کد خبر: 775988
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

آیا ایران و آمریکا در نهایت به توافقی پایدار می‌رسند؟

نباید حواسمان ازادعاهای ترامپ مبنی بر پیروزی و طلوع عصری جدید در خاورمیانه پرت شود! دستیابی به یک توافق بزرگ‌تر و پایدار برای رسیدگی به آینده تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ایران قطعا بسیار دشوارتر خواهد بود.

آیا ایران و آمریکا در نهایت به توافقی پایدار می‌رسند؟
کد خبر: 775988
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۰:۴۵:۰۰

حدیث روشنی- درحالی که مذاکرات میان ایران و امریکا با میانجیگری برخی کشورهای منطقه وارد مراحلی حساس شده، گزارش‌ها از تلاش مداوم طرفین برای تدوین چارچوب اولیه توافق حکایت دارد. در این میان، اختلافات بر سر نحوه بهره‌مندی اقتصادی ایران از توافق و همچنین سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده همچنان پابرجاست. امریکا خواستار محدودسازی سریع برنامه هسته‌ای و نظارت سخت‌گیرانه بین‌المللی است، در حالی که ایران بر دریافت منافع اقتصادی فوری و حفظ بخشی از ظرفیت‌های هسته‌ای خود تاکید دارد.

به گزارش اعتماد، همزمان، موضوع تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی مذاکرات و البته مورد اختلاف تبدیل شده است. در همین رابطه برخی تحلیلگران معتقدند حتی در صورت دستیابی به یک تفاهم اولیه، این توافق بیشتر به عنوان «آتش‌بس دیپلماتیک» عمل خواهد کرد تا یک توافق نهایی و پایدار، زیرا بسیاری از جزییات کلیدی، از ساز و کار راستی‌آزمایی تا زمان‌بندی رفع تحریم‌ها، همچنان محل اختلاف است و روندی طولانی برای حل آنها پیش‌بینی می‌شود. در همین راستا، «اعتماد» در گزارشی، نگاه نشریات معتبر جهان درباره توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن را مورد ارزیابی قرار داده است.

فارین پالسی: آیا ترامپ شکست در برابر ایران را می‌پذیرد؟

استفان والت، ستون‌نویس فارین پالسی با انتشار یاددشتی نوشت: اگرچه جزییات توافق احتمالی میان ایالات‌متحده و ایران یا حتی این موضوع که آیا چنین توافقی درنهایت حاصل خواهد شد یا خیر را نمی‌دانیم، اما هر کسی با هوش بالاتر از حد متوسط درک می‌کند که اسراییل و ایالات‌متحده هنگام آغاز جنگ، اشتباه بزرگی را مرتکب شدند، چراکه هیچ ‌کدام از اهداف اعلام شده این دو بازیگر محقق نشد: ایران ذخایر هسته‌ای خود را تحویل نداد و توانمندی‌های موشکی و پهپادی این کشور دست ‌نخورده باقی مانده است. همچنین ایران نشان داده که هر زمان بخواهد می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و بدین طریق جهان را تحت فشار قرار دهد، از همین رو تمام رجزخوانی‌ها و لاف‌زنی‌های دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات‌متحده و پیت هگست، وزیر دفاعش در سه ماه گذشته چیزی جز مشتی حرف توخالی نبوده است! والت در ادامه یادداشت خود مدعی شد: بنابراین هنگامی که توافقی حاصل شود، دولت ترامپ مانند کسی که صورت خوک را با سطل‌های مختلف رژلب می‌پوشاند، اصرار خواهد کرد که این توافق نوعی «پیروزی استراتژیک» است.  با این حال، تعداد اندکی از ناظران قانع خواهند شد و چنین تلاش‌هایی فقط رییس‌جمهور و حلقه مشاوران چاپلوس او را مضحک جلوه خواهد داد.  به نوشته این نشریه حال نیز این سوال پیش خواهد آمد که آیا ترامپ درنهایت اذعان می‌کند که اشتباه کرده است؟ خیر چرا که پذیرش اشتباهات هرگز نقطه قوت او نبوده، اما این خصلت فقط مختص به او نیست. حتی رهبران دموکراتیک نیز در دوران مسوولیت از پذیرش اشتباهات اکراه دارند، اگرچه فقط به این دلیل که می‌دانند مخالفانشان آماده خواهند بود تا از کوچک‌ترین اعترافی سوءاستفاده کنند.  «جان اف. کندی» مسوولیت کامل فاجعه خلیج خوک‌ها را پذیرفت، «باراک اوباما» مسوولیت تصمیم زودهنگام خود برای انتصاب تام دشل به عنوان رییس بخش بهداشت و خدمات انسانی ایالات‌متحده را پذیرفت (که پس از افشای تخلفات مالیاتی دشل، نتیجه عکس داد). اما واقعیت این است که چنین اعتراف‌هایی نادر هستند. هنگامی که از «جورج دبلیو بوش» رییس‌جمهور ایالات‌متحده، در سال ۲۰۰۴ پرسیده شد که آیا در دوره اول ریاست‌جمهوری خود اشتباهی مرتکب شده، او نتوانست حتی یک مورد را نام ببرد، اما ترامپ در طول دوران حیات سیاسی خود همواره هنجارشکن بوده و ویژگی‌های «تفلون» گونه‌اش حتی از ریگان برجسته‌تر است. اگر رییس‌جمهور ایالات‌متحده بتواند جلوی دوربین‌ها برود، اعتراف کند که اشتباه بزرگی مرتکب شده و سپس به راه خود ادامه دهد، آن فرد ترامپ است. با این حال چنین کنشی ممکن است چندان هم دشوار نباشد. ترامپ می‌تواند با یادآوری اینکه ایران از دیرباز برای واشنگتن معمایی دشوار بوده و هیچ‌کدام از اسلاف او نیز نتوانسته‌اند آن مساله را حل کنند، شروع کند. او می‌تواند ادعا کند که امیدوار بوده این مساله را یک بار برای همیشه حل کرده و توضیح دهد که دلایل خوبی برای این تصور داشته که دور دیگری از بمباران ادعایی موثر خواهد بود! با این حال به ادعای استفان والت، رییس‌جمهوری امریکا می‌تواند به مردم یادآوری کند که هیچ چیز صددرصد قطعی نیست، او می‌تواند بگوید وظیفه‌اش اتخاذ تصمیمات دشوار است و سپس اشتباه را به مشاوره‌های بدی که از محافل مختلف دریافت کرده، نسبت دهد! حال نیز با به تعویق انداختن پایان درگیری‌اش با ایران تلاش ترامپ برای ربودن توهم پیروزی از چنگال یک فاجعه، درد و رنجی را که ایالات‌متحده و متحدانش متحمل می‌شوند، تشدید کرده و آسیب بیشتری به اعتبار خود ترامپ وارد خواهد کرد.

فایننشال تایمز: توافق موقت محتمل  صلح پایدار خیر

ولی نصر مشاور «باراک اوباما» رییس‌جمهور اسبق ایالات‌متحده با انتشار یادداشتی در نشریه فایننشال تایمز نوشت: دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا امیدوار است که توافقش با تهران به زودی به جنگ علیه ایران پایان دهد و تنگه هرمز را باز کند اما تعداد فزاینده‌ای از سیاستمداران و کارشناسان امریکایی هر گونه توافقی را که در جریانش میلیاردها دلار دراختیار ایران قرار بگیرد و در عین حال کنترل تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای را دراختیار این کشور قرار دهد، محکوم کرده‌اند.  در همین حال به نظر می‌رسد ایران عجله‌ای برای پذیرش این پیشنهاد ندارد و به هر حال، ایران تجربه بدی از معامله با ترامپ داشته است، چهره‌ای که توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را لغو کرد و در طول مذاکرات دو بار به ایران حمله کرده است.  به نوشته ولی نصر در این میان بی‌اعتمادی ایران ریشه در تجربه شکست‌خورده معامله با ترامپ و همچنین این برداشت دارد که امریکا می‌خواهد از مسیر دیپلماسی، ابزارهای بازدارندگی تهران را تضعیف کند؛ بنابراین تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای و تحمیل هزینه به امریکا، به سه محور اصلی محاسبات ایران تبدیل شده‌اند. حال نیز در نتیجه تجاوز آشکار و دوباره امریکا و اسراییل به تمامیت ارضی ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴، مقامات ایرانی اعلام کردند تردد کشتی‌ها از تنگه استراتژیک هرمز که در مجاورت آب‌های سرزمینی و خط ساحلی قلمرو ایران واقع شده، باید با هماهنگی این کشور انجام شود و کشتی‌های مرتبط با امریکا و اسراییل و متحدان آنها نیز اجازه عبور نخواهند داشت.  در ادامه یادداشت ولی نصر همچنین تاکید شده که اگرچه ایران ممکن است با باز کردن تنگه هرمز موافقت کند اما کنترل آن را رها نخواهد کرد. ایران اکنون متقاعد شده که توانایی‌اش برای بستن این گلوگاه، یک عامل بازدارنده اصلی است، به خصوص اگر نیروهای انصارالله یمن در درگیری آینده به ایران بپیوندند و تجارت از طریق دریای سرخ را نیز تحت فشار قرار دهند. علاوه بر این، کنترل تنگه به ایران اجازه می‌دهد تا از ترافیک دریایی تجاری هزینه‌هایی را دریافت کند. این درآمد، مسکن اقتصادی مطلوبی خواهد بود اما کشورهای جهان را نیز مجبور می‌کند تا با پرداخت هزینه به ایران، تحریم‌های ثانویه ایالات‌متحده را به چالش بکشند، بنابراین ممکن است ایالات‌متحده و ایران برای پایان دادن به این دور از رویارویی توافق کنند. این خبر خوبی برای اقتصاد جهان خواهد بود، اما نباید حواسمان ازادعاهای ترامپ مبنی بر پیروزی و طلوع عصری جدید در خاورمیانه پرت شود! دستیابی به یک توافق بزرگ‌تر و پایدار برای رسیدگی به آینده تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ایران قطعا بسیار دشوارتر خواهد بود.

اکونومیست: ترامپ بر سر دوراهی سخت

نشریه اکونومیست با طرح این پرسش که توافق احتمالی میان امریکا و ایران چه سازوکاری می‌تواند داشته باشد، نوشت: اگر بگوییم از وضعیت مذاکرات میان امریکا و ایران جهانیان سردرگم شده‌اند، ادعای غلطی نیست.  دیپلمات‌ها در واشنگتن همچنان امیدوارند که توافقی میان دو کشور در آستانه نهایی شدن باشد. همزمان مقامات پاکستان و قطر در روند میانجیگری میان تهران و واشنگتن همچنان فعال هستند.  دونالد ترامپ نیز پس از گفت‌وگو با رهبران منطقه مدعی شد که توافق تا حد زیادی مورد مذاکره قرار گرفته و به زودی از آن رونمایی خواهد شد. با این حال مشاوران او اکنون مدعی‌اند که روند مذاکرات ممکن است مدت‌ها ادامه یابد.  به نوشته اکونومیست امریکا و ایران اکنون نزدیک به دو ماه است در چارچوب آتش‌بسی شکننده رایزنی می‌کنند، آتش‌بسی که در ابتدا قرار بود تنها دو هفته ادامه داشته باشد. اکنون نیز ممکن است دوطرف به دستیابی به توافق نزدیک‌تر باشند، اما نه به آن نوع توافق جامع و پایان‌بخش جنگ که ترامپ مدعی آن است. در بهترین حالت، توافق پیش رو احتمالا تنها فرصتی برای ادامه مذاکرات پیچیده‌تر در آینده فراهم خواهد کرد؛ به بیان دیگر، توافقی برای ادامه گفت‌وگو نه توافقی نهایی! با این حال، حتی دستیابی به چنین توافق محدودی نیز با موانعی در تهران و واشنگتن روبه‌رو است. براساس نشانه‌های موجود، توافق در حال شکل‌گیری احتمالا شامل تمدید آتش‌بس کنونی برای دست‌کم ۶۰ روز دیگر و ترسیم مجموعه‌ای از اصول کلی خواهد بود؛ ازجمله بازگشایی تنگه هرمز، اعمال محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران و اعطای بخشی از معافیت‌های تحریمی به تهران. در صورت حصول چنین توافقی، دوطرف ماه‌های آینده را صرف مذاکره بر سر نحوه اجرای این اصول خواهند کرد. برای مثال، در یک توافق اولیه، ایران احتمالا با تعلیق چندساله غنی‌سازی اورانیوم موافقت خواهد کرد. با این حال، امریکا و ایران همچنان باید درباره جزییات اساسی به توافق برسند؛ ازجمله اینکه چه نهادی مسوول راستی‌آزمایی پایبندی ایران به تعهداتش خواهد بود و تهران برای برخورداری از رفع تدریجی تحریم‌ها باید چه اهرم‌هایی در اختیار داشته باشد.  با این حال برخی ناظران مدعی‌اند حتی بر سر همین اصول کلی نیز اختلافات جدی میان دوطرف وجود دارد. یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف، اصرار ایران بر مطالبه حق خود یعنی رفع کلیه تحریم‌های اقتصادی همزمان با امضای توافق است. مقام‌های امریکایی در این رابطه مدعی شدند حاضرند با صدور معافیت‌هایی، امکان صادرات بخشی از نفت ایران را فراهم کنند، اما تمایلی ندارند تا پیش از مشاهده پیشرفت ملموس در مذاکرات هسته‌ای، اقدامات گسترده‌تری انجام دهند؛ ازجمله آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران در بانک‌های خارجی.  به ادعای این نشریه اختلاف دیگر به ذخایر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ایران مربوط می‌شود. حال نیز به نظر می‌رسد مذاکره‌کنندگان در جست‌وجوی راه‌حلی میانه هستند. یکی از گزینه‌های مطرح شده این است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مسوولیت نگهداری این مواد را برعهده بگیرد و بر فرآیند رقیق‌سازی و کاهش غنای آن نظارت کند. اما واقعیت این است که ایران برای رفع محدودیت‌های امریکا بر بنادر و صادرات نفت خود خواهان توافق است. با این حال مقامات ایرانی همزمان بر این باورند که دونالد ترامپ بیش از تهران برای دستیابی سریع به توافق روز شماری می‌کند. از نگاه این گروه، رییس‌جمهور امریکا برای مهار پیامدهای اقتصادی تنش‌های منطقه‌ای و تحقق وعده‌های سیاسی خود تحت فشار قرار دارد؛ از همین رو، تهران در شرایط کنونی انگیزه چندانی برای ارایه امتیازات بیشتر از خود نشان نمی‌دهد.  در ادامه یادداشت اکونومیست همچنین آمده که چرخش ظاهری و لحظه‌ای مواضع دونالد ترامپ نیز ازجمله موارد اختلافی به شمار می‌رود، چراکه ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از برجام خارج شد و در طول یک دهه گذشته بارها این توافق را یکی از بدترین توافق‌هایی که تاکنون امضا شده توصیف کرد. با این حال، توافقی که اکنون در حال مذاکره بر سر آن است، از برخی جهات چندان متفاوت از برجام نیست.  در این میان قانون‌گذاران جمهوری‌خواه که معمولا با رییس‌جمهور خود همدلی نشان می‌دهند، این ‌بار به ‌شدت نارضی هستند. در چنین شرایطی، ترامپ در وضعیت دشواری قرار گرفته: هم یک توافق می‌تواند شکاف‌هایی در میان متحدانش ایجاد کند و هم ازسرگیری درگیری نظامی. در این میان شاهد هستیم فشار متحدان عرب امریکا نیز برای نیل به توافق در حال افزایش است. با این حال گروهی از تحلیلگران مدعی‌اند حتی توافق اولیه نیز لزوما به معنای کاهش فوری تنش‌ها یا بهبود سریع وضعیت اقتصادی نخواهد بود.  در واشنگتن نیز برخی دیپلمات‌ها و تحلیلگران بر این باورند که ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تمایلی به ازسرگیری جنگ نخواهد داشت. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که رییس‌جمهوری امریکا عملا نتیجه انتخابات را از پیش کم‌اهمیت تلقی کرده و نگران‌اند که مذاکرات تابستانی درنهایت به درگیری‌های پاییزی منتهی شود.

فارن افرز: توافق محدود کم‌هزینه‌ترین گزینه برای ترامپ؟

نشریه فارن‌افرز با انتشار گزارشی و با اشاره به قابل دوام نبودن وضعیت کنونی برای واشنگتن نوشت: نکته‌ای که درباره شخص ترامپ در قبال ایران نمی‌توان از نظر دور داشت این است که تصمیمات فردی او همچنان روند چانه‌زنی و مذاکرات را تضعیف می‌کند. برای دستیابی به یک توافق، ترامپ ناگزیر است ابتدا خواسته‌های خود را با واقعیت‌های جدید راهبردی تطبیق دهد؛ واقعیت‌هایی که اکنون بیش از گذشته به سود ایران تغییر کرده‌اند. در وهله اول این امر مستلزم آن است که واشنگتن از مواضع حداکثری خود در قبال برنامه هسته‌ای ایران عقب‌نشینی کند و برای همیشه از امید به تحمیل محدودیت بر توان موشکی ایران دست بکشد. همچنین برای آنکه هرگونه توافقی دوام و پایداری داشته باشد، ترامپ ناگزیر است با مشکلی روبه‌رو شود که طی ۱۸ ماه گذشته و در نتیجه اقدامات خود امریکا شکل گرفته و آن فقدان تضمین‌های معتبر و قابل اتکا است.  به نوشته این نشریه امریکایی، وادار کردن ایران به پذیرش یک توافق صرفا با تکیه بر تهدیدهای نظامی امکان‌پذیر نیست. این روند مستلزم آن است که واشنگتن بتواند ایران را متقاعد کند که همکاری با خواسته‌های امریکا و چشم‌پوشی از برنامه هسته‌ای، می‌تواند مانع از تکرار اقدامات خصمانه و حملات احتمالی امریکا و اسراییل در آینده شود. اما حمله به ایران در میانه مذاکرات و همچنین استفاده از ادبیات تهاجمی و تهدیدآمیز در فضای عمومی بیش از پیش توانایی واشنگتن برای ارایه تضمین‌هایی را که تهران برای پذیرش حتی حداقلی‌ترین نسخه از مطالبات امریکا به آن نیاز دارد، تضعیف کرده است.   با این حال، هنوز روزنه باریکی برای دستیابی به توافق وجود دارد؛ روزنه‌ای که عبور از آن مستلزم ارایه امتیازاتی ازسوی امریکا، هم در موضوع تنگه هرمز و هم در پرونده هسته‌ای است. تضمین‌های ضروری و قابل اعتماد می‌تواند در قالب‌های مختلفی ارایه شود؛ ازجمله طراحی یک روند مرحله‌ای که وضعیت تنگه هرمز را از مذاکرات هسته‌ای تفکیک کند و در برابر هر گام ایران در یکی از این دو حوزه، مشوق‌هایی مشخص درنظر بگیرد. همچنین بهره‌گیری از ضامن‌های ثالث، نظیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، می‌تواند به افزایش اعتبار و پایداری توافق احتمالی کمک کند.  به ادعای ناظران چنین توافقی ممکن است برای ترامپ خوشایند نباشد، اما در شرایط کنونی واشنگتن عملا تنها با مجموعه‌ای از گزینه‌های نامطلوب روبه‌رو است. تداوم یک بن‌بست نامحدود بر سر تنگه هرمز، به‌ تدریج موقعیت چانه‌زنی امریکا را تضعیف خواهد کرد، زیرا پیامدهای انباشته و فزاینده حذف نفت خلیج‌فارس از بازارهای جهانی، به مرور آشکارتر و سنگین‌تر می‌شود. ازسوی دیگر، تشدید تنش‌های نظامی از طریق حملات بیشتر نیز به احتمال زیاد ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. در مقابل، تهران به ‌احتمال فراوان با هدف قرار دادن زیرساخت‌های امریکا در حاشیه خلیج‌فارس به کنش‌های نظامی واشنگتن پاسخ خواهد داد.  افزون بر این، حتی اگر چنین چرخه‌ای از تشدید تنش شکل بگیرد، ترامپ درنهایت همچنان به یک توافق نیاز خواهد داشت؛ وضعیتی که بار دیگر مساله دشوار ارایه تضمین‌های معتبر به ایران را به کانون مذاکرات بازمی‌گرداند.  در ادامه یادداشت فارن‌افرز همچنین تاکید شده که البته گزینه دیگری نیز پیش روی رییس‌جمهور امریکا قرار دارد و آن توقف حملات و کنار کشیدن از بحران است آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه ناگزیرند به تنهایی با پیامدها و تبعات باقی‌مانده این منازعه مواجه شوند.  با این حال، این گزینه احتمالا از منظر سیاسی کم‌هزینه‌ترین راه‌حل برای ترامپ نیست؛ به‌ ویژه برای رییس‌جمهوری که ادعای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را به یکی از محورهای اصلی گفتمان و سیاست خود تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، دستیابی به توافقی محدود اما پایدار که بتواند ایالات‌متحده را از باتلاق کنونی خارج کند و همزمان مانع از شکل‌گیری دورهای جدید تقابل میان امریکا، اسراییل و ایران شود، کم‌هزینه‌ترین گزینه بد موجود برای ترامپ به شمار می‌رود؛ حتی اگر تحقق آن مستلزم پذیرش امتیازاتی دشوار ازسوی واشنگتن باشد. واقعیت آن است که این امتیازات بهای جنگی است که به اهداف مورد انتظار خود نرسیده و در نهایت ایالات‌متحده را در موقعیتی نامطلوب‌تر از زمان آغاز درگیری قرار داده است.  برای دستیابی به توافق، ترامپ ناگزیر است بی‌اعتمادی ایجاد شده در نتیجه اقدامات امریکا را ترمیم کند یا دست‌کم آن را در محاسبات خود لحاظ نماید. این امر مستلزم ارایه امتیازات پرهزینه از سوی واشنگتن است؛ امتیازاتی که هدف آنها متقاعد کردن ایران به این باشد که توافق با ایالات‌متحده، امنیت تهران را نسبت به وضعیت پیش از جنگ افزایش می‌دهد، نه کاهش.  این امتیازات می‌تواند شامل پیش‌دستی در ارایه منافع به ایران باشد؛ برای مثال، لغو فوری محاصره دریایی یا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در بانک‌های خارجی در ازای بازگشایی تنگه هرمز توسط تهران. همچنین، ایالات‌متحده می‌تواند در صورت موافقت ایران با تحویل اورانیوم با غنای بالا، کاهش محدود تحریم‌ها را نیز در همان مراحل ابتدایی درنظر بگیرد، چراکه جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که از آنچه ترامپ تصور می‌کرد بسیار مقاوم‌تر و تاب‌آورتر است.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها