تقی آزاد ارمکی:
در حال ورود به «جمهوری سوم» هستیم / گروههای فشار از مدیریت کشور حذف میشوند / تحولات عظیم در شورای نگهبان و صداوسیما ایجاد میشود
تقی آزاد ارمکی گفت: گروههای فشار به خصوص پس از جنگ هشت ساله در ایران بسیار نقشآفرین بودهاند. اما در «جمهوری سوم»، این گروهها در ساختار سیاسی دچار استحاله خواهند شد. معتقدم گروههای فشار با دست فرمان قبل اساسا از ساحت قدرت و مدیریت کشور بیرون رانده میشوند.
تقی آزادارمکی، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با «اعتماد» از ورود ایران به دوران جدید گفت.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
- به نظر میرسد ما در حال ورود به «جمهوری سوم» هستیم. اگر بخواهیم این دوره را به صورت تاریخی تقسیمبندی کنیم، میتوان گفت جمهوری اول از ابتدای انقلاب تا سال ۱۳۸۸ (اعتراضات سال88) ادامه داشته است. جمهوری دوم از دید من از سال88 تا قبل از جنگ ۴۰ روزه به طول انجامیده است و طلیعه جمهوری سوم هم از زمان رهبری جدید تا وقت معلوم خواهد بود.
- این جنگ، تکانهای عظیم در حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران ایجاد کرد و شهادت رهبری، دوره جدیدی را در کشور آغاز کرد. این دوره تازه، ویژگیهای عمدهای دارد: اول) تقویت جنبه جمهوری و مدنی: اسلام در دو دوره اول تثبیت شده است و اکنون نیاز داریم بال دوم، یعنی جنبه جمهوری و مدنی نظام را تقویت کنیم. دوم) پذیرش اقتضائات اجتماعی و منطقهای: تحولات جدید، مسائل جنگ، منطقه و نحوه رویارویی با دشمن، نگرشها را تغییر خواهد داد. سوم) تغییر نگرش به دشمن: دشمن دیگر نمادی دور از امپریالیسم نیست، بلکه در منطقه حضور دارد و قابل مذاکره و معامله است. این امر نیازمند دیپلماسی پویاست. چهارم) به حاشیه رفتن بنیادگرایی: گروههای رادیکال بنیادگرا صدا خواهند داشت، اما نقش تعیینکننده نخواهند داشت و به اندازه وزن واقعی خود مسوولیت خواهند پذیرفت.
- اینگونه نخواهد بود که اقلیت سیاسی، سرنوشت اکثریت را تعیین کند. مجموعه این عوامل، مختصات ظهور «جمهوری سوم» در ایران است و حکمرانی باید با این تحولات همراه شود. حکمرانی باید از نگاه از بالا به پایین و دوگانهسازی «خودی-بیگانه» دست بردارد و حقوق ملت را در دستور کار خود قرار دهد. کسی میتواند حکومت کند که در سازه دموکراسی و رقابت آزاد، با مشارکت نیروهای اجتماعی که جمهوری را قبول دارند، رأی اکثریت را کسب کند و عاملیت عمده اجتماعی را در ترکیب «دموکراسی و توسعه» به عهده بگیرد.
- همه مواردی که در «جمهوری دوم» اختلال ایجاد میکرد، باید در «جمهوری سوم» اصلاح شوند. مثلا مکانیزم نظارت استصوابی باید مورد بازنگری جدی قرار گیرد. دوم اینکه تنوع دیدگاهها و مدیریت تعارضات درون ساختار نظام مدیریتی کشور باید مورد پذیرش قرار بگیرد. پایان دادن به مدیریت دوگانه، یکی دیگر از ضرورتهای اصلاحی است. وجود نهادهای موازی مانند شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی انقلاب فرهنگی در کنار مجلس و دولت، منجر به مداخله و تداخل در تصمیمگیریها میشود. این نهادها باید اصلاح شوند و حتی اصل وجودیشان بازنگری شود.
- محصول این اصلاحات، یک بازنگری «تکنوکراتیک-بروکراتیک» در سازماندهی حیات اداری «جمهوری سوم» خواهد بود. باید پالایشی در سطح پایین در این دوره صورت گیرد تا «جمهوری اسلامی سوم» از نمونههای قبلی متمایز و ارتقایافتهتر شود. در غیر این صورت، اگر ساختارها و تفکرات مشابه قبل باشند، «جمهوری سوم» متولد نخواهد شد. همانطور که گفتم، جمهوری اول تا سال ۶۸ و جمهوری دوم تا سال ۸۸ بود و اکنون وارد دوره جدیدی شدهایم که نیاز به کنار گذاشتن مواردی دارد که کارایی نظام را کاهش میداد.
- در جمهوری سوم، کسانی که دغدغه «توسعه» و «دموکراسی» دارند، توجهها را در فضای سیاسی جلب میکنند. واقع آن است که معنای روتین «راست» و «چپ» کمرنگ شده و در مقابل، «طرفداران دموکراسی-توسعه» و «مخالفان آن» برجسته میشوند. در واقع طرفداران دموکراسی و توسعه ذیل جریان چپ و مخالفان توسعه و دموکراسی ذیل محافظهکاران دست راستی قرار میگیرند. دستهبندیهای «اصولگرا- اصلاحطلب» نیز به معنای چگونگی دستیابی به قدرت، بیمعنا خواهد شد. نیروهای سیاسی باید حرفی برای گفتن در جامعه داشته باشند و صورتبندی آنها باید در راستای دموکراتیک کردن یا توسعهگرایی جامعه باشد، زیرا دو چالش عمده ایران در آینده، «توسعه» و «دموکراسی» است.
- من در جمهوری سوم، دولت را متفاوت از دورههای قبل قلمداد میکنم. حاکمیت امروز تضادی با دولت ندارد. بنابراین، همه مسوول هستند و در افتخارهای احتمالی نیز سهیم خواهند شد. ورود به «جمهوری سوم» باعث شده همه ظرفیتها وارد میدان شوند. مساله اصلی، پاسخ به چالش «دموکراسی و توسعه» در ایران است. قطعا با وضعیت جدیدی از حاکمیت، روبرو شدهایم. حکومتی که انگار بر سر دو راهی ایستاده است. یک مسیر فروپاشی و راه دوم دگردیسی بنیادین حکومت است. سازههای مدرن دموکراتیک و بروکراتیک باید اصل باشند. احتمالا با دولتی جدید و مجموعهای از نهادها و سازمانهای موثر روبرو خواهیم شد که در سازماندهی مجدد حیات توسعهای ایران نقشآفرینی میکنند.
- گروههای فشار به خصوص پس از جنگ هشت ساله در ایران بسیار نقشآفرین بودهاند. اما در «جمهوری سوم»، این گروهها در ساختار سیاسی دچار استحاله خواهند شد. معتقدم گروههای فشار با دست فرمان قبل اساسا از ساحت قدرت و مدیریت کشور بیرون رانده میشوند. آنها مسیر خود را دنبال خواهند کرد، نقد رادیکال از توسعه و دموکراسیخواهی خواهند داشت، اما از ساحت تصمیمسازیهای سطح بالای قدرت خارج خواهند شد. چرا؟ به خاطر اینکه جامعه دامنه بزرگتری یافته و خواستههایش را بر حاکمیت تحمیل میکند. این گروههای رادیکال احتمالاً ساحت حزبی پیدا کرده و به اندازه رأیی که دارند، نقش خواهند گرفت.
- من ایران را کاملا آماده ورود به مرحله جدیدی میبینم. نظامی سیاسی با رنگ و بویی کاملا جدید که در نهایت، اصلاحات لازم در حکمرانی آن از طریق اصلاح قانون اساسی رخ خواهد داد. مساله اساسی، حضور موثر و قدرتمند در منطقه از یک طرف و حضوری توسعهخواهانه و دموکراسیطلبانه در داخل خواهد بود. دغدغه حکومت در «جمهوری سوم»، حل مشکلات مردم و ایجاد یک دولت پاسخگو خواهد بود. اینها دورنمای آینده ایران است و شواهد تحقق آن در جامعه و میان نیروهای سیاسی هویداست.
- من از پیشبینی پرهیز میکنم اما معتقدم به زودی شاهد تحولاتی در بخشهای مختلف حکومت از جمله مدیریت صدا و سیما خواهیم بود، افراد جدیدی در شورای نگهبان حضور پیدا میکنند و نطفه اصلاحات در نظارت استصوابی کاشته میشود. به نظرم دولت نیز تلاش خواهد کرد از موازیکاریهای شوراهای بالادستی بکاهد. همچنین، تا حدی سبک زندگی مردم به رسمیت شناخته میشود و زمینه ورود نخبگان به حوزه تصمیمسازی تسهیل خواهد شد. این موارد با برخی گرهگشاییها در عرصه سیاست خارجی، ایران را وارد ساحت تازهای خواهد کرد.
دیدگاه تان را بنویسید