درگیری خونین در انتقام رابطه با زن در آستانه طلاق
ماجرای وحشتناک کینه خانوادگی به حملهای خونین و سرقت خودرو منجر شد و ممکن بود با قتل پایان یابد.
ماجرای وحشتناک کینه خانوادگی به حملهای خونین و سرقت خودرو منجر شد و ممکن بود با قتل پایان یابد.
به گزارش سایت جنایی، در پروندهای که در شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران به ریاست بازپرس رضا علایی در حال رسیدگی است، جزئیات تکاندهنده یک حمله برنامهریزیشده فاش شد که جان یک جوان را به خطر انداخت.
چند روز پیش، ماموران انتظامی از کشف پیکر نیمهجان مردی جوان در یکی از پارکهای خلوت غرب تهران مطلع شدند. این جوان را که روی زمین افتاده و آثار شدید ضرب و جرح از جمله جراحات چاقو بر بدنش هویدا بود، رهگذران پیدا کرده بودند. افرادی که پیکر غرق در خون او را مشاهده کردند، فوراً موضوع را به پلیس گزارش دادند و با کمک نیروهای امدادی، مصدوم را به بیمارستان منتقل کردند.
پس از آنکه حال جسمانی جوان تا حدی بهبود یافت و از خطر مرگ نجات پیدا کرد، در اظهارات اولیه خود به ماموران پلیس اعلام کرد مورد حمله شدید و بیرحمانه یک فرد ناشناس قرار گرفته است.
شاکی در ادامه تحقیقات و پس از طرح شکایت رسمی، جزئیات ماجرا را اینگونه روایت کرد: «من با خودرو شخصیام در خیابان در حال حرکت بودم که به یک نقطه خلوت رسیدم. ناگهان مردی دست بلند کرد. فکر کردم شاید سوال یا نیاز به کمک دارد. بنابراین سرعت را کم و توقف کردم. اما به محض توقف، او ناگهان سوار ماشین شد و بدون هیچ توضیحی به من حملهور شد. آنقدر مرا زد که از حال رفتم. در این بین هر بار که سعی میکردم بپرسم «ماجرا چیست؟ چرا میزنی؟ من تو را نمیشناسم، شاید اشتباه گرفتهای»، فقط پرخاش میشنیدم. او همچنان به زدن من ادامه میداد و مدام تکرار میکرد: «میکشمت، تو حقت مرگ است!» حتی مرا از ماشین بیرون کشید و زیر مشت و لگد گرفت. هر چه تلاش کردم خودم را نجات دهم فایدهای نداشت. آخرین چیزی که به یاد دارم این است که او سوار ماشینم شد و با آن فرار کرد. وقتی به هوش آمدم، در بیمارستان بودم.»
با اعلام شماره پلاک خودرو به واحدهای مختلف پلیس، عملیات تعقیب و مراقبت آغاز شد. چند روز بعد، ماموران حین گشتزنی فردی را مشاهده کردند که با همان خودرو در حال حرکت بود. پس از متوقف کردن خودرو، مشخص شد راننده همان مردی است که جوان را تا مرز مرگ کتک زده و خودرو را سرقت کرده است.
به این ترتیب متهم دستگیر شد و در بازجوییهای اولیه به ماموران گفت: «من برادری دارم که همسرش در حال طلاق از اوست. آنها زندگی خوبی داشتند، اما مدتی پیش اختلافات شدیدی بینشان پیش آمد و روابطشان تیرهوتار شد تا جایی که زن برادرم درخواست طلاق داد. من با تحقیقاتی که کردم متوجه شدم این زن با پسر جوانی که صاحب همین خودروست دوست شده و احتمالاً قرار بوده بعد از طلاق از برادرم، با هم ازدواج کنند. به همین دلیل کینه شدیدی به دل گرفتم. میخواستم انتقام زندگی برادرم را بگیرم که این جوان خراب کرده بود. پس از تعقیب و مراقبتهای طولانی، او را شناسایی کردم و دنبال فرصتی بودم که در جایی خلوت گیرش بیاورم. قصدم قتل بود؛ میخواستم او را بکشم چون با یک زن شوهردار رابطه برقرار کرده بود. آن روز آخر که تحت نظرش داشتم، کاری کردم که سرعت ماشینش را کم کند. به بهانه سوال کردن نزدیک شدم و بلافاصله شروع به زدنش کردم. بعد هم میخواستم ماشین را به جایی ببرم و آتش بزنم تا هیچ ردی از خودم باقی نماند، اما قبل از انجام این کار، دستگیر شدم.»
با ادامه تحقیقات ماموران، شاکی بار دیگر مورد پرسش قرار گرفت و تایید کرد که با زن برادر متهم ارتباط دارد. او گفت: «من با این خانم آشنا شدم و رابطه دوستی هم داشتیم، اما او به من نگفت که شوهر دارد. نحوه آشناییمان اینطور بود که مدتی پیش با او آشنا شدم. او گفت در کار بازار و خریدوفروش فعالیت دارد و قرار بود با هم سرمایهگذاری کنیم و شریک شویم. کار مشترکی را هم شروع کردیم. بعد از مدتی رابطهمان دوستانه شد. به من گفته بود مجرد است. من هم فکر نمیکردم شوهر داشته باشد. از خودش هم میتوانید سوال کنید.»
با به دست آمدن این اطلاعات در حال حاضر متهم با اتهامات سنگین آدمربایی، ضرب و جرح عمدی با چاقو، سرقت خودرو و اقدام به قتل تحت بازداشت قرار دارد و تحقیقات درباره رابطهای که منجر به این حادثه دلخراش شده، همچنان از سوی بازپرس علایی و تیم تحقیقاتی ادامه دارد تا ابعاد پنهان این پرونده جنایی کاملاً روشن شود.
دیدگاه تان را بنویسید