یک کارشناس مسائل بینالملل: در صورت تداوم وضعیت موجود ممکن است زیرساختها هم در معرض تهدید قرار گیرند
مرتضی مکی گفت: اگر تغییری در نوع برخورد امریکا به واسطه پاسخهای ایران ایجاد نشود، احتمال دارد دامنه حملات از اهداف صرفا نظامی و سیاسی فراتر رود. در گذشته تمرکز بر اهداف مشخص و محدود بود، اما در صورت تداوم وضعیت موجود، این احتمال وجود دارد که زیرساختها نیز در معرض تهدید قرار بگیرند؛ وضعیتی که میتواند شرایط را بهمراتب پیچیدهتر و سختتر کند.
امریکا با بمباران میز مذاکره، ایران را واداشت تا در مقام دفاع مشروع از خود بر میدان متمرکز شود و پایگاههای این کشور را به عنوان اهداف مشروع هدف حملات خود قرار بدهد. این در حالی است که محور مقاومت نیز هم صدا با تهران وارد این رویارویی شد و همین متغیر میتواند معادلات امنیتی را پیچیده و چندلایهتر کند.
به گزارش اعتماد، صبح شنبه نهم اسفندماه تجاوز مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی به تمامیت ارضی کشورمان با هدف قرار دادن مراکز مهم سیاسی آغاز شد. همزمان خبرگزاری رویترز به نقل از وزیر جنگ اسراییل اعلام کرد این رژیم «حملهای پیشدستانه» علیه ایران انجام داده است. ساعتی نگذشته بود که دونالد ترامپ با انتشار ویدیویی در شبکه تروث سوشال تأیید کرد ایالات متحده نیز تجاوز گستردهای را علیه کشورمان آغاز کرده. گزارشهای میدانی از دقایق اولیه از وقوع دستکم دو انفجار شدید حکایت داشت؛ رخدادی که علاوه بر شهادت رهبر معظم انقلاب و جمعی از مقامات سیاسی کشورمان به تعبیر ناظران بار دیگر منطقه را در آستانه چرخهای تازه از تنشها قرار داد. با این همه این تجاوز آشکار توسط امریکا و رژیم صهیونیستی در شرایطی آغاز شد که دونالد ترامپ رییسجمهور امریکا پیشتر در پاسخ به این پرسش که «چقدر به تصمیمگیری درباره حمله نزدیک هستید؟» مدعی شده بود «ترجیح میدهم به شما نگویم. او درست در شرایطی که در میانه مذاکرات هستهای با ایران قرار داشت و تاریخ جدیدی برای آغاز دور تازه رایزنیها تعیین شده بود میز مذاکره را بمباران کرد. با این همه اخیرا الجزیره به نقل از والاستریت ژورنال مدعی شد که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران تلاشهای جدیدی را برای از سرگیری مذاکرات با واشنگتن آغاز کرده است. بنابر گزارشهای تایید نشده دونالد ترامپ از طریق ایتالیا پیامهایی مبنی بر برقراری آتشبس به تهران ارسال کرده است. این درحالی است که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان با انتشار توییتی صراحتا تاکید کرد: «ما هیچ گونه مذاکرهای با امریکا نخواهیم داشت» با این همه اما دور تازه تجاوزات در خلأ رخ نداد. تنها ساعاتی پیش از آن بود که بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر خارجه عمان و میانجی اصلی گفتوگوهای تهران- واشنگتن، در پی سفری قریبالوقوع به واشنگتن و دیدارش با جی.دی ونس، معاون رییسجمهور امریکا از «در دسترس بودن توافق صلح» سخن گفته بود! او در مصاحبهای گفت: دوطرف بر سر «ذخیره صفر» مواد غنیشده، رقیقسازی تا سطح خنثی و راستیآزمایی کامل توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی به پیشرفت کمسابقهای رسیدهاند؛ توافقی که به گفته او میتوانست ظرف سهماه اجرایی شود. البوسعیدی حتی از امکان دسترسی گسترده بازرسان سخن گفت و خواستار «زمان بیشتر برای دیپلماسی» شد! با این همه با آغاز تجاوزات به اصطلاح پیشدستانه از سوی رژیم صهیونیستی و امریکا مجدد میز مذاکره برچیده شد و دیپلماسی بار دیگر با بنبست مواجه شد. ساعاتی بعد از آغاز تجاوزات رژیم صهیونیستی و امریکا به تمامیت ارضی کشورمان و در بامداد یکشنبه به وقت ایران، شورای امنیت سازمان ملل با حضور آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل تشکیل جلسه داد. گفتنی است دبیرکل سازمان ملل حملات امریکا و رژیم صهیونیستی را محکوم و از «هدر رفتن فرصت دیپلماسی» ابراز تأسف کرد. همزمان نماینده اتحادیه عرب نیز این اقدام متجاوزکارانه را تلاشی برای تحمیل سلطه نظامی بر منطقه دانست. در تهران نیز سیدعباس عراقچی با انتشار توییتی اعلام کرد ایران در چارچوب دفاع از خود به پایگاههای امریکایی حمله میکند. عراقچی همچنین اعلام کرد: «بمباران پایتخت ما هیچ تأثیری بر توانایی ما برای ادامه جنگ ندارد. دفاع چندلایه غیرمتمرکز به ما امکان میدهد که زمان و نحوه پایان جنگ را خودمان تعیین کنیم.» حال نیز به ادعای برخی ناظران با استناد به اظهارات پیشین مسوولان کشورمان در راستای این مساله که اگر تجاوزی علیه کشورمان آغاز شود منطقهای خواهد شد، آغاز حملات صبح شنبه، صرفایک رویداد نظامی نیست؛ آزمونی است برای سنجش نسبت قدرت و دیپلماسی در یکی از پیچیدهترین پروندههای بینالمللی. به ادعای این گروه از تحلیلگران، انتظار میرود طی روزهای آتی ابعاد درگیری نظامی گستردهتر شود و بدان واسطه موازنه قوا و معادلات منطقه دستخوش تحولات گستردهای شود. به این بهانه روزنامه «اعتماد» با هدف ارزیابی سناریوهایی احتمالی در نتیجه آغاز دور تازهای از تجاوزات مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان با مرتضی مکی، کارشناس مسائل بینالملل گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
مرتضی مکی کارشناس مسائل سیاست خارجی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرایی آغاز رویارویی مجدد در میانه مذاکرات گفت: به نظر میرسد سخنرانی اخیر دونالد ترامپ رییسجمهور امریکا در کنگره حاوی طرح مطالباتی بود که حتی فراتر از مواضع اولیه او ارزیابی میشد. در این سخنرانی، برخی موضوعات که پیشتر کمتر برجسته شده بودند، به شکلی پررنگ و صریح مطرح شدند. ادبیات او نشان میداد که دامنه خواستهها گسترش یافته و سطح انتظارات افزایش پیدا کرده است؛ بهگونهای که در برخی بخشها، بر موضوعاتی تأکید شد که پیشتر یا اساسا مطرح نبودند یا دستکم با این شدت و صراحت بیان نمیشدند. به باور مکی در این چارچوب، اشارههای مکرر تعابیری که رنگوبوی آرمانی و حداکثری داشت، این برداشت را تقویت کرد که رویکرد اعلامی واشنگتن از مسیر پیشین فاصله گرفته است. به تعبیر دیگر، آنچه در این سخنرانی بازتاب یافت، صرفا تکرار مواضع قبلی نبود، بلکه بیانگر طرح انتظاراتی تازه و گستردهتر بود؛ انتظاراتی که میتوانست بر فضای مذاکراتی که برای آن تاریخ تعیین شده بود و همچنین معادلات منطقهای اثرگذار باشد که این اتفاق نیز رخ داد. مکی در ادامه گفتوگوی خود با «اعتماد» با اشاره به سفر فوری وزیر خارجه عمان به واشنگتن تشریح کرد: البته که برخی تحلیلها حاکی از آن است که این سفر میتوانست آخرین تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید بحران باشد؛ به نوعی آخرین برگ در زمین سیاست خارجی، با این امید که شاید بتوان از مسیر گفتوگو، مانع از لغزش اوضاع به سوی درگیری نظامی شد. از این منظر، حضور وزیر امور خارجه را میشد تلاشی برای ارزیابی میزان آمادگی طرف مقابل برای پیشبرد مذاکرات و نیز سنجش امکان دستیابی به یک تفاهم حداقلی تلقی کرد. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: با این حال، آنچه در ادامه رخ داد و به درگیری نظامی انجامید، این گمانه را تقویت کرد که یا مذاکرات به بنبست رسیده بود، یا شکاف میان انتظارات دوطرف چنان عمیق شده بود که دیگر ظرفیت سیاسی لازم برای ادامه مسیر دیپلماتیک وجود نداشت. در واقع، اگر این سفر با هدف جلوگیری از تشدید بحران صورت گرفته بود، نتیجه نهایی نشان داد که یا ارادهای جدی برای مصالحه وجود نداشته، یا شرایط میدانی و فشارهای داخلی و منطقهای، دست دیپلماسی را بسته است. مکی در ادامه این گفتوگو و درباره آنچه شکست دیپلماسی تعبیر میشود به «اعتماد» گفت: آنچه در روند تحولات اخیر مشاهده شد، در عمل فاصلهای آشکار با مسیر مذاکره داشت. نه نشانهای جدی از حرکت به سوی توافق دیده میشد و نه حتی پیشنهاد مشخصی که بتوان آن را مبنای گفتوگو قرار داد. از طرفی در طول این مذاکرات نیز امریکاییها هیچگاه صراحتا از موضع رفع تحریمها سخن نگفتند. آنچه مطرح میکردند بیشتر معطوف به محدودسازی فعالیتهای ایران بود، بیآنکه در برابر آن تعهد روشنی برای کاهش فشارهای اقتصادی ارائه بدهند. به باور مکی به بیان دیگر، راهبرد اصلی واشنگتن این بود که ایران در همان وضعیت فرسایشی باقی بماند؛ وضعیتی که نه به جنگ تمامعیار منتهی شود و نه به توافقی که به کاهش فشارها بینجامد. هدف، حفظ ایران در یک فضای تعلیق تاریخی بود؛ یعنی تداوم فشار حداکثری بدون عبور از آستانه درگیری گسترده. این سیاست، ادامه همان چارچوبی است که در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ تحت عنوان «فشار حداکثری» علیه ایران دنبال شد؛ سیاستی متکی بر تحریمهای گسترده اقتصادی و فشارهای سیاسی مستمر. در همین چارچوب، حتی اگر قرار نبود جنگی فراگیر رخ بدهد، اصل بر این بود که فشارها حفظ شود. تحریمها، محدودیتهای دیپلماتیک و فشارهای روانی و رسانهای، همگی اجزای یک راهبرد واحد بودند. این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه این گفتوگو تشریح کرد: با این حال، اقدام نظامی اخیر نشان داد که این معادله وارد مرحله تازهای شده است. به گونهای که در روز روشن تجاوزات خود را آغاز کردند و محاسبه آنان این بوده که با هدف قرار دادن برخی مراکز حساس، بهویژه اهدافی با اهمیت سیاسی و نمادین حامل پیامی جدید بودند. به گفته مکی، این رویکرد چنین القا میکند که احتمالا برنامهای بلندمدتتر در نظر گرفته شده است؛ برنامهای که لزوما به یک جنگ کوتاهمدت چهار یا پنجروزه مطابق آنچه که خود مدعی شدهاند ختم نمیشود، بلکه میتواند در قالب فشارهای مرحلهای و مدیریتشده ادامه یابد. مکی در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درباره تفاوت دور دوم تجاوزات امریکایی- صهیونیستی با جنگ 12 روزه ایران و اسراییل در خردادماه گفت: متغیرهایی که در مقطع جنگ 12 روزه وجود داشت تفاوتی جدی با معادلات تجاوزات اخیر دارد. به عبارتی در جنگ 12 روزه تصور اولیه این بود که با هدف قرار دادن فرماندهان نظامی و انجام برخی حملات محدود، بتوانند زمینهای برای شکلگیری ناآرامی در داخل ایران فراهم کنند؛ اما این سناریو محقق نشد و آن برآورد اولیه به نتیجه نرسید. حال نیز و در ادامه، با تغییر متغیرها در تجاوزات اخیر قصد دارند با انجام حملات گستردهتر زمینه رشد نوعی ناآرامیهای داخلی را فراهم کند. همزمان، تحولات میدانی با سرعت بالایی در حال تغییر است و اگر در مراکز اصلی یا شهرهای بزرگ آسیبی جدی یا ناامنی قابل توجهی ایجاد شود، احتمال ورود مستقیمتر به مرحلهای تازه از درگیری با تشدید تحرکات تجزیهطلبان شمال غرب و غرب و جنوب و شرق کشور وجود دارد. به گفته این تحلیلگر روابط بینالملل از سوی دیگر، نحوه پاسخ ایران نیز در این دوره از آغاز تجاوزات تاکنون متفاوت بوده است. در ادوار قبلی تلاش میشد با احتیاط بیشتری با امریکا مواجهه شود و واکنشها بهگونهای تنظیم شود که دامنه درگیری کنترلشده باقی بماند؛ برای مثال، کوشش میشد حملات به شکلی انجام شود که تلفات انسانی گستردهای در پی نداشته باشد و امکان مدیریت متقابل تنش فراهم بماند. اما در این مقطع، همانطور که در ساعات اولیه مشاهده شد، پاسخها با دقت و در عین حال با شدت بیشتری علیه پایگاههای امریکایی در منطقه انجام گرفت و آن ملاحظههای سابق کمتر دیده میشود. به نظر میرسد اینبار رویکرد بر اعمال فشار مستقیمتر استوار شده است. دو طرف نیز عملا وارد چرخه کنش و واکنش آشکارتری شدهاند. مکی در ادامه گفتوگوی خود با «اعتماد» تصریح کرد: توجه داشته باشیم که همزمان با درگیری نظامی، فعالیت گستردهای نیز در سطح افکار عمومی جریان دارد و جنگ شناختی با شدت دنبال میشود. چرا که در ابتدای آغاز حملات شاهد انجام حملات سایبری به خبرگزاریهای دولتی بودیم. با این حال، اگر تغییری در نوع برخورد امریکا به واسطه پاسخهای ایران ایجاد نشود، احتمال دارد دامنه حملات از اهداف صرفا نظامی و سیاسی فراتر رود. در گذشته تمرکز بر اهداف مشخص و محدود بود، اما در صورت تداوم وضعیت موجود، این احتمال وجود دارد که زیرساختها نیز در معرض تهدید قرار بگیرند؛ وضعیتی که میتواند شرایط را بهمراتب پیچیدهتر و سختتر کند.
مکی در ادامه این گفتوگو و در رابطه با رویکرد کشورهای عرب خلیج فارس در قبال هدف قرار دادن پایگاههای امریکایی در خاک این پادشاهیها به «اعتماد» گفت: متغیرهای جنگ با متغیرهای پیش از تجاوز امریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان که اعراب تلاش میکردند به چنین شرایطی وارد نشویم تغییر کرده است. به عبارتی دیگر پیش از آغاز درگیری، تلاش آنها بر این بود که وضعیت در سطحی قابلکنترل باقی بماند؛ اما اکنون شرایط متفاوت شده است. وقتی حریم هواییشان نقض میشود و پایگاههای نظامی در معرض هدف قرار میگیرند، طبیعی است که از موضع تردید و احتیاط فاصله بگیرند. لذا به نظر میرسد حتی اگر بهصورت رسمی وارد درگیری نشوند، این احتمال وجود دارد که اجازه دهند از پایگاههایشان برای هدف قرار دادن ایران استفاده شود. هرچه دامنه درگیری گستردهتر شود، این کشورها نیز بیش از گذشته به امریکا نزدیک خواهند شد و از واشنگتن انتظار دارند در چنین شرایطی تأمین امنیت آنها را بر عهده بگیرد. از همین رو، احتمال دارد در این مرحله در کنار امریکا بایستند، دستکم در سطح همکاریهای عملیاتی یا لجستیکی. در عین حال، از برخی دولتهای عربی در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که ابتکار عملی مستقل برای مدیریت تنشها یا کاهش بحران دنبال کنند؛ چرا که در وضعیت کنونی، اولویت آنها بیش از هر چیز تأمین ملاحظات امنیتی و هماهنگی با امریکا خواهد بود. مکی در ادامه گفتوگوی خود با «اعتماد» گفت: تصور من این است که محور مقاومت همچنان در کنار ایران باقی خواهد ماند. با این حال، واقعیت این است که از نظر توان موشکی، ظرفیتهایی فراتر از ایران در اختیار ندارند. طبیعی است که تهدید منافع و پایگاههای امریکا از جمله در اقلیم کردستان عراق توسط کتائب حزبالله، و حتی ناامنسازی دریای عرب یا بابالمندب، و خلیج عدن توسط انصارالله میتواند در دستور کار آنها قرار بگیرد و حملاتی نیز علیه مواضع امریکایی انجام شود؛ اما این اقدامات در سطح و اندازهای نیست که بتواند بهطور جدی معادله جنگ را تغییر دهد. ناگفته نماند که در مورد حزبالله نیز اگر شرایط پیش از هفت اکتبر 2023 برقرار بود، میتوانست تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد؛ اما در وضعیت فعلی، بعید به نظر میرسد حضور آنها بتواند نقش تعیینکنندهای در معادله نظامی ایفا کند. البته از نظر روانی و روحیهبخشی، همراهی و اعلام حمایت آنها میتواند اثرگذار باشد.
دیدگاه تان را بنویسید