کد خبر: 777104
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۹ ۲۱:۲۲:۲۶
| |

«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

طلب ۴۰۰ هزار دلاری، انگیزه تاجر افغان برای اجاره آدمکش و قتل تاجر ایرانی

تاجر افغانستانی که به خاطر اختلاف حساب ۴۰۰ هزار دلاری تاجر ایرانی را با اجاره آدمکش به قتل رسانده است با همدستانش محاکمه شد.

طلب ۴۰۰ هزار دلاری، انگیزه تاجر افغان برای اجاره آدمکش و قتل تاجر ایرانی
کد خبر: 777104
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۹ ۲۱:۲۲:۲۶

تاجر افغانستانی که به خاطر اختلاف حساب ۴۰۰ هزار دلاری تاجر ایرانی را با اجاره آدمکش به قتل رسانده است با همدستانش محاکمه شد.

به گزارش اعتمادآنلاین، بهمن ۱۴۰۳ بود که شلیک گلوله به یک تاجر ایرانی در پاسداران به ماموران گزارش شد. تحقیقات نشان داد مرد تاجر مقابل دفتر کارش به قتل رسیده است. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد. با بررسی‌های انجام‌شده مشخص شد مقتول از سوی راکبان موتورسوار هدف قرار گرفته است. وقتی اولیای دم مورد پرسش قرار گرفتند گفتند مقتول با چند نفر اختلاف مالی داشت و احتمال می‌دهند این قتل را یکی از آنها که اتفاقاً افغانستانی است مرتکب شده باشد. ماموران مرد افغانستانی به نام رحیم را بازداشت کردند. متهم شناسایی و بازداشت شد. هرچند در ابتدا منکر همه‌چیز بود اما بعد اعتراف کرد و گفت: من دست به قتل نزدم، کسی که مرتکب قتل شد مردی ایرانی به نام یونس است که بعد از قتل هم فرار کرد و از او خبر ندارم.

تحقیقات نشان داد اختلاف اصلی متهم با مقتول یک اختلاف مالی ۴۰۰ هزار دلاری بوده است. آنها در پروژه وارد کردن لاستیک ماشین‌های سنگین همکاری کرده و با هم اختلافات مالی داشته‌اند. به همین دلیل احتمالاً او در طراحی قتل نقش داشته است. تا اینکه فروردین ۱۴۰۴ ماموران یونس را در بیمارستان شناسایی و او را بازداشت کردند.

یونس که سعی در انحراف تحقیقات داشت در نهایت مجبور به اعتراف شد و گفت مرتکب قتل شده است و رحیم مرد افغانستانی دستور این قتل را صادر کرده است. او اعتراف کرد با یکی از اقوامش به نام سعید به محل حادثه رفته و آنجا بعد از شلیک به مرد تاجر از محل فرار کرده است.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه ۹ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی ابتدا کیفرخواست از سوی نماینده دادستان خوانده شد، در ادامه وکیل اولیای دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم قصاص شد. او گفت: موکلان من اعلام گذشت نمی‌کنند و داغدار پدرشان هستند. مطابق اوراق پرونده متهم ردیف دوم با پرداخت پول به متهم ردیف اول او را برای قتل اجیر کرده است، همچنین او مبلغی پول هم بابت خرید اسلحه پرداخت کرده است. من درخواست مجازات از طرف موکلانم برای هر سه متهم را دارم.

در ادامه متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را رد کرد و گفت: من با مقتول دشمنی نداشتم. او را نکشتم و هرچه گفتم دروغ است. رحیم چون افغانستانی است چک‌هایش را نمی‌توانست پاس کند، دو چک برگشتی داشت که چند میلیارد بود، به من گفت بیا چک‌ها را به نام تو بکنم خودم هم وکیل می‌گیرم تا کارها را انجام دهد. برای این کار هم به من ۲۰۰ میلیون تومان داد. قرار بود ۱۵۰ میلیون تومان دیگر هم بدهد.

او ادامه داد: من در بندرعباس کار گرفته بودم و می‌خواستم برای سنگ‌کاری بروم. به سعید که از اقوام ماست گفتم بیا با هم برویم تا کارگر غریبه نگیرم. در تهران با هم قرار داشتیم. من آن روز به اقدسیه رفتم چون با رحیم قرار داشتم که بقیه چک‌ها را بگیرم و تسویه کنم و بروم. رحیم گفت صبر کن من کار دارم. چند ساعتی من را آنجا نگه داشت، بعد من با سعید تماس گرفتم گفتم بیا مرا با خودت ببر تا درباره کار هم صحبت کنیم. سعید هم به اقدسیه آمد، وقتی رحیم زیر حرفش زد من با سعید راهی شدم و بعد هم به خیابان فردوسی رفتم. آنجا زن و بچه‌ام را برداشتم و به بندر رفتم. دیگر از موضوع خبر نداشتم تا اینکه بعد از عید وقتی به تهران آمدیم با زنم بودم که تصادف کردم. در بیمارستان ما را بازداشت کردند، زنم را آزاد کردند و من در بازداشت ماندم. متوجه شدم رحیم کاری کرده و من را به جای خودش معرفی کرده است. سعید را هم بازداشت کردند.

متهم توضیح داد: من در زندان بودم که رحیم را دیدم، به من گفت برو اعتراف کن من ۱۰روزه تو را بیرون می‌آورم، تو سابقه‌دار هستی هر طور شده همه‌چیز را گردن تو می‌اندازند. من قبول نکردم. رحیم در بازداشتگاه امکانات زیادی داشت، همان‌جا به من گفت به همدستانم در بیرون زندان گفته‌ام بچه‌ات را راحت نگذارند، یک فیلم هم از بچه من نشان داد. آن‌قدر ترسیدم که قبول کردم اعتراف کنم. من گفتم اسلحه خریدم و بعد با سعید مقتول را تعقیب کردیم، وقتی مقابل دفتر کارش رسید به او شلیک کردم. وقتی بازپرس از من سوال کرد اسلحه چه شکلی بود من نتوانستم توضیح بدهم چون اسلحه‌ای در کار نبود.

او در ادامه توضیحات خود اضافه کرد: وقتی به بازداشتگاه برگشتم رحیم را بردند، دوباره پیش بازپرس بازجویی شده بود. وقتی آمد به من گفت خوب اعتراف نکرده‌ای، بازپرس باور نکرده است. باید کاری کنی که بازپرس باور کند. من قول می‌دهم بچه‌ات در امان باشد و خودت را هم ۱۰روزه بیرون می آورم. گفتم چطور بیرون می‌آوری گفت بعد از قتل اسناد را سرقت کرده‌ام، همه زمین‌هایی که در کلاردشت و لواسان و جاهای دیگر دارند سندش پیش من است. من برای نجات جان زن و بچه‌ام قبول کردم وقتی هم که تهدید از روی زن و بچه‌ام برداشته شد انکار کردم. انکارم از سوی دادگاه قبول نشد چون مدرک نداشتم ولی چند باری که با رحیم تلفنی صحبت کردم آن را ضبط کردم و به وکیل دادم تا به دادگاه بدهد.

سپس وکیل متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: موکل من به دلیل فشاری که روی او بوده اعتراف کرده است. خط تلفن او در محل حادثه آنتن نداشته در حالی که خط تلفن رحیم آنتن داشته است. چطور ممکن است او مرتکب قتل شده باشد اما نقطه‌زنی این را نشان ندهد. ضمن اینکه اولیای دم خودشان هم می‌گویند رحیم نقش بیشتری در قتل پدرشان داشته است.

در ادامه به دستور قاضی متهم ردیف سوم در جایگاه قرار گرفت. او اتهام اختفای ادله جرم را قبول نکرد و گفت: من اصلاً هیچ‌کس را در این پرونده نمی‌شناسم و فقط یونس را که از فامیل‌های من است می‌شناسم. او به من گفت بیا اقدسیه درباره کار حرف بزنیم، من او را سوار موتور کردم و حرکت کردیم. در راه گفت با یک نفر کار دارد بروم سمت پاسداران. گفت با مردی که 206 سوار است اختلاف مالی دارد، من هم رفتم. در پاسداران وقتی مرد متوقف شد چند دقیقه‌ای در ماشینش نشست. به یونس گفتم چرا نمی‌روی حرفت را بزنی من دیرم شده، مرد پیاده شد و به سمت یک در رفت که بعد فهمیدم درِ دفترش بوده است. به چند ثانیه نکشید که یونس و آن مرد با هم صحبت کردند و یونس به سمت او شلیک کرد. من تقریباً یک متر با آنها فاصله داشتم، آن‌قدر شوکه شدم که نفهمیدم چه می‌کنم. فرار کردم. به یونس گفتم چرا این کار را کردی گفت پول خوبی گرفته است. من هیچ‌کس را نمی‌شناسم و هیچ نقشی هم نداشتم، فقط از ترس فرار کردم.

در ادامه متهم ردیف دوم یعنی رحیم در جایگاه حاضر شد و توضیح داد: من اتهام را قبول ندارم. معاونتی در کار نیست. البته ما اختلاف مالی با مقتول داشتیم ولی من دستور قتل ندادم و یونس دروغ می‌گوید. آن روز هم ساعت ورود و خروج مقتول را گفتم ولی فکر کردم یونس می‌خواهد با او صحبت کند. من هیچ نقشی در ماجرا نداشتم.

متهم در توضیح اینکه چرا برای یونس تلفن همراه خریده و چرا اسنادش را به نام او می‌کرده است گفت: اگر می‌دانستم می‌خواهد کسی را بکشد این کار را نمی‌کردم. چون من افغانستانی هستم نمی‌توانستم زمین و خانه معامله کنم برای همین به نام یونس می‌خریدیم و این‌طور خریدوفروش می‌کردم.

در پایان وکلای متهمان دفاعایت خود را مطرح کردند و دفاع آخر از هر سه متهم گرفته شد. قضات شعبه ۹ نیز برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها