«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
ادعای زنی که متهم به خیانت مرگبار شد
زنی که متهم است شوهرش را در جریان رابطه خیانتآلود به قتل رسانده، بعد از دو بار تبرئه، بار دیگر در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.
زنی که متهم است شوهرش را در جریان رابطه خیانتآلود به قتل رسانده، بعد از دو بار تبرئه، بار دیگر در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.
به گزارش اعتمادآنلاین، دو سال قبل به پلیس گزارش داده شد مرد جوانی به نام پدرام در بیمارستان بر اثر سکته مغزی جانش را از دست داده است. پزشکان اعلام کردند در خون این مرد مقداری الکل و آمفتامین پیدا کردهاند. چند روز بعد از خاکسپاری پدرام، پدر و مادر او شکایتی علیه عروسشان به نام سارا آماده کردند و مدعی شدند او عامل قتل است. آنها گفتند: عروسمان با پدرام اختلاف داشت و او باعث شده پسرمان جانش را از دست بدهد.
پلیس تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرد. سارا گفت در مرگ شوهرش نقشی ندارد و مادرشوهرش ادعای دروغین کرده است اما وقتی ماموران تلفن همراه زن جوان را بررسی کردند متوجه شدند این زن با مردی به نام آرش ارتباط دارد.
رابطه مخفی و عاشقانه این دو نفر و پیامهایی که بینشان رد و بدل شده بود منجر به بازداشت هر دو نفر شد. آرش در تحقیقات اعتراف کرد با زن جوان همدستی کرده تا شوهر او به قتل برسد. این متهم گفت: سارا از من دارو خواست. آن را تهیه کردم و دادم تا شوهرش را بکشد و بعد ما بتوانیم ازدواج کنیم. سارا از شوهرش متنفر بود.
سارا این اتهام را قبول نکرد و گفت: من در مرگ شوهرم نقشی نداشتم و به او دارو ندادم.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند و گفتند سهم نوه کوچکشان از دیه را هم پرداخت میکنند. وقتی نوبت به متهم رسید، او قتل را انکار کرد و گفت: شوهرم را نکشتم. او بیماری وسیع قلبی، قند و چربی خون داشت و مواد مصرف میکرد و مشروب میخورد. وضعیت جسمی او طوری بود که از کارهای سنگین منع شده بود. حتی دکتر گفته بود نباید زیاد سرپا بماند و در محل کارش به او کاری سبک داده بودند. شوهرم در سه ماه پشت هم حالش بد و در بیمارستان بستری شد. بار آخر جانش را از دست داد.
سپس آرش در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من در مرگ مقتول نقشی نداشتم و حرفهایم دروغ بود. من تحت فشار اعتراف کردم.
سپس وکلای متهمان در جایگاه قرار گرفتند و دفاعیات خود را مطرح کردند. در نهایت حکم بر برائت متهمان صادر شد. اولیای دم به رأی صادره اعتراض کردند و دیوان عالی کشور اعتراض را قبول کرد و پرونده دوباره به شعبه 7 برگشت. این بار نیز شعبه 7 حکم بر برائت صادر کرد. باز هم اولیای دم اعتراض کردند و اعتراض آنها پذیرفته شد و پرونده یک بار دیگر در شعبه 8 به جریان افتاد. در جلسه رسیدگی که روز گذشته برگزار شد یک بار دیگر اولیای دم درخواست قصاص کردند. وکیل آنها که پیشتر درخواست کرده بود پیامکهای متهمان بررسی شود مورد سوال قاضی قرار گرفت. قاضی پرسید شما گفته بودند مدارکی دارید که نشان میدهد سارا به آرش گفته است پدرام فوت کرد و همه چیز تمام شد، حالا میتوانیم با هم زندگی کنیم. اما استعلام پیام نشان میدهد چنین چیزی وجود ندارد.
وکیل گفت: متهمان پنج خط دارند که من درخواست کرده بودم همه خطوط بررسی شود. ضمن اینکه آرش در اعترافاتش به صورت مکتوب هم این موضوع را گفته است.
سپس سارا در جایگاه قرار گرفت. او گفت: شوهر من بیماری قلبی داشت. سه بار حالش بد شد و هر بار من خودم او را به بیمارستان بردم، اگر خواهان مرگش بودم این کار را نمیکردم. درست است با آرش رابطه داشتم اما از این رابطه پشیمان هستم و عذرخواهی می کنم. شوهر من بیماریهای زمینهای جدی داشت. او قند و چربی و فشار خون و بیماری قلبی داشت طوری که حتی در محل کارش او را از کارهای سنگین معاف کرده بودند.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من نقشی در مرگ شوهرش نداشت. پیامکی که اولیای دم به آن استناد کردهاند وجود ندارد. پزشکی قانونی ابتدا اعلام کرده علت فوت سکته مغزی ناشی از مصرف آمفتامین و الکل بوده و بعد که اولیای دم شکایت کردند گفته علت فوت سکته قلبی بوده است. مگر چنین چیزی ممکن است؟ این تناقض وجود دارد و باید مشخص شود چرا پزشکی قانونی نظرش را تغییر داده است.
او درباره رابطه نامشروع گفت: طبق قانون رابطه نامشروع باید فعلیت داشته باشد که موکل من فقط تماس تلفنی با متهم ردیف دوم داشته است. من درخواست برائت دارم.
سپس آرش در جایگاه حاضر شد. او اتهام را رد کرد و گفت: من در بازجوییها دروغ گفتم چون خیلی تحت فشار بودم. همه را دروغ گفتم. دارویی که خریداری کردم با نسخه پزشک و متعلق به سارا بود. ضمن اینکه اصلاً آن دارو در خون مقتول نبود. من از کارم پیشمانم که با این زن رابطه عاطفی داشتم اما در قتل نقشی نداشتم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
دیدگاه تان را بنویسید