کد خبر: 777961
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ۱۰:۱۵:۰۰
| |

احتمال برهم خوردن توافق ایران و آمریکا چقدر است؟

مرتضی مکی گفت: همچنان جریان‌هایی در امریکا و اسراییل وجود دارند که از هر فرصتی برای آسیب زدن به روند مذاکرات استفاده خواهند کرد. حتی برخی طرح‌ها و ابتکارها با هدف افزایش هماهنگی و همگرایی نظامی میان واشنگتن و تل‌آویو نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

احتمال برهم خوردن توافق ایران و آمریکا چقدر است؟
کد خبر: 777961
|
۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ۱۰:۱۵:۰۰

درحالی که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا شنبه شب از برنامه‌ریزی برای امضای توافق میان ایران و امریکا و آغاز مرحله‌ای تازه در روابط دوطرف خبر داده و مدعی شده که این توافق می‌تواند به کاهش تنش‌ها و باز شدن مسیرهای راهبردی ازجمله در تنگه هرمز منجر شود، همزمان مجموعه‌ای از نشریات غربی و عربی ازجمله سی‌ان‌ان، رویترز و الجزیره از ورود مذاکرات به مرحله نهایی گزارش داده‌اند.

به گزارش اعتماد، براساس این گزارش‌ها، هیات قطری صبح یکشنبه برای تسهیل جمع‌بندی توافق به تهران سفر کرد و گفته شده که همزمان سازوکار برگزاری نشست مجازی میان ایران و امریکا با میانجیگری قطر و پاکستان در حال بررسی است؛ نشستی که بنابر گزارشاتی می‌تواند به امضای آنلاین تفاهمنامه منجر شود. در این میان و براساس گفته مقامات رسمی دستگاه دیپلماسی کشورمان پیش‌نویس توافق نیز شامل دو مرحله عنوان شده است: توقف درگیری‌ها در گام نخست و سپس ورود به پرونده‌های هسته‌ای و تحریم‌ها در بازه‌ای ۶۰ روزه. در همین رابطه منابع مطلع در تهران نیز به الجزیره گفته‌اند که روند مذاکرات به نزدیک‌ترین نقطه توافق رسیده، هرچند تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است. انتشار این گمانه‌زنی‌ها در شرایطی به اوج خود رسیده که در مقابل، رسانه‌ها و مقامات اسراییلی نسبت به پیامدهای این توافق ابراز نگرانی کرده‌اند و آن را فاقد پاسخ مستقیم به اهداف امنیتی تل‌آویو توصیف می‌کنند، به گونه‌ای که شبکه ۱۲ اسراییل به نقل از مقام‌های ارشد اسراییلی درباره این توافق احتمالی مدعی شد تمامی اهداف جنگی که اسراییل تعیین کرده، به‌ طور مستقیم در این توافق مورد رسیدگی قرار نگرفته‌اند. این توافق ایران را ملزم به توقف حمایت از گروه‌های نزدیک به خود در منطقه نمی‌کند، بلکه حتی به کشورمان اجازه می‌دهد ارتباط خود را با حزب‌الله از سر بگیرد. در همین راستا و به ادعای برخی ناظران مجموع این تحولات نشان می‌دهد آنچه در حال شکل‌گیری است صرفا یک توافق دوجانبه محدود نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف قواعد درگیری و مدیریت تنش در سطح منطقه‌ای است؛ تلاشی که اگر به نتیجه برسد می‌تواند همزمان بر معماری امنیتی خاورمیانه، نقش بازیگران منطقه‌ای و سطح تقابل ایران و اسراییل اثرگذار باشد، بی‌آنکه هنوز روشن باشد این مسیر به یک توافق پایدار منتهی خواهد شد یا صرفا یک آتش‌بس سیاسی موقت را رقم خواهد زد.  به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی شرایط حاکم بر تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتن طی روزهای آینده با مرتضی مکی، کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: 

مرتضی مکی، کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزیابی مواضع اخیر دونالد ترامپ در راستای امضای تفاهم میان ایران و امریکا در شرایطی که تهران اعلام کرده همچنان متن نهایی در دست بررسی است، گفت: گفت‌وگوهایی که میان ایران، امریکا با میانجیگری قطر و پاکستان در جریان بوده، تاحدودی توانسته طرف‌ها را به چارچوب اصلی مذاکرات نزدیک کند. با این حال، ایران همچنان به دنبال دستیابی به تفاهمنامه‌ای است که از ضمانت اجرایی کافی برخوردار باشد. نگرانی اصلی این است که توافق صرفا بر پایه وعده‌ها و تعهدات کلی شکل نگیرد و مانند تجربه‌های گذشته به ‌راحتی دچار انحراف شود یا زمینه را برای روایت‌سازی یک‌جانبه امریکا درباره مفاد تفاهمنامه فراهم کند. به باور مکی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که ایران بر آن تاکید دارد، دستیابی به نشانه‌های روشن از اراده جدی امریکا برای اجرای تفاهمنامه است. این اراده زمانی می‌تواند به‌صورت عملی به نمایش گذاشته شود که طرف مقابل در موضوعات مهم و ملموس گام بردارد. یکی از مهم‌ترین این موارد، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران است. اگر طرف مقابل آمادگی داشته باشد در این زمینه گامی عملی بردارد، طبیعی است که ایران نیز متناسب با آن، در چارچوب اجرای سایر موضوعات مورد تفاهم، ازجمله رفع محدودیت‌ها و محاصره دریایی ایران، اقدامات متقابل انجام خواهد داد. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: در همین چارچوب، سفر هیات قطری برای چندمین‌بار به ایران نیز قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد این سفر با هدف نهایی کردن سازوکارهای مالی مربوط به آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران انجام شده باشد. پیش از این نیز یک هیات بلندپایه ایرانی به سرپرستی آقای قالیباف به قطر سفر داشت که با توجه به حضور مسوولان بانک مرکزی در آن هیات، می‌توان برداشت کرد که بخش مهمی از گفت‌وگوها بر مسائل مالی و نحوه اجرای توافقات احتمالی متمرکز بوده است. 

به گفته مکی در سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز برای دستیابی سریع‌تر به یک تفاهمنامه عجله دارد. ترامپ در شرایطی قرار گرفته که هم در داخل امریکا و هم در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی با فشارهای سیاسی مواجه است و به دنبال ثبت یک دستاورد سیاسی برای خود است. به همین دلیل نیز بر اعلام و امضای سریع تفاهمنامه تاکید می‌کند تا بتواند از آن به عنوان یک موفقیت تبلیغاتی بهره‌برداری کرده و این روایت را مطرح کند که پس از تجاوز به ایران، توانسته به اهداف موردنظر خود در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران دست یابد. در مقابل نیز ایران با این نوع روایت‌سازی‌ها آشناست و به همین دلیل بر این باور است تا زمانی که چارچوب اصلی تفاهمنامه به ‌طور کامل مشخص نشود و ضمانت‌های اجرایی لازم برای آن درنظر گرفته نشود، دلیلی برای شتاب در امضا وجود ندارد. ایران تاکنون هزینه‌های سنگینی را در نتیجه تجاوز امریکا و همچنین تداوم تحریم‌های اقتصادی متحمل شده است. از این رو، در این مرحله پایانی، ضروری است که روند مذاکرات، امضا و اجرای تفاهمنامه با دقت، تأمل و درنظر گرفتن همه ملاحظات پیش برده شود.

این تحلیلگر روابط بین‌الملل در ادامه و در رابطه با زمان و مکان و تحلیل شکل امضای این تفاهمنامه به «اعتماد» گفت: در شرایط کنونی، بیش از آنکه شکل و قالب توافق اهمیت داشته باشد، محتوای آن و میزان اراده واقعی طرفین برای رسیدن به یک چارچوب پایدار تعیین‌کننده است. طبیعی است که هر دو طرف تلاش کنند از روند مذاکرات بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی داشته باشند، اما آنچه اهمیت اساسی دارد، وجود اراده‌ای جدی برای دستیابی به یک توافق قابل اجرا میان ایران و امریکا است. اتفاقا یکی از رویکردهایی که ایران در این مقطع دنبال می‌کند، همین نگاه واقع‌گرایانه است؛ بدان معنا که اگر امریکا واقعا قصد رسیدن به نقطه تفاهم با ایران را داشته باشد، شکل توافق در اولویت دوم قرار می‌گیرد. آنچه اهمیت دارد، اقدامات عملی و میزان پایبندی طرفین به تعهدات است. لذا روند مذاکراتی که میان ایران و امریکا در حال شکل‌گیری است، در ادامه بیش از پیش نشان خواهد داد که طرفین تا چه اندازه برای رسیدن به تفاهم اراده دارند. از این منظر، نوع نام‌گذاری یا قالب توافق اهمیت کمتری پیدا می‌کند و نباید بیش از حد به آن بها داد. اگر این اراده وجود داشته باشد، نتیجه مذاکرات باید به‌ صورت ملموس در کاهش تنش‌ها و مدیریت اختلافات طولانی‌مدت میان دو کشور نمایان شود؛ موضوعی که می‌تواند مهم‌ترین معیار برای سنجش موفقیت یا عدم موفقیت توافق احتمالی باشد.

مکی در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با افشای گزارشات ادعایی در باب جزییات مفاد تفاهمنامه ازجمله اختلاف بر سر آزادسازی اموال بلوکه شده ایران و نیز مساله لبنان گفت: به نظر می‌رسد موضوعاتی مانند آزادسازی دارایی‌های بلوکه ‌شده ایران و همچنین پرونده لبنان، اگرچه از حساسیت بالایی برخوردارند، اما درنهایت موضوعاتی قابل حل هستند. درباره دارایی‌های بلوکه‌ شده باید توجه داشت که یکی از انتقادهای اصلی دونالد ترامپ به دولت باراک اوباما این بود که پیش از اجرایی شدن کامل توافق هسته‌ای، بخشی از دارایی‌های ایران آزاد شد. به همین دلیل، ترامپ مایل نیست شرایطی ایجاد شود که ازسوی مخالفانش به تکرار همان تجربه تعبیر شود. با این حال، راهکارهایی وجود دارد که هم بخشی از دارایی‌های بلوکه ‌شده ایران آزاد شود و هم ترامپ بتواند این روند را به شکلی قابل دفاع برای افکار عمومی امریکا مدیریت کند. 

به گفته مکی برای نمونه، بخشی از دارایی‌های ایران در امارات نگهداری می‌شود و این منابع می‌تواند با مجوز یا موافقت ضمنی امریکا آزاد شده و دراختیار ایران قرار گیرد. در عین حال، کشورهای عربی منطقه نیز از چنین روندی استقبال می‌کنند، زیرا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تصور فروپاشی یا حذف ایران از معادلات منطقه‌ای، یک توهم بوده است. طی سال‌های گذشته دو جنگ بزرگ علیه ایران شکل گرفت، اما درنهایت نه تنها اهداف اولیه محقق نشد، بلکه گسترش دامنه بحران، هزینه‌های سنگینی را به بازیگران مختلف منطقه تحمیل کرد. از طرفی تجربه‌های اخیر نیز این واقعیت را برای آنها آشکار کرده که امنیت در منطقه یا برای همه بازیگران تامین می‌شود یا برای هیچ‌کس. به همین دلیل، در موضوع دارایی‌های بلوکه ‌شده ایران می‌توان سازوکارهایی را طراحی کرد که مانع جدی در مسیر تفاهم ایجاد نکند. 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: اما درباره لبنان، شرایط اندکی پیچیده‌تر است. مهم‌ترین متغیری که همچنان می‌تواند روند تفاهم میان ایران و امریکا را تحت تاثیر قرار دهد، همین پرونده است. تجربه سال گذشته نیز نشان داد که تحولات لبنان می‌تواند بر روند مذاکرات سایه بیندازد. ایران همواره بر توقف جنگ در تمامی جبهه‌های مقاومت تاکید کرده و این موضوع را یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای خود دانسته است. 

از همین رو، تلاش خواهد کرد از ظرفیت‌های موجود برای جلوگیری از گسترش بحران استفاده کند، به ‌ویژه در شرایطی که دامنه حملات رژیم اسراییل به مناطقی مانند بیروت گسترش پیدا کند، حساسیت تهران افزایش خواهد یافت. اگر اقدامات نظامی اسراییل به مرزهای شمالی و مناطق مرزی لبنان محدود بماند، حزب‌الله به تنهایی توان پاسخگویی به این تجاوزات را دارد. با این حال، گسترش دامنه درگیری‌ها می‌تواند شرایط را پیچیده‌تر کند. از طرفی امریکا و کشورهای اروپایی نیز به خوبی می‌دانند که اگر اسراییل بخواهد جنگ را به سطحی گسترده‌تر بکشاند، پیامدهای آن صرفا متوجه اسراییل و لبنان نخواهد بود، بلکه کل منطقه با بحرانی فراگیر مواجه خواهد شد. به همین دلیل، دولت‌های عربی و کشورهای اروپایی نیز نسبت به تحولات لبنان حساس هستند و از نقش و نفوذ ایران در این پرونده آگاهی دارند. این نفوذ طی سال‌های گذشته در معادلات منطقه‌ای تثبیت شده و قابل حذف نیست. از این رو، به نظر نمی‌رسد نه موضوع آزادسازی دارایی‌های ایران و نه پرونده لبنان، درنهایت به مانعی غیرقابل عبور برای دستیابی به تفاهم تبدیل شوند. نوع موضع‌گیری‌های اخیر وزیر امور خارجه و همچنین سخنگوی هیات مذاکره‌کننده ایران نیز نشان می‌دهد که طرفین تا حد زیادی به یک چارچوب مشخص و تعریف‌شده برای ادامه مذاکرات نزدیک شده‌اند. به گفته مکی واقعیت این است که نه در داخل امریکا، نه در سطح منطقه و نه در عرصه جهانی، تمایل چندانی برای آغاز جنگ جدید وجود ندارد. اگر جنگ دیگری آغاز شود، پیامدهای آن بار دیگر ابعاد جهانی پیدا خواهد کرد و حتی می‌تواند تبعاتی فراتر از جنگ اخیر به همراه داشته باشد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با مواضع اخیر تل‌آویو نسبت به احتمال تفاهم میان ایران و امریکا گفت: درست است که در مقاطع مختلف نشانه‌هایی از اختلاف‌نظر میان برخی جریان‌های سیاسی امریکا درباره نحوه مواجهه با ایران مشاهده شده است، اما واقعیت این است که پس از جنگ اخیر، شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. تحولات پس از جنگ نشان داد که گزینه نظامی دیگر آن کارکرد و اثربخشی مورد انتظار برخی بازیگران را ندارد. امریکا و متحدانش تقریبا از تمامی ابزارهای فشار علیه ایران استفاده کرده‌اند؛ از تحریم‌های گسترده اقتصادی گرفته تا تهدید به حمله نظامی، تلاش برای ایجاد بی‌ثباتی داخلی و حتی اقداماتی که به ترور فرماندهان و چهره‌های موثر ایرانی منجر شد. با این حال، نتایج به دست آمده با اهداف اولیه آنها فاصله قابل‌توجهی داشته است. 

به گفته مکی از همین رو، به نظر می‌رسد اختلافاتی که امروز میان برخی جریان‌های سیاسی امریکا، دولت ترامپ و همچنین اسراییل درباره نحوه مواجهه با ایران وجود دارد، نسبت به گذشته جدی‌تر شده است. نوع واکنش‌هایی که ازسوی دموکرات‌ها، اندیشکده‌های امریکایی و بخشی از نخبگان سیاسی این کشور نسبت به هزینه‌های تقابل با ایران مطرح می‌شود، نشان می‌دهد ارزیابی‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است. لذا واقعیت این است که جنگ اخیر بیش از آنکه به تضعیف ایران منجر شود، در برخی حوزه‌ها موجب تقویت همگرایی داخلی و تثبیت بیشتر جایگاه منطقه‌ای ایران شد. به همین دلیل، اگر امریکا همچنان به دنبال بازگرداندن شرایط به دوران پیش از جنگ باشد، با واقعیت‌های جدیدی مواجه است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. 

مکی در ادامه خاطرنشان کرد: البته این به معنای پایان یافتن تلاش‌ها برای مانع‌تراشی در مسیر تفاهم میان ایران و امریکا نیست. همچنان جریان‌هایی در امریکا و اسراییل وجود دارند که از هر فرصتی برای آسیب زدن به روند مذاکرات استفاده خواهند کرد. حتی برخی طرح‌ها و ابتکارها با هدف افزایش هماهنگی و همگرایی نظامی میان واشنگتن و تل‌آویو نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. ترامپ نیز به خوبی از این شرایط آگاه است. او می‌داند که ادامه تنش و ورود به یک بحران جدید، هزینه‌های قابل‌توجهی برای امریکا به همراه خواهد داشت. از این رو، به نظر می‌رسد تلاش دارد روند دستیابی به توافق یا تفاهم با ایران را با سرعت بیشتری پیش ببرد؛ مسیری که طبیعتا با نارضایتی اسراییل و برخی جریان‌های تندرو در امریکا همراه خواهد بود.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه و در رابطه با تغییر رویکرد امارات در قبال ایران به موازات افزایش شانس دستیابی تهران و و اشنگتن به تفاهم به «اعتماد» گفت: باتوجه به پیشینه تحولات، به ‌ویژه تجربه جنگ ۴۰ روزه و پیامدهای آن، یکی از مهم‌ترین نتایج این درگیری را می‌توان در تغییر رویکرد کشورهای عربی منطقه نسبت به ایران مشاهده کرد. پیش از این، در سال‌های ۲۰۱۷ به بعد، بسیاری از کشورهای منطقه این تصور را داشتند که با اتکا به ایالات‌متحده و بهره‌گیری از چتر امنیتی این بازیگر می‌توانند امنیت خود را تضمین کرده و مسیر توسعه اقتصادی را بدون تهدید پیش ببرند. در همین چارچوب، کشورهایی مانند امارات، عربستان و قطر توانستند رشد اقتصادی قابل‌توجهی را تجربه کنند. به ‌ویژه امارات و شهر دوبی به عنوان یک الگوی توسعه جهانی مطرح شد و در حوزه‌هایی مانند خدمات، هوش مصنوعی و دیجیتالی‌سازی، سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای از شرق آسیا، اروپا و امریکا جذب کرد. این روند باعث شکل‌گیری نوعی تصور از قدرت منطقه‌ای در برخی کشورهای عربی شد؛ تصوری که در مواردی به نقش‌آفرینی‌های فراتر از ظرفیت‌های سنتی آنها نیز منجر گشت.

 به باور مکی در چنین فضایی، برخی کشورها تلاش کردند در رقابت‌های منطقه‌ای نیز نقش فعالی ایفا کرده و حتی در برخی مقاطع، روابط و مواضعی اتخاذ شد که به نوعی در تقابل یا همراهی با فشارهای علیه ایران قابل تحلیل بود. در جریان جنگ اخیر اما روند تحولات دچار تغییر محسوسی شد. تحول مهم این دوره آن بود که کشورهای عربی منطقه، ازجمله عربستان، تلاش کردند رویکردی متوازن‌تر نسبت به ایران اتخاذ کنند. این تغییر رویکرد حتی در شرایطی رخ داد که این کشورها خود نیز از تبعات و پیامدهای درگیری‌ها مصون نمانده بودند. با این حال، به این جمع‌بندی رسیدند که در صورت ادامه تنش‌ها و نبود یک چارچوب امنیتی پایدار، امکان تداوم رشد و توسعه اقتصادی در منطقه وجود نخواهد داشت. 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: به واقع، این درک شکل گرفت که برای دستیابی به امنیت پایدار، ناگزیر باید به سمت نوعی همزیستی و پذیرش نقش ایران در معادلات منطقه‌ای حرکت کرد. در این میان هرچند امارات در مقاطعی تلاش کرد با حفظ فاصله از این روند همگرایی، سیاست متفاوتی را دنبال کند، با این حال، واقعیت این است که امارات در چارچوب شورای همکاری خلیج‌فارس نمی‌تواند به‌صورت کاملا مستقل عمل کند، به‌ ویژه در شرایطی که تحولات اخیر نشان داد آسیب‌پذیری امنیتی منطقه افزایش یافته است. اما در شرایط جدید و باتوجه به شکاف‌هایی که در شورای همکاری خلیج‌فارس ایجاد شده حتی امارات نیز ناگزیر به بازنگری در برخی رویکردهای خود شده است. گزارش‌هایی از گفت‌وگوهای سطح بالا میان مقامات امنیتی ایران و امارات نیز مطرح شده که اگرچه به‌ طور رسمی تایید یا تکذیب نشده‌اند، اما نشان‌دهنده وجود یک روند ارتباطی و گفت‌وگوی پشت‌پرده هستند. لذا به نظر می‌رسد رویکرد جدید کشورهای عربی منطقه، ازجمله امارات، عربستان و قطر، به سمت نوعی همگرایی تدریجی و بازتعریف روابط با ایران در حال حرکت است. این تغییر رویکرد می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نوع جدیدی از همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه باشد؛ همکاری‌هایی که نه تنها روابط دوجانبه ایران و کشورهای خلیج‌فارس را بازتعریف می‌کند، بلکه می‌تواند در آینده بر روند مذاکرات ایران و امریکا نیز اثرگذار باشد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها