«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
روزنامه اسرائیلی: ترامپ بین لبنان و ایران در مخمصه قرار گرفته است
یک تحلیلگر معروف اسرائیلی ادعا کرد، احتمالاً اسرائیل هزینه توافق آمریکا و ایران درباره حزبالله را پرداخت خواهد کرد.
یک تحلیلگر معروف اسرائیلی ادعا کرد، احتمالاً اسرائیل هزینه توافق آمریکا و ایران درباره حزبالله را پرداخت خواهد کرد.
به گزارش اعتمادآنلاین، تسیپی بارئیل تحلیلگر ارشد در مقالهای در روزنامه هاآرتص نوشت: ترامپ در مخمصهای بین ایران و لبنان گرفتار شده است.
در ادامه این مقاله آمده است: گزارش اولیهای که دیروز از توافق حاصلشده بین ایالات متحده و ایران درباره متن «یادداشت تفاهم» که در انتظار تصویب دونالد ترامپ است منتشر شد روشن نمیکند که واقعاً چه چیزی به دست آمده است، چه مواردی محل اختلاف است، دستور کار مذاکراتی که قرار است ظرف ۶۰ روز پس از آتشبس انجام شود چیست، آیا ایران آماده است اورانیوم غنیشده را از خاک خود خارج کند یا خیر، و در عوض چه چیزی دریافت خواهد کرد.
به نظر میرسد تبادل حملات بین ایران و ایالات متحده در سه روز گذشته تاکنون نقض آتشبس تلقی نشده است؛ آتشبسی که- مانند موارد لبنان و غزه- با انعطافپذیری با هدف تطبیق نیاز تاکتیکی به نشاندادن «عزم نظامی»، حتی بدون هدف استراتژیک روشن، با تمایل به در خطر نینداختن چشماندازهای یک فرایند سیاسی که پارامترهای آن هنوز نامشخص است، مشخص میشود.
نویسنده مقاله دراینباره افزود، در جبهه ایران، گفتوگوی دیپلماتیک فشرده ادامه دارد و پیشنویسهایی بین دو طرف ردوبدل میشود. بخشهایی از این پیشنویسها منتشر و تنها ظرف چند ساعت یا حتی چند دقیقه تکذیب میشوند. هنوز مشخص نیست بر سر چه چیزی توافق شده است و خطوط قرمزی که نمیتوان از آنها عبور کرد کداماند.
در جبهه لبنان، انتظار میرود مذاکرات نظامی بین هیاتهای اسرائیلی و لبنانی امروز از سر گرفته شود و یک جلسه سیاسی دیگر نیز برنامهریزی شده است. در همین حال، موضع ایالات متحده و نتایج مد نظرش هنوز مشخص نیست. در غزه، اسرائیل همچنان کنترل بخشهای بیشتری از نوار غزه را در دست دارد، در حالی که «شورای صلح» به دلیل کمبود بودجه در آستانه ورشکستگی است.
مشخص نیست آیا ایالات متحده تصمیم به خروج از این ابتکار عمل گرفته است یا خیر، و در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، چه محدودیتهایی برای اسرائیل قائل خواهد شد.
همه این عرصهها با رویاهای بزرگ توافقات، اتحادها و تغییرات رادیکالی که خاورمیانه را تغییر شکل میدهد آغاز شدند، اما تاکنون، آنها تنها به دستاوردهای تاکتیکی محدودی دست یافتهاند که از «تغییر ساختاری» درخور انتظار کمتر است.
این تحلیلگر صهیونیست اعتراف کرد: فقدان استراتژی تنها مشکل اسرائیل نیست؛ ایالات متحده نیز در یک کارزار نظامی گیجکننده و بدون جهت مشخص گرفتار شده است.
در این عرصهها، گزینه نظامی به عنوان تهدیدی ارائه میشود که در صورت دستنیافتن به راهحل سیاسی، آماده اجراست، اما این تهدید دیگر ترس زیادی ایجاد نمیکند، بهخصوص پس از آنکه قبلاً هم به شکل شکستخوردهای مورد استفاده قرار گرفته و موفق به کسب نتایج ملموس و قاطع نشد.
هدف از افزایش شدید نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه، بازداشتن ایران و وادار کردن این کشور به تسلیم بود، اما در نهایت به جنگی تبدیل شد که مواضع ایالات متحده و اسرائیل را پیچیدهتر کرد. فرضیات مربوط به فروپاشی احتمالی رژیم ایران، فروپاشی اقتصاد ایران یا قیام مردمی برای سرنگونی رژیم، نادرست از آب درآمد.
در عوض، ایران کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و آن را به یک سلاح استراتژیک تبدیل کرد و ترامپ را واداشت تا بیشتر اهداف اولیه جنگ را کنار بگذارد و صرفاً به محدود کردن قابلیتهای هستهای ایران بسنده کند؛ هدفی که اگر در دورهای قبلی مذاکرات ادامه مییافت، ممکن بود از آن طریق قابل دستیابی باشد.
دیدگاه تان را بنویسید