افشای دوگانگی رسانههای غربی در پوشش غزه و ایران
پوشش رسانههای غربی از تحولات ایران در مقایسه با متحدان غرب، نشاندهنده استانداردهای دوگانهای است که بیش از واقعیت، بازتابدهنده سیاستهای دولتهای غربی است.
رسانه انگلیسی در مقالهای تصریح میکند که رسانههای جریان اصلی غربی پشت نقابهایی فعالیت میکنند که سوگیریهای ساختاری عمیق آنها را در پوشش متحدان و دشمنان دولتهای غربی پنهان میسازد. بهگفته این مقاله، ادعاهای این رسانهها مبنی بر «گفتن حقیقت در برابر قدرت» یا «دادن صدا به بیصدایان» زمانی فرو میریزد که عملکرد آنها در بزنگاههای ژئوپلتیکی، بهویژه در قبال رژیم صهیونیستی و ایران، مورد بررسی قرار گیرد.
به گزارش ایسنا، پایگاه تحلیلی «میدلایست آی» در این مقاله مینویسد جنگ جاری رژیم صهیونیستی علیه غزه بیش از هر رویداد اخیر دیگری این ضعفها را عیان کرده است.
بهگزارش میدلایست آی، روزنامهنگاری خارجی در غرب از دیرباز با ناتوانی در جداسازی چارچوب خبری خود از اولویتهای سیاست خارجی دولتهای متبوعش مواجه بوده است؛ الگویی که ریشه آن به نخستین روزهای گزارشگری بینالمللی بریتانیایی و آمریکایی بازمیگردد. این مقاله تأکید میکند این مشکل تصادفی نیست، بلکه ساختاری است و رسانههای بزرگی چون بیبیسی، نیویورکتایمز و سیانان بهطور نظاممند استانداردهای متفاوتی را برای متحدان غرب و دشمنان آن اعمال میکنند.
بهنوشته این مقاله، این دوگانگی در نحوه تصویرسازی از دولتها و رهبران مختلف بهوضوح دیده میشود. روسیه و مصر با معیارهای یکسان داوری نمیشوند؛ «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی اغلب بهعنوان اصلاحگری پیچیده معرفی میشود، در حالی که «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی بهشکلی تمسخرآمیز و کاریکاتوری تصویر میشود. میدلایست آی تصریح میکند این تفاوتها بازتاب روایتهای نهادینهشده هستند، نه ارزیابیهای عینی.
این مقاله میافزاید در هفتههای اخیر، این نابرابری بهطور خاص در پوشش ناآرامیهای داخلی ایران همزمان با تهدیدهای «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا علیه این کشور نمایان شده است. نویسنده تأکید میکند مسئله این نیست که ناآرامیهای داخلی ایران شایسته همدلی یا بازتاب رسانهای نیستند یا اینکه گزارشها درباره کشتهشدگان آن اهمیت ندارد؛ بلکه مشکل اصلی، نابرابری در میزان و نوع نظارت و پرسشگری رسانهای در موقعیتهای مشابه است.
میدلایست آی مینویسد این تفاوت زمانی آشکارتر میشود که پوشش ایران با نحوه برخورد رسانهها با اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه مقایسه شود. مقاله به برنامه «نیوزنایت» شبکه بیبیسی در ۹ اکتبر ۲۰۲۳ اشاره میکند؛ زمانی که «حسام زملط» رئیس وقت نمایندگی فلسطین در بریتانیا، اندکی پس از اطلاع از کشتهشدن چندین عضو خانوادهاش در غزه، در این برنامه حاضر شد. بهگفته مقاله، با وجود شمار بالای قربانیان فلسطینی در آن زمان، مجری برنامه بهسرعت بحث را به این پرسش سوق داد که آیا زملط کشتن غیرنظامیان اسرائیلی را محکوم میکند یا نه.
این مقاله ادامه میدهد که چنین رویکردی به الگویی تکرارشونده بدل شد؛ بهطوری که فلسطینیان اجازه نداشتند بدون پاسخ به پرسش «آیا حماس را محکوم میکنید؟» درباره رنج و مصائب خود سخن بگویند. بهگفته نویسنده، این رویه عملاً فلسطینیان را مجبور میکرد پیش از بیان روایتهایشان، «مقبولیت» خود را نزد مجریان اثبات کنند. مقاله همچنین به استناد مکرر مجریان به روایتهای رژیم صهیونیستی اشاره میکند که برای قطع سخنان منتقدان اقدامات رژیم صهیونیستی به کار میرفت.
میدلایست آی تأکید میکند هیچ چارچوب مشابهی در پوشش ایران به کار نرفته است. بهگفته مقاله، از آغاز اعتراضها، هیچ مجری غربی سخنان مهمانان را با عبارت «اما دولت ایران نظر دیگری دارد» به چالش نکشیده و چنین اقدامی اساساً غیرقابل تصور تلقی میشود؛ امری که نشاندهنده عدم تقارن آشکار در رویههای خبری است.
این مقاله میافزاید این دوگانگی در یکی دیگر از برنامههای نیوزنایت که به ایران و افزایش احتمال جنگ اختصاص داشت نیز مشهود بود. در این برنامه، «امید جلیلی» کمدین بریتانیایی-ایرانیتبار، «الکس یانگر» رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا، «بارونس هلنا کندی» و «متیو سعید» ستوننویس راستگرا حضور داشتند. بهنوشته مقاله، بهانه ترامپ برای مداخله نظامی، یعنی «کمک به معترضان» با جدیت پذیرفته شد و دولت ایران بارها «رژیم» خوانده شد؛ اصطلاحی که معمولاً فقط برای دشمنان غرب به کار میرود.
میدلایستآی مینویسد در این برنامه، مقامهای ایرانی بدون هیچ واکنشی از سوی مجری «نسلکش» توصیف شدند. همچنین امید جلیلی از مداخله آمریکا استقبال کرد و مدعی شد ایرانیان از کمک خارجی حمایت میکنند و حتی به حمایت از «رضا پهلوی» فرزند آخرین شاه ایران اشاره کرد؛ ادعاهایی که بدون طرح پرسش انتقادی یا ارائه زمینه مطرح شدند، در حالی که شواهد روشنی مبنی بر نمایندگی این دیدگاهها از سوی اکثریت معترضان وجود ندارد.
این مقاله تأکید میکند اهمیت این موضوع در آن است که چنین نحوه پوششی به زمینهسازی برای جنگ کمک میکنند. بهگفته نویسنده، با تشدید لفاظیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، رسانههای بزرگ ــ خواه از سر همدستی، خواه ناآگاهی یا سادهلوحی ــ نقشی کلیدی در عادیسازی ایده مداخله نظامی ایفا میکنند.
در جمعبندی، رسانه انگلیسی تأکید میکند هرچند اعتراضها در ایران فعلاً فروکش کردهاند، اما از ابتدا نیز بهانهای برای دستورکار گستردهتر ترامپ بودهاند. نویسنده هشدار میدهد احتمال حمله آمریکا به ایران همچنان واقعی است و اگر چنین حملهای رخ دهد، رسانههای غربی بهاحتمال زیاد تمامقد از آن حمایت خواهند کرد.
دیدگاه تان را بنویسید