقه‌ای و حتی ارزیابی‌های منتشرشده از نهادهای اطلاعاتی امریکا، همگی بر این نکته دلالت دارند که ادامه مسیر تقابل برای هیچ‌ یک از طرف‌ها کم‌ هزینه نیست و بازگشت به چارچوبی از گفت‌وگو، هرچند دشوار، به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.

در این میان، سفر و دیدارهای مقام‌‌های ایرانی در اسلام‌آباد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. گزارش‌ها از دیدار روز گذشته وزیر کشور ایران با نخست‌وزیر پاکستان، فرمانده ارتش این کشور و وزیر کشور پاکستان، حامل این پیام است که اسلام‌آباد تلاش دارد در فضای پرالتهاب فعلی، نقشی میانجی‌گرانه یا تسهیل‌گر برای ازسرگیری مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن ایفا کند. وقتی مقام‌‌های پاکستانی از تلاش مشترک با ایران برای صلح منطقه سخن می‌گویند و این سفر را «خبر خوش برای منطقه» توصیف می‌کنند، می‌توان این موضع‌گیری را صرفا یک تعارف دیپلماتیک ندانست. پاکستان به ‌خوبی می‌داند که هرگونه تشدید درگیری میان ایران و امریکا، نه‌تنها ثبات مرزهای شرقی ایران، بلکه امنیت کل جنوب آسیا و مسیرهای انرژی و تجارت منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. از سوی دیگر، اظهارات رییس‌جمهور ایران درباره ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیز واجد اهمیت تحلیلی است. این موضع نشان می‌دهد که در تهران، اصل مذاکره به عنوان یک ابزار سیاسی مردود نیست، بلکه محل نزاع اصلی بر سر کیفیت، نتیجه و ضمانت اجرای آن است. تاکید بر اینکه مذاکرات با تکیه بر «عزت، مصلحت، حکمت و سربلندی کشور» آغاز شده، در واقع تلاشی برای ترسیم این چارچوب است که گفت‌وگو تنها هنگامی قابل دفاع است که به حفظ منافع ملی و تثبیت حقوق ایران بینجامد، نه آنکه به یک وقفه موقت در بحران تبدیل شود و پس از آن، همان الگوی فشار، تهدید و تخلف دوباره تکرار شود.

دست بالای ایران در مذاکرات و میدان

همزمان، فضای میدانی همه طرف‌ها را با واقعیت‌های سخت‌‌تری روبه‌رو کرده است. گزارش‌های مربوط به حملات امریکا به برخی نقاط در ایران، حملات متقابل به پایگاه‌های امریکا در منطقه، خبرهایی درباره تلفات نظامی امریکا و همچنین ارزیابی‌های اطلاعاتی منتشرشده در رسانه‌های غربی، همگی یک پیام مشترک دارند: ابزار نظامی، برخلاف تصور برخی محافل تندرو در ایالات متحده، قادر نیست اراده سیاسی ایران را به‌ سادگی تغییر دهد. وقتی واشنگتن‌‌پست به نقل از مقامات اطلاعاتی گزارش می‌دهد که حملات جدید بعید است تغییری در موضع تهران ایجاد کند، این ارزیابی در واقع اعترافی غیرمستقیم به محدودیت گزینه نظامی است. چنین برداشتی نه‌‌تنها برای امریکا، بلکه برای شرکای منطقه‌ای آن نیز دارای پیامد است؛ زیرا آنها بیش از هر کس دیگر، هزینه‌های مستقیم بی‌ثباتی را در مجاورت جغرافیایی خود تحمل می‌کنند.

در این چارچوب، می‌توان فهمید که چرا امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش ممکن است بیش از گذشته به بازگشت به یک تفاهم تمایل نشان دهند. نخستین دلیل، شکست نسبی راهبرد فشار صرف است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که تحریم، تهدید و حمله محدود، اگرچه می‌تواند هزینه‌هایی تحمیل کند، اما الزاما به تغییر محاسبات کلان ایران منجر نمی‌شود. دومین دلیل، نگرانی از گسترش دامنه درگیری است. هرچه تنش طولانی‌تر شود، احتمال درگیر شدن آبراه‌های حیاتی، زیرساخت‌های انرژی، پایگاه‌های نظامی و حتی بازیگران ثالث بیشتر خواهد شد. سومین عامل، شکاف‌های داخلی در امریکا و غرب است. گزارش‌هایی مانند تلاش دموکرات‌ها برای توقف حملات علیه ایران، نشان می‌دهد که در داخل ساختار سیاسی امریکا نیز بر سر ادامه این مسیر اجماع کامل وجود ندارد. دیروز نشریه پولیتیکو از تلاش دموکرات‌های کنگره امریکا برای توقف حملات ایالات متحده علیه ایران با استفاده از ابزارهایی همچون توقف تصویب لایحه دفاعی و بودجه نظامی مدنظر دولت دونالد ترامپ خبر داد. پولیتیکو، بزرگ‌ترین تقابل دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان از زمان از سرگیری دوباره حملات علیه ایران را روز چهارشنبه (امروز) دانست؛ زمانی که انتظار می‌رود قانونگذاران مجلس نمایندگان در مورد لایحه سالانه سیاست دفاعی رای دهند.

راه دشوار دستیابی به تفاهم دوباره

اما اگر طرف مقابل واقعا به دنبال بازگشت به تفاهم است، پرسش اصلی از نگاه ایران این می‌تواند باشد که تفاهم بر چه مبنایی و با چه تضمینی؟ تهران تجربه‌ای پرهزینه از توافقاتی دارد که یا ناقص اجرا شدند، یا تحت تاثیر تغییر دولت‌ها در امریکا بی‌‌اعتبار شدند، یا در عمل نتوانستند منافع اقتصادی و امنیتی وعده‌داده‌شده را تامین کنند. به همین دلیل، در شرایط فعلی صرف اعلام آمادگی برای مذاکره یا ارسال پیام‌های سیاسی کافی نیست. ایران به‌دنبال تضمین‌هایی است که نه روی کاغذ، بلکه در میدان عمل قابل مشاهده و قابل سنجش باشند. اسماعیل گرامی مقدم در خصوص این تضامین عملی به «اعتماد» می‌گوید: « این تضمین‌های عملی می‌تواند چند بعد مشخص داشته باشد. نخست، توقف واقعی اقدامات خصمانه و پایان دادن به سیاست «مذاکره زیر فشار» است. نمی‌توان همزمان از گفت‌وگو سخن گفت و در میدان، حمله، تهدید یا اخلال در امنیت ملی طرف مقابل را دنبال کرد.» او ادامه می‌دهد: «دوم، تضمین اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قرار است تفاهمی شکل بگیرد، باید آثار ملموس آن در حوزه صادرات نفت، تبادلات بانکی، تجارت خارجی و دسترسی ایران به منابع مالی خود آشکار باشد. » گرامی‌مقدم در بیان سومین تضمین ضروری می‌گوید: « تضمین حقوقی و سیاسی است؛ یعنی سازوکاری طراحی شود که توافق احتمالی صرفا به اراده مقطعی یک دولت در واشنگتن وابسته نباشد و با تغییرات سیاسی داخلی امریکا فرو نریزد. چهارمین مورد هم، تضمین منطقه‌ای است؛ به این معنا که شرکای منطقه‌ای امریکا نیز متعهد شوند از اقدامات تخریبی علیه هرگونه روند تفاهم‌آمیز پرهیز کنند.»

اهمیت این تضمین‌ها از آن‌جا بیشتر می‌شود که طرف مقابل نیز اکنون به‌خوبی می‌داند ایران در موقعیتی نیست که صرفا با وعده‌های لفظی وارد فرآیند تازه‌ای شود. ادبیات مقام‌های ایرانی، از تاکید بر حقوق ملت گرفته تا اشاره به تخلف طرف مقابل در روند مذاکرات، همه حاکی از آن است که تهران تلاش دارد از تجربه‌های پیشین، یک الگوی بازدارنده سیاسی بسازد: اگر قرار است توافقی در کار باشد، باید هزینه نقض آن برای طرف مقابل بالا برود و منافع اجرای آن برای ایران قابل لمس باشد. اما باید دید بازیگران منطقه‌ای چگونه می‌توانند به محکم‌تر شدن تعهدات امریکا مساعدت کنند؟

گرامی‌مقدم در خصوص این نقش بازیگران بین‌المللی به «اعتماد» می‌گوید: «نقش بازیگران منطقه‌ای در این معادله تعیین‌کننده است. کشورهایی مانند پاکستان، قطر و برخی دیگر از دولت‌های منطقه، به‌دلیل قرار گرفتن در مسیرهای حساس امنیتی و اقتصادی، بیش از گذشته از مهار بحران استقبال می‌کنند. برای این کشورها، تشدید رویارویی ایران و امریکا تنها یک مساله دوجانبه نیست، بلکه تهدیدی برای ثبات مرزها، بازار انرژی، تجارت دریایی و حتی توازن سیاسی داخلی آنهاست. از همین رو، هرگونه تحرک دیپلماتیک از سوی این بازیگران را باید بخشی از یک تلاش وسیع‌تر برای بازگرداندن بحران به سطح قابل‌کنترل‌‌دانست.»‌اما بدون تردید این مسیر چالش‌ها و سنگلاخ‌ها‌یی هم دارد‌.‌ گرامی‌مقدم درباره این چالش‌ها می‌گوید: « نخستین مانع، شکاف عمیق بی‌اعتمادی است. در تهران این باور به‌صورت جدی وجود دارد که امریکا در بزنگاه‌های حساس، بارها نشان داده به تعهدات خود پایبند نمی‌ماند یا آنها را مشروط و تفسیرپذیر اجرا می‌کند. دومین مانع، فشار جریان‌های تندرو در دو سوی منازعه است؛ جریان‌هایی که یا از اساس با هرگونه مذاکره مخالف‌اند یا آن را فقط به عنوان ابزاری برای تحمیل بیشتر می‌خواهند. سومین مانع، پیچیده‌تر شدن میدان بحران است؛ زیرا اکنون موضوع فقط یک پرونده هسته‌ای یا یک اختلاف دوجانبه نیست، بلکه مجموعه‌ای از مسائل امنیتی، دریایی، منطقه‌ای و حیثیتی در هم تنیده شده‌اند.» پس چه باید کرد؟ گرامی‌مقدم در پاسخ به این پرسش می‌گوید: « هر تفاهم احتمالی باید فراتر از یک آتش‌بس موقت یا یک فرمول مبهم سیاسی باشد. اگر امریکا و شرکای منطقه‌ای‌اش واقعا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که راه‌حل نظامی کارآمد نیست و بازگشت به تفاهم ضروری است، باید این تغییر رویکرد را در رفتار خود نشان دهند. تهران نیز به‌احتمال زیاد در برابر نشانه‌های معتبر و اقدامات عینی، آمادگی بررسی مسیرهای دیپلماتیک را خواهد داشت؛ اما این آمادگی، مشروط به آن است که طرف مقابل بداند دوران توافق‌های کم‌اثر، مبهم و فاقد پشتوانه گذشته است.»

قدرتمندی ایران در عرصه میدانی و جغرافیای اثرگذار به همراه اتحاد و انسجام داخلی شرایطی را ایجاد کرده که دشمنان چاره‌ای جز درخواست برای مذاکره و آتش‌بس نخواهند داشت. امریکا و برخی شرکای منطقه‌ای‌اش، پس از آزمودن دوباره فشار و مشاهده محدودیت‌‌های آن، به این نتیجه نزدیک شده‌اند که بدون یک تفاهم با ایران، مدیریت بحران دشوار خواهد بود. اما از نگاه ایران، تفاهم زمانی معنا پیدا می‌کند که به امنیت، منافع اقتصادی و حقوق راهبردی کشور گره بخورد و با تضمین‌های عملی همراه باشد. به بیان دیگر، آنچه امروز روی میز قرار دارد، صرفا انتخاب میان جنگ و مذاکره نیست، بلکه انتخاب میان یک توافق ناپایدار و یک چارچوب قابل اتکا است. ایران در این میان پیام خود را روشن‌تر از همیشه بیان کرده است: بازگشت به تفاهم ممکن است، اما تنها اگر طرف مقابل برای اثبات حسن نیت خود، از مرحله حرف عبور کند و وارد میدان اقدام شود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها