کد خبر: 757865
|
۱۴۰۴/۱۱/۰۵ ۱۰:۵۳:۱۱
| |

هدف فوری وزارت جنگ امریکا درباره گرینلند استقرار سامانه پدافندی «گنبد طلایی» است

روزنامه اعتماد نوشت: هدف فوری وزارت جنگ امریکا درباره گرینلند استقرار سامانه پدافندی «گنبد طلایی» است.

هدف فوری وزارت جنگ امریکا درباره گرینلند استقرار سامانه پدافندی «گنبد طلایی» است
کد خبر: 757865
|
۱۴۰۴/۱۱/۰۵ ۱۰:۵۳:۱۱

«گرینلند نوک کوه یخ جدال بزرگ» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم علی ودایع است که در آن آمده: «آنارشی سخت» روابط بین‌الملل از ساختارهای کلان به ساختار خرد و روابط درون خانوادگی «فراآتلانتیک» در بلوک غرب سرایت کرده است. شاید بتوان گفت که «دونالد ترامپ» موتور محرکه «بی‌نظمی بزرگ» است اما این گزاره هم درست است و هم غلط! رییس‌جمهوری امریکا با جاه‌طلبی خاص «مرد دیوانه» می‌گوید که «گرینلند» باید زیر پرچم ایالات‌متحده باشد. ترامپ ظرف حداقل یک سال گذشته آنچنان اروپایی‌ها را تحقیر کرده که «استعمارگران سنتی» غرب در بدترین کابوس‌هایشان هم متصور نبودند. رییس‌جمهوری امریکا چه در کلام و چه در رفتار رهبران اروپایی را «تحقیر» می‌کند. روابط فراآتلانتیکی چارچوبی است که مشخصا پس از جنگ جهانی دوم روابط آتلانتیک را تنظیم می‌کرد اما حالا این اتحاد با چالش‌های ملتهب و تعارض هویتی مواجه شده است. 

ماجرای گرینلند - بدون تعارف شاهد نقض حاکمیت دانمارک توسط شخص رییس‌جمهوری امریکا هستیم؛ اتفاقی بی‌سابقه در روابط بلوک غرب که یک «وضعیت ویژه» محسوب می‌شود. گرینلند بخشی از پادشاهی دانمارک است. امریکا از یک طرف می‌گوید که خریدار گرینلند است و از طرف دیگر تهدید به حمله نظامی می‌کند. در این میان «بازی تعرفه‌ای» ترامپ هم اعصاب اروپا را به‌هم ریخته است. آنها که تازه نفسی تازه کرده بودند با تهدیدهای اقتصادی واشنگتن مواجه هستند. منابع و قدرت اقتصادی اروپا با وضعیت مطلوب آنها فاصله زیادی پیدا کرده است. حالا در این محاسبات ناخوشایند درگیری چشم آبی‌ها در جنگ اوکراین را هم به عنوان «مخمصه بدون بازگشت» نمی‌توان نادیده گرفت.  شاید اگر اندکی از ماجرای گرینلند فاصله بگیریم سنگینی سایه تقابل با روسیه برای اروپا و حتی امریکا را بیشتر لمس کنیم. واقعیت این است که ماجرای گرینلند خیلی پیچیده‌تر از رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی ترامپ در لایه‌های پنهان روابط بین‌الملل و «وزن‌کشی‌های ژئوپلیتیکی» مورد توجه قرار می‌گیرد.  آنچه در رفتار رییس‌جمهوری امریکا می‌بینیم در ظاهر جاه‌طلبی شخصی ترامپ است اما در واقعیت ایالات‌متحده در چارچوب بازگشت دکترین «جیمز مونرو» گرینلند را خط مقدم نیمکره غربی می‌بیند. تعارض منافع درون خانوادگی فراآتلانتیکی اینجاست که اروپا معتقد است منطقه حیثیتی دانمارک لنگرگاه ژئوپلیتیکی آنها برای تقابل بزرگ در «نیوهارتلند» شمالی است اما واشنگتن می‌خواهد همچنان دست برتر را داشته باشد.  ساختار پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» به عنوان شالوده نظامی بلوک غرب تلاش می‌کند نقش «میانجی خردمند» را ایفا کند  اما ناتو در عمق نگاه ترامپ متهم به «ناسپاسی» و «گستاخی» در مقابل «سخاوتمندی» امریکا است. ترامپ وعده داده که «احتمالا» از مجازات تعرفه‌ای و اعمال زور خودداری خواهد کرد؛ «اگر» خواسته‌های او تامین شود.  ظاهرا ناتو دنبال حفظ حاکمیت دانمارک بر گرینلند است اما در عین حال تلاش می‌کند  حضور  نظامی امریکا  به  شکل مستقل از توافقنامه 1951 را دنبال کند. گفته شده که ممکن است حاکمیت ایالات‌متحده را بر مناطق محدودی از گرینلند برای ساخت و بهره‌برداری از پایگاه‌های نظامی کسب خواهد  کرد.  براساس  گزارش روزنامه تلگراف، ایالات‌متحده  می‌تواند  براساس  مدل  بریتانیا در  قبرس، بدون  تایید  دانمارک ، عملیات نظامی، فعالیت‌های اطلاعاتی و تمرینات نظامی انجام دهد، در عین حال به  مناطق غنی از مواد معدنی دسترسی یافته و  استقرارهای راهبردی  خود را   گسترش دهد. با   این حال، این توافق به الحاق کامل منجر نخواهد شد؛ «فعلا» طرفین  در  قلب  اردوگاه غرب برای یکدیگر شاخ و شانه می‌کشند.  کپنهاگ به‌ طور مداوم هرگونه امکان فروش یا انتقال این جزیره را رد و تاکید می‌کند که هر اقدامی درباره وضعیت آن نیاز به رضایت دانمارک دارد.

ضعف سخت اروپا - رویاهای از دست رفته چشم‌آبی‌ها یک واقعیت تلخ برای اتحادیه اروپایی است. وابستگی شدید اروپا به امریکا در کش مکش ژئوپلیتیکی گرینلند به نقطه ضعف آنها در مقابل ترامپ تبدیل شده است. برگردیم به نقطه شروع جنگ اوکراین، اروپا برای فرار از «هژمونی انرژی» روسیه ناچار به تحمل هزینه‌های سنگین شد. اروپا این مشکل را با مبادله یک وابستگی با وابستگی دیگر حل کرد. طبق گزارش شرکت تحلیلی کپلر، واردات گاز طبیعی مایع ال‌ان‌جی امریکا از ۱۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۱، به ۶۵ میلیون تن در سال گذشته افزایش یافته است که ۵۷درصد از کل واردات گاز طبیعی مایع اتحادیه اروپا و انگلیس در سال ۲۰۲۵ را تشکیل می‌دهد. جمع و تفریق ساده از حوزه انرژی اروپا نشان می‌دهد که حداقل یک‌چهارم واردات گاز چشم‌آبی‌ها به امریکا وابسته شده است. 

حالا اروپا باید حساب کند که از رقم پرداختی 75 میلیارد دلار باید به 250 میلیارد دلار پرداختی به امریکا برسد.  فراتر از داستان انرژی، اروپا درگیر هزینه‌های سنگین جنگ اوکراین است. ماشین جنگی «ارتش سرخ» بی‌مهابا و با استراتژی‌های آخرالزمانی همچنان در حال پیشروی است. وضعیت زمستانی امکان پیشروی‌های بزرگ در بهار را برای روسیه متصور کرده است. سر اروپا در ماجرای «معامله بزرگ» بی‌کلاه مانده است. ترامپ در گسل ژئوپلیتیکی اوکراین به اروپا فشار وارد می‌کند تا با «ولادیمیر پوتین» به یک معامله مطلوب دست پیدا کند.  در بین برخی رهبران «سرسخت» اروپایی این تفسیر وجود دارد که ترامپ دیر یا زود خواهد رفت. رییس‌جمهوری فرانسه یا حتی نخست‌وزیر بریتانیا (که سابقا موضعی میانه داشت) معتقدند که ترامپ در بخش بزرگی از خواسته‌هایش به نتیجه نرسیده است. در عین حال نخست‌وزیر اسپانیا و صدراعظم آلمان به شکل علنی خواهان حرکت سریع به سمت ارتش اروپایی شده‌اند. ایده ادغام نیروهای نظامی ملی در قالب یک ارتش فراملی اروپایی نخستین‌بار در سال ۱۹۵۱ برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و اطمینان از اینکه تسلیح مجدد آلمان تهدیدی برای همسایگانش نباشد، مطرح شده بود. برگردیم به ماجرای مناقشه درون خانوادگی بلوک غرب، فهم ارتباط محاسبات ذهنی ترامپ با جنگ اوکراین و مناقشه گرینلند خیلی سخت نیست؛ ترامپ با ضعف اروپا بازی می‌کند تا «دژ شمالی» در نیمکره غربی را به چنگ بیاورد. آیا اروپا سرانجام تسلیم می‌شود یا رییس‌جمهوری امریکا را اسیر بازی زمان می‌کند؟

اصل داستان در لابه‌لای حرف‌های ترامپ و «مارک روته» دبیرکل ناتو حرف‌هایی درباره «هفت متحد قطب شمال» مطرح شده است. هدف فوری وزارت جنگ امریکا درباره گرینلند استقرار سامانه پدافندی «گنبد طلایی» است. تصور زبانه‌های آتش تنش‌های ژئوپلیتیکی در قطب شمال برای ژنرال‌های ناتو یک «اتفاق» بدیهی است؛ «تغییرات اقلیمی» در حال ترسیم ژئوپلیتیک سختی شده که قابل دسترس نبود.  روسیه حوالی سال 2008 توسط یک زیردریایی اتمی زیر لایه‌های قطور یخ‌های شمالگان پرچم تیتانیومی روسیه را بر کف اقیانوس منجمد شمالی کوبید تا سرحدات شمالی را برای غرب ترسیم کرده باشد. در آن زمان بازنویسی دکترین «جنگ سرد» جدی گرفته نمی‌شد اما معادلات روابط بین‌الملل امکان بازگشت به تقابل شرق با غرب را قابل تصور کرده بود. شاید حتی بتوان گفت که جنگ اوکراین مقدمه تقابل در شمال بود.  در سال 2001 روسیه مدارک مالکیت این منطقه غنی از ذخایر انرژی را به سازمان ملل متحد ارایه داد که مورد قبول قرار نگرفت. روسیه سال‌هاست که با صبر و حوصله ساخت کشتی‌های یخ‌شکن اتمی را در دستور کار داشته است. ناوگان ارتش سرخ در قطب شمال سلطنت می‌کنند و این یک چالش بزرگ برای امریکا است.  روسیه در کنار امریکا، کانادا، دانمارک، نروژ و سوئد کشورهای همجوار قطب شمال را تشکیل می‌دهد و بر 25درصد منابع طبیعی این منطقه یخی ادعای مالکیت دارد. مسکو سال‌هاست که مالکیت خود را نسبت به رشته کوه «لومونوسوف» واقع در بستر اقیانوس منجمد شمالی به وسعت یک میلیون و 200 هزار کیلومتر مربع اعلام کرده است؛ البته آنها در سال‌های اخیر وسعت خواسته‌های سرزمینی کرملین در شمالگان را افزایش داده‌اند.  گفته شده که سرحدات روسیه در 300 مایلی خاک امریکا در آلاسکا ترسیم شده است. براساس برآورد کارشناسان، منطقه قطب شمال با داشتن دست‌کم 100 میلیارد بشکه نفت و در حدود هزار تریلیون و 550 میلیارد مترمکعب گاز، یک‌سوم کل ذخایر نفت و گاز جهان را در خود جای داده است. روس‌ها در حداقلی‌ترین استفاده از سرزمین‌های شمالی معتقدند باز شدن مسیر دریایی شمال می‌تواند به مسکو برای انتقال منابع استخراج ‌شده از این ناحیه کمک کند. کرملین بنابر دلایل تاریخی و جغرافیایی، سیبری را منطقه‌ای برای توسعه کشورشان می‌داند.   در کنار حساب و کتاب‌های اقتصادی، روسیه اقدام به استقرار سامانه‌های موشکی قاره‌پیما کرده است. توانایی و سرعت هدف قرار‌گیری «عمق خاک متخاصم» به لحاظ بعد زمانی و مکانی یک وضعیت ویژه است. یخ‌شکن‌های اتمی ارتش سرخ در میان یخ‌های شمالی رفت و آمد می‌کنند، اما امریکا «هنوز» حرفی برای گفتن ندارد. ماجرای گرینلند نوک کوه یخی تقابل بزرگ است اما «فعلا» همه نگاه‌ها به بازی ترامپ با اروپا در شکاف عمیق فراآتلانتیک محدود شده است. 

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها