کد خبر: 769781
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۱ ۱۲:۱۵:۰۰
| |

هشدار یک اصلاح‌طلب درباره شکست مذاکرات / مذاکره ادامه مقاومت است

اسماعیل گرامی‌مقدم گفت: مذاکره نه میدان تسویه‌حساب سیاسی، بلکه امتداد همان مقاومت ملی در سطحی دیگر است. اهمیت این نکته در آن است که پیروزی در میدان نظامی، اگر با دستاوردی مناسب در میز مذاکره همراه نشود، ممکن است ناتمام بماند. یک ملت برای حفظ عزت و منافع خود، باید هم در برابر تجاوز بایستد و هم در لحظه گفت‌وگو، منسجم و هوشمند عمل کند.

هشدار یک اصلاح‌طلب درباره شکست مذاکرات / مذاکره ادامه مقاومت است
کد خبر: 769781
|
۱۴۰۵/۰۲/۰۱ ۱۲:۱۵:۰۰

اسماعیل گرامی‌مقدم در یادداشتی با عنوان «دیپلماسی ادامه مقاومت است» در روزنامه اعتماد نوشت: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به صحنه‌ای از تناقض‌ها، بحران‌ها و بی‌اعتمادی‌های عمیق شبیه شده است؛ جهانی که در آن، به جای تثبیت قواعد حقوقی و اخلاقی، منطق زور و بی‌ثباتی رو به گسترش است. رخدادهایی چون جنگ غزه و حمله به ایران در میانه مذاکرات، نشانه‌ای روشن از افول نظم مبتنی بر قانون و اخلاق در روابط بین‌الملل است. آنچه امروز در برابر چشم جهان قرار دارد، نه پیشرفت به سمت صلح و همگرایی، بلکه حرکت به سوی نوعی هرج‌ومرج ساختاری است که در آن قدرت‌های بزرگ می‌توانند بی‌اعتنا به اصول انسانی و حقوقی، سرنوشت ملت‌ها را تحت فشار قرار دهند. دو نگاه مشهور در نظریه روابط بین‌الملل وجود دارد: از یک‌سو دیدگاه خوش‌بینانه‌ای که با نام فرانسیس فوکویاما شناخته می‌شود و بر «پایان تاریخ» و گسترش تدریجی لیبرال‌دموکراسی تأکید داشت؛ و از سوی دیگر، تحلیل بدبینانه‌تری که رابرت کاپلان پیش کشید و آینده جهان را بیشتر شبیه میدان رقابت، آشوب و قانون جنگل می‌دید. واقعیت امروز، بیش از آنکه مؤید رویای نظم لیبرال باشد، به پیش‌بینی کاپلان نزدیک شده است.

جهانی را می‌بینیم که در آن ممکن است یک کشور در حال مذاکره، ناگهان با حمله نظامی مواجه شود؛ زیرساخت‌هایش هدف قرار گیرد و در نهایت، مهاجمان بدون پاسخگویی جدی از کنار فاجعه عبور کنند. در این چارچوب، حمله به ایران فقط یک رخداد نظامی یا امنیتی تلقی نمی‌شود، بلکه نشانه‌ای از شکسته ‌شدن مرزهای اخلاقی در سیاست جهانی است. آنچه بر ایران گذشته، صرفا یک منازعه معمول نیست، بلکه اقدامی است که مصداق روشن نقض حقوق بین‌الملل و حتی جنایت جنگی است. هدف قرار گرفتن خانه‌ها، کارخانه‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های حیاتی مبین این واقعیت است که در جهان امروز، حتی اصول اولیه انسانیت نیز در معرض فراموشی قرار گرفته‌اند. در چنین فضایی، سکوت یا عادی‌سازی این رخدادها، به معنای پذیرش تدریجی بی‌قانونی خواهد بود. ایران در برابر فشار خارجی تنها با ابزار نظامی نمی‌ایستد، بلکه با پشتوانه‌ای از اراده عمومی، هویت تاریخی و ظرفیت‌های داخلی توان مقاومت پیدا می‌کند. این ایستادگی نه صرفا یک واکنش دفاعی، بلکه نوعی فرهنگ سیاسی است.

 فرهنگی که در آن مردم و حاکمیت می‌توانند در لحظه‌های سخت، حول منافع ملی به تفاهم برسند و از عبور کشور از بحران جلوگیری کنند. از همین‌رو، ایران می‌تواند به نمونه‌ای از ایستادگی یک ملت در برابر منطق زور تبدیل شود. اما این مقاومت اگر قرار است به  نتیجه‌ای پایدار برسد، باید در عرصه دیپلماسی نیز تداوم پیدا کند. همان‌گونه که مردم و نیروهای کشور باید پشت جبهه دفاعی بایستند، باید پشت تیم مذاکره‌کننده نیز قرار بگیرند. مذاکره در شرایط فشار خارجی، زمانی می‌تواند منافع ملی را حفظ کند که از اختلافات جناحی و رقابت‌های باندی دور بماند. هر نوع دخالت یا فشار داخلی که منافع گروهی را بر منافع ملی ترجیح دهد، در نهایت به زیان امنیت ملی تمام می‌شود.

از این منظر، مذاکره نه میدان تسویه‌حساب سیاسی، بلکه امتداد همان مقاومت ملی در سطحی دیگر است. اهمیت این نکته در آن است که پیروزی در میدان نظامی، اگر با دستاوردی مناسب در میز مذاکره همراه نشود، ممکن است ناتمام بماند. یک ملت برای حفظ عزت و منافع خود، باید هم در برابر تجاوز بایستد و هم در لحظه گفت‌وگو، منسجم و هوشمند عمل کند.

رسیدن به نتیجه‌ای «سرافرازانه» هدف نهایی هر نوع مذاکره‌ای است. نتیجه‌ای که در آن نه‌تنها کشور از تهدید عبور کند، بلکه بتواند از دل بحران، موقعیتی محترم‌تر و پایدارتر به دست آورد. بنابراین، دیپلماسی موفق ادامه همان مقاومت است؛ مقاومتی که این‌بار با زبان مذاکره و منطق سیاسی صورت‌بندی می‌شود. در جهانی که قانون و اخلاق تضعیف شده‌اند، کشورها تنها با تکیه بر مردم، انسجام ملی و حمایت از نمایندگان رسمی خود می‌توانند از منافعشان دفاع کنند. ایران، اگر بخواهد از این پیچ تاریخی عبور کند، ناگزیر است هم در میدان قدرت و هم در میدان گفت‌وگو، یکصدا و یکدل بماند.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها