«اعتمادآنلاین» بررسی میکند:
یمن در آستانه بازترسیم: از بحرانِ جنوب تا «صلحِ امنیتمحور»
یمن امروز بیش از آنکه میدان نبرد قدیمیِ «صنعا–ائتلاف» باشد، صحنه یک بحران جدید است: بحران جنوب. رویدادهای اخیر در حضرموت و المهره و تشدید تنش تا حد حملات هوایی عربستان به مکلا و اتهامات متقابل درباره حمایت از شورای انتقالی جنوب نشان داد اختلافات درون بلوکِ ضد صنعا، به تهدیدی مستقیم برای امنیت مرزهای عربستان تبدیل شده است.
عبدالناصر سعید- یمن امروز بیش از آنکه میدان نبرد قدیمیِ «صنعا–ائتلاف» باشد، صحنه یک بحران جدید است: بحران جنوب. رویدادهای اخیر در حضرموت و المهره و تشدید تنش تا حد حملات هوایی عربستان به مکلا و اتهامات متقابل درباره حمایت از شورای انتقالی جنوب نشان داد اختلافات درون بلوکِ ضد صنعا، به تهدیدی مستقیم برای امنیت مرزهای عربستان تبدیل شده است. همزمان، ادامه این وضعیت، خطر فروغلتیدن یمن به «کانونهای نفوذ» را افزایش میدهد؛ وضعیتی که در آن، دولت به یک عنوان حقوقی تقلیل مییابد و ساحل و بندر و مسیرهای راهبردی به دست بیگانگان میافتد.
از نگاه ریاض، حضرموت و المهره صرفاً نام دو استان نیستند، بلکه عمق امنیتیِ مرزی و حلقه اتصال به بحرالعرباند. از نگاه یمن نیز، این دو استان یکی از آخرین فرصتها برای حفظ ایده دولت یکپارچه یمن هستند. اگر شرق یمن به میدان رقابت نیابتی بدل شود، امنیت مرزی عربستان پرهزینهتر و بازسازی دولت یمن دشوارتر و فضا برای مداخله بیگانگان گستردهتر خواهد شد.
با این حال، در دل همین بحران، نشانهای از امکان حل بحران دیده میشود: کانالهای اعتمادسازی هنوز فعالاند. در این میان توافق تبادل اسرا در مسقط با میانجیگری عمان یادآور آن است که وقتی همه طرفها از جنگ فرسایشی خسته میشوند، راهکارهای انسانی میتواند نقش سکوی تدابیر بزرگتر را ایفا کند.
ایده راهبردی: «صلحِ امنیتمحور» که از مولفههای امکانپذیر آغاز میشود
واقعبینانهترین نسخه حل بحران، نه «یک جهش به طرف صلح نهایی»، بلکه معماریای سهلایه است که از نیازهای فوری عربستان شروع میشود و به بازسازی تدریجی یمن میرسد:
۱: تثبیت امنیت ملی عربستان از طریق تدابیر مرزیِ قابل راستیآزمایی
در این مرحله، اولویت، پایان دادن به تهدیدهای مرزی و جلوگیری از تحرکات یکجانبه در حضرموت و المهره است؛ اما نه با عملیات مقطعی، بلکه با سازوکاری پایدار شامل آتشبسِ قابل سنجش، خط تماس اضطراری و «دور کردن» شرق یمن از بحرانسازی.
۲: بازسازی دولت یمن به شکل تدریجی اما همهجانبه
یمن را نمیتوان با منطق «غالب و مغلوب» ساخت ازاینرو نسخه کمهزینهتر برای همه طرفها، حرکت به طرف دولت فدرال غیرمتمرکز اما قدرتمند و ادغام امنیتیِ مرحلهای است؛ مسیری که جنوب را شریک در حکومت میکند، شرق را از آتش جنگ نیابتی دور میسازد و شمال را به بخشی از راهحل تبدیل میکند، نه محرکی برای اختلاف.
سوم: دیپلماسی منطقهای فعال تا میدان به دست غیریمنیها نیفتد
در این میان نقش عمان در باز کردن گرههای انسانی و سیاسی ثابت شده است. قطر نیز میتواند مکمل مذاکرات پیچیده و بستههای اقتصادی–انسانی باشد و عربستان باید وزن سیاسی و اقتصادیِ لازم را برای تبدیل تفاهمات به واقعیت فراهم کند زیرا مساله در نهایت به امنیت مرزهای خودش گره خورده است.
نقش ایران: همکاریِ سنجشپذیر، نه شعار
اگر تهران و ریاض بخواهند سطح اعتمادسازی میان یکدیگر را بالا ببرند، یمن میتواند میدانِ آزمونِ یک همکاریِ کاربردی و ضمانت کاهش تنش باشد نه اتحاد استراتژیک. در این میان حمایت ایران از مسیر سیاسی، پشتیبانی از اقدامات اعتمادساز، و کمک به «تشدید نشدن تنش» در شرق یمن میتواند هم به نفع امنیت سعودی باشد و هم به نفع ثبات منطقهای و از تبدیل ساحل یمن به محیطی برای حضور نیروهای امنیتیِ بیگانه جلوگیری کند.
چرا این مسیر به زیان رژیم صهیونیستی و پروژههای تجزیهطلبانه است؟
پروژههای خارجی برای تجزیه از سه منبع تغذیه میکنند: سواحل بیصاحب، شکافهای داخلیِ دائمی و امنیتیسازی آبراهها.
در این میان شرق یمن اگر «به منطقه بیطرف» تبدیل شود و در چارچوب حاکمیت این کشور بماند، دیگر نمیتوان نظامیسازی آن را توجیه کرد.
جمعبندی
با این تفاصیل، یمن امروز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: یا جنوبِ مسلحِ چندتکه که مرزهای عربستان را بیثبات و دولت یمن را فرسوده میکند؛ یا «صلحِ امنیتمحور» که از شرق آغاز میشود، به تشکیل دولت فراگیر منتهی خواهد شد و با میانجیگری عمان و قطر و همکاریِ حسابشده ایران، میدان را از دست تجزیهطلبان و آشوبگران خارج میکند.
اگر این مسیر شروع شود، دستاوردش فقط پایان بحران یمن نیست؛ بلکه بازتعریف امنیت گروهی در حاشیه خلیج فارس و دریای عرب به نفع همه خواهد بود جز آنهایی که از تجزیه ارتزاق میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید