اختصاصی «اعتماد آنلاین»:
هشدار یک کارشناس: ترامپ بهدنبال عملیات پرمخاطره در ۳ تا ۴ هفته آینده؟
یک کارشناس مسائل سیاست خارجی مطرح کرد: شواهد نشان میدهد که ترامپ بهدنبال اجرای یک عملیات پرمخاطره اما محدود در بازه زمانی کوتاه است گزینهای که میتواند بهعنوان مسیر سوم در میان دو راهکار «پایان جنگ» یا «تشدید کامل درگیری» مورد توجه قرار گرفته باشد.
دیاکو حسینی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار اعتماد آنلاین به ارزیابی استراتژی ایران در قبال تنگه هرمز و پیامدها و امتیازات ناشی از آن پرداخت و اظهار کرد: ایران همانگونه که پیشتر بارها اعلام کرده، در شرایط جنگی عبور و مرور از تنگه هرمز را بهصورت گزینشی و در چارچوب حقوق خود کنترل میکند و از تردد کشتیهای متعلق به کشورهای متخاصم جلوگیری به عمل میآورد. از اینرو، تعبیر «انسداد تنگه هرمز» چندان دقیق نیست و «کنترل گزینشی» توصیف مناسبتری از این وضعیت به شمار میرود.
وی افزود: این اقدام به شکلی کاملاً غیرمنتظره برای ایالات متحده آمریکا و سایر کشورها رخ داده است. پیشبینی آنها این بود که ایران در صورت اقدام، نهایتاً از طریق روشهایی مانند غرق کردن کشتیها، تنگه را مسدود کند؛ سناریویی که طی سالها در قالب بازیهای جنگی و شبیهسازیهای نظامی بررسی و برای آن راهکارهایی نیز پیشبینی شده بود. اما آنچه پیشبینی نشده بود، توانایی ایران در اعمال این نوع کنترل گزینشی از طریق پهپادها یا موشکهای کروز و تبدیل تنگه به یک ابزار سیاسی مؤثر، فراتر از یک موضوع صرفاً نظامی، بود.
حسینی با اشاره به جنبههای نوآورانه این رویکرد تصریح کرد: این اقدام از حیث ابتکار و تازگی قابل توجه است. با این حال، باید توجه داشت که تداوم چنین وضعیتی در شرایط صلح میتواند مخاطراتی برای ایران به همراه داشته باشد؛ چراکه با اصل «عبور بیضرر» در حقوق بینالملل در تعارض است و از منظر سیاسی این برداشت را ایجاد میکند که ایران بر سهم قابل توجهی از منابع انرژی جهان اشراف دارد؛ موضوعی که برای بسیاری از قدرتهای بزرگ قابل پذیرش نیست و میتواند زمینهساز شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران و در نتیجه، تهدیدی برای شرایط سیاسی و اقتصادی کشور باشد.
وی در عین حال تأکید کرد: در شرایط جنگی، این اقدام قابل دفاع است و ایران این حق را برای خود قائل است. نحوه اجرای این سیاست نیز هوشمندانه بوده؛ بهگونهای که در عین باز بودن تنگه، امکان اعمال حاکمیت فراهم شده و از عبور کشتیهایی که میتوانند به تقویت اقتصاد کشورهای متخاصم کمک کنند، جلوگیری میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه درباره مواضع کشورهای اروپایی گفت: اروپاییها از یک سو نسبت به اقدام نظامی آمریکا که بدون مشورت با آنها انجام شد مخالفتهایی داشتهاند و به نظر میرسد حتی اهداف این اقدام نیز برای آنها چندان روشن نبوده است. از سوی دیگر، کشورهایی که پیشتر به تغییرات سریع در ایران یا پایان کوتاهمدت جنگ امیدوار بودند، اکنون بهتدریج دچار ناامیدی شده و در حال بازنگری در سیاستهای خود هستند.
وی افزود: کشورهای اروپایی در عین حال در وضعیت پیچیدهای قرار دارند؛ چراکه روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دارند و هرگونه حمایت عملی از آنها میتواند به معنای ورود به جنگ و قرار گرفتن در معرض واکنش ایران باشد. افزون بر این، توان اروپا برای حمایت از این کشورها در مقایسه با آمریکا محدودتر است. از این رو، به نظر میرسد نوعی نارضایتی و بیاعتمادی نسبت به عملکرد آمریکا در میان آنها شکل گرفته، هرچند این موضوع به معنای همسویی با ایران نیست و فاصله سیاسی خود را همچنان حفظ کردهاند. در مجموع، اروپاییها تلاش کردهاند تا حد امکان از اتخاذ موضعی آشکار به نفع یکی از طرفین خودداری کنند.
حسینی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره اظهارات متناقض دونالد ترامپ اظهار داشت: این تناقضها بیش از آنکه به مواضع تهران مربوط باشد، به ویژگیهای شخصیتی و رویکرد استراتژیک ترامپ بازمیگردد. او در طول فعالیت حرفهای خود همواره «پیشبینیناپذیری» را بهعنوان یک مزیت در برابر رقبا و طرفهای مذاکره تلقی کرده و در دوران ریاستجمهوری نیز همین رویکرد را دنبال کرده است. از نگاه او، تغییر مداوم مواضع، ابزاری برای حفظ گزینههای متنوع و افزایش قدرت مانور است.
وی خاطرنشان کرد: علاوه بر این، به نظر میرسد آمریکا در این مقطع فاقد یک استراتژی روشن برای پایان دادن به جنگ است. برآورد اولیه این بود که این درگیری در مدت کوتاهی و از طریق تغییر نظام سیاسی ایران یا وادار کردن آن به تسلیم به پایان خواهد رسید؛ اما با طولانی شدن جنگ و بروز چالشهای پیشبینینشده، اکنون نشانههایی از نبود راهبرد مشخص در سیاستگذاری آمریکا دیده می شود. به نظر میرسد ترامپ امیدوار است از طریق این تغییرات سریع در مواضع، در نهایت راهحلی برای خروج از وضعیت کنونی بیابد. از همین رو، یکی از دلایل اصلی تنوع و نوسان در دیدگاههای او درباره جنگ را باید در همین تلاش برای حفظ گزینههای مختلف و یافتن مسیر خروج ارزیابی کرد.
وی در ادامه درباره چشمانداز گسترش و دامنه جنگ گفت: با توجه به روند موجود، به نظر میرسد این درگیری در مسیر تشدید و تصاعد قرار گرفته است؛ چراکه آمریکا از سطح مقاومت و تابآوری ایران و همچنین عدم تحقق اهداف اولیه خود غافلگیر شده است. در شرایط کنونی، واشنگتن با دو گزینه روشن مواجه است؛ نخست، پایان دادن به جنگ در همین مرحله و پذیرش هزینههای سیاسی آن در داخل آمریکا توسط ترامپ، که در عین حال میتواند این کشور را از پیامدهای بعدی درگیری مصون نگه دارد. گزینه دوم، تشدید جنگ با این امید است که همچنان بتوان ایران را به تسلیم وادار کرد یا به دستاوردهای نظامی مشخصی رسید.
حسینی افزود: به نظر میرسد هر دو گزینه بهطور جدی روی میز قرار دارد. در این میان، جریانهای تندرو بر ادامه جنگ تا دستیابی به هدف نهایی، یعنی فروپاشی نظام ایران، تأکید دارند؛ در حالی که بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی در واشنگتن نگران آن هستند که این جنگ به یک درگیری فرسایشی شبیه جنگ ویتنام تبدیل شود و از همین رو، پایان دادن به جنگ در همین مرحله را توصیه میکنند.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه تصریح کرد: با وجود این دو دیدگاه، به نظر میرسد ترامپ به سمت انتخاب گزینهای بینابینی حرکت کند. به این معنا که احتمالاً تلاش خواهد کرد در یک بازه زمانی کوتاه، مثلاً طی سه تا چهار هفته آینده، به یکی از دو هدف مشخص دست یابد؛ نخست، خارج کردن ذخایر اورانیوم از ایران که در صورت تحقق، میتواند بهعنوان یک دستاورد کمسابقه در تاریخ عملیاتهای برونمرزی آمریکا تلقی شود، هرچند تحقق آن بسیار دشوار و پرریسک و حتی نزدیک به غیرممکن است.
وی ادامه داد: هدف دوم تلاش برای بازگشایی پایدار تنگه هرمز از طریق اشغال برخی جزایر راهبردی یا بخشهایی از نوار ساحلی ایران است؛ اقدامی که آن نیز با ریسکهای بسیار بالا همراه بوده و میتواند زمینهساز یک جنگ فرسایشی شود.
حسینی با هشدار نسبت به پیامدهای چنین سناریویی گفت: به محض ورود نخستین نیروهای آمریکایی به خاک ایران، تلفات این کشور آغاز خواهد شد و تجربه تاریخی نشان میدهد که ایالات متحده در چنین شرایطی نهتنها عقبنشینی نمیکند، بلکه با افزایش نیروها به درگیری دامن میزند؛ روندی که میتواند آمریکا را در مسیری مشابه آنچه در جنگ ویتنام تجربه کرد، قرار دهد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با وجود تمامی این مخاطرات، شواهد نشان میدهد که ترامپ بهدنبال اجرای یک عملیات پرمخاطره اما محدود در بازه زمانی کوتاه است گزینهای که میتواند بهعنوان مسیر سوم در میان دو راهکار «پایان جنگ» یا «تشدید کامل درگیری» مورد توجه قرار گرفته باشد.
دیدگاه تان را بنویسید