کد خبر: 781946
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۱ ۰۷:۴۰:۱۷
| |

سفیر پیشین ایران در پاریس پاسخ داد؛

تمرکز آمریکا بر رقابت با چین / آمریکا به جنگ با ایران پایان می‌دهد؟

ابوالقاسم دلفی گفت: آمریکا در سطح راهبردی به دنبال پایان دادن آبرومندانه به بحران و تمرکز بر رقابت با چین است؛ هرچند این به معنای خروج کامل از منطقه یا واگذاری آن به ایران نیست، بلکه واشنگتن همچنان خواهد کوشید توازن قوا را حفظ و سیاست‌های خود را برای افکار عمومی داخلی و بین‌المللی توجیه کند.

تمرکز آمریکا بر رقابت با چین / آمریکا به جنگ با ایران پایان می‌دهد؟
کد خبر: 781946
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۱ ۰۷:۴۰:۱۷

حدیث روشنی-همزمان با ورود سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان به مسقط برای گفت‌وگو با مقام‌های عمانی درباره سازوکار اجرای ماده پنجم یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و مدیریت تنگه هرمز، تحرکات دیپلماتیک پیرامون پرونده ایران و امریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است. این سفر در حالی انجام می‌شود که تنها چند روز از تبادل حملات میان ایران و امریکا و حملات واشنگتن به اهدافی در جنوب ایران می‌گذرد و همزمان گزارش‌هایی از احتمال برگزاری نشست فنی تهران و واشنگتن در پاکستان، فعال‌تر شدن نقش میانجی‌هایی چون عمان، قطر و پاکستان و افزایش رایزنی‌های منطقه‌ای منتشر شده است.

به گزارش اعتماد، در سوی دیگر، دونالد ترامپ بار دیگر با ادبیاتی تهدیدآمیز از گزینه نظامی سخن گفته و همزمان تهران نیز ضمن رد ادعای درخواست مذاکره، اجرای هرگونه تعهد را منوط به پایبندی واشنگتن به مفاد یادداشت تفاهم و اصل «تعهد در برابر تعهد» دانسته است. در همین حال گزارش‌هایی از تلاش کشورهای عربی برای مهار اسراییل و جلوگیری از گسترش دوباره درگیری‌ها منتشر شده است. در چنین فضایی برخی ناظران مدعی‌اند سفر عراقچی به عمان در مقطع کنونی صرفا یک دیدار دوجانبه نیست؛ بلکه تلاشی برای تثبیت مسیر دیپلماسی در شرایطی است که تنگه هرمز به مهم‌ترین گره امنیتی و سیاسی پس از جنگ تبدیل شده و سرنوشت مذاکرات تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به مدیریت این آبراه راهبردی گره خورده است. به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی متغیرهای تعیین‌کننده در سرنوشت یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن با ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در پاریس گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

ابوالقاسم دلفی سفیر پیشین ایران در پاریس در پاسخ به چرایی ازسرگیری تنش‌ها میان تهران و واشنگتن طی روزهای اخیر در میانه اخبار ادعایی رسانه‌ها درباره تعیین زمان جدیدی برای برگزاری مذاکرات گفت: واقعیت این است که مبنای آنچه اکنون باید در روابط میان ایران و امریکا مورد توجه قرار گیرد، یادداشت تفاهم امضا شده توسط طرفین است. البته که اجرایی شدن آن به هیچ‌وجه ساده نیست، زیرا از همان بند نخست با چالش‌هایی مواجه است. به عنوان نمونه، اجرای برخی مفاد آن با مخالفت اسراییل روبه‌رو خواهد شد؛ موضوعی که تاکنون نیز شاهد آن بوده‌ایم. اسراییلی‌ها، علی‌رغم همه فشارهای آشکار و پنهانی که امریکایی‌ها وارد می‌کنند، حاضر به پذیرش برخی مفاد نیستند و در عین حال، ابزاری در اختیار دارند که هر زمان بخواهند می‌توانند روابط ایران و امریکا را با اقدام علیه لبنان و حزب‌الله دچار تنش کنند. از بند نخست تا بند چهاردهم، هر یک از مفاد این یادداشت، مسائل و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. به گفته دلفی پشت این یادداشت تفاهم، چهار دهه خصومت، چهار دهه درگیری، چهار دهه روابط پرتنش و مجموعه‌ای از مسائل انباشته‌شده قرار دارد. دلفی در ادامه به «اعتماد» گفت: فراموش نکنیم در جریان مراسم تشییع و بزرگداشت رهبری شهید، طی یک هفته گذشته تحولات قابل‌توجهی رخ داد. افکار عمومی جهان مشاهده کرد که علاوه بر ایران، در عراق نیز استقبال گسترده‌ای از این مراسم صورت گرفت و شمار زیادی از مردم و مقامات عراقی در این مراسم حضور یافته و از آن حمایت کردند. به نظر می‌رسد این سطح از همراهی و حمایت، برای بسیاری از ناظران بین‌المللی پیش‌بینی‌نشده بود و انتظار نداشتند چنین میزان از پشتیبانی، هم در ایران و هم در عراق، نسبت به این رویداد شکل بگیرد. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: در کنار این تحولات، در جریان مراسم تشییع و تجمع‌های مرتبط با آن، شاهد پررنگ شدن شعارهایی بودیم که دست‌کم در شرایط فعلی، در سطح بین‌المللی قابل پذیرش نبود. از جمله این شعارها، مطالباتی درباره انتقام، تهدید ترامپ و طرح موضوعاتی از قبیل ترور یا اقدام علیه وی بود. این شعارها به‌صورت گسترده در رسانه‌های جهان بازتاب یافت و این خطر را ایجاد کرد که فضای سیاسی موجود از مسیر اصلی خود خارج شده و به سمتی سوق پیدا کند که منافع ملی کشور تحت‌الشعاع قرار گیرد. در نتیجه، خود مراسم نیز تا حدی تحت تأثیر این فضاسازی قرار گرفت و منجر به وقوع درگیری‌هایی در جنوب کشور شد.

دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره چالش‌های ایران و امریکا پیرامون تنگه هرمز و مواضع اخیر عمان در قبال مدیریت این آبراه گفت: بر اساس مفاد این سند، مدیریت تنگه دست‌کم در دوره ۶۰ روزه پیش‌بینی‌شده به ایران و عمان واگذار شده تا بهانه‌ای برای برهم زدن روند توافق در اختیار امریکا و دیگران قرار نگیرد. البته باید توجه داشت که عمان، برخلاف ایران، کنوانسیون حقوق دریاها را امضا کرده و متعهد به اجرای مقررات بین‌المللی است؛ از این رو ایجاد مسیرهای جایگزین برای تردد کشتی‌ها تصمیمی مستقل از سوی مسقط نیست، بلکه ناشی از تعهدات بین‌المللی این کشور است که بر باز بودن تنگه برای همه تأکید دارد. به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند بهانه لازم را برای اقدام یا سوءاستفاده برخی کشورها علیه ایران فراهم کند؛ بنابراین هماهنگی کامل با عمان ضروری است، هرچند ایران همانند امریکا عضو کنوانسیون حقوق دریاها نیست و تعهدی در این زمینه ندارد. دلفی در ادامه و با اشاره به سفر آقای عراقچی به مسقط یادآور شد: به همین دلیل، ادامه مذاکرات با عمان و سفر وزیر امور خارجه کشورمان به عمان در این مقطع، اقدامی به‌موقع و ضروری بود؛ زیرا تنگه هرمز پس از دو جنگ اخیر همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی ایران محسوب می‌شود و باید به گونه‌ای مدیریت شود که ضمن حفظ جایگاه ژئوپلیتیکی خود، عبور و مرور کشتی‌ها، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی با اختلال مواجه نشود. این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه با اشاره به تلاش برخی بازیگران برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تصریح کرد: اسراییل از جمله کشورهایی است که با پیشنهاد احداث خطوط لوله به سمت ایلات و مدیترانه، به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خلیج فارس است. از این رو، نباید اجازه داد این طرح‌ها جایگاه راهبردی تنگه هرمز را تضعیف کند و حفظ این موقعیت، نیازمند مدیریت دقیق و هوشمندانه ایران است.

دلفی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با اهمیت حضور هیات قطری بلافاصله پس‌از آغاز درگیری‌ها در ایران و نتایج دیدار آنها با مقامات کشورمان گفت: توجه داشته باشیم که اگر میانجی‌ها حضور نداشتند، اساسا امکان شکل‌گیری مذاکرات مستقیم با امریکا وجود نداشت. بنابراین، هر یک از میانجی‌ها نقش و جایگاه خاص خود را دارند. قطری‌ها ظرفیت‌های ویژه خود را در این زمینه در اختیار دارند و همان‌گونه که در اخبار نیز اعلام شد، با هماهنگی امریکا وارد این روند شدند. در کنار قطر، پاکستان نیز همچنان در حال تلاش است و در ادامه، ترکیه، مصر و عربستان سعودی نیز به این روند پیوسته‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که امریکا به خوبی می‌داند اگر بحرانی که اکنون شکل گرفته تشدید شود و شرایط به سمت جنگ پیش برود، خود واشنگتن بیش از دیگران متضرر خواهد شد. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، یکی از دلایل اصلی تلاش امریکا برای خروج تدریجی از منطقه نیز همین مساله است؛ امریکا تمایلی به ماندن در این وضعیت ندارد. البته در این میان، اسراییل نیز همواره تلاش می‌کند از شرایط موجود برای پیشبرد اهداف خود بهره‌برداری کند. هر زمان که فرصت فراهم شود، آمادگی خود را برای تشدید درگیری‌ها اعلام می‌کند و اگر زمینه‌ای ایجاد شود، برای برهم زدن روند موجود اقدام خواهد کرد. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که امریکا از همه ابزارهای در اختیار خود استفاده می‌کند تا مذاکرات متوقف یا رها نشود و مسیر گفت‌وگوها حفظ شود. به همین دلیل نیز از ظرفیت کشورهای میانجی بهره می‌گیرد تا روند مذاکرات ادامه پیدا کند. با این حال، اگر همواره هدف اصلی خود، یعنی تأمین منافع ملی در چارچوب اجرای یادداشت تفاهم را مدنظر داشته باشیم، می‌توان برای همه این مواضع و تحولات، تحلیل و چارچوب مشخصی ارایه کرد. در چنین شرایطی، هماهنگی میان دیپلماسی و میدان اهمیت تعیین‌کننده‌ای پیدا می‌کند. زمانی که این دو در یک مسیر حرکت کنند و هر یک به‌صورت جداگانه عمل نکنند، امکان سوءاستفاده از شرایط به حداقل می‌رسد. خوشبختانه در شرایط کنونی، این هماهنگی میان دو مجموعه وجود دارد و هر دو در یک مسیر مشترک حرکت می‌کنند. استمرار این هماهنگی می‌تواند شرایط را به گونه‌ای مدیریت کند که بیشترین منفعت برای کشور حاصل شود. در کنار این هماهنگی است که میانجی‌ها نیز بی‌تردید به روند مذاکرات کمک خواهند کرد. البته این کمک به این دلیل امکان‌پذیر است که آنها پیش از ورود به این روند، هماهنگی و موافقت امریکا را جلب می‌کنند؛ زیرا بدون رضایت و هماهنگی واشنگتن، هیچ‌یک از این کشورها وارد چنین فرآیند حساسی نخواهند شد.

دلفی در ادامه و در خصوص ارزیابی‌اش از رویکرد اسراییل نسبت به تحولات اخیر با لحاظ کردن ادعاهایی در خصوص ازسرگیری حملاتش به کشورمان به «اعتماد» گفت: در پی انتشار مواضع انتقام‌جویانه در ایران، نتانیاهو هیاتی را به امریکا اعزام کرد و ادعای ترور رییس‌جمهور امریکا را مطرح ساخت و متعاقب آن، اظهارات تند دونالد ترامپ مطرح شد؛ اظهاراتی با این مضمون که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، امریکا با حملات گسترده موشکی واکنش نشان خواهد داد. این مواضع، عملا به تشدید فضای تنش علیه ایران منجر شد. لذا شاهد بودیم که در ادامه شرایط به گونه‌ای پیش رفت  که همزمان با ماجراجویی‌های تل‌آویو، ترامپ را از لحاظ روحی و روانی به سمت اتخاذ مواضع تندتر سوق داد. البته این مواضع باید پاسخ مناسب خود را دریافت کند، اما این پاسخ باید با متانت، تدبیر و در چارچوب منافع ملی داده شود. در عین حال، نباید هیچگاه یادداشت تفاهم و منافعی را که از رهگذر اجرای آن نصیب کشور خواهد شد، از نظر دور داشت. مذاکراتی که پس از دو جنگ و تحمل آن حجم از خسارت به این نقطه رسیده است، نباید با برخی اظهارنظرهای غیرضروری یا شعارهای نابهنگام، در مسیری قرار گیرد که نه افکار عمومی جهان آن را بپسندد و نه زمینه سوءاستفاده برای امریکا و شخص ترامپ فراهم شود. به گفته دلفی باید توجه داشت که ترامپ نیز در شرایط خاص داخلی قرار دارد و تنها چند ماه تا انتخابات کنگره امریکا باقی مانده است. انتخابات کنگره برای دولت امریکا اهمیت زیادی دارد؛ همان‌گونه که بازار نفت، وضعیت اقتصاد جهانی و سایر متغیرهای اقتصادی نیز برای ترامپ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین مجموعه این عوامل بر مواضع و رفتار او تأثیرگذار خواهد بود. این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: با این همه، مهم‌ترین مساله برای ایران آن است که این موضوعات را از روند مذاکرات تفکیک کند و مسائل را در چارچوب گفت‌وگوها به نتیجه برساند. شعارها و فضای تبلیغاتی جایگاه خود را دارند، اما مدیریت مذاکرات باید با متانت، صبر، حوصله و توجه مستمر به منافع ملی دنبال شود. به باور دلفی بنابراین اسراییلی‌ها قطعا تمایلی به اجرای این یادداشت تفاهم ندارند. به تعبیری، بسیاری از بازیگران منطقه نیز مایل نیستند این توافق به مرحله اجرا برسد. حتی برخی از کشورهایی که امروز از آن استقبال کرده‌اند، اگر منافع خود را در آن تأمین‌شده نبینند، لزوما در مسیر تقویت و تثبیت آن گام برنخواهند داشت. بنابراین باید شرایطی فراهم شود که این یادداشت تفاهم در بیشترین بازه زمانی ممکن فرصت اجرا و تثبیت پیدا کند و امکان کار روی آن فراهم باشد. البته طبیعی است که طرف مقابل نیز به دنبال منافع خود باشد. نباید تصور کنیم تنها ما انتظار کسب منفعت داریم. 

این دیپلمات اسبق کشورمان در پاریس در ادامه و درباره اجلاس ناتو و تلاش‌های ادعایی ترامپ برای ایجاد ائتلافی علیه ایران به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که ترامپ پس از حضور در اجلاس ناتو انتظار داشت اعضای این پیمان از مواضع امریکا علیه ایران حمایت کنند، اما نه در بیانیه پایانی اجلاس و نه در مواضع اعضا، نشانی از چنین همراهی دیده نشد. با وجود نقش محوری امریکا در ناتو و افزایش چشمگیر بودجه نظامی اعضا در سال‌های اخیر، واشنگتن نتوانست حمایت مورد انتظار خود را جلب کند. به گفته دلفی اگر امریکا قصد ایجاد ائتلافی علیه ایران را داشت، ناتو بهترین و در دسترس‌ترین بستر برای این کار بود، اما حتی در این چارچوب نیز موفق نشد. حساسیت موضوع ایران، تنگه هرمز و امنیت خلیج فارس باعث شده کشورهای اروپایی به این جمع‌بندی برسند که این بحران از مسیر جنگ حل نمی‌شود و تنها راه مدیریت آن، مذاکره است. از این رو، وقتی واشنگتن نتوانسته در ناتو اجماع ایجاد کند، شکل‌گیری ائتلافی گسترده‌تر در خارج از این پیمان نیز بعید به نظر می‌رسد. دلفی در ادامه با اشاره به رویکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در قبال مطالبات ترامپ مبنی بر ایجاد ائتلافی منطقه‌ای علیه ایران گفت: اگرچه این کشورها پایگاه‌های نظامی خود را در اختیار امریکا قرار داده‌اند و واشنگتن نیز در جنگ از ظرفیت آنها استفاده کرده است، اما دولت‌های منطقه به خوبی می‌دانند ناگزیر از همزیستی با ایران هستند و به همین دلیل، همراه کردن آنها در قالب یک ائتلاف پایدار علیه تهران کار آسانی نخواهد بود. این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین یادآور شد: از دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما، راهبرد کلان امریکا بر کاهش حضور مستقیم در خاورمیانه و تمرکز بر مهار چین استوار شده است. اگرچه خاورمیانه همچنان برای واشنگتن اهمیت دارد، اما اولویت راهبردی امریکا به شرق آسیا منتقل شده است. از سوی دیگر، امریکا طی دو سال گذشته بخش قابل‌توجهی از ذخایر تسلیحاتی خود را در منطقه مصرف کرده و ادامه جنگ، این کشور را ناچار خواهد کرد تجهیزات بیشتری را از مناطقی چون ژاپن، کره‌جنوبی و تایوان به خاورمیانه منتقل کند؛ اقدامی که با توجه به زمان‌بر بودن بازسازی ذخایر نظامی، برای واشنگتن هزینه‌بر خواهد بود. به گفته دلفی، مجموعه این عوامل نشان می‌دهد امریکا در سطح راهبردی به دنبال پایان دادن آبرومندانه به بحران و تمرکز بر رقابت با چین است؛ هرچند این به معنای خروج کامل از منطقه یا واگذاری آن به ایران نیست، بلکه واشنگتن همچنان خواهد کوشید توازن قوا را حفظ و سیاست‌های خود را برای افکار عمومی داخلی و بین‌المللی توجیه کند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها