کد خبر: 758680
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۱ ۱۳:۱۵:۰۰
| |

«اعتمادآنلاین» بررسی می‌کند:

بازگشت دوباره داعش به نفع چه کسی است؟

ظهور دوباره داعش امروز یک بازگشت نظامی سنتی برای این سازمان افراطی، که از طرف همه کشورهای جهان گروهی تروریستی شناخته می‌شود، تلقی نمی‌شود. بلکه، این یک تغییر موضع زیرکانه در بحبوحه چندپارگی سیستم امنیتی منطقه‌ای است.

بازگشت دوباره داعش به نفع چه کسی است؟
کد خبر: 758680
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۱ ۱۳:۱۵:۰۰

سید عماد حسینی- ظهور دوباره داعش امروز یک بازگشت نظامی سنتی برای این سازمان افراطی، که از طرف همه کشورهای جهان گروهی تروریستی شناخته می‌شود، تلقی نمی‌شود. بلکه، این یک تغییر موضع زیرکانه در بحبوحه چندپارگی سیستم امنیتی منطقه‌ای است.

به گزارش اعتمادآنلاین، این تحلیلی است که پایگاه خبری عربی تواصل منتشر کرده و در ادامه نوشته است: به‌روشنی مشخص است که این سازمان آرزوی کنترل سرزمین گسترده‌ای را، که در سال ۲۰۱۴ داشت، ندارد. بنابراین، بر استراتژی فرسایشی تمرکز کرده است و هدف آن تضعیف اعتماد عمومی- چه در داخل سوریه و چه در خارج از کشور- به احمدالشرع و دولت موقت اوست.

سیستم زندان اولین نقطه‌ضعفی بود که این سازمان از آن سوء‌استفاده کرد. نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) مشغول دفاع از موجودیت خود بودند و این منجر به کاهش امنیت در بازداشتگاه‌هایی شد که هزاران افراطی‌گرا را در خود جای داده‌اند.

فرار تقریباً ۱۲۰ زندانی از زندان الشدادی در جنوب حسکه در ماه ژانویه تایید کرد که این سازمان اکنون با وجود بازپس‌گیری اکثر زندانیان، در حال "فروپاشی دیوارها"ی جدید است. از دست دادن کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه بر زندان‌های مختلف، مانند زندان الاقطان در رقه، برای داعش مجموعه‌ای از نیروهای آماده‌به‌کار را فراهم کرده است که می‌توانند بلافاصله در عملیات جنگی به کار گرفته شوند.

تا اوایل سال ۲۰۲۶، فعالیت داعش فراتر از عملیات سنتی در صحرای سوریه گسترش یافته و به نقطه‌ای رسیده بود که حملات پیچیده‌ای در شهرهای بزرگ ترتیب می‌داد. بمب‌گذاری کلیسای ارتودوکس  یونانی مار الیاس در دویله، دمشق (ژوئن ۲۰۲۵)، که منجر به کشته شدن ۲۲ نفر شد، نشانه اولیه‌ای از توانایی این سازمان در نفوذ در دستگاه امنیتی دولت جدید بود.

چنین به نظر می‌رسد که طرف‌های گوناگونی از بازگشت و احیای داعش سود خواهند برد، از این رو می‌توان گفت همگرایی منافع در پیدایش شرایط عینی برای تجدید حیات این گروه افراطی نقش داشت. دولت انتقالی در دمشق از بازگشت تهدید جهادی‌ها برای تقویت مشروعیت بین‌المللی خود سود می‌برد.

دمشق با به تصویر کشیدن خود در مقام تنها جانشین قادر به مبارزه با داعش و محافظت از اقلیت‌ها در برابر شر آن، توانست به ائتلاف بین‌المللی علیه این سازمان بپیوندد. این امر پوشش قانونی و دیپلماتیکی برای غلبه بر ارتباط گذشته‌اش با هیات تحریرالشام به او بخشید.

چشم‌پوشی از تحرکات داعش در برخی مناطق ممکن است با تسریع نابودی نیروهای دموکراتیک سوریه، پس از نشان دادن ناتوانی آنها در محافظت از زندان‌ها و سایر مناطق، به نفع دمشق باشد و در نتیجه مداخله نظامی مستقل را ضروری سازد. همچنین می‌تواند با پیوند دادن ثبات سوریه و جلوگیری از تجدید حیات داعش به ارائه کمک‌های مالی و لغو تحریم‌های اقتصادی، به تامین حمایت کشورهای خلیج فارس و آمریکا کمک کند.

علاوه بر این، سیاست‌های دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و فرستاده او، تام باراک، در تضعیف خطوط دفاعی علیه داعش نقش ایفا کرده است. واشینگتن با سوق دادن نیروهای دموکراتیک سوریه به سمت خودکشی سیاسی از طریق ادغام بی‌قید‌وشرط با دمشق، حس ناامیدی و بی‌تعادلی در میان کردها ایجاد کرده است، کسانی که بیش از یک دهه در خط مقدم مبارزه با داعش بوده‌اند. اگرچه واشینگتن تهدید جهادی‌ها را «خطری قریب‌الوقوع» می‌داند، اما متقاعد شده است که می‌توان آن را از طریق همکاری اطلاعاتی با دمشق مدیریت کرد و این را به ادامه حمایت از یک نهاد کردی که خشم ترکیه را برمی‌انگیزد و مانع ثبات «دولت جدید سوریه» می‌شود ترجیح می‌دهد.

درباره ترکیه، داعش در مقایسه با پروژه «خودگردانی» کردها، همچنان یک تهدید ثانویه است. آنکارا دولت سوریه را تشویق کرد تا گزینه نظامی علیه نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) را دنبال کند و حتی پوشش سیاسی و لجستیکی برای جناح‌های عربی که علیه کردها قیام کردند فراهم کرد. حتی اگر انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه منجر به افزایش موقت فعالیت داعش شود، این نشان‌دهنده یک پیروزی بزرگ در محاسبات استراتژیک ترکیه است و حذف جنگجویان پ.ک.ک از مرز جنوبی آن را تضمین می‌کند.

کلید بازی در دست کیست؟

سوری‌ها تنها کنترل این کار را در دست ندارند. تعدادی از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی اولویت‌های خود را بر اساس واقعیت جدید پس از اسد دوباره تنظیم کرده‌اند. واشینگتن رشته‌های این پرونده امنیتی حساس، به‌ویژه پرونده زندانیان داعش، را کنترل می‌کند. انتقال هفت هزار زندانی از سوریه به عراق، تصمیمی کاملاً آمریکایی برای جلوگیری از افتادن این «کارت» به دست طرف‌های غیرقابل اعتماد در بحبوحه هرج‌و‌مرج ناشی از عقب‌نشینی نیروهای دموکراتیک سوریه بود.

نقش باراک همچنین به‌منزله حلقه اصلی ارتباط بین دمشق و اربیل در هماهنگی مرحله پس از نیروهای دموکراتیک سوریه برجسته است.

به همین ترتیب، اسرائیل همچنان بازیگر پشت صحنه‌ای قلمداد می‌شود که هدفش تضعیف سوریه و جلوگیری از تبدیل شدن آن به یک تهدید استراتژیک است.

تل‌آویو از بازگشت داعشی‌ها سود می‌برد، زیرا درگیری مداوم بین ارتش جدید سوریه، مناطق کردنشین و جناح‌های مخالف را تضمین و اوضاع نابسامان سوریه را شکننده‌تر می‌کند.

ظهور دوباره داعش شدیدترین عارضه جانبی تسویه‌حساب‌های بزرگ در شمال و شرق سوریه است. کردها بهای جاه‌طلبی‌های خود را، که از محدودیت‌های امکان ژئوپولیتیکی فراتر رفته است، پرداخته‌اند، و از آن سو دمشق از هیولای داعشی‌ها برای بازیابی مشروعیت از‌دست‌رفته خود سوءاستفاده کرده است. با قدرت‌های بین‌المللی که نخ‌ها را در دست دارند، شهروند سوری همچنان هدف اصلی ماشین افراط‌گرایی است که از خلاء امنیتی، بی‌عدالتی سیاسی و افراطی‌گری دینی مداوم دستگاه دولتی بهره می‌برد.

تنها توانایی دولت جدید در انعقاد یک قرارداد اجتماعی که از اختلافات قومی و فرقه‌ای فراتر رود و منابع افراط‌گرایی را از طریق توسعه واقعی- نه صرفاً از طریق عملیات نظامی با حمایت بین‌المللی- خشک کند، می‌تواند به طور قطع این سازمان را دفن کند. که به نظر می‌رسد این اتفاق در حال حاضر بعید است رخ دهد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها