بخش دوم/ روایت میدانی از وضعیت امروز از رسانه های لبنانی
النهار نخستین روزنامه لبنان
تحریریه روزنامه الجمهوریه هم مثل بقیه روزنامههای بیروت بعد از ظهر آغاز کار به میکند. یکی از نکات جالب این روزنامه این است که یکی از پرخوانندهترین ستونهای این روزنامه را... چهرهای که به جناح ١٤ مارس (حزبالله) نزدیک است مینویسد. به یکی از اعضای هیات مطبوعاتی ایرانی که سابقه اصولگرایی دارد، گفتم: «چنین چیزی در ایران امکان ندارد مثلا در روزنامه شما یا مثلا کیهان یک ستون ثابت از نویسندهای با تفکرات اصلاحطلبان بنویسد یا برعکس.»
اعتمماد آنلاین- روزنامههای مهم دیگر یکی «المستقبل» است که مانند شبکههای تلویزیونی مستقبل، به سعد حریری تعلق دارد و یکی روزنامه «البلد» که رنگی و شهری و اجتماعی است و چیزی مثل همشهری در حالیکه تیراژ روزنامههای سیاسی مهم در کشور چند میلیونی لبنان به سقف ٣٠ هزار نسخه نمیرسد. این روزنامه همچنین انتشار و توزیع نیازمندیهای مستقلی را بهصورت رایگان در کل لبنان آغاز کرد که بعدا به سه نشریه سراسری و مختلف تبلیغاتی منتهی شد. روزنامه البلد که در سالهای اخیر ظاهرا به همت سرمایهداران کویتی و لبنانی تاسیس شده و بیشتر به سبک روزنامههای کویت و قطر عمل میکند، روزنامهای است جنجالی با بخشهای مختلف و پرخرج. بشاره شربل، سردبیر روزنامه که به همهچیز با دید انتقادی مینگرد، بیش از هر چیز روی سیستم توزیع روزنامه توسط صدها ویزیتور برای جذب اشتراک تاکید میکند. روزنامه برای مدتی بهطور رایگان پخش میشود و بعدا به شکل تکفروشی و اشتراک البلد، از راههای مختلف سعی در جذب خواننده دارد و یکی از آنها دادن خودروهای جدید و گرانقیمت به خوانندگان به عنوان جایزه از طریق قرعهکشی ماهانه است.
در همین ساختمان نشریه دیگری به نام الوسیط قرار دارد که نشریه آگهی و نیازمندیهاست و هر هفته با تیراژی حدود ٣٠٠هزار نسخه بهطور رایگان در لبنان توزیع میشود. مدیر لبنانی نشریه توضیح میدهد که الوسیط یک نشریه منطقهای است که در مصر، اردن، سوریه، لبنان، عربستانسعودی و برخی دیگر از کشورهای منطقه منتشر میشود و بیشتر یک پروژه موفق تجاری است. لبنان کشور سندیکاها، انجمنها و اتحادیههای صنفی است و از این نظر نیز در منطقه جایگاه ویژهای دارد.
روزنامه «الحیاه» لندن نیز نسخه خاص بیروت را مستقلا منتشر میکند و روزنامههای دیگری نیز مثل البیرق، اللواء و الانوار نیز هستند که در رتبههای بعدی قرار میگیرند. همچنین روزنامههایی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی در بیروت منتشر میشوند. عده زیادی نیز مشتری روزنامههای عربی دیگر مثل «الشرق الاوسط» عربستان یا «السیاسه» کویت هستند که هر روز در دسترس قرار میگیرد.
روزنامه النهار که فرصت بازدید از آن فراهم نشد، نخستین روزنامه لبنان است. سردبیر روزنامه شخصیت معروف مطبوعاتی و سیاسی لبنان، غسان توینی است. با آنکه از النهار پیوسته به عنوان روزنامه مستقل لبنان (در مقابل روزنامههای وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی) یاد شده اما واضح است که این روزنامه منعکسکننده افکار مواضع جناح راست مسیحی لبنان است. روزنامه سیاسی لبنانی توسط جبران توینی در سال ١٩٣٣ تاسیس شد. پس از او پسرش غسان توینی انتشار این روزنامه را بر عهده گرفت وی در سال ٢٠٠٥ پس از بازگشت از فرانسه ترور شد. نظام سوریه متهم به ترور وی شد که تاکنون دست داشتن این نظام در ترور ثابت نشده است. هماکنون ریاست آن بر عهده نماینده مجلس نایله توینی است و ضمیمههای ورزشی، اقتصادی، جوانان و غیره منتشر میکند.
مثلی در جهان عرب رایج است که کتاب در مصر نوشته میشود، درلبنان چاپ میشود و در عراق خوانده میشود. لبنان چاپخانه خاورمیانه است؛ عنوانی است که برای آن دلایل زیادی وجود دارد، بخش چاپ و نشر قدیمیتر از بخشهای صنعتی دیگر است و با توجه به بازار منطقهای که بازار سنتی آن است، بازار اروپا نیز بازار جدید آن محسوب میشود.
با توجه به بزرگی این موسسات و مبلغ هنگفتی که در ساختمان و تجهیزات، سرمایهگذاری کردهاند (یک موسسه به تنهایی سه میلیون دلار) به نظر میرسد که ٥٠ درصد از تولید چاپخانهای برای بازار منطقهای است و لبنان به حسب آمار هیات توزیعکنندگان مطبوعات عرب در ١٩٩٦ به تنهایی نیمی از تولید مطبوعات دنیای عرب را تولید میکند.
خبرگزاری ملی لبنان، رسانهای برای همه طوایف
در میان رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری لبنان، خبرگزاری ملی این کشور، از جمله رسانههای دولتی محسوب میشود. خبرگزاری ملی لبنان، موسسه رسمی و وابسته به وزارت اطلاعرسانی این کشور است و محل فعالیت آن، یک طبقه از ساختمان وزارت اطلاعرسانی در خیابان «الحمرا» در غرب بیروت است. خبرگزاری ملی لبنان در ساختمانی قدیمی مستقر است که در نگاه نخست هیچ نماد مدرنی در آن یافت نمیشود و شامل اتاق مدیرعامل، اتاق خبر، اتاق شنود، تحریریه، اتاق سردبیران، اتاق زبانهای خارجی، اتاق آموزش، اتاق شبکههای اجتماعی یک استودیو کوچک که همه این اتاقها به شبکه کامپیوتری مجهز و متصل هستند. اخبار خبرگزاری ملی لبنان به صورت رایگان از طریق سایت اینترنتی منتشر میشود و اشتراک وجود ندارد.
اعضای این خبرگزاری دارای قرارداد کار هستند که تابع نظام بخش عمومی دولتی است و خبرگزاری حق اخراج کارکنان را جز با تصمیم هیات وزیران و پس از توافق با طایفهای که فرد جزو آن است، ندارد. حقوق پایه کارکنان خبرگزاری ملی لبنان بین ۵۰۰ هزار لیره لبنان (هر یک دلار هزار و ۵۰۰لیره) تا سه میلیون لیره است و حق بیمه، عائلهمندی، مدرسه و ایاب و ذهاب نیز به آن افزوده میشود.
حقوق پایه مدیرعامل خبرگزاری ملی لبنان دومیلیون و ۵۰۰ هزار لیره لبنان است. چهار شیفت (نوبت) کاری در این خبرگزاری وجود دارد که از ۵ بامداد تا یک پس از نیمهشب ادامه دارد و متوسط هر شیفت کاری حدود پنج ساعت است.
استخدام کارکنان در خبرگزاری تابع نظام طایفهای است و پستها نیز بر اساس طایفههای مختلف توزیع میشود، سابقه کار کارکنان نیز در پست تعیین شده به طایفه آنان مدنظر قرار میگیرد و هیچ شخصی از طایفهای، نمیتواند پست مربوط به طایفه دیگر را بگیرد.
خبرها از سوی خبرنگار به رییس بخش خبرنگاران و سپس به سردبیر ارسال و سپس به دو بخش اینترنت و چاپ فرستاده میشود.
خبرگزاری ملی لبنان دفتر یا خبرنگار در خارج از این کشور ندارد زیرا تنها به اخبار لبنان میپردازد اما خبرنگاران را همراه با رییسجمهوری، نخستوزیر و رییس مجلس نمایندگان برای پوشش خبری به خارج از کشور اعزام میکند. این خبرگزاری روزانه حدود ۳۰۰ خبر منتشر میکند و بخش ویژه بایگانی عکس نیز دارد.
خبرگزاری ملی لبنان یکصد خبرنگار در خارج از دفتر مرکزی دارد که در مناطق مختلف و موسسات رسمی این کشور پراکندهاند و شمار کارکنان خبری این خبرگزاری حدود ۳۰۰ نفر است.
مجموع کارکنان خبرگزاری حدود ۴۵۰ نفر است که از طریق کمیته استخدام، گزینش و مشغول کار شدهاند.
خبرگزاری ملی لبنان دارای تنوع خبری است و اخبار سیاسی، فرهنگی، نظامی اقتصادی، امنیتی و ورزشی را پیگیری و منتشر میکند و هر بخش زیرنظر یک سردبیر اداره میشود و اولویت، با اخبار سیاسی است و این بخش، ۳۰کارمند دارد.
کنار این خبرگزاری و در همین ساختمان رادیو ملی لبنان که آن هم زیرنظر وزارت اطلاعرسانی لبنان است. قرار دارد. چند اتاق با استودیوهای غیر مدرن و حداقل نیرو در آن فعالیت میکنند. بیشتر اخبار و موسیقی برنامههای این رادیو را شکل میدهد. مدیر رادیو لبنان هنگام ورود هیات ایرانی ابراز علاقهای فراوان کرد که ای کاش از موسیقی سنتی ایران قطعهای داشت که همزمان از رادیو لبنان پخش میکرد.
کشور سندیکاها
ازجمله ویژگیهای مهم مطبوعات لبنان، تاکید بر حمایت و پاسداری از آزادی بیان در این کشور است. در زمینه مطبوعات نیز دو سندیکای مهم وجود دارد: یکی سندیکای مطبوعات که از صاحبان روزنامهها تشکیل شده و دیگری سندیکای نویسندگان که مخصوص روزنامهنویسان است. سندیکای مطبوعات یکی از قدیمیترین سندیکاها در لبنان است که سابقه فعالیت آن حتی به پیش از استقلال لبنان در ١٩٤٣ برمیگردد. مسوولیت این سندیکا برعهده محمد بعلبکی» است که خود از اربابجراید و روزنامهنگاران قدیمی است که البته مواضعش درباره ایران اخیرا تند شده است.
یک روزنامهنگار لبنانی میگوید: «این سندیکا گرچه در دوران امپراتوری عثمانی و قیومیت فرانسه نتوانست نقش مدافع جدی و عملی از مطبوعات را ایفا کند اما از دوره استقلال این کشور در سال ١٩٤٣ تاکنون رفتهرفته نقش واقعی خود را بازیافته است». به هنگام اوجگیری آتش جنگ داخلی در سال ١٩٧٥ میلادی در لبنان دولتهای عرب براساس روش حکومتی خود با اعمال فشار بر دولت وقت لبنان، خواستار محدود ساختن آزادی مطبوعات در این کشور شدند. حاصل این دوره، تصویب «قانون ١٠٤» در زمان دولت «سلیم الحص» در سال ١٩٧٧ بود که عملا زمام امور مطبوعات را به رییس امنیت عمومی میسپرد اما سرانجام با تلاش سندیکای مطبوعات و اراده جامعه مطبوعاتی لبنان، در سال ١٩٩٤ تغییرات بنیادینی در این قانون به وجود آمد و درواقع قانون جدیدی از تصویب مجلس گذشت. تغییرات مهم و قابل تاملی در قانون مطبوعات لبنان صورت گرفت، این تغییرات شامل لغو اختیارات مدعیالعموم در بازداشت موقت روزنامهنگاران، لغو ممانعت از ادامه فعالیت نشریه، لغو محاکمه غیرعلنی روزنامهنگاران و مدیران مسوول نشریات و لغو مجازات زندان برای روزنامهنگاران بود. اما از «قانون ١٠٤» سه ماده «لزوم خودداری مطبوعات
از تحقیر و ناسزاگویی به رییسجمهوری»، «احتراز از دامن زدن به اختلافات داخلی و طایفهای» و «عدم حمایت از دشمن صهیونیستی در مطبوعات» درقانون جدید بر جای ماند. «محمد بعلبکی» رییس سندیکای مطبوعات لبنان میگوید: «جامعهای که در آن مطبوعات آزاد نباشد جامعهای بینشاط است و باید باور داشت که اندیشه تنها در فضای آزاد شکوفا میشود. او ادامه میدهد: «اگر حکومتها با سینهای گشاده و تساهل برخورد نکنند، کار به سامان نمیرسد.»
ازجمله نکات جالب در وظایف سندیکای مطبوعات لبنان این است که روزنامهنگارانی که مقالههای توهینآمیزی درباره افراد حقیقی یا حقوقی بنویسند ابتدا از سوی کمیسیونی متشکل از چند عضو سندیکای مطبوعات به آنان تذکر داده میشود و در مرحله بعد مورد سرزنش و اخطار قرار میگیرند و بار سوم نام روزنامهنگار از لیست سندیکا حذف میشود. به گفته بعلبکی این کار به معنای محروم شدن روزنامهنگاران از حقوقی چون استفاده از صندوق بیمه و حرفه مطبوعاتی است. با وجود آنکه در قوانین اساسی و عادی لبنان از هیاتمنصفه سخنی به میان نیامده است اما دادگاه مطبوعات در لبنان علنی است و طبق قانون قاضی حق ندارد پیش از تشکیل دادگاه نسبت به تعطیلی نشریه یا زندانی کردن روزنامهنگاران اقدام کند. طبق قانون، در لبنان، پروانه جدید برای روزنامههای سیاسی داده نمیشود و اگر کسی بخواهد یک روزنامه سیاسی جدید منتشر کند باید پروانه موردنیاز را از بازار آزاد با قیمتی گزاف یعنی بین ٣٠٠هزار تا یک میلیون دلار بخرد زیرا در لبنان امتیاز روزنامه ملک شخصی صاحبامتیاز است و با عدم انتشار روزنامه، امتیاز از بین نمیرود. به همین دلیل روزنامههای سیاسی بسیاری هستند که
منتشر نمیشوند و امتیاز آنها قابل خریدو فروش است.
اما سندیکای روزنامهنویسان در کنار سندیکای مطبوعات قرار دارد که تجمعی برای حمایت از نویسندگان مطبوعات است. رییس این سندیکا ملحم کرم خود صاحب یک موسسه بزرگ مطبوعاتی به نام «الف لیله و لیله» (هزارویکشب) در قلب منطقه مسیحینشین اشرفیه در شرق بیروت است که علاوه بر روزنامه البیرق، سه مجله نیز منتشر میکند: ژوزف قصیفی، از روزنامهنگاران کهنهکار با حوصله زیاد درباره وضعیت روزنامهنگاران لبنان و حمایتهایی که سندیکا از آنان به عمل میآورد، توضیح میدهد: شرایط عضویت، تعداد اعضا، خدمات سندیکا به اعضا، آییننامه انتخابات داخلی و چندین عنوان دیگر مورد بحث قرار میگیرد و سوالات زیادی مطرح میشود. اما دو نکته را آقای قصیفی مورد تاکید قرار میدهد: نخست آنکه هیچ روزنامهنگاری به جرم مطبوعاتی بازداشت و زندانی نمیشود و در صورت احضار روزنامهنگار به دادگاه مطبوعات، رییس سندیکا و یکی از وکلای سندیکا وی را در دادگاه همراهی میکنند و در صورت محکومیت، دادگاه به جریمه نقدی اکتفا میکند. نکته دوم، این تنها سندیکایی است که در سختترین شرایط جنگ داخلی به فعالیت خود ادامه داده و حتی انتخابات داخلی را هم برگزار کرده است. هیات
مطبوعات ایران در محل این سندیکا حاضر و با جمعی از برجستهترین روزنامهنگاران لبنان دیدار و گفتوگو کرد. در این جلسه مباحث داغ و جنجالی درباره موضوعات منطقهای مطرح و بحث و بررسی شد. علاوه بر این دو سندیکا، باشگاهی نیز به همت عدهای از روزنامهنگاران در مرکز بیروت تاسیس شده که بیشتر «پاتوقی» است برای گردهمایی و تبادلنظر و برگزاری برخی از مصاحبههای مطبوعاتی.
المنار صدای حزبالله
در سفر هیات مطبوعاتی ایران به بیروت با مدیران و کارکنان چندین شبکه و رادیو و تلویزیون دیدار و گفتوگو صورت گرفت. یکی از این شبکهها، شبکه المنار وابسته به حزبالله لبنان است. این شبکه واقع در قلب حومه شیعهنشین بیروت، منطقهای با خیابانها و کوچههای تنگ و باریکمستقر بود. این شبکه در سال ١٩٩١ تاسیس شد و در سال ٢٠٠٠ پخش ماهوارهای آن شروع شد. مدیر شبکه محمد فرحات است. ماهواره عرب ست در ٤ دسامبر سال ٢٠١٥ پخش آن را متوقف کرد. در تاریخ ٥ دسامبر ٢٠١٥ نیز پخش آن در عربستان سعودی متوقف شد. در منطقه و لبنان مشهور است که المنار زبان مقاومت است، چه در لبنان و چه در فلسطین و بینندگان زیادی در داخل و خارج لبنان دارد. درعین حال فعالیت اطلاعرسانی این شبکه به روشی صورت میگیرد که بسیار تاثیرگذار است. به همین دلیل محافل صهیونیستی حملات شدیدی را علیه المنار در اروپا و امریکا آغاز کردهاند. در این بازدید از همه بخشهای شبکه به ویژه اتاق اخبار و استودیوهای پخش خبر را که به پیشرفتهترین دستگاهها مجهز هستند، دیدن کردیم. شبکه المنار علاوه بر برنامههای خبری و تحلیل سیاسی، برنامههای سرگرمی مختلفی نیز برای مخاطبان دارد و
بهنظر میرسد که المنار در عین حفظ مرزهای دینی و اخلاقی توانسته است برنامههای متنوع دیگری نیز که از نظر فنی و حرفهای در سطح بالایی قرار دارند به بینندگان خود ارایه کند.
مدیر المنار مردی با چهره آرام و صدایی بسیار آرامتر. در دفتری بسیار شیک و مدرن که انبوهی از تلویزیونها و شبکهها روبهروی او در حال پخش بود. تابلوهایی که آیاتی از کلامالله مجید روی آن نقش بسته بود و پرچمی از حزبالله اتاق او را تزیین کرده بود. در محل ورودی شبکه به استقبال هیات مطبوعاتی ایران آمد و پس از اینکه از دستیار ارشد خواست تا کل شبکه را به هیات ایران نشان دهد به دفترش بازگشت و پس از بازدید یک ساعته از ما از شبکه المناد به جمع ما پیوست.
او در سخنانش تحلیلی از شرایط منطقه و نقش رسانهها ارایه کرد. محمد فرحات، گفت: بیش از ۱۵۰۰ تلویزیون عربی بصورت ماهوارهای برنامه پخش میکنند اما تمرکز اصلی و محوریت تنها روی ۱۱ شبکه است و در کنار آن تعدادی حدود ۱۵ تا ۲۰کانال هم تاثیرگذارند که برخی از آنها در محور مقاومت قرار دارند.
وی با اینکه امروز هیچ منفعت رسانهای نسبت به رسانههای جدید از بین نرفته است، گفت: اما آنها چگونه پیشرفت کردهاند که میتوانند حرف داشته باشند در جهان ۳تا ۴ درصد به سمت اینترنت میروند اما در جهان عرب ۶۰ درصد به تلویزیون وابستهاند. مشکل اصلی این است که تلویزیون چگونه با شبکههای اجتماعی رقابت کند. به نظر من امروز تلویزیون میتواند تاثیرگذارتر باشد چرا معتبرتر و مستندتر است. محمد فرحات، میگفت: ما رسانهای شیعه هستیم اما اینگونه نیست که در بین مردم سنی نفوذ نداشته باشیم، همواره سعی کردهایم و برنامه داریم که در بین سنیها هم مخاطب انبوه داشته باشیم. ما در فلسطین اگر تلویزیون اول نباشیم از تلویزیونها برتر هستیم اما در مصر نتوانستیم تاثیرگذار باشیم. جامعه مصر خصوصیت خاصی دارند و سخت است نفوذ داشته باشیم، در عربستان و ریاض مخاطب ما هستند مدیر المنار با بیان اینکه این شبکه اکنون یک مکتب است و صدایش هر روز بلندتر خواهد شد، گفت: مسیر حرفهای دنبال خواهیم کرد. البته این حرفهای بودن نیاز به محیط است که ما از آن دور هستیم مهم این است که تاثیرگذار باشیم و برای اینکه در اسراییل هم اثرگذار باشیم برنامه به زبان
عبری پخش میکنیم.
این شبکه وابسته به حزبالله لبنان است. اما مدیر المنار میگویدکه در برنامههای غیرخبری سهم حزبالله ٥ درصد است. اما در بخشهای خبری این سهم به ٦٠درصد افزایش پیدا میکند.
وی با بیان یک ضربالمثل عربی که سم را داخل عسل میگذاریم، گفت: جهان پیچیده شده است از این پیچیدگی استفاده میکنیم. سیاست محدودکننده، آزار دهنده است اما نمیتواند موثر باشد، ما با همه کانالهای عرب در یک اتحادیه بودیم ۲۵ سال بود.اما الان بیرون آمدهایم.
شبکهای که خط قرمزش رهبر ایران و امنیت ملی جمهوری اسلامی است
یکی دیگر از شبکههای تلویزیونی لبنانی المیادین است. این شبکه توسط غسان بن جدو که دارای دو تابعیت لبنانی و تونسی است در سال ٢٠١٢ راهاندازی شد. این شبکه در پایتختهای مهم آنکارا، تهران واشنگتن، لندن و پکن دفتر دارد. اسم این شبکه از میدان التحریر و باقی میدانهای پایتختهای عربی که انقلابهای بهار عربی در آنجا رخ داد، برگرفته شده است. بن جدو در سال ٢٠١١ در کنفرانس مطبوعاتی خبر راهاندازی شبکه را از طریق ادغام با شبکه الاتحاد به ریاست نایف کریم اعلام کرد. بودجه اعلام شده شبکه ٤٠ میلیون دلار است و شخصیتهایی از عربستان سعودی، فلسطین و لبنان در سرمایه این شبکه شریک هستند. مهمترین موضوع و محور این شبکه فلسطین است. او در رسانهاش ابتکارهای زیادی به خرج داده است و در استودیوهای خبری خود، با استفاده از رنگها و روشهای مختلف تلاش کرده که به جذب مخاطب بپردازد. مثلا هر بخش خبری استودیو یک رنگ خاص به خود میگیرد. بخش اخبار فوری مثلا قرمز میشود. مدیر المیادین در بیان حمایت از حزبالله ابایی نداشت و رسانهاش را حامی خط مقاومت خواند. او میگفت: میادین علیه اسراییل است.
غسان با تاکید بر اینکه ما رسانهای معتدل هستیم گفت: میادین یک فریاد است. جوانان عرب میخواهند صدایی بلند شود. جزیی از محور مقاومت نیستیم اما از آن حمایت میکنیم. ما مرجعیت و رهبری نداریم و طرفی نداریم که ما را توجیه کند و ای کاش داشتیم شاید مشکلات ما کمتر بود. نکته جالب اینکه همسر غسان جدو که یک ایرانیتبار است دستیار ویژه او و همراهش است؛ او خانمی است کاملا محجبه. با این حال در این رسانه افراد و چهرههای مسیحی با ظاهر متفاوت حضور دارند و براساس سیاستهای رسانهای این شبکه فعالیت میکنند. غسان رسانهاش را یک رسانه تاثیرگذار و دلیلش را هم تحقیقات و گزارشهای پنتاگون و... میدانست. او میگفت: در گفتوگوهای هستهای بیشترین طرفی که با ما همکاری کرد طرف امریکایی بود و اطلاعات مهمی به ما میداد. او گفت: روی تلفنی که من دارم یک پیامک آمد قبل از اینکه اساسا خبری درز پیدا کند که توافق تمام شد و اوباما به کری دستور داده تا ۴۸ ساعت دیگر این توافق نهایی شود.
او درباره ایران نیز گفت: ایران را جزو اساسی فعالیت خود میدانیم، رهبر انقلاب ایران و امنیت ملی جمهوری اسلامی دو خط قرمز ما در المیادین است. انتخابات اخیررا وسیع و گسترده پوشش دادیم و هر دوطرف را میآوریم تنها رسانهای هستیم که در جهان عرب چهرهای دیگر از ایران را نمایش میدهیم. او البته گلایههایی هم داشت که میگفت: ما برنامهای داریم که موسیقی همه ملل را بررسی و پخش میکنیم. خیلی کشورها رفتیم و برنامه تهیه کردیم اما متاسفانه این فرصت در ایران برای ما فراهم نشد. او هزینههای اداره شبکهاش را بسیار بالا دانست و میگفت: ۳۰ هزار دلار در یک روز برای تجهیزات ارتباط مستقیم در جنگ ۵۲ روزه اجاره دادیم. اما در همین بیروت یک شبکه ۴تا ماشین سیانجی (تجهیزات پخش مستقیم) در داخل دارد و حتی برخی همه تجهیزات را اجاره کردند تا دیگر شبکهها نتوانند برنامه مستقیم داشته باشند. در یک جشنواره شبکهای میرود مثلا اگر حق پخش ۲۰ هزار دلار باشد، ۲۰۰ هزار دلار میپردازد تا به ما نرسد. ما با چنین مشکلاتی سروکار داریم.
دیدگاه تان را بنویسید