کد خبر: 139572
|
۱۳۹۶/۰۴/۱۵ ۰۰:۰۰:۰۰
| |

«اعتماد» گزارش می‌دهد

فرقان از ظهور تا پایان

نام گروه تروریستی فرقان با ترور شهید مطهری گره خورده است اما این گروه تروریستی به رهبری اکبر گودرزی چگونه تشکیل شد و چرا به سمت ترور روحانیون و برخی چهره‌های شاخص انقلاب رفت؟

فرقان از ظهور تا پایان
کد خبر: 139572
|
۱۳۹۶/۰۴/۱۵ ۰۰:۰۰:۰۰
اعتمادآنلاین- نور‌الدین کیانوری دبیرکل حزب توده در مورد فرقان گفته بود: «ما اطلاعات موثقی داریم که نمی‌توانیم منبع آنها را فاش کنیم. این سازمان (فرقان) پیش از انقلاب برای ترور رهبران سیاسی مخالف رژیم شاه به وجود آمده بود اما آن برنامه شکست خورد و ترورهای کنونی ادامه فعالیت‌های ساواک است. خط قرمز ارتباط بین «فرقان» و ساواک پیدا شده است. ما این خبرها را از یک منبع دقیق به دست آورده‌ایم، اما نمی‌خواهیم آن را معرفی کنیم. » تهران مصور شماره ۱۶جمعه ۲۱اردیبهشت ۱۳۵۸ص ۹
این ادعای کیانوری البته حامی دیگری ندارد و برخی روایت‌های دیگری دارند. عده‌ای معتقدند اکبر گودرزی پایه‌گذار این گروه تحت تاثیر دکتر شریعتی بوده است! اکبر گودرزی موسس گروه فرقان متولد ١٣٣٨ بود و هنگام تاسیس این گروه هنوز ٢٠ ساله هم نشده بود. گودرزی با ایدئولوژی اسلام منهای روحانیت وارد سیاست شد و در نخستین گام‌های عملیاتی دست به ترور چهره‌های انقلابی زد. او با وجود شناخت ناکافی و عدم دانش در حوزه مسائل دینی دست به تفسیر قرآن می‌زد و از آیات قرآن به گونه‌ای برداشت می‌کرد که بر اساس آن برداشت‌های غلط ترورهایش توجیه‌پذیر شود.
کلاس‌های تفسیر قرآن گودرزی در حالی که ١٨ سال سن داشت در تهران برگزار می‌شد و او از طریق همین کلاس‌ها هسته‌های اولیه ترور را تشکیل می‌داد.
مرتضی الویری که خود در دوره‌ای جزوات فرقان را نگهداری و به انتشار آن کمک می‌کرد درباره گودرزی به ماهنامه یادآور گفته است: گوش به حرف کسی نمی‌داد و معتقد بود که تمام حقایق در ذهن او جمع شده و دیگران همه دچار انحراف شده‌اند، برای همین هم در آغاز، فرقانی‌ها بسیار پابرجا و محکم از خودشان دفاع می‌کردند… رهبر آنها اینگونه بود: موقعی که رفتند او را دستگیر کنند، در یک اتاق ۴×۳ با یک زیلوی مندرس و اسباب و اثاثیه فوق‌العاده ساده زندگی می‌کرد. در همان خانه ۳۵۰ هزار تومان پول نقد وجود داشت! که در آن زمان پول بسیار هنگفتی بود، یعنی پول کافی در آن خانه وجود داشت، ولی او نان و پنیر می‌خورد! و زندگی فوق‌العاده ساده‌ای داشت. گروه فرقان یک گروه واقعا اعتقادی از همان سنخی بود که می‌گویند در صدر اسلام هم بودند و از کثرت نماز، پیشانی‌شان پینه بسته بود… طوری گرفتار شده بودند که هرگز حاضر نبودند خارج از چارچوب فکری خودشان به مسائل دیگری هم فکر کنند.
الویری البته نسخه‌ای از جزوات گودرزی را به شهید مطهری می‌داد و در نهایت روشن‌بینی شهید مطهری باعث تشخیص انحرافات گودرزی شد و الویری و جمعی از جوانان انقلابی از آنها جدا شدند. گودرزی در نهایت ١٨ دیماه سال ٥٨ در خانه‌ای تیمی دستگیر و در خرداد ٥٩ اعدام شد.
او در طول زمان کوتاه فعالیت سیاسی‌اش جنایت‌های زیادی انجام داد که از جمله آن می‌توان به هدایت یا حضور مستقیم در دست‌کم ٢٠ ترور اشاره کرد.

اصلی‌ترین ترورهای فرقان
گروه فرقان به رهبری اکبر گودرزی که وصف چگونگی تشکیل آن گفته شد با وقوع انقلاب اسلامی دست به اسلحه برد و رسما ترورهای خود را آغاز کرد. سید هادی خسروشاهی، روحانی مبارز و انقلابی در خصوص ترورهای انجام شده توسط فرقان در گفت‌وگویی با نشریه یادآور گفته بود: فرقانی‌ها فهرست بلند بالایی از شخصیت‌های مختلف تهیه کرده بودند که به قول خودشان، هفته‌ای یکی از آنها را ترور کنند! محصول این توطئه خائنانه ترور ۲۰ نفر بود که از آنها ٩ نفر، از جمله آیت‌الله مرتضی مطهری، آیت‌الله قاضی طباطبایی، دکتر محمد مفتح، سرلشکر محمد ولی قرنی، حاج مهدی عراقی، حسام عراقی، تقی حاج طرخانی، شیخ قاسم اسلامی و... شهید شدند و ۶ نفر از جمله آیت‌الله آقا رضی شیرازی، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، آیت‌الله ربانی شیرازی، آقای حسین مهدیان و مجروح شدند. پنج نفر دیگر هم که در میان آنها دو کارخانه‌دار و یک تبعه آلمانی و یک واعظ دوران رژیم قبل (محسن بهبهانی) و یک مداح (سیدجواد ذبیحی) که از زندان آزاد شده بود، دیده می‌شود اینها هم توسط فرقه فرقان ترور و کشته شدند.
به اختصار ٥ ترور مهم فرقان را مرور می‌کنیم.

قرنی از کودتا تا شهادت
شهید قرنی هدف نخستین ترور گروه فرقان بود. سوم اردیبهشت سال ٥٨ او در خانه‌اش توسط تیمی از گروه فرقان به ضرب گلوله کشته شد. قرنی با اینکه از نظامیان شاخص در دوران کودتا بود اما به واسطه اتهام طرح کودتا علیه محمدرضا پهلوی از ارتش اخراج و به سه سال حبس محکوم شد. قرنی پس از اینکه از زندان آزاد شد با برخی چهره‌های انقلابی نظیر آیت‌الله طالقانی ارتباط گرفت. همسرش درباره این دوره گفته بود: «سپهبد قرنی در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه سرلشکری ارتقاء یافت، اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستمکاری شاه و جنایات و خیانت‌های امریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت سرلشگری پشت پا زد.» قرنی پس از انقلاب به عنوان نخستین رییس ستاد مشترک ارتش ایران انتخاب شد و تا چند روز پیش از ترور در این سمت قرار داشت.

مطهری، قلب انقلاب
شهید مطهری یکی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین نیروهای انقلابی بود که ترور او ضربه بزرگی به پیکره انقلاب نوپای ایران وارد آورد. ساعاتی پس از غروب آفتاب ١١ اردیبهشت سال ٥٨ مطهری که در حال خروج از منزل یدالله سحابی بود هدف گلوله اعضای فرقان قرار گرفت و در بیمارستان طرفه تهران درگذشت. در میان قاتلان مطهری نام نیکنام نیز دیده می‌شود. او عامل مشترک ترور مطهری و قرنی بود. پس از شهادت آیت‌الله مطهری امام خمینی پیامی صادر کردند که توصیفات به کار رفته در آن درباره آیت‌الله مطهری منحصر به فرد و حیرت‌انگیز است: من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیت‌هایی بود که حاصل عمرم محسوب می‌شد. در اسلام عزیز با شهادت این فرزند برومند و عالِم جاودان ثُلمه‏ای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست... من گرچه فرزند عزیزی را که پاره تنم بود از دست دادم لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.

نجات هاشمی از ترور توسط همسر
اکبر هاشمی‌رفسنجانی هدف بعدی فرقان از میان مهم‌ترین چهره‌های انقلاب بود. او در ٤ خرداد ٥٨ با نفوذ ضارب به خانه‌اش هدف گلوله قرار گرفت که با اقدام به موقع همسرش عفت مرعشی از این حادثه جان سالم به در برد و تنها مجروح شد.
عفت مرعشی وقایع آن شب را این گونه ذکر می‌کند:
پاسدار ما در حیاط بود کنار حوض. غروب بود و هوا تاریک شده بود. پاسدار از پشت شیشه می‌بیند که آقای هاشمی با یک نفر دیگر گلاویز شده‌اند. من در را که باز کردم و این صحنه را دیدم. رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. یادم آمد که منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست‌هایم را دور سر او گرفتم. این پدرسوخته نیز هیچ ابا نکرد. دستش را زیر دست من آورد و دو تا تیر پشت سر هم خالی کرد. یک تیر هم زد به دیوار اتاق و از دررفت. احتمال داد که آقای هاشمی کشته شده است. او که رفت، من بلند شدم. دیدم خون از شکم آقای هاشمی بیرون زده. چادری را که برای نماز برداشته بودم، دور بدن آقای هاشمی بستم...

مفتح، روحانی دانشگاهی
شهید مفتح ٢٧ آذر ماه سال ٥٨ و چند ماه بعد از شهید مطهری و مرحوم هاشمی هدف گلوله فرقان قرار گرفت. او روحانی انقلابی بود که کمتر از یک سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی به دانشگاه رفته بود و در دانشکده الهیات روزگار می‌گذراند. گفته می‌شود او به ضرب سه گلوله کمال یاسینی که جوانی حداکثر ٢٠ ساله بود به شهادت رسید. روز شهادت مفتح به دستور امام خمینی روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شد.

ماجرای مسجد ابوذر
با اینکه اعضای اصلی گروه فرقان از جمله اکبر گودرزی در خرداد ماه سال ٦٠ اعدام شدند اما بازمانده‌های این گروه در ششم تیرماه سال ٦٠ اقدام به ترور آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه تهران کردند. این ترور در مسجد ابوذر و هنگام سخنرانی ایشان از طریق انفجار بمبی که در یک ضبط صوت کار گذاشته بود انجام شد. آیت‌الله خامنه‌ای در حادثه مجروح شدند و با عملکرد به موقع تیم پزشکی انقلاب این یار دیرین خود را از دست نداد. گفته می‌شود در محل ترور یادداشتی وجود داشته که روی آن نوشته شده بود «هدیه گروه فرقان»
امام خمینی در پیامی خطاب به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: «من به شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.»

پایان فرقان به دست چه کسی انجام شد؟
در مورد برخورد با گروه فرقان و دستگیری اعضای شاخص آن از جمله اکبر گودرزی دو روایت اصلی وجود دارد. یک روایت به نقل از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و به طور خاص مرتضی الویری انجام شده و روایت دیگر را محسن رضایی در خاطراتش منتشر کرده است. خلاصه‌ای از این دو روایت در ادامه می‌آید:
مرتضی الویری در مصاحبه‌ای داستان برخورد با فرقان را اینگونه تعریف کرده است:
یکی از دوستان ما به نام آقای دکتر شریعت که تازه سربازی‌اش را تمام کرده بود، یک روز سراسیمه به منزل ما آمد و گفت: «یکی از اعضای گروه فرقان که در سربازی با من بوده، از من خواسته که با آنها همکاری کنم. چه باید بکنم؟» با دوستان مشورتی کردم و موکدا گفتم که برو و با آنها ارتباط بگیر! او هم این کار را کرد و به آنها اعلام آمادگی کرد. بعد به او گفتیم به آنها بگوید که اگر جا و منزل می‌خواهند، می‌توانیم برایشان فراهم کنیم. آنها هم نیازمند خانه بودند و ما آمدیم و پشت مدرسه رفاه برای‌شان خانه‌ای را اجاره کردیم. در یک طبقه آنها را و در طبقه دیگر یک زوج از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را که تازه ازدواج کرده بودند، نشاندیم. بعد میکروفنی را در خانه آنها جاسازی کردیم و برای تلفن‌شان هم شنود گذاشتیم!
ما این خانه را برای فرقانی‌ها گرفتیم و سرنخ‌هایی را هم پیدا کردیم، سپس موضوع را در شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب مطرح کردیم و پرسیدیم که آیا سازمان اساسا می‌خواهد روی این برنامه وقت بگذارد یا نه؟ تصویب شد که وقت بگذاریم و آقای دکتر داروسازی را که شاید نخواهند نام‌شان را ذکر کنم، مسوول کمیته پیگیری فرقان کردیم.
... آقای هاشمی از موقعی که ترورش کرده بودند در جریان کارهای ما بود. خاطرم هست بعد از ترور آقای هاشمی ما به یکی دو نفر مشکوک شده بودیم که ممکن است در این ترور‌ها دست داشته باشند، آنها را دعوت کردیم که به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیایند. دختران آقای هاشمی را هم دعوت کردیم که بیایند و آنها را ببینند که آیا همان‌هایی هستند که به منزل ایشان آمده بودند تا ترورش کنند یا نه! به هرحال آقای هاشمی در جریان این فعالیت‌ها بود. ما حتی می‌توانستیم زود‌تر اقدام به دستگیری فرقانی‌ها کنیم که آقای مفتح هم شهید نشود، ولی به ما گفتند که اگر حالا اقدام کنید، اینها ریشه‌کن نخواهند شد. اجازه بدهید تعقیب و مراقبت‌ها به صورت کامل انجام شود و لذا کار ادامه پیدا کرد و زمان موعود فرا رسید. ما خودمان امکان اجرا و عمل نداشتیم و مجبور شدیم از نیروی سپاه کمک بگیریم. در این مرحله، گروه آقای حمید نقاشیان وارد عمل و عملیات‌های فوری در چند جا انجام شد و همه آنها دستگیر شدند و می‌شود گفت که این غده سرطانی به‌کلی ریشه‌کن شد.

روایت محسن رضایی
اما محسن رضایی پروژه برخورد با فرقان را محصول عملیات سپاه می‌داند. او در خاطراتش نوشته است:
بسیاری از افراد باورشان نمی‌شد که اطلاعات سپاه بتواند چنین کارهایی را انجام دهد؛ لذا من با دوستان می‌نشستم و تصمیم‌گیری می‌کردم. همه این اقدامات کاملا خودجوش بود. دوستان ما در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز از روی تعهد و علاقه‌ای که به انقلاب داشتند، بدون اینکه کسی به آنها چیزی بگوید، دور هم جمع شدند و گفتند باید فکری کرد، ممکن است گروه فرقان افراد دیگری را هم شهید کند. پس باید کاری کرد. من تشخیص دادم با امکانات سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نمی‌توان کار اساسی انجام داد. در سپاه نیز کسی به ما چیزی نگفت و این برداشت خودم بود که اگر تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی برای کشور درست نکنیم که قادر باشد حوادث را به صورت فنی و سیستماتیک دنبال کند، درعمل نمی‌توان کاری انجام داد. گروه فرقان ممکن است فردا چند نفر دیگر را شهید کند، مگر اینکه ما سازمان اطلاعاتی جامع درست کنیم. کسی به ما نگفت شما سازمان اطلاعاتی درست کنید؛ همه این اقدامات از فضای خودجوش انقلاب نشات می‌گرفت.
پس از شهادت آیت‌الله مطهری، چند نفر دیگر نیز توسط این گروه منحط ترور شدند و در این شرایط من فعالیت‌های سیاسی را کنار گذاشتم و خرداد ٥٨ وارد سپاه شده و اطلاعات را شکل دادم خداحافظی با سیاست برای نخستین بار درزندگی من شکل گرفت در مقابله با فرقان چون خیلی دستمان پر نبود و تنها توانسته بودیم سرنخ‌هایی از خانه‌های تیمی فرقان به دست آوریم، خجالت می‌کشیدیم پیش امام برویم. البته، راجع به حوادث کردستان خدمت امام می‌رسیدیم، اما درمورد فرقان حرفی نمی‌زدیم. چند ترور دیگر هم توسط فرقان انجام شد که برخی از آنها مانند شهید قرنی موفق بود و برخی مانند ترور آقای هاشمی‌رفسنجانی ناموفق بود. گروه فرقان مقام معظم رهبری را هم جانباز کردند. مسوولیت عملیات بر عهده اینجانب بود. درعین حال، بچه‌های عملیات، تعقیب و مراقبت و شنود همگی با هماهنگی کامل دراختیار آقای محمدعلی رمضانی بودند و من به آنها گفته بودم که عملیات را با رمز «یا زهرا» آغاز کنید. به برکت اسم حضرت زهرا (س) این عملیات با موفقیت کامل همراه بود و بدون آن که کسی از بچه‌های ما شهید شود، همه آنها را گرفتیم، درحالی که تمام اعضا و خانه‌های تیمی گروه فرقان هم اسلحه و هم نارنجک و مواد منفجره و تجهیزات دیگر در اختیار داشتند.
آن زمان بعضی می‌گفتند که باید به خانه‌های تیمی حمله کرده و با دستگیری افراد این خانه‌ها بقیه را دستگیر کنیم، اما ما بر مبنای سابقه کار چریکی در دوره قبل از انقلاب می‌دانستیم اگر در آنها هوشیاری به وجود بیاید، همه سرنخ‌ها نابود می‌شود و از این به بعد، شناسایی و یافتن بقیه افراد آن کار سختی است. درمورد فرقان نیز چون مطمئن نبودیم می‌توانیم گودرزی رهبر گروه را دستگیر کنیم؛ لذا تدابیری اندیشیدیم تا حتما بتوانیم به سران و کادر فرماندهی فرقان دست پیدا کنیم. همین نکته سبب تردید بیشتر در حمله به خانه‌های تیمی فرقان می‌شد.
حتی در شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مساله فرقان به عنوان یک ماموریت مطرح نبود؛ شورای فرماندهی سپاه در چارچوب اساسنامه سپاه عمل می‌کرد، حال آن که طرح تشکیل واحد اطلاعات و بررسی‌های سیاسی در اساسنامه سپاه نبود. واحد اطلاعات سپاه برمبنای نیازهای زمان و حوادث ایجاد شد و حضرت امام حامی ما بودند و مرتب خدمت ایشان رسیده، از آن حضرت کسب اجازه می‌کردیم.
چون برای ما مهم بود که بدون ازدست دادن زمان اگر افراد یا خانه‌های تیمی دیگری هنوز وجود دارد، سریع به آنها دسترسی پیدا کنیم. احتمال می‌دادیم بتوانیم در ۴۸ ساعت اول، اطلاعات دست اول کسب کنیم؛ لذا بسیاری از دوستان ما در دو روز اول برای یک لحظه خواب‌شان نبرد و پای کار ماندند. از طرف دیگر، دستگیرشدگان قریب به پنجاه نفر بودند که باید اطلاعات آنها گرفته شده و بعد از تطبیق دادن، اطلاعات تکمیلی از آنان گرفته می‌شد. به همین دلیل، وقت زیادی لازم بود و اگر دوستان ما می‌خواستند به سبک اداری فقط در روز هشت ساعت کار کنند، شاید دو تا سه ماه طول می‌کشید تا بتوانند تمام افراد گروه فرقان را تخلیه اطلاعاتی کنند، ولی در ۴۸ ساعت، همه کارها را انجام دادند. یکی از کارهای خوب دوستان ما برخورد اعتقادی با اعضای دستگیرشده فرقان و پرهیز از موضع قدرت و حکومت بود؛ لذا خیلی از آنها نهایت همکاری را داشتند.
برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها