کد خبر: 763184
|
۱۴۰۴/۱۲/۰۹ ۰۸:۲۹:۱۷
| |

بخشش قاتل بعد از پاره شدن طناب دار

« یک روز پیش از اجرای حکم، طناب دار چک و اعلام شده بود که می‌تواند بیشتر از 150کیلو را تحمل کند. برای همین وقتی پاره شد، گفتیم که این یک نشانه است.». اینها را حجت‌الاسلام اسماعیل قلی‌پور می‌گوید: امام جمعه شهرستان بابلسر که پس از پاره شدن طناب دار هنگام اجرای حکم قصاص، تلاش کرد هر طوری شده رضایت خانواده مقتول را جلب کند و قاتل را از قصاص نجات دهد.

بخشش قاتل بعد از پاره شدن طناب دار
کد خبر: 763184
|
۱۴۰۴/۱۲/۰۹ ۰۸:۲۹:۱۷

« یک روز پیش از اجرای حکم، طناب دار چک و اعلام شده بود که می‌تواند بیشتر از 150کیلو را تحمل کند. برای همین وقتی پاره شد، گفتیم که این یک نشانه است.». اینها را حجت‌الاسلام اسماعیل قلی‌پور می‌گوید: امام جمعه شهرستان بابلسر که پس از پاره شدن طناب دار هنگام اجرای حکم قصاص، تلاش کرد هر طوری شده رضایت خانواده مقتول را جلب کند و قاتل را از قصاص نجات دهد.

به گزارش همشهری، حدود 10روز پیش پسر جوانی به نام ابوالفضل که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده و بیش از 4سال را در زندان شهرستان بابل گذرانده بود، برای اجرای حکم به سالن اجرا منتقل شد. سحرگاه آن روز دادستان و خانواده مقتول نیز در زندان حضور داشتند و همه‌‌چیز برای اجرای حکم آماده بود. قاتل که پسری حدودا 23ساله است روی چهارپایه قرار گرفت و کمی بعد چهارپایه از زیر پای او کنار زده و وی به دار مجازات آویخته شد اما همان لحظه، طناب دار پاره شد و قاتل روی زمین افتاد و به این ترتیب اجرای حکم متوقف شد.

ماجرایی که ابوالفضل 23ساله را به پشت میله‌های زندان و حکم قصاص کشانده بود، سال 99رخ داد. در آن سال پیکر بی‌جان پسری به نام امیرحسین به یکی از بیمارستان‌های شهرستان بابلسر منتقل شد و خانواده‌اش تصور می‌کردند که او بر اثر ایست قلبی جان باخته است. با این حال پیکر وی به پزشکی قانونی منتقل و پس از بررسی‌های تخصصی معلوم شد که وی بر اثر مسمومیت جان باخته و به قتل رسیده است. با این حال هیچ‌کس نمی‌دانست قاتل چه‌کسی است و امیرحسین با چه انگیزه‌ای به قتل رسیده است.

درحالی‌که تحقیقات در این پرونده ادامه داشت و هنوز ردی از قاتل به‌دست نیامده بود، جوانی به نام ابوالفضل به اداره پلیس رفت و به ارتکاب جنایت اقرار کرد. او که دوست صمیمی مقتول بود گفت: من و امیرحسین با هم دوست بودیم اما مدتی بود که دچار اختلاف شده بودیم تا جایی که از او کینه به دل گرفته بودم و برای همین نقشه قتل او را کشیدم. یک روز که با هم بودیم، نوشیدنی سمی را که از قبل تهیه کرده بودم به او دادم و کمی بعد او جانش را از دست داد. ابوالفضل پس از اعتراف به جنایت پای میز محاکمه قرار گرفت و هر چند مدعی بود که پشیمان است و در همه این مدت عذاب‌وجدان یک لحظه هم رهایش نکرده است، با اصرار خانواده مقتول به قصاص محکوم و به زندان شهرستان بابل منتقل شد. او در همه این سال‌ها در زندان به سر می‌برد تا اینکه سرانجام حکم قصاص وی در دیوان عالی کشور تأیید شد و به مرحله اجرا رسید. به این ترتیب، در نخستین روزهای‌ماه رمضان، وی از بند عمومی به قرنطینه و پس از آن نیز به سالن اجرای حکم منتقل شد اما درست در لحظه اجرای حکم، طناب دار پاره و حکم متوقف شد.

حجت‌الاسلام اسماعیل قلی‌پور، امام جمعه شهرستان بابلسر در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: روزی که این اتفاق افتاد، اسماعیل شیرانی، دادستان بابلسر نیز در زندان حضور داشت. همان موقع با من تماس گرفت و گفت که روز قبل از اجرای حکم همه‌‌چیز حتی طناب دار چک و تأیید شده بود که می‌تواند حتی بیش از 150کیلو را تحمل کند. برای همین از این اتفاق شگفت زده شده بود و می‌خواست که یک جلسه صلح و سازش برگزار شود. من هم که این اتفاق را یک نشانه می‌دانستم، موافقت کردم و قرار شد با برگزاری جلسه‌ای برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول تلاش کنیم.

امام جمعه بابلسر ادامه می‌دهد: من قبل از بابلسر، امام‌جمعه جویبار بودم و به همین دلیل کشتی‌گیرانی همچون حسن یزدانی را می‌شناختم و با هم در ارتباط بودیم. وقتی قرار شد جلسه صلح و سازش برگزار شود، از پهلوان یزدانی خواستم که در این جلسه حضور داشته باشد و او هم قبول کرد. حتی ماجرا را به خیران هم اطلاع دادیم و چند نفر از خیران اعلام آمادگی کردند که درصورت درخواست خانواده مقتول، مبلغ دیه را فراهم کنند.

چهارشنبه گذشته، جلسه صلح و سازش با حضور خانواده مقتول، قاتل، کشتی‌گیر محبوب، امام‌جمعه، ‌ دادستان و دیگر مسئولان قضایی بابلسر برگزار شد. در این جلسه که چند ساعتی به طول انجامید، تلاش شد تا خانواده مقتول از قصاص گذشته و به قاتل فرصت زندگی دوباره دهند. امام جمعه بابلسر می‌گوید: مسئول زندان می‌‌گفت که از وقتی حادثه پاره شدن طناب دار رخ داده، قاتل متحول شده، روزه می‌گیرد و نماز اول وقت را ترک نمی‌کند. همه اینها باعث شده بود که برای نجات او مصمم‌تر شویم. درنهایت صحبت‌های ما با خانواده مقتول نتیجه داد و ابتدا پدر مقتول و پس از او، همسرش نیز حاضر به گذشت شدند. آنها 2 پسر داشتند که یکی از آنها به قتل رسیده و دیگری هم در تصادف جان باخته بود. به همین دلیل داغ زیادی دیده بودند و جالب اینکه گذشت آنها بدون قید و شرط بود و حتی درخواست دیه هم نکردند. فقط قرار شد با کمک خیرین و به اسم مقتول، مدرسه کودکان استثنایی منطقه تجهیز و رسیدگی شود تا کودکان استثنایی راحت‌تر بتوانند در این مدرسه تحصیل کنند.

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها