کلیدهای تنگه هرمز همچنان در دست ایران است
آیا پروژه جدید ترامپ برای تنگه هرمز مرده به دنیا آمده است
در حالی که ترامپ پروژه آزادی را به عنوان راه نجاتی برای شکستن محاصره تنگه هرمز تبلیغ میکرد، واکنش میدانی بامداد روز دوشنبه، ۴ مه ۲۰۲۶، موازنه قدرت را کاملاً تغییر داد.
در حالی که ترامپ پروژه آزادی را به عنوان راه نجاتی برای شکستن محاصره تنگه هرمز تبلیغ میکرد، واکنش میدانی بامداد روز دوشنبه، ۴ مه ۲۰۲۶، موازنه قدرت را کاملاً تغییر داد.
هدف قرار دادن یک نفتکش تجاری در ۷۸ مایلی فجیره صرفاً یک تصادف نبود، بلکه یک پیام رمزگذاری شده بود که با موشکهایی ارسال شد که قبل از برخورد به کشتی، به اعتبار کاخ سفید ضربه زدند.
به اعتراف بسیاری از تحلیلگران عرب ترامپ امروز در دام یک تناقض بزرگ افتاده است.
در حالی که او ۱۵۰۰۰ سرباز را بسیج کرد و این عملیات را بشردوستانه توصیف کرد، دولت او تلاش کرد تا با کارت دیپلماسی بازی کند و همزمان تهدید به استفاده از زور در چارچوب این عملیات کند.
در مقابل تهران این تردید در قالب ضد و نقیض گویی ها به عنوان نشانهای از سردرگمی سیاستگذاران آمریکا یا آنچه برخی آن را آشفتگی استراتژیک توصیف میکردند، تفسیر کرد. اعلام عمومی ساعت صفر به دشمنان فرصتی طلایی برای انجام یک حمله پیشگیرانه در مکانی غیرمنتظره در شمال فجیره داد و ثابت کرد که چتر امنیتی آمریکا به اندازه ادعای ترامپ قوی نیست.
چند رسانه عربی به صراحت اعلام کردند، ایران در اقدامی زیرکانه، آمادگی خود را برای اجازه عبور کشتیهای حامل کمکهای بشردوستانه و کالاهای اساسی اعلام کرد.
این اعلامیه ایران بیانگر انعطافپذیری نیست، بلکه اعلام آشکار حاکمیتی است که بر تنگه هرمز دارد.
پیام تهران اینجا واضح و شفاف است: ما کلیدهای تنگه را در دست داریم و ما، با هماهنگی پادشاهی عمان، تصمیم میگیریم چه کسی بر اساس معیارهای ما، نه بر اساس اسکورت نظامی آمریکا، از آن عبور کند.
ما به درخواست سازمان ملل پاسخ میدهیم، و هرگز تحت تاثیر هژمونی آمریکا قرار نمی گیریم. بازگشت کشتیهایی مانند کورسا و جریان برخی از تدارکات تحت نظارت ایران، واقعیت جدیدی را در منطقه شکل داده است تا به جهانیان نشان دهد، هماهنگی با تهران تنها راه برای امنیت است، در حالی که اسکورت آمریکا آهنربایی برای هدف قرار گرفتن و به خطر افتاده محسوب میشود.
ترامپ اکنون خود را بین چکش تشدید تنشها در میدان و سندان وعدههای انتخاباتی خود برای جلوگیری از جنگ گرفتار میبیند.
حادثه فجیره نه تنها ترامپ را شرمنده کرد، بلکه نشان داد که «پروژه آزادی» او میتواند به یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شود، که در آن دست بالا در اختیار کسی است که جغرافیا را کنترل کند در حالی که آنچه که تاکنون ترامپ دیده شده صرفاً بیانیههای مملو از تناقض و تردیدی است که حتی با واقعیت های میدانی و رویدادهای روی زمین هم مطابقت ندارند.
آنچه که تحلیلگران عرب بر آن تاکید مستمر دارند آن است که در آینده ای بسیار نزدیک ما شاهد این خواهیم بود که کشورهای واردکننده نفت برای تامین امنیت محموله های خود هماهنگی مستقیم با ایران مستقیما و علنا آغاز خواهند کرد و دست ترامپ از خلیج فارس و تنگه هرمز خالی تر از گذشته میشود.
دیدگاه تان را بنویسید