عارف: آیتالله هاشمی برای نظام نقش مادر را داشت؛ نه دایه
رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان و نماینده مردم تهران با یادآوری اینکه در دولت احمدینژاد مظلومیت آقای هاشمی بیشتر نمایان شد، تاکید کرد: فکر میکنم برای آقای هاشمی در این کشور باید همیشه نقش مادر را تلقی کنیم نه دایه. مادر سکوت میکند و از منافع فرزند خود در کوتاهمدت برای حفظ منافع بلندمدت او میگذرد و این رفتار هاشمی در مقابل تخریبها برای من طبیعی بود. جز این هم از آقای هاشمی انتظار نداشتم و اگر جز این عمل میکرد دیگر آقای هاشمی نبود.
اعتمادآنلاین| عارف گفت: «برای آقای هاشمی در این کشور باید همیشه نقش مادر را تلقی کنیم نه دایه. مادر سکوت میکند و از منافع فرزند خود در کوتاهمدت برای حفظ منافع بلندمدت او میگذرد.» اینها را محمدرضا عارف در دفتر کارش در خیابان فرصت میگوید و بیان میکند که بعد از فوت آیتالله چند بار درباره «هاشمیزدایی» از دانشگاه آزاد تذکرهایی را داده است، از لحظه شنیدن خبر فوت آیتالله در جلسه شورای عالی سیاستگذاری برای تمهید مقدمات انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ میگوید و با اشاره به مراسم تشییع باشکوه آیتالله هاشمی معتقد است اگر صدا و سیما پوشش خبری و تصویری جامعی از این مراسم داشته حضور پرشور مردم رسانه ملی را ناچار به این کار کرده است.
در ادامه مهمترین بخش های این گفت و گو را می خوانید:
- (واقعاً بعد از رحلت آقای هاشمی در پی هاشمیزدایی از این دانشگاه هستند؟)این تلقی خیلیها است و به نظرم به جای ارزیابی اینچنینی باید به مدیریت دانشگاه آزاد و هیأت امنای آن تذکر داده شود که دانشگاه آزاد میراث آقای هاشمی است و ایشان هم خیلی برای این دانشگاه مایه گذاشت
- کسانی که امروز مسؤولیت دانشگاه آزاد را در سطح کلان برعهده دارند باید از میراث گرانسنگ آقای هاشمی مراقبت کنند و رفتار و کردار و عملکردشان طوری باشد که همیشه احساس شود آیتالله هاشمی در دانشگاه آزاد حضور دارد.
- (بعد از رحلت آقای هاشمی تذکری در این رابطه به مسئولان دانشگاه آزاد دادید؟)تذکر رسمی ندادم ولی به شکل خصوصی مواضع خود را گاهی تندتر از این هم مطرح کردم.
- با آقای ولایتی تاکنون در این باره صحبتی نداشتم چون ایشان هیچ وقت در این موضوع از من نظری نخواستند و من هم نظری به ایشان ندادهام.
- (چگونه از خبر فوت آقای هاشمی مطلع شدید؟)آن زمان ما جلسه شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان داشتیم. وسط جلسه آقای مرعشی بلند شد رفت با تلفن صحبت کرد و برگشت. حدود ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه بود. به من گفت که میگویند آقای هاشمی در استخر سکته کرده و حالش بد شده و ایشان را به بیمارستان شهدای تجریش بردهاند و از من اجازه خواست که از جلسه به بیمارستان برود و رفت. ما هم نگران شدیم. از آن لحظه زمزمه و پچپچی در جلسه شورای عالی سیاستگذاری افتاد و بعد از ۲۰ دقیقه دوستان گفتند این خبر جدی است و گویا آقای هاشمی سکته کرده است. همه دوستان نگران بودند. ما هم جلسه را نیمهکاره تعطیل کردیم چون دوستان علاقهمند بودند که به بیمارستان مراجعه کنند. ما هم در مسیر بیمارستان بودیم که متأسفانه خبر فوت ایشان را دریافت کردیم
- صداوسیما باید خود را رسانه ملی بداند نه رسانه یک جریان و گروه خاص و باید در چارچوب منافع ملی و سیاستهای کلی نظام حرکت کند. این اشکال را متأسفانه صداوسیما در مقاطع مختلف داشته است. البته شدت و ضعف دارد و در مقاطعی آن طور که باید و شاید خبرهای مربوط به شخصیتی مثل آقای هاشمی را منعکس نمیکرد. آقای هاشمی در همه مقاطع جزو سران تأثیرگذار کشور بود و باید اخبار مربوط به ایشان را درست پوشش میدادند که این کار را در مقطعی انجام ندادند و یکدفعه هم مواضعشان عوض شد. اگر رفتار و کردار صداوسیما در رابطه با شخص آقای هاشمی را خود صداوسیما تحلیل کند به نظرم به نتیجه خوبی خواهد رسید که برای شخصیتهای بزرگ دیگر این اشتباه را تکرار نکند. نمیشود در زمانی که این شخصیتها در قید حیات هستند و مؤثر هستند بایکوت خبری شوند و بعد از فوتشان آنها را در خبرها به عرش خدا ببریم. این خیلی بد است و مردم هم از این عملکرد راضی نیستند. شخصیتهای ما تا وقتی هستند باید قدرشان را بدانیم و به آنها احترام بگذاریم. اینکه بعد از فوت، از زحمات ایشان در رسانه ملی تقدیر شد و اخبار ایشان را پوشش دادند جای تشکر دارد. قطعاً اگر به همان مسیر گذشته خودشان ادامه میدادند خیلی بدتر میشد. حقیقتاً با آن حضور پرشور مردم در مراسم تشییع پیکر و مراسمهای ترحیم هم صداوسیما مجبور بود اخبار آن را پوشش بدهد ولی بهتر است صداوسیما رفتار ۱۰ ساله اخیر خود را درباره آقای هاشمی تحلیل کند. فکر میکنم در این رابطه به نتیجه خوبی میرسند که این رفتارها را برای دیگر بزرگان تکرار نکنند.
- آقای هاشمی همیشه نگاهش به مسائل نگاهی ملی بود، به خصوص شاید در این دهه اخیر خیلی فراجناحی حرکت میکرد و شاید مهمترین دغدغهاش منافع ملی بود و موضعگیریها و سکوت و تحملش را در این مسیر ارزیابی میکنم. این مسیر هم به مذاق برخی افرادی که آقای هاشمی را منسوب به خط و جریان خود میدانستند، خوش نمیآمد. ایشان با هوشیاری و تیزهوشی که داشت میخواست خود را فراتر از دو جریان اصلی کشور تعریف کند و این هم کار درستی بود و ما همواره به افرادی که بتوانند فراجناحی حرکت کنند و در شرایط خاص روی تلطیف روابط و همگرایی ملی تأثیرگذار باشند، نیاز داریم و انصافاً آقای هاشمی این نقش را از دهه ۸۰ به بعد خیلی خوب انجام داد.
- شاید عملکرد جریان راست و این واقعیت که یک جریان نمیتواند به تنهایی کشور را به سامان برساند ایشان را مقداری فراجناحیتر کرد، به خصوص در دهه ۸۰ و از سال ۸۴ به بعد این ویژگی ایشان بیشتر نمایان شد. البته جریان اصلاحات همواره به آقای هاشمی احترام میگذاشت و احترامی که ما به آقای هاشمی میگذاشتیم ربطی به زمان نداشت، چه قبل از دهه ۸۰ و چه بعد از آن. اما جریان راست از ایشان فاصله گرفت و فکر میکنم از یک زمانی عقلای این جریان متوجه شدند که چه اشتباهی کردند اما با فضاسازیها و تندرویهایی که بعضاً در کشور میبینیم مجال اینکه آقای هاشمی در آن جایگاه فراملی قرار بگیرد و جریان اصولگرا هم به اندازه اصلاحطلبان از ایشان حمایت کند، گرفته شد. گرچه هیچگاه اصولگرایان آقای هاشمی را جدا از خود تعریف نکردند منتها تلقی جامعه این بود که آقای هاشمی در دهه ۸۰ به بعد گرایششان به سمت اصلاحات رفته است و من هم به مزاح میگویم که فکر میکنم همه سیاستمدارانی که اصولگرا هستند در نهایت اصلاحطلب خواهند شد.
- در دولت احمدینژاد مظلومیت آقای هاشمی بیشتر نمایان شد. فکر میکنم برای آقای هاشمی در این کشور باید همیشه نقش مادر را تلقی کنیم نه دایه. مادر سکوت میکند و از منافع فرزند خود در کوتاهمدت برای حفظ منافع بلندمدت او میگذرد و این رفتار هاشمی در مقابل تخریبها برای من طبیعی بود. جز این هم از آقای هاشمی انتظار نداشتم و اگر جز این عمل میکرد دیگر آقای هاشمی نبود. برای آقای هاشمی رسیدن به اهداف انقلاب و تثبیت آن مهمتر از هر چیز بود که بخواهد انرژی و وقتش را برای دفاع از خودش بگذارد. دیدیم آقای هاشمی در انتخابات ردصلاحیت شد اما چه موضعی گرفت؟ بعد از اعلام این ردصلاحیت مصممتر شد که این مسیر را ادامه دهد و ما در رسانهها گلایهای از آقای هاشمی نمیبینیم. این باید برای همه ما درسی باشد که اگر منافع کوتاهمدت را لحاظ کردیم و منافع بلندمدت را فراموش کردیم، قطعاً ضربه میخوریم. واقعاً هم ضربههای زیادی هم از درون خوردیم که میتوانست این ضربهها وجود نداشته باشد.
- جای آقای هاشمی در خطبههای نماز جمعه بسیار خالی بود. حضور ایشان همیشه در نماز جمعه مفید بود و حضور حدود سه دههای ایشان در نماز جمعه، تأثیرگذاری بالایی داشت.
منبع: ایلنا
دیدگاه تان را بنویسید