اقتصاد خراب چگونه باعث مرگ مردم میشود؟
روزنامه اعتماد نوشت: برخی منابع از کشته شدن سالانه بیست هزار نفر از مردم ایران به خاطر تصادفات خبر میدهند. مرگ بعضی وقتها تحت تاثیر اقتصاد قرار گرفته و میتواند بر اقتصاد هم تاثیر بگذارد.
«چرا اقتصاد مهم است؟» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم مهدی دهقانمنشادی است که در آن آمده: اقتصاد و مرگ واژگان بیسنخیتی هستند که ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند. در ترتیب الفبای فارسی و در زندگی آدمیان، اقتصاد حرف اول را میزند و مرگ در آخر جای گرفته است. با وجود اینکه اقتصاد پایه زندگی آدمها بوده و دویدنهای عمده زندگی حول محور آن انجام میشود، اما این مرگ است که سرانجام حرف آخر را خواهد زد و اقتصاد را به هیچ میخرد. اقتصاد با زندگی پیوند خورده و میتواند زندگیها را از هم بگسلاند و مرگ را در پی داشته باشد. مرگ گاهی تحت تاثیر اقتصاد قرار گرفته و گاهی بر اقتصاد تاثیر بسزایی خواهد گذاشت. مرگهای مکرر میتواند اقتصاد را بیمار و ضعیف سازد و اقتصاد بیمار و ضعیف هم میتواند مرگهای مکرری را به دنبال داشته باشد.
در درازنای عمر بشری مرگ همیشه درِ خانه آدمی را زده و اگر صاحبخانه در را باز نکرد از پنجره یا از روی دیوار وارد شده و یقه او را گرفته و جانش را با خود برده است. مرگها اغلب منشا طبیعی داشتهاند، اما پیشرفتهای انسانی توانست ناخواسته مرگ آدمها را سرعت و وسعت بیشتری ببخشد. طغیانهای طبیعت مثل زلزله، آتشفشان، سیل و خشکسالی، طغیان باکتریها و میکروبها و فراگیر کردن بیماریهای کشنده و انسان عصیانگرِ آفریننده جنگ و خونریزی و دستاوردهای وحشتناکش همه و همه عاملان مرگ انسانها در طول تاریخ بودهاند. جنگافروزی و ریختن خون همنوع چه به صورت قبیلهای و چه به صورت بینالمللی و جهانی از ابتدا تا حالِ تمدن بشری همیشه باعث رنج و درد و مرگ و ویرانی بوده است و نشانهای مبنی بر فروکش کردن آن به چشم نمیخورد. فقدان فناوری یا وجود و گسترش آن هر یک به نوعی مرگها را رقم زده است. در عصر پیشاصنعت و در غیاب نظام ارتباطات پیشرفته و زیرساختهای جادهای مناسب، وقوع خشکسالی، قحطی و شیوع طاعون و وبا و دیگر بیماریها هر یک به چشم هم زدنی باعث خزان عمر جمعیتها میشد و جان آدمیان را چون برگ پاییزی به کف نیستی میریخت. برای نمونه اسناد تاریخی میگویند در سال 1816 به علت قحطی در کاشان حدود ده هزار نفر از گرسنگی تلف شدند که اگر نظام ارتباطات سریع وجود داشت، میشد به سرعت از مناطق دیگر برای آنها کمک فرستاد؛ در سال 1821 وبا باعث مرگ حدود هشت هزار نفر از مردم فارس شد؛ زلزله در سال 1824 جان دو هزار نفر از مردم شیراز را گرفت و طاعون بزرگ سال 1830 مرگ هزاران ایرانی را رقم زد. از این اتفاقات و مرگ و میر گسترده مردم در تاریخ به کرات ذکر شده است. در دوره معاصر ما نیز شاهد شیوع بیماری کووید 19 بودیم که برخی منابع میزان تلفات این همهگیری را در سطح جهان حدود هفت میلیون نفر و در ایران حدود صد و چهل و شش هزار نفر برآورد کردهاند. همچنین در قرن جدید فناوریهای نو به کمک عامل خطای انسانی و بیاحتیاطی موجب مرگهای پیش از موعد زیادی شدهاند که تصادفات جادهای، از ریل خارج شدن قطار و سقوط هواپیما از شایعترین عوامل این مرگ و میرها هستند. همه این مرگها به هر دلیلی و در هر دوره و مکانی به تضعیف و افول اقتصادها منجر شدهاند. همیشه مرگ صنعتگران و کشاورزان و دانشمندان در هر شهر و دیاری موجب از بین رفتن برخی مهارتها و به خاک سپردن تجربیات گرانقدری میشود که در طول زمان هزینههای زیادی صرف رشد و توسعه و بالندگی آنها شده است. با مرگ نیروی انسانی آموزش دیده و مجرب و نخبگان هر جامعه علاوه بر نیست شدن سرمایه جسمی-ذهنی و آسیب رسیدن به چرخه تولیدات- چه ذهنی و چه کالایی-در آن جامعه، نیاز به سرمایهگذاری مجدد برای جایگزینی بوده و این فقدان چه بسا تضیعف قابل ملاحظه اقتصاد را به دنبال داشته باشد. شواهد نشان میدهد در دوران سنت با مرگ گسترده نیروی انسانی بر اثر یک اتفاق همهگیر، نیروی مورد نیاز برای رسیدگی به امکانات عمومی و زیرساخت نظام آبیاری از دسترس خارج میشد و تولیدات کشاورزی و بنیه اقتصادی روستاها به ضعف میگرایید. در دوره جدید به ویژه در عصر کرونا مرگ سرمایههای انسانی و اقتصادی زیادی را از ایران گرفت. همچنین طبق اعلام وزارت بهداشت ایران در سال 1403، فوت هر قربانیِ تصادفات رانندگی میتواند حدود 20 میلیارد تومان خسارت برای کشور و اقتصاد آن ایجاد کند. از سوی دیگر اقتصادهای بیمار و ناکارآمد به روشهای گوناگونی در مرگ انسانها تاثیر دارند. مدیریتهای ضعیف به همراه فسادهای مالی به افزایش تورم کمک کرده و بار آن بر دوش طبقات فقیر سنگینی میکند. فقر و نداری خانوادهها علاوه بر اعتیاد و آسیبهای اجتماعی و خودکشی، به نرسیدن مواد مغذی لازم به بدن و ضعف و بیماری و مرگهای پیش از موعد منجر میشود. اقتصاد بیمار به رویش قارچگونه صنایع رانتی منتهی شده و با تعیین عوارض گمرکی بر کالاهای با کیفیت خارجی از صنایع بنجل حمایت میکند.
ناتوانی مردم در خرید خودروهای باکیفیت خارجی آنها را ناچار میسازد تا در صف خرید بیکیفیتهای داخلی بایستند و مجبور شوند تا با پرداخت هزینههای چند برابری ارزش آن، ارابههایی را تحویل گیرند که اگرچه صدای بوقشان بلند نمیشود، اما ناقوس مرگ را به صدا در میآورند. طبق اعلام منابع داخلی بیش از پنجاه درصد از تصادفات و مرگ و میرهای ناشی از آن در کشور به علت کیفیت پایین و امنیت کم خودروهای داخلی بوده است و بیست درصد این مرگها به خاطر کیفیت پایین راههایی است که اقتصاد بیمار نتوانسته است آن را طبق استانداردهای روز بسازد. در این رابطه لازم به ذکر است برخی منابع از کشته شدن سالانه بیست هزار نفر از مردم ایران به خاطر تصادفات خبر میدهند. مرگ بعضی وقتها تحت تاثیر اقتصاد قرار گرفته و میتواند بر اقتصاد هم تاثیر بگذارد.
دیدگاه تان را بنویسید