کد خبر: 772893
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۲ ۰۸:۲۶:۲۰
| |

زن جوان چرا از دو آدمکش خواست همسرش را به قتل برسانند؟

همسر مقتول و خواهرزاده ۲۰ ساله اش که در ماجرای «آدمکش های سامورایی» بازداشت شده اند در ادامه تحقیقات قضایی راز پنهان این جنایت هولناک را فاش کردند.

زن جوان چرا از دو آدمکش خواست همسرش را به قتل برسانند؟
کد خبر: 772893
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۲ ۰۸:۲۶:۲۰

همسر مقتول و خواهرزاده ۲۰ ساله اش که در ماجرای «آدمکش های سامورایی» بازداشت شده اند در ادامه تحقیقات قضایی راز پنهان این جنایت هولناک را فاش کردند. 

به گزارش روزنامه خراسان،سحرگاه بیست وچهارم فروردین،اهالی ساکن دریک مجتمع مسکونی۵طبقه دربولوار ابوطالب مشهد با شنیدن فریادهای«کمک!کمک!» ازمنازل خود بیرون آمدند و پس ازکنکاش های دلهره آور به دو جوان ۱۹و۲۲ساله برخورد کردند که قصد فرار ازطبقه چهارم داشتند اما آن ها خیلی زود با پلیس تماس گرفتند و بدین ترتیب نیروهای گشت انتظامی با دستورشبانه سرگرداحسان سبکبار(رئیس کلانتری شفا)عازم محل حادثه شدند و دو جوان را درحالی دستگیرکردندکه مشخص شد آن ها صاحبخانه ۲۹ ساله را دراتاق خواب طبقه چهارم به قتل رسانده اند.

این گونه بود که فرضیه سرقت ازمنزل مسکونی رنگ جنایت گرفت و دقایقی بعد قاضی دکترصادق صفری(قاضی ویژه قتل عمد)با گزارش نیروهای انتظامی به طرف محل وقوع جنایت حرکت کرد.دومتهم جوان ابتدا مدعی بودند با انگیزه سرقت ۳۰گرم طلا وارد طبقه چهارم مجتمع مسکونی شده اند اما صاحبخانه ۲۹ساله به طوراتفاقی ازخواب بیدار شده و آن ها به ناچار او را خفه کرده اند.

اما قاضی ویژه قتل عمد پس از بررسی های مقدماتی وانجام یکسری تحقیقات میدانی ، فرضیه سرقت را قصه ای ساختگی دانست و به واکاوی دقیق ماجرا پرداخت. طولی نکشید که پای«مهشید»(دوست دختریکی ازمتهمان)به این پرونده جنایی بازشد چرا که یاسین(دوست پسردختر۲۰ساله)مدعی شد«مهشید»کلید منزل خاله اش را دراختیار آن ها گذاشته است تا شوهرخاله اش را درقبال دریافت ۳۰گرم طلا به قتل برسانند.

درحالی که پازل این جنایت همچنان نیمه تمام مانده بود ناگهان قاضی صفری دستور بازداشت همسر۲۳ساله مقتول را نیزصادرکرد و بدین ترتیب پرونده«آدمکش های سامورایی» وارد مرحله جدیدی شد.

طولی نکشید که ۴متهم این پرونده پیچیده با تدبیرقاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد رودرروی یکدیگر قرارگرفتند و این گونه قصه های ساختگی هریک ازآنان خیلی زود دربرابرسوالات تخصصی وگاهی انحرافی مقام قضایی رنگ باخت. دراین میان وقتی قاضی ویژه قتل عمد تعدادی ازپیامک های ارسالی ،فیلم های سیاه و دیگراسناد و مدارک انکارناپذیر را دربرابردیدگان متهمان گذاشت ، دیگرهیچ راه گریزی وجود نداشت وآن ها به ناچارزوایای پنهان این ماجرای تکان دهنده را فاش کردند که بخشی ازاعترافات دومتهم معروف به«آدمکش های سامورایی»درصفحه حوادث روزنامه خراسان منتشرشد.

درهمین حال«مهشید»دختر۲۰ ساله که خود را برای آزمون سراسری (کنکور)آماده می کرد و اکنون به اتهام معاونت دریک پرونده جنایی دستگیرشده بود ،درباره نقش خود درقتل شوهرخاله اش گفت: من فقط می خواستم«یاسین» و دوستش شوهرخاله ام را گوشمالی بدهند چرا که خاله ام چندبارنزد من گریه کرد و ازرفتارهای نابهنجارشوهرش بسیارناراحت بود. او می گفت:مصطفی(مقتول)چندباربه من قول داده است که دیگر به رفتارهای خیانت آلود خودش ادامه ندهد ولی بازهم این ماجراها را تکرارکرد  .

این دخترجوان که درمخمصه پرونده جنایی افتاده بود،درادامه اعترافاتش افزود:خاله ام حتی حق طلاق را ازشوهرش گرفت ولی به خاطر پدربزرگم که نمی گذاشتند آن ها ازهمدیگرجدا شوند،کوتاه می آمد. بالاخره خاله ام از من خواست تا کسی را پیدا کنم که کارشوهرش ر ا تمام کند و او را بکشد! من هم چندباراصرارکردم که طلاق بگیر! به او گفتم فرزندت گناه دارد! ولی خاله ام قبول نکرد .او اعتقاد داشت این کاربرای فرزندش هم بهتر است!

خلاصه من هم موضوع را با یاسین(دوست پسرم)درمیان گذاشتم که شوهرخاله ام را گوشمالی بدهد. برای این منظورمن کلید منزل خاله ام را به یاسین دادم و او هم شبانه با یکی ازدوستانش که من او را نمی شناسم به خانه خاله ام رفتند و من صبح روز بعد فهمیدم که چه اتفاقی افتاده است. البته خودم نیز از شوهرخاله ام کینه به دل داشتم چرا که او قبلا نیزقصد بدی نسبت به من داشت ولی برای این ادعا دلیل و مدرکی ندارم!

دخترجوان ادامه داد: به خاطر همین کینه ای که داشتم موضوع نیت ناشایست شوهرخاله ام را برای «یاسین»بازگو کردم تا او هم درجریان باشد چرا که خودم عذاب وجدان داشتم اگر به کسی هم ماجرا را می گفتم باور نمی کرد. من از۵سال قبل با «یاسین» آشنا شدم و با یکدیگر رابطه داشتیم اگر چه مادرم متوجه شد و مخالفت کرد ولی من عاشق او شده بودم و به این رابطه غیراخلاقی ادامه دادم تا باهم ازدواج کنیم!

البته مصطفی(مقتول)هم درجریان روابط بین من و«یاسین»قرارداشت وآن ها چندباربا یکدیگر روبرو شده بودند . من خودم عکس «یاسین»را به او نشان دادم که بداند من قصد ازدواج با «یاسین»را دارم! با این وجود ماجرای سرقت طلا کاملا دروغ است و من ازآن خبرنداشتم. فقط می دانستم که «یاسین»قرار است با یکی از دوستانش این کار را انجام بدهند. آن شب (شب حادثه)هم من تلفنی با «یاسین»در ارتباط بودم. حدود ساعت ۲ونیم یا۳ صبح بود که زنگ زد وگفت:ما نمی توانیم از خانه بیرون برویم چون همسایه ها متوجه شدند. به او گفتم:من رمز گوشی مصطفی را بلدم . ازگوشی او به همسایه ها پیام بده که« ماموریت هستم و همسرم نیز درخانه خواهرش است» البته همان شب خاله ام و فرزندش هم درخانه ما بودند و ...

در ادامه رسیدگی به این پرونده جنایی،همسر۲۳ساله مقتول نیز که راز این جنایت وحشتناک را پنهان کرده بود،پس از آن که در برابر شواهد مستند قرارگرفت  ناگهان لب به اعتراف گشود و به قاضی ویژه قتل عمدگفت:شوهرم خیلی مرا اذیت می کرد. از رفتارهای زشت و ناشایست او خسته شده بودم. دیگر نمی توانستم دست درازی های او به دیگران را تحمل کنم. شوهرم حتی به«مهشید» هم نگاه بدی داشت . مدام به من سرکوفت می زد و تحقیرم می کرد که اندام مناسبی ندارم ! من هم از این حرف ها خیلی زجرمی کشیدم تا جایی که تصمیم به طلاق گرفتم و حتی یک بار هم وکالت طلاق را ازشوهرم گرفتم ولی بازهم به خاطر فرزندم نمی توانستم جدا شوم. تا این که قتل او به ذهنم رسید و ماجرا را برای «مهشید»بازگو کردم. او هم موضوع را برای دوست پسرش تعریف کرد چرا که او خودش هم از شوهرم کینه داشت و این گونه «یاسین»هم تحریک شد تا این کار را انجام بدهد. به همین خاطرنقشه قتل را طراحی کردم و خودم به کلید سازی درهمان منطقه محل سکونتمان رفتم و از روی کلیدها کپی تهیه کردم و به «مهشید»دادم تا آن ها را به «یاسین»بدهد!

زن جوان که حالا اشک ندامت چهره اش را پوشانده بود با دستورمقام قضایی،کلید سازی که کلید منزلش را درآن جا کپی کرده بود به سروان منفرد(افسرپرونده)نشان داد و ماجرای تهیه کلیدها بدین ترتیب لو رفت ...

امیرحسین و یاسین (دو متهم به قتل)که به اتهام مشارکت در قتل روبرو شده اند به همراه مهشید و همسرمقتول که به اتهام معاونت درقتل مرد مسلمان دربازداشت به سر می برند با صدور قرارقانونی از سوی قاضی دکتر صادق صفری روانه زندان شدند تا پرونده «آدمکش های سامورایی»دیگر مراحل دادرسی را طی کند.

درخور یادآوری است:«امیر حسین»(یکی از متهمان)به خاطر علاقه عجیبی که به جنگجویان سامورایی دارد،تصویر بزرگی از یک سامورایی را پشت گردن و ستون فقراتش خالکوبی کرده است.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها