پشتپرده قرارداد نفتی جدید آمریکا و نزوئلا چیست؟
قرارداد نفتی جدید ایالات متحده با ونزوئلا، تنها یک توافق اقتصادی نیست بلکه نمونه بارزی از استثمار وقیحی است که ترامپ داعیهدار آن شده است.
«زیرساختهای استثمار وقیح!» عنوان یادداشت حمید روشنایی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ قرارداد نفتی جدید ایالات متحده با ونزوئلا، تنها یک توافق اقتصادی نیست بلکه نمونه بارزی از استثمار وقیحی است که ترامپ داعیهدار آن شده است. مهمترین ویژگی این توافق، جدای از ارقام و مدت سپردن نفت ونزوئلا به امریکا، صراحت لهجه ترامپ در به دست آوردن ثروت یک کشور برای امیال شخصی و حکومتی خود است. واشنگتن با ایجاد یک شرکت خصوصی بینام! که 55 درصد مالکیت آن به امریکا تعلق دارد، حق توسعه میادین نفتی دستنخورده ونزوئلا را به مدت 25 سال به عهده میگیرد. ۱۷ میدانی که ظرفیت اثباتشده آن، ۶۵ میلیارد بشکه است. دولت ونزوئلا درآمد بالقوه توافق را حدود ۲۰۹ میلیارد دلار (بر مبنای قیمت مرجع ۶۵ دلار در هر بشکه) دانسته که فقط حدود ۱۹ دلار از هر بشکه (کمتر از یک سوم آن ) مستقیما به دولت ونزوئلا میرسد. ترامپ در این خصوص اعلام کرده ایالات متحده با ونزوئلا به توافقی دست یافته که «بزرگترین قرارداد نفتی در تاریخ جهان» بوده و هدیه ونزوئلا به مردم امریکاست. با توجه به اینکه جهان از دوران استثمار کهن به شیوههای جدید آن عبور نموده، این شیوه غارت اموال یک کشور را میتوان نوعی بازگشت به گذشته به شکل وقیحانه دانست. اما سوال اساسی آن است که چه شرایطی موجب گردید ترامپ به خود این اجازه را بدهد که چنین توافقی را به امضا رساند؟!
1- سکوت جهانی: حمله امریکا به یک کشور مستقل و دزدیدن رییسجمهور قانونی آن (با هر عنوانی که باشد) در حالی صورت گرفت که با سکوت جامعه جهانی و حتی تشویق برخی سران کشورها انجام شد. اگرچه برخی افراد و رهبران سخنانی بیان نمودند لیکن چنین اقدام بزرگی نیازمند اعتراض گسترده در سطح بینالملل بود. همین سکوت به معنای پذیرش اقدامات بعدی ترامپ گردید.
2- شرایط داخلی ونزوئلا: کشور ونزوئلا سالهاست که درگیر نوعی ایدئولوژی مستبدانه بوده و قدرت اجتماعی آن را تحلیل داده به نحوی که حمله به آن، با موافقت و... ادامه در صفحه 3
استقبال برخی گروهها و مردم مواجه شده است. شرایط اقتصادی ناگوار این کشور با تورم وحشتناک، عقبماندگی از توسعه (بعد از روی کار آمدن هوگو چاوز)، شیوههای خودکامانه مادورو در حکومت و... نوعی خوشبینی را در برخی مردم ونزوئلا، نسبت به آینده حضور امریکاییها و مدیریت آنها به وجود آورده است.
3- خیانت مقامات ونزوئلایی: شیوه دزدیدن مادورو و زندانی کردن او به بهانه قاچاق موادمخدر، به خوبی نشان میدهد رهبران این کشور به خصوص خانواده رودریگز (دلسی رییس دولت و خورخه رودریگز رییس مجلس) چگونه به رییسجمهور سابق و مردم این کشور خیانت کرده و کشور را برای حفظ چند روزه حکومتشان به امریکاییها سپردهاند. آنها برای آنکه مخالفان دولت به قدرت نرسند، حاضرند هر امتیازی را به واشنگتن بدهند.
4- بحران انرژی جهانی: جنگ امریکا علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز موجب شده که جهان با یک بحران عظیم نفتی و کمبود انرژی روبهرو شود و اقدام واشنگتن در انحصاری کردن نفت ونزوئلا جهت ترمیم منابع نفتی خود با سکوت همراه گردد تا شاید قیمت مواد سوختی کاهش یابد.
5- انتخابات میاندورهای امریکا: برای ترامپ انتشار این خبر بیش از آنکه یک مساله اقتصادی باشد یک نمایش تبلیغاتی جهت کاهش قیمت نفت در جهان و بنزین در داخل این کشور است. برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره و سنای امریکا در ماه نوامبر سال جاری میلادی، این حق را به ترامپ (که با بحران محبوبیت مواجه است) میدهد تا هر کاری برای جلبتوجه مردم امریکا بنماید. هرچند به نظر نمیرسد در کوتاهمدت این توافق در قیمت بنزین و مواد سوختی تاثیر خاصی بگذارد، اما احتمال دارد توجه طرفداران و حتی مخالفان ترامپ را جلب نماید.
6- قانون مونروئه: کاخ سفید به خصوص در دوران ترامپ به سرعت در حال گسترش نفوذ خود بر امریکای لاتین و اجرای قانون مونروئه است. امریکا با تغییر حکومتهای مخالف خود در این منطقه و سرکوب اعتراضها، تلاش دارد حضور استعماریاش را تقویت نموده و با دستگیری و زندانی کردن مهمترین دشمن خود، از سرنوشت چاویستی یک عبرت بهجا بگذارد. درحالی که هنوز مخالفان مادورو نتوانستهاند حکومت این کشور را به دست آورند، توسط دولت چاویستی بزرگترین امتیازات به واشنگتن داده شده است.
بازگشت استثمار توسط یک قدرت بزرگ، اگرچه امروز با سکوت دولتها مواجه میشود و با بهانه مستبد بودن و غیرقانونی بودن رییسجمهور آن کشور، توجیه میشود اما یک سابقه بد است که میتواند روزگاری نهچندان دور، دامن سایر کشورها را نیز بگیرد همانطور که ترامپ تصور میکرد، میتوان ایران را نیز به همین سرنوشت دچار نماید.
دیدگاه تان را بنویسید