کد خبر: 768922
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۶ ۱۱:۵۷:۰۰
| |

دکتر نگاهداری در یادداشتی تبیین کرد؛

ایران در لحظه جهش تمدنی؛ ضرورتِ «چشم انداز ایرانِ جوان»

رییس مرکز پژوهش های مجلس، با بیان اینکه تحولات میدانی و امنیتی اخیر قدرت منطقه ای ایران را به سطح جدیدی ارتقا داد تصریح کرد که ایران در لحظه ای تاریخی قرار دارد؛ لحظه ای که در آن، قدرت ژئوپلیتیکی تقویت شده، ظرفیت های مردمی بروز یافته، رهبری جوان مستقر شده و محیط منطقه ای آماده پذیرش نقش آفرینی گسترده تر ایران است. این فرصت می تواند بنیان چشم انداز «ایران جوان» را بنا کند.

ایران در لحظه جهش تمدنی؛ ضرورتِ «چشم انداز ایرانِ جوان»
کد خبر: 768922
|
۱۴۰۵/۰۱/۲۶ ۱۱:۵۷:۰۰

رییس مرکز پژوهش های مجلس، با بیان اینکه تحولات میدانی و امنیتی اخیر قدرت منطقه ای ایران را به سطح جدیدی ارتقا داد تصریح کرد که ایران در لحظه ای تاریخی قرار دارد؛ لحظه ای که در آن، قدرت ژئوپلیتیکی تقویت شده، ظرفیت های مردمی بروز یافته، رهبری جوان مستقر شده و محیط منطقه ای آماده پذیرش نقش آفرینی گسترده تر ایران است. این فرصت می تواند بنیان چشم انداز «ایران جوان» را بنا کند.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دکتر بابک نگاهداری، رییس مرکز پژوهش‌های مجلس، در یادداشتی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین چالشهای امروز ایران، نه کمبود ظرفیت، بلکه نبود یک چشم‌انداز و تصویر ملی منسجم متناسب با عصر جدید است عنوان کرد که برای تحقق چنین چشم‌اندازی، باید ابزارهای رسانه‌ای و اجتماعی در تراز ملی طراحی شود.

متن این یادداشت به شرح زیر است؛

تحولات چند سال اخیر در محیط بین‌المللی نشان می‌دهد که جهان وارد دوران دوره‌ای نوینی شده است؛ دوره‌ای که قواعد و هندسه قدرت دگرگون شده و کشورها در حال بازتعریف مدل‌های خط مشی گذاری و چشم‌اندازهای راهبردی خود هستند. تحلیل‌های آینده‌پژوهانه از سال‌ها پیش وقوع یک جنگ گسترده را در حوالی سال ۲۰۲۸ پیش‌بینی کرده بودند؛ جنگی که ناشی از تغییر نظم جهانی و کاهش توانایی آمریکا در حفظ ساختارهای قدیمی قدرت است.

غرب برای به‌تعویق‌انداختن نظم جدید، تلاش کرد راهبردهای امنیت ملی خود در سطوح مختلف بازطراحی کند، اما سرعت تغییرات بنیادبرافکن و شدت گرفتن عملگرایی لابی‌های صهیونیستی جنگ را پیش انداخت.

جنگ‌ها همواره تاریخ‌ساز بوده‌اند؛ نه فقط به‌دلیل تغییر جغرافیای قدرت، بلکه از آن رو که فیزیک و متافیزیک جهان را تغییر می‌دهند و بازیگران تازه‌ای را در صحنه ظاهر می‌سازند. امروز نیز چنین وضعیتی در حال وقوع است و ایران باید خود را بر اساس این واقعیت نوین، بازآرایی کند.

در این دوره، جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران دستخوش تغییراتی مثبت و کم‌سابقه شده است. مجموعه‌ای از عوامل شامل تقویت ظرفیت‌های مردمی، ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی مانند تنگه هرمز، تضعیف هژمونی آمریکا در منطقه، افزایش اهمیت معادلات انرژی و نیز تحولات داخلی نظیر شکل‌گیری رهبری جدید و حضور فعال مردم، فرصت کم‌نظیری را برای ایران ایجاد کرده است. پس از شهادت رهبر انقلاب، خون تازه ای در کالبد ملت ایران جریان پیدا کرد. تحولات میدانی و امنیتی اخیر نیز قدرت منطقه‌ای ایران را به سطح جدیدی ارتقا داد و موجب شد کشورهای اروپایی نیز مسیر خود را از آمریکا جدا کنند. هم‌زمان، بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس با فرسایش کارآمدی چشم‌اندازهای خود روبه‌رو شده‌اند و «پوشالی بودن» بخش مهمی از ادعاها چشم اندازهای آنان آشکار شده است. در این میان، ایران نه‌تنها قدرت خود را حفظ کرده، بلکه توانسته است بر قوام و دامنه نفوذ منطقه‌ای خود بیافزاید.این وضعیت، ظرفیت جدیدی را برای جهش ایران در نظم در حال ظهور ایجاد کرده است.

تاریخ معاصر ایران نیز نشان می‌دهد که مقاطع حساس می‌توانند سرآغاز دوره‌ای تازه‌ای از تحول باشند. انقلاب اسلامی با ایده امام خمینی رحمه الله علیه، ایران را به دوران جدیدی وارد کرد. طی سال‌های گذشته نیز ظرفیت جدید برای کشور ایجاد شده بود. پیام‌های رهبر شهید انقلاب، بویژه پیام سال ۱۳۹۴ درباره پایان موجودیت رژیم صهیونیستی، نشان‌دهنده تلاش برای بازتعریف افق راهبردی نظم جدید در حال ظهور بود. اما اکنون، خون آورد رهبری و فرماندهان و حضور و بعثت مردم،این مسیر را وارد مرحله‌ای تازه کرده و تصویر ایران را قدرت‌بخش‌تر از همیشه ساخته است. در چنین شرایطی، تدوین یک چشم‌انداز ملی که بتواند همه ظرفیت‌ها را در مسیر واحدی هماهنگ کند، ضرورتی انکارناپذیر است.

یکی از مهم‌ترین پیش نیازهای این چشم انداز، ظرفیت مردم و مشارکت مردمی در مقیاس ملی است. همانطور که رهبر انقلاب به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد امت فرمودند. «این روزها خیلی‌‌ها نگاهی تمدنی را با چشم دوختن به افق‌های دوردست تجربه می‌کنند و برای خود تصویری نه موهوم بلکه متکی به واقعیات حال و آینده خلق می‌کنند». پویش‌هایی مانند «جانفدا» نشان دادند که اگر میدان فراهم باشد،  میلیون‌ها نفر را در یک حرکت مشترک بسیج خواهند شد و «این گونه است که هر ناظری رشد سریع و معجزه‌وار این ملت را درک میکند». این تجربه یادآور روزهای ابتدایی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ است؛ زمانی که امام توانست ظرفیت‌های مردم را در قالب نهادهای نوینی هدایت کند: بسیج، سپاه، کمیته امداد، حساب ۱۰۰ امام. اکنون نیز، شرایط کشور ایجاب می‌کند مسیرهای جدیدی برای مشارکت مردم در پیشرفت کشور جریان پیدا کند.

پس از جنگ رمضان بخشی از زیرساخت‌های ملی، صنعتی و اقتصادی کشور  آسیب دیده‌اند و بازسازی آن‌ها نیازمند سازوکاری فراتر از دولت است. مدل‌های مشارکت‌محور مردمی با مأموریت‌های نوین، می‌توانند ابزارهایی مؤثر برای مشارکت خرد و کلان مردم در سازندگی کشور باشند. تجربه نشان داده هر جا ظرفیت مردم فعال شده، کشور توانسته گام‌های بزرگی بردارد؛ از دفاع مقدس تا جنگ تحمیلی سوم. بنابراین، بازطراحی سازوکارهای مشارکت مردمی باید یکی از محورهای بازسازی و پیشرفت ایران در پساجنگ باشد.

با این حال، یکی از مهم‌ترین چالشهای امروز ایران، نه کمبود ظرفیت، بلکه نبود یک چشم‌انداز و تصویر ملی منسجم متناسب با عصر جدید است. دوره چشم‌انداز فعلی رو به پایان است و تطابق آن با مقتضیات ایران و جهان امروز کاهش یافته است. تداوم حرکت کشور بدون یک چشم‌انداز تازه، سبب پراکندگی اقدامات، کاهش کارآمدی و از دست‌رفتن بخش مهمی فرصت تاریخی فعلی خواهد شد.

چشم‌انداز جدید نباید صرفاً یک متن رسمی باشد، بلکه باید یک «ایده راهبردی ملی» باشد؛ ایده‌ای که بتواند تبدیل به گفتمان، مطالبه، مشارکت و برنامه شود. این چشم‌انداز باید ایران آینده را در قالب «ایران تمدنی، مردمی و نوآفرین» تعریف کند؛ ایرانی که نه‌ فقط بازیگری در چارچوب مرزهای جغرافیایی، بلکه قدرتی شبکه‌ای، منطقه‌ای و اثرگذار در صحنه بین‌المللی است.

برای تحقق چنین چشم‌اندازی، باید ابزارهای رسانه‌ای و اجتماعی در تراز ملی طراحی شود. چشم‌انداز بدون اجماع‌سازی، به سندی اداری تبدیل می‌شود که در بایگانی باقی می‌ماند. تجربه کشورهای موفق نشان داده است که روایت‌سازی و آماده سازی ادراک عمومی، مقدمه اصلی تحقق تحول ملی است. رسانه‌ای که مأموریت آن تبیین چشم‌انداز ایران جدید، روایت‌سازی از ظرفیت‌های مردمی و توضیح جایگاه جدید ایران در منطقه باشد. این رسانه باید در سطحی باشد که بتواند گفتمان عمومی را شکل دهد و مردم را در موقعیت «بازیگر» قرار دهد.

چشم‌انداز آینده ایران در شرایط پساجنگ و در گام دوم انقلاب اسلامی باید به‌عنوان رکن امنیت ملی تلقی شود. در دوره‌ای که جنگ‌ها و بحران‌ها ساختار قدرت را دگرگون می‌کنند، کشوری که فاقد چشم‌انداز باشد، ناچار به واکنش‌های مقطعی و بدون جهت‌گیری بلندمدت می‌شود. در این معنا، تدوین چشم‌انداز جدید نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه اقدامی امنیتی، ملی و راهبردی است.

در نهایت باید گفت ایران در لحظه‌ای تاریخی قرار دارد؛ لحظه‌ای که در آن، قدرت ژئوپلیتیکی تقویت شده، ظرفیت های مردمی بروز یافته، رهبری جوان مستقر شده و محیط منطقه‌ای آماده پذیرش نقش‌آفرینی گسترده‌تر ایران است. این فرصت می‌تواند بنیان چشم انداز «ایران جوان» را بنا کند؛ اما تنها در صورتی که با چشم‌انداز دقیق و الهام بخش، سازوکارهای تازه و مشارکت نهادمند مردم همراه شود.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها