در گفتوگو با اعتماد
عبدالکریمی: دختران و پسرانی که در جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشتند برای رهبر شهید اشک میریزند
بیژن عبدالکریمی گفت: دختر و پسرانی که پیشتر در جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشتند، اکنون نسبت دیگری پیدا کردهاند و وقتی رهبر انقلاب شهید شده است، برای او اشک میریزند و احساس همبستگی عمیقتری دارند.
بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
- بعد از جنگ ۴۰ روزه، جامعه ایران تحول ژرفی پیدا کرده تا جایی که در آستانه یک رنسانس بزرگ است. سطح خودآگاهی ملی و تاریخی بالا رفته و بسیاری از جریانات پوشالی بودن روایتهایی که از رخدادها داشتند را تغییر دادهاند. روایتهای قبلی، به ویژه روایتهای ساخته شده در فضای مجازی آشکار شدهاند و نسبتها به شدت تغییر کرده است. افرادی که ایست بازرسیهای بسیج را مزاحمت میدانستند، امروز به استقبال این نیروها میروند، چرا که در راستای امنیت خود میدانند.
- افرادی که نیروهایی مثل سپاه را به عنوان نیروهای رادیکال میدیدند، اکنون کاملا تغییر نگرش داده و آنها را اصیلترین نیروهای دفاع از کشور میدانند.
- دختر و پسرانی که پیشتر در جنبش زن، زندگی، آزادی حضور داشتند، اکنون نسبت دیگری پیدا کردهاند و وقتی رهبر انقلاب شهید شده است، برای او اشک میریزند و احساس همبستگی عمیقتری دارند. مردم احساس میکنند باید با تمام وجود در میدان حضور داشته باشند تا بتوانند از حاکمیت ملی و استقلال سیاسی کشور دفاع کنند. این دستاوردها بسیار بزرگ هستند و جامعه ایران هرگز به شرایط پیش از این تحولات بازنخواهد گشت.
- این دوره نقطه عطف تاریخی است که باید سطح انتظار جامعه و گفتمانها با شرایط تازه هماهنگ شود تا دچار عقبافتادگی تاریخی نشویم.
- در جامعه یکسری «ریزشها و رویشها» به شکل عمیقتری در حال رخ دادن است. اینکه چند هنرمند یا خواننده و اندیشمند بازگردند یا نه یا حکومت و دولت از بعضی هنرمندان دعوت کند یا نکند، در اصل موضوع تفاوت جدی ایجاد نمیکند. البته اینها به عنوان نماد تغییرات قابل توجه است. اینکه سیستم قصد کرده نگاه خود را به برخی نادیده انگاشته شدهها تغییر داده و آنها را به ایران دعوت کند، اتفاق نمادین و مناسبی برای تغییر و اصلاح است. اما مساله مهمتر این است که در سطح اجتماعی، تغییرات عمیق و گستردهای در جریان است که ایران را به سمت پیش میراند.
- باید کشور را از دست الیگارشها نجات بدهیم. همچنین در دیپلماسی نباید اجازه بدهیم که میدان تابع دیپلماسی باشد، بلکه دیپلماسی باید تابع میدان باشد. این دو گزاره باید مکمل هم باشند. جریانات وابسته در فرهنگ، دیپلماسی و اقتصاد دیگر جایگاهی در جامعه ندارند و جامعه دیگر پذیرای گفتمان وابسته ها نخواهد بود.
- اپوزیسیون ایران در دوره اخیر یکی از مبتذلترین اپوزیسیونها، نه فقط در تاریخ ایران، بلکه در تاریخ جهان بوده است. آنها همه اصول و پرنسیپها را زیر پا گذاشتهاند و مانند بازیگرانی عمل کردهاند که همه چارچوبها را شکستهاند. این جریان با دشمن ملت و کشور همکاری کرده و ارتباط واقعی با جامعه ندارد؛ بیشتر از فضای مجازی و الگوریتمها استفاده میکند، چون در جامعه ایرانی پایگاه اجتماعی ندارد، از این رو به نیروهای خارجی و حتی سربازان امریکایی و اسراییلی متوسل میشود. یکی از نتایج مهم این جنگ این بوده که تومار این جریان در هم پیچیده شده و دیگر در جامعه اثرگذاری ندارد. در نهایت اینها بازندهترین جریان در این جنگ معرفی میشوند.
- این طیف که از خیابان و میدان آمدهاند و فداکاری کردهاند، حق دارند درباره مذاکره نگران باشند، چون به تجربه تاریخی، امریکاییها و اسراییلیها اهل مذاکره واقعی نیستند و ممکن است در زمان مذاکره حمله یا ترور کنند. اما این نگرانیها باید در راستای منافع ملی باشد.
- مذاکرات زیر نظر شورای عالی امنیت ملی، رهبری، سپاه و ارتش انجام میشود و باید به تصمیمگیرندگان کشور اعتماد کرد. نباید با اختلافات جناحی، وحدت ملی و دستاوردهای کشور را تضعیف کرد. ایران شاید نیاز به «تنفس» و بازسازی داشته باشد. بخشی از مردم نگرانند، چون امریکاییها و اسراییلیها نشان دادهاند که اهل مذاکره واقعی نیستند و در لحظههای حساس ضربه میزنند.
- من به آینده ایران خوشبینم و معتقدم این جنگ ما را به شدت به پیش برده است. نیروهای اصیل اجتماعی را در صحنه جامعه آشکار کرد و دست نیروهای دروغینی که به واسطه فضای مجازی و الگوریتمهای تدارک دیده شده نهادهای اطلاعاتی غربی و دشمنان کشور اعلام موجودیت میکردند و جولان میدادند، رو شد. نیروهای اصیل انقلاب و رسانههای مرتبط با آنان باید سخنگوی محرومان و نادیده انگاشتهشدگان باشند تا کشور یک گام دیگر به پیش برود.
دیدگاه تان را بنویسید