کد خبر: 783195
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ۰۹:۰۴:۵۴
| |

بازی در نقش مرده برای فرار از دست شاکیان

مرد کلاهبرداری که با صحنه‌سازی غرق‌شدن در دریای خزر، برای خود مراسم خاکسپاری و ختم برگزار کرده بود، پس از ماه‌ها زندگی مخفیانه، توسط یکی از طلبکارانش در خیابان‌های پایتخت شناسایی شد.

بازی در نقش مرده برای فرار از دست شاکیان
کد خبر: 783195
|
۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ۰۹:۰۴:۵۴

مرد کلاهبرداری که با صحنه‌سازی غرق‌شدن در دریای خزر، برای خود مراسم خاکسپاری و ختم برگزار کرده بود، پس از ماه‌ها زندگی مخفیانه، توسط یکی از طلبکارانش در خیابان‌های پایتخت شناسایی شد.

به گزارش همشهری، ماجرا از اواخر سال گذشته در یکی از شهرهای ساحلی شمال کشور آغاز شد. مرد ۳۵ ساله‌ای به نام هومن که دفتر تجاری دایر کرده بود، با وعده واردات موتورسیکلت‌های سنگین و برقی با قیمت مناسب، توانست اعتماد بیش از ۵۰ نفر را جلب کند. سرمایه‌گذاران که برخی از آنها حتی از بستگان نزدیک او بودند، مبالغ هنگفتی را به‌حساب وی واریز کردند. با گذشت زمان و عدم‌تحویل موتورسیکلت‌ها، موج شکایات به اداره پلیس سرازیر شد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد هومن بیش از ۲۰ میلیارد تومان از مالباختگان دریافت کرده و عملاً هیچ موتوری وارد کشور نشده است. درحالی‌که بازپرس پرونده دستور توقیف اموال و بازداشت او را صادر کرده بود، ناگهان یک خبر تکان‌دهنده روند رسیدگی به پرونده را تغییر داد.

در اوج فشار طلبکاران و پیگیری‌های قضایی، خانواده هومن اعلام کردند که او هنگام شنا در دریای توفانی غرق شده و جان باخته است. به‌دنبال این اتفاق، حجله‌های سیاه‌رنگ مقابل در خانه هومن نصب و مراسم خاکسپاری و ختم او نیز برگزار شد. بسیاری از شاکیان که تا پیش از این به‌دنبال نقدکردن چک‌های خود بودند، با مشاهده اشک‌های خانواده و فرزند خردسال او، از شکایت خود صرف‌نظر کردند تا اینکه چند روز قبل اتفاق عجیبی رقم خورد.

چند روز پیش، یکی از بستگان دور هومن که از ماجرای فوت او باخبر بود، در حال عبور از خیابانی در غرب تهران، با صحنه‌ای مواجه شد که چشمانش را از تعجب گرد کرد. او هومن را در حال خارج شدن از یک سوپرمارکت دید و وی را تعقیب کرد. به این ترتیب محل اختفای مرد مرده شناسایی شد و مأموران با هماهنگی قضایی وارد خانه شدند و هومن را دستگیر کردند. متهم که دیگر راهی برای انکار نداشت، اعتراف کرد که تمام ماجرای غرق شدن، یک سناریوی طراحی شده برای فرار از بدهی ۲۰میلیاردی بوده است. با توجه به اینکه محل وقوع جرم در شمال کشور بود، متهم برای ادامه رسیدگی به پرونده به استان مربوطه منتقل شد.

بازگشت از دنیای مردگان

هومن می‌گوید که به هیچ عنوان قصد کلاهبرداری نداشته و به‌خاطر حمله دشمن صهیونیستی_ آمریکایی به کشور نتوانسته سفارش طلبکارانش را تامین کند.

*چطور به این فکر افتادی که برای فرار از بدهی، خبر مرگ خودت را منتشر کنی؟

فشارها خیلی زیاد بود. ۵۰ نفر هر روز جلوی دفتر و خانه‌ام بودند. ۲۰ میلیارد تومان بدهی بالا آورده بودم و راهی برای بازپرداخت نداشتم. موتورهایی که قول داده بودم به‌دلیل وقوع جنگ تحمیلی وارد نشدند. احساس کردم اگر بمیرم، همه‌‌چیز تمام می‌شود و خانواده‌ام هم راحت می‌شوند.

*اما خانواده‌ات که با این کار بیشتر زجر کشیدند. آنها هم در جریان بودند؟

نمی‌خواهم پای کسی را وسط بکشم، اما بدون هماهنگی نمی‌شد چنین صحنه‌سازی بزرگی کرد. آنها هم خسته شده بودند. می‌خواستیم پرونده در دادسرا مختومه شود.

*برای غرق شدنت چه صحنه‌ای ساختی؟

لباس‌ها و وسایلم را کنار ساحل رها کردم. چند نفر از دوستانم که به آنها هم بدهکار بودم اما قول داده بودم پولشان را بعدا بدهم، شهادت دادند که من را در حال دست و پا زدن در آب دیده‌اند. چون دریا توفانی بود، کسی انتظار نداشت جسد فورا پیدا شود. به سختی خودم را به ساحل کناری رساندم. روز بعد هم خانواده‌ام اعلام کردند که جسدم پیدا شده و تحویلش گرفته‌اند. سپس مراسم خاکسپاری نمادین و ختم خیالی را انجام دادند.

*فکر نکردی شاکیان و بستگانت که در مراسم ختمت شرکت کرده‌اند چه حسی پیدا می‌کنند؟

راستش را بخواهید، وقتی شنیدم برخی از آنها در مراسم من گریه کرده‌اند و دلشان برای پسرم سوخته، عذاب‌وجدان گرفتم. اما ترس از زندان و بدهی سنگین باعث شد به زندگی مخفیانه در تهران ادامه بدهم. البته قصد داشتم کار کنم و آرام آرام بدهی‌هایم را از طریق خانواده‌ام به شاکیان بپردازم.

*در تهران چطور زندگی می‌کردی؟

خانه یکی از بستگان نزدیکم بودم و سعی می‌کردم فقط شب‌ها بیرون بیایم یا در محله‌هایی تردد کنم که کسی من را نشناسد. اما آن روز به سوپرمارکت رفتم که خرید کنم. همین یک اشتباه، کارم را تمام و دستم را رو کرد. فکر نمی‌کردم درست همان لحظه یک آشنا از جلوی بانک رد شود. شاید تقدیر این بود که زنده بودنم لو برود.

*حالا که دستگیر شدی، برنامه‌ات برای بدهی ۲۰میلیاردی چیست؟

باید با حقیقت روبه‌رو شوم. امیدوارم دادگاه فرصتی بدهد تا بتوانم با اموالی که دارم یا از طریق دوستانم، رضایت شاکیان را جلب کنم. اگرچه می‌دانم اعتماد آنها را برای همیشه از دست داده‌ام اما آنها هم باید شرایط من را درک کنند. چون فضای کشور به‌شدت ملتهب بود و هست اما باید بگویم که شرمنده‌ام؛ مخصوصا شرمنده آنهایی که برایم سیاه پوشیدند و زیر تابوت خالی گریه کردند. من نه‌تنها پولشان، بلکه احساساتشان را هم دزدیدم.

 

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها