کد خبر: 769970
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۲ ۱۰:۰۵:۵۰
| |

یادداشت جاوید قربان‌اوغلی در روزنامه اعتماد:

تحت هیچ شرایطی از میز مذاکره کنار نکشیم

جاوید قربان اوغلی تاکید کرد: تحت هیچ شرایطی از میز مذاکره کنار نکشیم.

تحت هیچ شرایطی از میز مذاکره کنار نکشیم
کد خبر: 769970
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۲ ۱۰:۰۵:۵۰

جاوید قربان اوغلی در یادداشتی با عنوان «ملاحظاتی درباره آینده جنگ رمضان» در روزنامه اعتماد نوشت: توقف دو هفته‌ای جنگ فرصتی را فراهم کرده تا با نگرش در شرایط کنونی روابط بین‌الملل راهکارهایی برای تحقق هدف اعلام شده کشور برای خاتمه نهایی جنگ مطرح شود. شرط اصلی ایران برای پذیرش هرگونه آتش‌بس   جلوگیری از جنگ مجدد بود. این شرط به طور متواتر از زبان مسوولان کشور در رده‌های سیاسی و نظامی اعلام شد. هر چند در طرح 10 بندی این موضوع به صراحت ذکر نشد ولی مشخص است که هدف نهایی تصمیم‌سازان نظام در کنار تحقق بندهای اعلامی، اخذ تضمینی برای وادار کردن امریکا به برقراری آتش‌بس پایدار (اگر نگوییم صلح پایدار)  است. در همین راستا و برای تحقق چنین هدف ارزشمندی موارد زیر را می‌توان به عنوان راهکار برشمرد.

۱- همان‌طور که در جنگ جدی بودیم، در صلح نیز جدی باشیم- جنگ رمضان و ایضا جنگ ۱۲ روزه سه ضلع دارد. امریکا، اسراییل و ایران. اهداف دو خصم مقابل ایران یکسان نیست. اسراییل خواهان فروپاشی، سرنگونی،  تغییر نظام و درنهایت تجزیه ایران است. در حالی که اهداف امریکا حداقل در آنچه از رصد موارد اعلام شده توسط ترامپ بر می‌آید شامل انهدام قطعی تاسیسات هسته‌ای، انصراف ایران از برنامه غنی‌سازی (برچیدن تاسیسات و غنی‌سازی صفر) است.  به باور نگارنده  غرض اصلی ترامپ از به کار بردن واژه تسلیم و تغییر نظام که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان از زبان ترامپ اعلام شد در واقع به باور ترامپ با پذیرش شرایط فوق از سوی ایران تغییر نظام (روی کار آمدن رهبران واقع‌گرا البته) محقق شده و نیازی برای گام موردنظر اسراییل( فروپاشی و تغییر نظام) نیست. مضافا اینکه در راهبرد امریکا هدفی که نتانیاهو در پی آن است به دلیل تبعات و تاثیرات آن در سطح بین‌المللی در استراتژی امریکا در قبال ایران جایی ندارد. 

۲- دشمن را تحقیر نکنیم- دنیا به این نکته معترف است که امریکا در جنگ نه تنها پیروز نشد بلکه شکست خورد.

 آنهایی که باید بفهمند چه کسی پیروز نبرد رمضان بود، می‌فهمند، می‌نویسند و می‌گویند. کاملا قابل درک است که برای تهییج مردم نیازمند اعلان پیروزی هستیم. بل این حال می‌توان هم عنصر تهییج غرور ملی را داشت و هم دشمن را تحقیر نکرد.

تحقیر دشمنی که از همه امکانات کشتار وسیع، انهدام بی‌حد و حصر زیرساخت‌ها و حتی استفاده از تسلیحات غیرمتعارف برخوردار است، نتیجه‌ای جز سوق دادن او به دست زدن به جنایت‌های جنگی نخواهد داشت. لذا مرزبندی بین رجزخوانی (که از الزامات نگه داشتن مردم در صحنه است) و درک واقعیت‌های میدان با درنظر داشت احتمال شکست آتش‌بس و آغاز مجدد درگیری از ضرورت‌های مدیریت دوران آتش‌بس موقت است.

۳- امریکا و اسراییل؛  بازندگان جنگ

روشن است که در بادی امر و براساس برآوردهای اولیه خسارت‌های ایران در جنگ (تلفات انسانی و انهدام امکانات کشور) بیشتر از دو کشور متخاصم است. نگارنده تخصصی در امور نظامی ندارد و این گمانه‌زنی منتج از آمار اعلام شده است. ایران خسارات سنگینی در جنگ رمضان متحمل شد. میزان خسارت‌های اسراییل باتوجه به سانسور بسیار شدید محل اصابت موشک‌ها و پهپادها قطعا بیشتر از آنچه که گفته می‌شود، است. در مورد امریکا نیز هر چند تلفات انسانی اعلام شده ۱۳ نفر  اندک می‌نماید، با این وجود انهدام زیرساخت‌ها و تجهیزات پایگاه‌های این کشور  در منطقه فراتر از انتظار و برآوردهای اولیه تحلیلگران اطلاعاتی و نظامی واشنگتن است. با این وجود معیار سنجش نتیجه جنگ با وجود اهمیت این موارد، تحقق اهداف جنگ است. با نظر داشت این مورد، امریکا و اسراییل دو بازنده (ولو موقت) جنگ رمضان هستند، چراکه هیچ یک از اهداف اعلام شده این دو محقق نشد.

تحولات آخرین روزهای جنگ با وجود اخبار منتشر شده هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگر چنانچه گفته می‌شود عملیات امریکا در حوالی اصفهان  با آن حجم تجهیزات با شکست خفت‌بار روبه‌رو شده باشد، قطعا در تصمیم واشنگتن برای‌ پذیرش آتش‌بس موقت و حتی در برنامه‌ریزی برای ازسرگیری جنگ تاثیرگذار بوده و خواهد بود. 

۴- خنثی‌سازی اسراییل در جلوگیری از توافق 

اسراییل مخالف آتش‌بس، توقف جنگ، توافق ایران و امریکا و کلا هر اقدامی است که به‌زعم خود این فرصت طلایی برای نابودی ایران را ازدست بدهد. لذا طبیعی است که از هیچ اقدامی برای دستیابی به توافق بین دوضلع دیگر این جنگ دریغ نکند. حمله بی‌سابقه به لبنان و کشتار وسیع دقیقا با این هدف طراحی و اجرا شد. به‌زعم نتانیاهو، ایران در مقابل این تهاجم ساکت نمی‌ماند و وادار به واکنش می‌شد و این یعنی ازسرگیری جنگ. عکس‌العمل هوشمندانه ایران این طرح را نقش بر آب کرد، اما این هنوز آغاز ماجراست و نمی‌توان از مکر نتانیاهو غافل شد.

راهکار خنثی‌سازی این چاشنی آماده انفجار را باید در محتوا و هدفگذاری مذاکرات جست‌وجو کرد. به یقین اسراییل بدون همراهی امریکا قادر به شروع جنگ نیست و حتی در صورت ارزیابی نادرست و اقدام به تهاجم مجدد، بدون حمایت امریکا حتی برای یک هفته قادر به ادامه آن نیست، بنابراین تمام تلاش ایران باید متمرکز بر بهره جستن از شکاف‌های واشنگتن-تل‌آویو در رابطه با ما باشد، چراکه همان‌طور که پیش‌تر گفته شد با وجود درهم تنیدگی غیرقابل انکار این دو و حمایت غیرقابل انکار امریکا از اسراییل فارغ از اینکه کدام یک از دو حزب کاخ سفید را دراختیار دارد، اهداف این دو بر هم منطبق نیست. جنگ رمضان شکاف در این اهداف را نمایان‌تر ساخته و صداهای مخالف از سطح رسانه‌ها و اندیشکده‌ها به مراکز تصمیم‌گیری امریکا (کنگره) تسری پیدا کرده است.

ناگفته پیداست که پس از تجربیات شکست خورده دو دور مذاکرات منتهی به جنگ و در فضای هیجانی پس از جنگ رمضان و علی‌الخصوص شهادت بالاترین مقام کشور در خلال این جنگ، حتی سخن گفتن از توافق و مصالحه بسیار سخت و دشوار است تا چه رسد به انجام این فعل.

واقع‌گرایی که اصل بنیادین علم سیاست و سیاستگذاری است، نیازمند عبور از شرایط هیجانی و تصمیم‌سازی براساس واقعیات زمینی و محاسبه هزینه- فایده است.

٭  اگر برآورد امکانات و تجهیزات این نتیجه قطعی را به دست می‌دهد که در صورت ادامه جنگ امریکا و اسراییل وادار به قبول شکست خواهند شد، عقل سلیم حکم می‌کند که این گزینه در دستور کار قرار گیرد. در صورت عدم قطعیت این گزینه ضروری است بین دو گزینه: 

٭ توافق موقت برای آمادگی بیشتر 

٭ توافقی که برای مدتی طولانی ایران را از انتخاب جنگ یا ورود بالاجبار به آن دور سازد، به بیان دیگر انتخاب سخت ‌و متضمن «صلح پایدار» یکی را برگزید.

۵- با فرض ترجیح انتخاب دوم 

 ضرورت‌ها و راهکارهای تحقق صلح پایدار را می‌توان در موارد زیر فهرست‌وار بیان کرد:

٭ بدون هیچ حب و بغض برداشت کلی (در سطح جهان) از ۴۰ روز جنگ این‌گونه است:

    امریکا و اسراییل به اهداف خود نرسیدند (فروپاشی و تسلیم)

    ایران در مقابل دو قدرت بزرگ ایستاد و از این منظر پیروز میدان است.

    واکنش مردم ایران در تاب‌آوری و حمایت از نظام سیاسی خارق‌العاده و شگفت‌انگیز و دور از انتظار بود. 

٭ تا قبل از جنگ اخیر:  

    خواسته امریکا انحصارا موضوع هسته‌ای (در همه ابعاد آن) بود.

    در خلال جنگ موضوع تنگه هرمز به مطالبه امریکا افزوده شد (به دلیل اقدام ایران در تنگه)

٭ اسراییل برای ساقط کردن نظام برنامه داشت (و دارد) 

٭ نظر غالب در سطح جهان این است که:

    امریکا و ایران خواستار ادامه جنگ نیستند.

    ترامپ در پی امتیاز دندان‌گیری است که بتواند با ادعای پیروزی از جنگ بیرون بیاید.

    اسراییل تماما تلاش می‌کند مانع این تصمیم ترامپ (توافق و خروج از جنگ) شود. 

٭ پذیرش روایت شمولیت لبنان به آتش‌بس ازسوی ترامپ و فشار به نتانیاهو برای پذیرش آن نمایانگر ترجیح منافع امریکا ازسوی ترامپ بود. 

٭  ابتکار محاصره دریایی

    از منظر ترامپ جواب داده و ایران تحت فشار است.

    واکنش تند ایران به این اقدام تا حد معتنابهی ظن برداشت ترامپ را تقویت می‌کند. 

٭ کلید گذر از بن‌بست مذاکرات علی‌الظاهر در گرو حل بحران تنگه هرمز است. 

    ایران تنگه را بازگشایی کند (البته با ملاحظات شرایط جنگ و عدم گذر کشتی‌های جنگی) 

    امریکا محاصره دریایی را کنار بگذارد. 

6- در صورت پذیرش موارد فوق‌الذکر:

٭ نباید بگذاریم شرایط «برداشت پیروزی» از دست برود.

٭ تنگه را به بحران بین‌المللی که می‌تواند موجب «اجماع بین‌المللی علیه ایران» تبدیل نکنیم.

    فرصت مذاکره را به «تثبیت پیروزی در میدان» تبدیل کنیم .

    لذا تحت هیچ شرایطی از میز مذاکره کنار نکشیم.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها