کد خبر: 776661
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۷ ۱۱:۴۵:۰۰
| |

پاکستان از میانجیگری میان ایران و آمریکا به دنبال چیست؟

انگیزه اصلی اسلام‌آباد برای این میانجیگری، بیش از هر چیز به منافع ملی خود پاکستان بازمی‌گردد. نزدیک به ۱۰ میلیون شهروند پاکستانی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس زندگی و کار می‌کنند. تشدید تنش در تنگه هرمز یا شروع مجدد درگیری‌های نظامی، می‌تواند اقتصاد، تجارت و امنیت معیشتی این جمعیت عظیم را به ‌شدت تحت‌تاثیر قرار دهد. بنابراین، میانجیگری پاکستان بیش از آنکه ناشی از تعهدی فرامرزی باشد، یک ضرورت راهبردی برای خود اسلام‌آباد است.

پاکستان از میانجیگری میان ایران و آمریکا به دنبال چیست؟
کد خبر: 776661
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۷ ۱۱:۴۵:۰۰

«سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات» عنوان یادداشت علیرضا رجایی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ مقدمه: دیپلماسی در سایه بازدارندگی- تحولات ماه‌های اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران همزمان دو مسیر مکمل و هوشمندانه را دنبال می‌کند: نخست، ایجاد و تقویت بازدارندگی پیشگیرانه در برابر تهدیدهای امنیتی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و دوم، حفظ و پیگیری فعال مسیر دیپلماسی برای کاهش فشارهای اقتصادی، رفع تحریم‌های ظالمانه و تامین منافع ملی. در چنین شرایط پیچیده‌ای، شایعاتی نظیر ادعای انتقال ذخایر اورانیوم ایران به کشور ثالث و نیز گمانه‌زنی‌های متعدد درباره آینده مذاکرات وین، بیش از آنکه واقعیت‌های میدانی را بازتاب دهند، بخشی از جنگ روانی گسترده‌ای محسوب می‌شوند که پیرامون پرونده هسته‌ای و جایگاه منطقه‌ای ایران سازماندهی شده است. این یادداشت درصدد است تا با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر واقعیت‌های عرصه سیاست خارجی، چارچوب سیاست پیشگیرانه ایران را تبیین کند و افق پیش روی مذاکرات را با تاکید بر مهم‌ترین گره‌های موجود -یعنی آزادسازی دارایی‌های بلوکه ‌شده و سازوکار راستی‌آزمایی‌-  روشن سازد.

۱- سیاست پیشگیرانه ایران؛ جلوگیری از گسترش بحران به مرزهای کشور-  ‌درحالی که تنش‌های میدانی در غرب آسیا -‌از اختلال در تنگه هرمز تا درگیری‌های پراکنده در نقاط مختلف‌-  همچنان ادامه دارد، راهبرد ایران مبتنی بر جلوگیری از سرایت مستقیم بحران به داخل کشور طراحی شده است. تهران به خوبی دریافته که هرگونه لغزش به سمت یک رویارویی فراگیر و تمام‌عیار، نه‌تنها دستاوردهای سال‌های اخیر را به خطر می‌اندازد، بلکه می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری بر پیکره اقتصاد و امنیت ملی تحمیل کند. از این رو، سیاست پیشگیرانه ایران بر سه اصل استوار است: 

٭ افزایش هزینه‌های اقدام نظامی علیه منافع ایران بدون ورود به یک جنگ فرسایشی.

٭ مدیریت هوشمندانه بحران‌های منطقه‌ای از طریق هماهنگی با بازیگرانی که منافع مشترکی با تهران دارند.

٭ تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری و اقتصادی به منظور کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشارهای خارجی.

در حوزه دریایی، اهمیت راهبردی تنگه هرمز کماکان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران محسوب می‌شود. اما نکته ظریف این است که ایران از تهدید صرف به سمت «مدیریت مشترک» با کشورهایی مانند عمان حرکت کرده است. این تغییر رویکرد، همزمان با انتقال تدریجی بخشی از شرکت‌های تجاری ایران از دوبی به عمان و ترکیه، نشان‌دهنده درک دقیق تهران از ضرورت کاهش وابستگی به یک کریدور واحد است. همچنین، گسترش همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی با عمان و ترکیه - دو کشوری که روابط نسبتا متوازنی با غرب و شرق دارند-  بخشی از سیاست تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری ارزیابی می‌شود. هدف این سیاست روشن است: افزایش قدرت چانه‌زنی ایران و جلوگیری از محاسبات اشتباه بازیگران خارجی که گاهی تصور می‌کنند تهران در تنگنای تحریم‌ها گزینه‌های دیگری پیش رو ندارد.

۲- ادعای انتقال اورانیوم به کشور ثالث؛ شایعه‌ای در آستانه مذاکرات- در روزهای اخیر، برخی رسانه‌های منطقه‌ای به ویژه شبکه الحدث، مدعی شدند که ایران با انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود به یک کشور ثالث - و به گمانه‌زنی رسانه‌ها، احتمالا پاکستان-  موافقت کرده است. این خبر بلافاصله با واکنش قاطع منابع آگاه نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران مواجه شد. به تاکید این منابع، موضوع ذخایر اورانیوم اصلا در دستور کار فعلی مذاکرات قرار ندارد و چنین ادعایی فاقد هرگونه پایه واقعی است. از منظر تحلیل سیاسی، انتشار چنین اخباری در آستانه دور جدید گفت‌وگوهای وین، بی‌هدف نیست. به نظر می‌رسد این شایعات دست‌کم سه هدف راهبردی را دنبال می‌کنند: 

۱- افزایش فشار روانی بر تیم مذاکره‌کننده ایران تا در فضایی القایی، مجبور به ارایه امتیازات فراهسته‌ای شود. ۲- ایجاد تصور عقب‌نشینی تهران از خطوط قرمز هسته‌ای در اذهان عمومی منطقه و جهان؛ تصوری که کاملا با واقعیت فاصله دارد. ۳- القای نقش‌آفرینی فنی کشورهای واسطه (مانند پاکستان) در پرونده هسته‌ای ایران -  موضوعی که هم تهران و هم اسلام‌آباد آن را رسما تکذیب کرده‌اند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که رسانه‌های معاند و برخی شبکه‌های خبری منطقه‌ای، همواره در آستانه مذاکرات حساس، دست به انتشار اخبار جعلی یا تحریف ‌شده می‌زنند. هدف نهایی آنها تخریب فضای اعتماد و پیچیده‌تر کردن مسیر دیپلماسی است. بر این اساس، افکار عمومی ایران و منطقه باید نسبت به این الگوی رفتاری هوشیار باشند. واقعیت آن است که محور اصلی مذاکرات همچنان رفع تحریم‌ها، تضمین اجرای تعهدات ازسوی طرف مقابل و طراحی سازوکار راستی‌آزمایی موثر است-  نه موضوعاتی مانند انتقال مواد هسته‌ای به کشورهای دیگر که خط قرمز جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

۳-  گره اصلی مذاکرات؛ آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده- برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌ای که سعی در حاشیه ‌بردن بحث‌های اصلی دارند، مهم‌ترین و جدی‌ترین موضوع مورداختلاف در مذاکرات جاری، نحوه و سازوکار آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌ شده ایران است. این دارایی‌ها که به دلایل غیرقانونی و یک‌جانبه در بانک‌های چند کشور مسدود شده‌اند، حقی آشکار برای ملت ایران هستند. تهران بر این باور است که هرگونه تفاهم جدید باید با اقدامات عملی، عینی و قابل اندازه‌گیری همراه باشد. از همین رو، معاون حقوقی وزارت امور خارجه ایران (کاظم غریب‌آبادی) به روشنی اعلام کرده است: آزادسازی ۵۰درصد از دارایی‌های بلوکه‌ شده بلافاصله پس از امضای یادداشت تفاهم احتمالی، شرط اساسی ایران است. این شرط، نقطه قوت دیپلماتیک ایران محسوب می‌شود، چراکه طرف امریکایی خواهان آزادسازی تدریجی و مشروط بوده و می‌کوشد گام‌های عملی خود را به تاخیر بیندازد. نکته حائز اهمیت این است که مذاکرات قبلی در ماه‌های گذشته، به دلیل حملات امریکا به چند کشتی تجاری در جنوب ایران و همچنین تهاجم نظامی اسراییل به جنوب لبنان، عملا متوقف شده بود. ازسرگیری مجدد گفت‌وگوها در وین -‌با حضور نمایندگان ایران، روسیه، چین و دیدار با مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌-  نشان می‌دهد که اراده سیاسی برای رسیدن به یک تفاهم وجود دارد، اما نه به بهای چشم‌پوشی از منافع ملی و خطوط قرمز. سیاست اعلامی ایران بر اصل «اقدام در برابر اقدام» استوار شده است. این بدان معناست که تا زمانی که طرف مقابل گام‌های عملی و راستی‌آزمایی‌شده برندارد، تهران نیز گامی به جلو نخواهد گذاشت. تجربه برجام و خروج یک‌جانبه امریکا از آن توافق، یک درس بزرگ برای تیم دیپلماسی ایران داشته است: توافق‌های صرفا کاغذی، بدون پشتوانه تضمین‌های اجرایی، ارزشی ندارند.

۴-  پاکستان؛ میانجی سیاسی، نه بازیگر پرونده هسته‌ای-  پاکستان طی ماه‌های اخیر تلاش کرده نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند. وزارت خارجه پاکستان در گزارشی ویژه به مجلس ملی این کشور، صراحتا بر اولویت جلوگیری از گسترش درگیری‌ها میان ایران و امریکا تاکید کرده و از تلاش‌های پیشین اسلام‌آباد برای آتش‌بس و کاهش تنش سخن گفته است. انگیزه اصلی اسلام‌آباد برای این میانجیگری، بیش از هر چیز به منافع ملی خود پاکستان بازمی‌گردد. نزدیک به ۱۰ میلیون شهروند پاکستانی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس زندگی و کار می‌کنند. تشدید تنش در تنگه هرمز یا شروع مجدد درگیری‌های نظامی، می‌تواند اقتصاد، تجارت و امنیت معیشتی این جمعیت عظیم را به ‌شدت تحت‌تاثیر قرار دهد. بنابراین، میانجیگری پاکستان بیش از آنکه ناشی از تعهدی فرامرزی باشد، یک ضرورت راهبردی برای خود اسلام‌آباد است. با این حال، میانجیگری سیاسی با ورود به مسائل فنی و هسته‌ای تفاوت ماهوی دارد. تجربه اخیر نشان داد که هرگونه تلاش برای نسبت دادن نقش هسته‌ای به پاکستان -‌مانند ادعای مشهور «انتقال اورانیوم به کشور ثالث»‌-  با حساسیت بالای تهران و حتی خود اسلام‌آباد مواجه خواهد شد. پاکستان نیز رسما این ادعاها را تکذیب کرده و بر عدم ورود خود به موضوعات فنی هسته‌ای تاکید دارد. از این منظر، استفاده از ظرفیت دیپلماتیک پاکستان برای کاهش تنش می‌تواند مفید و سازنده باشد، اما چارچوب پرونده هسته‌ای ایران همچنان در مسیرهای رسمی و شناخته ‌شده خود -‌عمدتا از طریق مذاکرات مستقیم و با همکاری آژانس و کشورهای ۱+۴‌-  دنبال می‌شود. هیچ کشور ثالثی، حتی دوستان و همسایگان نزدیک، قرار نیست جایگزین این چارچوب شود.

۵-  بازدارندگی منطقه‌ای و آینده مذاکرات - همزمان با تداوم روند مذاکرات دیپلماتیک، ایران با قوت تمام بازدارندگی منطقه‌ای خود را حفظ و تقویت کرده است. پیام اصلی و شفاف این رویکرد آن است که دیپلماسی از موضع ضعف دنبال نمی‌شود. تهران بارها اعلام کرده که توان موشکی، امنیت دریایی در خلیج‌فارس و تنگه هرمز و نفوذ منطقه‌ای خود را به عنوان ابزاری برای تامین امنیت ملی و افزایش قدرت چانه‌زنی در میز مذاکره حفظ خواهد کرد. در همین راستا، هشدار قاطع ایران به رژیم اسراییل در مورد خط قرمز لبنان (اعلام آمادگی برای شلیک ۲۵۰ موشک در صورت حمله زمینی به بیروت) و همچنین مدیریت هوشمندانه تنش‌ها در تنگه هرمز، بخشی از همین بازدارندگی پیشگیرانه است. هدف اصلی این سیاست، جلوگیری از اشتباهات محاسباتی دشمنان و تضمین ثبات شکننده‌ای است که امکان ادامه دیپلماسی را فراهم می‌کند. تهران بر این باور است که ثبات پایدار در منطقه از مسیر گفت‌وگو، احترام متقابل، پرهیز از اقدامات یک‌جانبه و عدم دخالت خارجی حاصل می‌شود. در مقابل، هرگونه تشدید تنش در لبنان، خلیج‌فارس، عراق، یمن یا سایر نقاط حساس منطقه می‌تواند فضای مذاکرات را به‌ شدت تحت‌تاثیر قرار دهد و حتی آن را به نقطه بازگشت‌ناپذیری برساند، به همین دلیل، سیاست پیشگیرانه ایران را می‌توان ترکیبی هوشمندانه از صبر راهبردی، بازدارندگی امنیتی و پیگیری فعال دیپلماسی تعریف کرد. این سه ضلع، یک مثلث متوازن را تشکیل می‌دهند که در شرایط کنونی، بهترین تضمین‌کننده منافع ملی ایران است.

جمع‌بندی:  چهار ستون سیاست پیشگیرانه ایران تحولات جاری در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی نشان می‌دهد که دو موضوع بیش از هر عامل دیگری آینده مذاکرات و فضای امنیتی پیرامون ایران را تعیین می‌کند: 

نخست، نحوه آزادسازی دارایی‌های بلوکه ‌شده و ارایه تضمین‌های عملی ازسوی طرف غربی- ‌موضوعی که ایران بر آن پافشاری می‌کند و بدون حل آن، هرگونه تفاهم سطحی و زودگذر خواهد بود. دوم، طراحی و اجرای یک سازوکار قوی، شفاف و قابل اتکا برای راستی‌آزمایی اجرای تعهدات طرف‌های مقابل -  تا تجربه تلخ خروج امریکا از برجام تکرار نشود. در این میان، شایعاتی مانند «انتقال اورانیوم به کشور ثالث» یا «ورود پاکستان به موضوعات هسته‌ای ایران» بیش از آنکه گرهی از مذاکرات بگشاید یا واقعیتی را منعکس کند، بخشی از فضای رسانه‌ای و جنگ روانی پیرامون پرونده هسته‌ای محسوب می‌شوند. وظیفه رسانه‌های آگاه و مسوول، افشای این الگوی رفتاری و پرهیز از دامن زدن به ابهامات بی‌اساس است.

در شرایط کنونی، چهار ستون اصلی سیاست پیشگیرانه ایران عبارتند از: 

۱. حفظ و تاکید بر خطوط قرمز هسته‌ای و امنیتی - ‌بدون هیچ مماشاتی. ۲. تقویت همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی با همسایگان (به ویژه عمان، ترکیه، پاکستان و عراق). ۳. توسعه مسیرهای تجاری جایگزین برای کاهش وابستگی به کریدورهای سنتی و آسیب‌پذیر. ۴. پیگیری دیپلماسی مبتنی بر منافع ملی و اصل «اقدام در برابر اقدام» -  با تکیه بر دستاوردهای میدانی و بازدارندگی منطقه‌ای. 

اگر این چهار ستون با قوت و هوشمندی دنبال شوند، آینده مذاکرات می‌تواند به سمت یک توافق متوازن و قابل دفاع حرکت کند؛ توافقی که در آن نه تنها تحریم‌ها برداشته شوند، بلکه حقوق هسته‌ای و امنیتی ملت ایران به‌ طور کامل تامین گردد.

تذکر: یادداشت حاضر بیانگر تحلیل نویسنده از روندهای سیاسی و امنیتی منطقه است و لزوما منعکس‌کننده موضع رسمی هیچ نهاد دولتی یا حاکمیتی نمی‌باشد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها