«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
قتل دایی هنگام حمایت از خواهرزاده/ متهم منکر کشتن برادرزنش شد
پرونده قتل مردی که در دفاع از یک نوزاد کشته شد، در دادگاه کیفری استان تهران تحت رسیدگی قرار گرفت.
پرونده قتل مردی که در دفاع از یک نوزاد کشته شد، در دادگاه کیفری استان تهران تحت رسیدگی قرار گرفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، سال ۹۹ پسر دانشجویی که با چاقو زخمی شده بود به بیمارستان منتقل شد. پرستاران بیمارستان بهارستان اعلام کردند این جوان به دلیل شدت جراحات جانش را از دست داده است. خواهر این پسر شوهرش را عامل قتل معرفی کرد و گفت: شوهر من به نام رحیم، برادرم عباس را با چاقو زد.
این زن به ماموران پلیس گفت: من و شوهرم دخترخاله و پسرخاله هستیم. چون نوزادی که به دنیا آوردم دختر است، شوهرم ناراحت بود. او بچه را کتک میزد و با من بدرفتاری میکرد. دخترم ۶ماهه بود و واکسن او را زده بودم. بچه بیتابی میکرد. شوهرم او را بالای سرش گرفت و به زمین کوبید و از خانه بیرون رفت. من خیلی ترسیدم. با پدرم تماس گرفتم. او آمد و بچه را به بیمارستان بردیم. شوهرم قصد کرده بود بچه را بکشد. در بیمارستان به بچه قطره دادند و گفتند اگر حالش به هم خورد زود بیاوریدش. من به خاطر دخترم به خانه پدرم رفتم. پدرم مرا به برادرم سپرد و خودش سر کار رفت. شوهرم به خانه پدرم آمد. او گفت بیایید به خانه برویم. من قبول نکردم. برادرم به هواداری من و بچهام گفت پدر اینها را به من سپرده و تو قصد کشتن بچهات را داشتی، من اجازه نمیدهم آنها را ببری. با اینکه عباس دانشجو بود و کلاسهای خودش مانده بود، به دانشگاه نرفت تا از ما مراقبت کند.
این زن گفت: شوهرم حمله کرد و با برادرم درگیر شد. سعی کرد ما را ببرد، اما موفق نشد. یکدفعه با چاقو برادرم را زد و فرار کرد.
پلیس موفق نشد رحیم را بازداشت کند و دادگاه با توجه به مدارک موجود او را غیابی به قصاص محکوم کرد. وکیل تسخیری رحیم به حکم صادره اعتراض کرد و دیوان عالی کشور آن را قبول کرد زیرا به این نتیجه رسید که امکان بازداشت رحیم وجود دارد. وقتی پرونده به دادسرا رفت رحیم شناسایی و بازداشت شد. او این بار در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت و گفت: اتهام را قبول ندارم. عباس با چاقو به من حمله کرد و با همان چاقو هم زخمی شد. من گفتههای شاهدان را قبول ندارم.
پدر عباس هم گفت: از خون پسرم نمیگذرم. او دانشجو بود و برای خانواده بسیار زحمت میکشید. او فقط قصد داشت مانع قتل خواهر و خواهرزادهاش شود. رحیم در آستینش چاقو مخفی کرده بود تا دخترم را بزند و عباس مانع او شد.
در پایان قضات برای تصمیمگیری دراینباره وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید