مجازات مرگ برای مامور قلابی امنیتی که مرتکب جنایت سیاه شد
مردی که در پیچیده ترین پرونده «افکار کثیف» برای رسیدن به دختری ۲۰ساله، مادراو را با شگردی وحشتناک به قتل رسانده و جسدش را درکارگاه تولید زغال دفن کرده بود درحالی از سوی قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به اعدام، قصاص نفس و تحمل زندان محکوم شد که برای اجرای این دسیسه های شوم، خود را مامورامنیتی معرفی کرده بود.
مردی که در پیچیده ترین پرونده «افکار کثیف» برای رسیدن به دختری ۲۰ساله، مادراو را با شگردی وحشتناک به قتل رسانده و جسدش را درکارگاه تولید زغال دفن کرده بود درحالی از سوی قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به اعدام، قصاص نفس و تحمل زندان محکوم شد که برای اجرای این دسیسه های شوم، خود را مامورامنیتی معرفی کرده بود.
به گزارش روزنامه خراسان،این ماجرای تکان دهنده اوایل خرداد سال۴۰۳ هنگامی لو رفت که کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی مشهد دربازبینی پرونده های افرادگم شده به پرونده زن۴۰ساله ای به نام«فاطمه-ت»برخوردکردند که هیچ کس پیگیرآن نبود. ازسوی دیگرهم فقط گزارشی کم رنگ درپرونده وجود داشت که ازگم شدن زن مذکوردریکی ازمراکززیارتی حکایت می کرد به طوری که گویی آن زن زنده است ودرمکانی نامعلوم به زندگی عادی خود ادامه می دهد اما این برگ گزارش آن قدرناقص بود که ذهن جست وجوگر کارآگاه را قانع نمی کرد.
به همین دلیل ماجرای مشکوک این پرونده به علم وتجربه قاضی دکترصادق صفری(قاضی ویژه قتل عمد مشهد)گره خورد وبدین ترتیب با دستورهای محرمانه مقام قضایی،سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمد آگاهی)به همراه سروان آرمین منفرد(یکی ازافسران پلیس جنایی)به ریشه یابی این ماجرای رمزآلودپرداختند.آنان دراولین مرحله از اقدامات پلیسی خود عازم بولوارتوس شدند؛جایی که«فاطمه-ت»(زن گم شده)بعد ازطلاق ازشوهرقوچانی خود با مردی به نام «حسن»ازدواج کرده و درمنزل وی زندگی می کرد.
کارآگاهان با طراحی یک نقشه پلیسی و به منظور بررسی پرونده زن گم شده به منزل«حسن»رفتند.این مرد۴۰ساله که ازحضورناگهانی کارآگاهان دچاراسترس شده بود،خیلی تلاش می کرد تا خود را خونسرد نشان دهد. اودرباره گم شدن همسرش همان قصه ساختگی را بازگوکرد و گفت:«فاطمه -ت»درکارگاه تولید زغال من کارمی کرد. او از شوهرش طلاق گرفته بودکه من هم او را به عقد موقت خودم درآوردم . ولی پاییزگذشته(۱۴۰۲)که به یک مکان زیارتی رفته بودیم به طور ناگهانی گم شد و بعد ازاین ماجرا من با دختر۲۰ساله او ازدواج کردم و با یکدیگر زندگی می کنیم ...
درهمین حال ناگهان چشمان تیزبین کارآگاهان به دستبندهای پلیسی خیره شدکه بخشی ازآن زیرکمد منزل دیده می شد.سرهنگ نجفی که دیگرتردیدی نداشت مرد مظنون ازعناوین جعلی مامورامنیتی یا انتظامی هم برای نیات پلیدخود بهره می برد به جست وجودرمحتویات رایانه ای پرداخت که داخل اتاق قرارداشت اما ناگهان فیلم های سیاه ومستهجنی برصفحه نمایش رایانه خودنمایی کرد که از وضعیت تاسف بار و افکار و اعمال کثیف حکایت می کرد.
مرد۴۰ساله به طورمخفیانه دوربین های مداربسته را درمحل های تعویض لباس و استحمام کارگرانش نصب کرده و نه تنها فیلم های زننده ای ازآنان ضبط کرده بود بلکه ازرفتارهای شیطانی خود با زن گم شده نیز«فیلم سیاه»داشت.دراین شرایط بودکه دختر۲۰ساله زن گم شده نیز ازبیرون وارد منزل شد و با مشاهده کارآگاهان پا به فرارگذاشت. چرا که احتمال می داد پلیس ها فیلم هایی زننده از او را هم دیده اند!
بنابراین با دستورقاضی دکتر صادق صفری«حسن-ق»دستگیر و به مقر انتظامی انتقال یافت ودختر۲۰ساله نیز برای بررسی ابعاد پنهان این ماجرا به دایره قتل عمدآگاهی احضارشد.
طولی نکشیدکه دختر۲۰ساله با دلهره و نگرانی، راز وحشتناکی را فاش کرد. او به کارآگاهان گفت:«حسن»مادرم که درکارگاه او کارمی کرد را به عقد خودش درآورد اما از پاییزسال قبل مدعی شد مادرم به طور ناگهانی خودکشی کرده و او مادرم را به درمانگاه محرمانه ای برده است که به نیروهای امنیتی تعلق دارد! او به من گفت:مادرت درآن مرکز درمانی بستری است و درحالت کما به سر می برد وتحت درمان های مناسب قراردارد...
این دختر جوان ادامه داد:ولی«حسن»مرا تهدید می کرد که هیچ کس نباید از این موضوع مطلع شود و من اگر این ماجرا را به کسی بگویم همه خانواده ام را درقوچان به قتل می رساند.چرا که اوخودش را وابسته به نیروهای امنیتی معرفی می کرد و من هم ازتهدیدهای او وحشت داشتم ...
درپی اظهارات این دخترجوان،«حسن-ق»نیز با نظارت مستقیم قاضی ویژه قتل عمد به اتاق بازجویی هدایت شد و با مشاهده فیلم های مستهجن ودیگراسناد پلیس، درحضور قاضی صفری لب به اعتراف گشود و رازقتل زن۴۰ ساله را فاش کرد. او گفت:سال۶۴ درتهران به دنیا آمدم و بعد به فریمان نقل مکان کردم و در همان شهر به تحصیلات عالیه ادامه دادم و ازدواج کردم تا این که سرنوشت مرا به مشهد کشاند و دراین شهر به همراه دوستانم کارگاه تولیدکلوچه به راه انداختم.درهمین روزها بود که پسرخاله ام به عنوان کارگر وارد کارگاه شد وابزاراستعمال موادمخدرصنعتی(شیشه)را به دستم داد. بعد ازآن کارگاه های دیگری راه اندازی کردم و با زنانی هم ارتباط داشتم ولی با «فاطمه-ت» از اواخرسال۹۸آشنا شدم که به همراه دختر نوجوانش به کارگاه من آمدند و چون ازهمسرش طلاق گرفته بود خیلی زود روابط عاطفی را با او شروع کردم تا این که روزی «فاطمه»برای بردن برخی لوازم زندگی اش به قوچان رفت که من هم با او همراه شدم .اما زمانی که لوازم را برداشت شوهرسابقش از او به اتهام سرقت شکایت کرد که همین موضوع دستاویزی برای من شد چرا که «فاطمه» از بازداشت و دستگیری خودش واهمه داشت. من هم از این ترس او سوءاستفاده کردم و قرص های خواب آور را به وی خوراندم و ادعا می کردم وقتی ماموران برای دستگیری توآمدند ،من چنین وانمود می کنم که توخواب هستی!
این مرد بی رحم درادامه اعترافاتش به قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی وانقلاب مشهدگفت:درواقع خانواده خودم را درفریمان فراموش کرده بودم چون او اجازه نمی داد به فریمان بروم وازخانواده ام خبری بگیرم.درهمین شرایط وقتی او و دخترش دستبندهای پلیس را درخانه ام دیدند من هم خودم را نیروی امنیتی معرفی کردم تا به این طریق خواسته هایم را پیش ببرم.
وی درباره تهیه فیلم های سیاه و مستهجن از زنان بی پناه هم گفت:از روابط خودم با زنان فیلم می گرفتم تا برای تهدید و آبروریزی ازآن ها استفاده کنم ولی ازهیچ فیلمی این گونه استفاده نکردم ...
هنگامی که اعترافات «شیطان سیاه»به دختر ۲۰ساله رسید و مشخص شد که او مادردختر را برای رسیدن به نیات پلید خود به قتل رسانده تا با این دختر ازدواج کند،ناگهان بغض درگلو مانده دختر جوان ترکید و او درمیان هق هق گریه گفت:چگونه مرا این همه مدت فریب دادی؟تو مادرم را کشتی تا با من ارتباط غیراخلاقی بگیری؟تو به من که دختری باکره بودم رحم نکردی وآینده ام را برای هوسرانی خودت به تباهی کشاندی! تو مادرم را کشته بودی و مرا روی خاک سردگور اوآزارمی دادی؟ چون دختری بی پناه بودم و چاره ای جز سکوت نداشتم! ادعاهایت را به خاطرترس از این که نیروی امنیتی هستی باور می کردم!توچگونه تا این حد سقوط کرده ای ؟ ...
دخترجوان درحالی که اشک هایش چهره اش را پوشانده بود،فریاد می زد! مادرمرا ببخش! این مرد انسان نما هردو نفر ما را فریب داد و من از تو شرمسارم! او من و تو را به مواد مخدرصنعتی آلوده کرد تا به اهداف شیطانی و افکارکثیف خودش برسد! مادر! مرا ببخش که مادرهمواره بخشنده است! وحالا من ازقاتل تو نمی گذرم! هنوزتصور می کردم تو درمرکز درمانی بستری هستی و روزی به آغوشم بازمی گردی. او ادعا می کرد «امروزمادرت انگشت خود را تکان داد! وپزشکان به هوشیاری اش امیدوار شده اند! ولی همه این حرف ها دروغ بود و ...
ادامه گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان حاکی است:«حسن-ق»درادامه اعترافاتش به ماجرای قتل زن۴۰ساله پرداخت و گفت:وقتی نقشه جنایت را طراحی کردم ،ابتدا مانند همیشه قرص هایی را به او خوراندم که به خواب سنگینی فرو رفت سپس شیلنگ بخاری را بریدم و با بستن همه روزنه های پنجره،آن را درون اتاق گذاشتم تا این که روز بعددچارگاز گرفتگی شد. بعد ازآن برای رهایی از شر جسد تصمیم گرفتم تا پیکر او را درون کوره زغال بسوزانم ولی چون می دانستم به طورکامل نمی سوزد و بقایایی از جسد باقی می ماند از این تصمیم منصرف شدم. این بود که درنهایت جسد را درپشت کوره تولید زغال دفن کردم و روی حفره ای را که کنده بودم نیز با سرامیک ترمیم کردم و سپس با نقشه ای خاص، دختر آن زن را به عقد موقت خودم درآوردم ...
به دنبال اعترافات صریح متهم به قتل، بلافاصله گروهی از امدادگران آتش نشانی نیز با دستور قاضی ویژه قتل عمد عازم کارگاه تولید زغال شدند و درحضور افسران پلیس آگاهی و مقام قضایی، جسد زن۴۰ ساله را از زیرخاک بیرون کشیدند. با کشف راز این جنایت هولناک ،متهم مذکور صحنه جنایت را بازسازی کرد و بدین ترتیب با تکمیل تحقیقات قضایی،کیفرخواست این پرونده جنایی دردادسرای عمومی وانقلاب مشهد صادرشد و با توجه به اهمیت و حساسیت آن درشعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مورد رسیدگی قرارگرفت. اگر چه متهم درهمه مراحل دادرسی قتل همسر خودرا پذیرفته وحتی صحنه جنایت را بازسازی کرده بود اما درآخرین جلسه رسیدگی به این پرونده جنایی که روزگذشته درشعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین محمدشجاع پورفدکی و مستشاری قاضی امیدعابدینی برگزارشد، تلاش کرد تا قتل زن۴۰ ساله را انکارکند اما درمخمصه سوالات تخصصی وتجربی قضات با تجربه دادگاه افتاد و زوایای پنهان این ماجرای تکان دهنده را نیز فاش کرد . او به سوالات مقامات قضایی درجلسه دادگاه چنین پاسخ داد.
طبق کیفرخواست صادر شده و تحقیقات قضایی، شما متهم هستید به مباشرت درقتل عمد زن مسلمان ازطریق خفگی با گازشهری، دفن غیرمجاز جسد درکارگاه تولید زغال وجعل عنوان مامورامنیتی؛ چه دفاعی دارید؟
قتل را قبول ندارم!
آیا اصل این موضوع که مرحوم به واسطه بازکردن شیرگاز شهری فوت شده و به قتل رسیده را قبول دارید؟
ایشان فوت کرده و علت فوت را من نمی دانم.
اگر مرگ او طبیعی بود،چرا جسد را درکارگاه دفن کردید؟
ترسیده بودم که جسد را دفن کردم.
قبول دارید که دست و پای مرحوم را بسته بودید؟
قبلا هم دست وپای او را می بستم ولی دکوری بود و خودش آن را باز می کرد!
قبول دارید خودتان را مامور امنیتی معرفی کردید؟
بله!به آن ها خودم را مامور امنیتی معرفی کردم.
دستخط های خودتان را که به دختر مرحوم دادید قبول دارید؟
بله همه آن ها را قبول دارم.
هرچند روز مقداری از موهای مرحوم را برای دخترش می آوردید چرا؟
مربوط به قبل است. از زمان مرگ مرحوم دیگر این کار را نکردم.
فیلم ها را قبول دارید؟
بله!قبول دارم.
شما درحضور بازپرس ویژه قتل عمد گفته اید که کابل های برق را قطع کردید تا آتش سوزی نشود ،چه می گویید؟
بله! گفتم ولی کابل برق را قطع نکردم.
اقرارهای خودتان نزد بازپرس را قبول دارید؟
بعد از زندان هرچه گفته ام قبول دارم.
شما کجا رفته بودید که بعد آمدید و متوجه فوت مرحوم شدید؟
به خانه اصلی خودم رفته بودم تا فرزندانم را ببینم!
با دختر مرحوم چه زمانی ازدواج کردید؟
بعد از قتل مادرش! فیلم هم گرفتم!
موادمخدر را چگونه به مرحوم و دختر او می دادی؟
از ساقی شهرخریداری می کردم و به آن ها می دادم.
آیا قبول دارید از مرحوم و دخترش و زنان دیگری که آن جا کار می کردند ،فیلم می گرفتی و چرا؟
قبول دارم!(متهم درباره چرایی آن فقط سکوت کرد)
به همراه جسد روتختی و مقداری طناب کشف شده است،مربوط به چیست؟
جسد را داخل پتو پیچیدم و طناب را دورآن بستم . قبلا با دستبند فلزی مرحوم را می بستم و به او می گفتم مربوط به اداره امنیتی است. گودال را هم با با هیلتی حفرکردم.
آخرین دفاع شما چیست؟
حرف خاصی ندارم و کسی را نکشته ام. من خودم را مستحق قصاص نمی دانم چون این کاررا نکردم .ولی مستحق اعدام می دانم چون با دخترهمسرم ازدواج کردم!حرف دیگری ندارم!
با پایان جلسات دادگاه، قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی وارد شورشدند وحکم خود را درباره این پرونده جنایی صادرکردند .براساس این رای که به امضای قضات محمدشجاع پورفدکی(رئیس دادگاه)و امید عابدینی(مستشار)رسیده است متهم«حسن-ق»به اعدام و قصاص نفس( به خاطر ازدواج با دخترهمسرخود و قتل عمدی زن مسلمان) محکوم شده است. او همچنین باید به خاطر دفن غیرمجاز جسد یک سال و۳ماه و به اتهام جعل عنوان مامور۲سال ونیم زندان را تحمل کند.
رای مذکور قابل فرجام خواهی دردیوان عالی کشوراست که پس ازابلاغ ازسوی مدیردفتر شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی درمسیر دیگر مراحل دادرسی قرارمی گیرد.
دیدگاه تان را بنویسید