کد خبر: 773081
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۳ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

نگاه جدید به سیاست «صرفه‌جویی» / مردم باید سهامدار انرژی باشند نه یارانه‌بگیر

یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که می‌تواند بخشی از این بحران را کاهش دهد، مردمی‌سازی واقعی اقتصاد انرژی است. مردم نباید صرفا یارانه‌بگیر باشند، بلکه باید سهامدار شوند. اگر سهام پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها، شبکه توزیع فرآورده‌های نفتی و حتی برخی زیرساخت‌های انرژی میان مردم توزیع شود، شرایط به شکل اساسی تغییر خواهد کرد.

نگاه جدید به سیاست «صرفه‌جویی» / مردم باید سهامدار انرژی باشند نه یارانه‌بگیر
کد خبر: 773081
|
۱۴۰۵/۰۲/۲۳ ۱۰:۴۵:۰۰

محمود خاقانی-بحران انرژی در ایران دیگر صرفا یک مساله فنی یا اقتصادی نیست، بلکه به موضوعی راهبردی، اجتماعی و امنیتی تبدیل شده است. سال‌هاست کارشناسان نسبت به روند نادرست مصرف انرژی، سیاست‌های اشتباه یارانه‌ای، خصوصی‌سازی‌های رانتی و بی‌توجهی به دیپلماسی انرژی هشدار می‌دهند، اما این هشدارها کمتر شنیده شده است.

به گزارش اعتماد، امروز کشور در شرایطی قرار دارد که هم با محدودیت درآمدهای نفتی روبه‌رو است و هم با رشد فزاینده مصرف انرژی، در حالی که زیرساخت‌های اقتصادی و مدیریتی کشور نیز توان پاسخگویی مناسب به این وضعیت را ندارند.

واقعیت این است که ایران از دهه‌ها پیش می‌توانست به محور اصلی انرژی منطقه تبدیل شود. موقعیت ژئوپلیتیک ایران، دسترسی به خلیج‌فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی و همچنین ذخایر عظیم نفت و گاز، ظرفیت بی‌نظیری برای تبدیل شدن ایران به هاب انرژی منطقه فراهم کرده بود. حتی در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد مطالعات گسترده‌ای در این زمینه انجام و پروژه‌هایی برای ایجاد بورس بین‌المللی نفت ایران، توسعه سوآپ نفتی و اتصال انرژی آسیای مرکزی به خلیج‌فارس طراحی شد.

در همان سال‌ها کارشناسان حوزه انرژی و برخی مدیران وقت به این جمع‌بندی رسیده بودند که ایران نباید صرفا صادرکننده خام نفت باشد، بلکه باید با توسعه پالایشگاه‌ها، صنایع پایین‌دستی و تجارت منطقه‌ای انرژی، نقش راهبردی‌تری در اقتصاد جهان ایفا کند. یکی از مهم‌ترین طرح‌ها، تاسیس بورس بین‌المللی نفت در جزیره کیش بود؛ طرحی که هدف آن معامله فرآورده‌های نفتی با ریال و تبدیل ایران به مرکز مبادلات انرژی منطقه بود. منطق این طرح روشن بود. کشوری مانند ایران که بخش مهمی از اقتصاد آن وابسته به واردات است، اگر نتواند ارزش پول ملی را حفظ کند، به ‌تدریج با تورم مزمن و کاهش قدرت خرید مردم مواجه شد. از همین رو در آن زمان تاکید می‌شد که باید با توسعه تجارت انرژی، افزایش درآمدهای پایدار و تقویت ریال، اقتصاد کشور را از شوک‌های ارزی دور نگه داشت.

همزمان پروژه‌های بزرگی نیز برای انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی از مسیر ایران طراحی شده بود. حتی بحث انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت از قزاقستان از طریق ترکمنستان به ایران و خلیج‌فارس مطرح بود؛ پروژه‌ای که می‌توانست هم درآمد ترانزیتی قابل توجهی برای ایران ایجاد و هم موقعیت ژئوپلیتیک کشور را تقویت کند.  همچنین پالایش نفت وارداتی در پالایشگاه‌های شمال کشور و صادرات فرآورده‌ها از جنوب، بخشی از همین راهبرد بود.اما بخش عمده این پروژه‌ها هیچ‌گاه به سرانجام نرسید. تغییر رویکردها، اختلافات سیاسی، تحریم‌ها و مهم‌تر از همه شکل‌گیری شبکه‌های رانتی و مافیایی در اقتصاد انرژی باعث شد بسیاری از طرح‌های راهبردی متوقف شوند. خصوصی‌سازی‌هایی که قرار بود به افزایش رقابت و بهره‌وری منجر شود، در بسیاری موارد به انتقال ثروت عمومی به گروه‌های محدود و غیرشفاف تبدیل شد.

امروز یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران همین خصوصی‌سازی‌های رانتی است. در بسیاری از صنایع از جمله انرژی، مخابرات و پتروشیمی، ساختاری شکل گرفته که نه دولتی است و نه خصوصی واقعی. در واقع نوعی انحصار اقتصادی ایجاد شده که در آن گروه‌های خاص بدون پاسخگویی عمومی، کنترل بخش‌های مهم اقتصاد را در اختیار دارند. نتیجه چنین وضعیتی نیز افزایش شکاف طبقاتی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف رقابت اقتصادی است.

در چنین شرایطی هر بار که قیمت انرژی افزایش پیدا می‌کند، سود اصلی نصیب همان گروه‌هایی می‌شود که مالک صنایع بالادستی و پایین‌دستی هستند، در حالی که فشار مستقیم آن بر دوش مردم عادی قرار می‌گیرد. این مساله به ‌تدریج احساس بی‌عدالتی را در جامعه افزایش می‌دهد. مردم وقتی می‌بینند که تورم، گرانی و کاهش قدرت خرید زندگیشان را تحت تاثیر قرار داده، اما گروه‌های خاص هر روز ثروتمندتر می‌شوند، طبیعی است که نسبت به سیاست‌های اقتصادی بی‌اعتماد شوند.

یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که می‌تواند بخشی از این بحران را کاهش دهد، مردمی‌سازی واقعی اقتصاد انرژی است. مردم نباید صرفا یارانه‌بگیر باشند، بلکه باید سهامدار شوند.  اگر سهام پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها، شبکه توزیع فرآورده‌های نفتی و حتی برخی زیرساخت‌های انرژی میان مردم توزیع شود، شرایط به شکل اساسی تغییر خواهد کرد.

وقتی مردم سهامدار باشند، نگاه آنها به مصرف انرژی نیز تغییر می‌کند. در چنین حالتی هر میزان صرفه‌جویی و افزایش صادرات می‌تواند به سود مستقیم مردم تبدیل شود. این همان الگویی است که بسیاری از کشورهای موفق در مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته‌اند. در واقع مردم باید احساس کنند که مالک بخشی از ثروت ملی هستند، نه اینکه فقط هزینه ناکارآمدی‌ها را بپردازند.

موضوع مهم دیگر، ضرورت اصلاح ساختار مصرف انرژی در کشور است. ایران یکی از بالاترین شدت‌های مصرف انرژی را در جهان دارد. بخش قابل توجهی از این مصرف نیز ناشی از فرسودگی زیرساخت‌ها، فناوری‌های قدیمی، نبود بهره‌وری و سیاست‌های اشتباه مدیریتی است. سال‌ها یارانه گسترده انرژی بدون اصلاح ساختارها ادامه پیدا کرده و نتیجه آن، اتلاف منابع ملی بوده است.

البته اصلاح الگوی مصرف تنها با افزایش قیمت‌ها امکان‌پذیر نیست. تجربه نشان داده هر زمان صرفا قیمت‌ها افزایش یافته، اما اعتماد عمومی و مشارکت مردم وجود نداشته، نتیجه آن نارضایتی اجتماعی بوده است. اصلاح واقعی زمانی رخ می‌دهد که مردم احساس کنند در تصمیم‌گیری‌ها شریک هستند و منافع حاصل از اصلاحات نیز به خود آنها بازمی‌گردد.

در کنار این مسائل، دیپلماسی انرژی نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود می‌تواند یکی از مهم‌ترین بازیگران تامین امنیت انرژی جهان باشد. تنگه هرمز، خلیج‌فارس و مسیرهای انتقال انرژی منطقه اهمیت راهبردی دارند و ایران می‌تواند با سیاستی هوشمندانه، از این ظرفیت برای تقویت اقتصاد ملی و افزایش تعاملات منطقه‌ای استفاده کند.

اما تحقق این هدف نیازمند عقلانیت، ثبات تصمیم‌گیری و کاهش تنش‌های غیرضروری در سیاست خارجی است. ایران باید بیش از پیش نشان دهد که به دنبال ثبات بازار انرژی و امنیت منطقه است نه تشدید بحران‌ها. در شرایطی که جهان با بحران انرژی و رقابت‌های ژئوپلیتیک روبه‌رو است، هر کشوری که بتواند نقش باثبات‌تری ایفا کند، موقعیت اقتصادی و سیاسی بهتری به دست خواهد آورد.

در این میان تقویت اعتماد عمومی در داخل هم یکی از عوامل مهم دیگری است که نباید فراموش شود. هیچ برنامه اقتصادی بدون همراهی مردم موفق نخواهد شد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده هر جا مردم احساس کرده‌اند تصمیمات عادلانه و شفاف است، همکاری بیشتری داشته‌اند، اما هر جا احساس تبعیض، فساد و رانت تقویت شده، شکاف میان جامعه و سیاستگذاران افزایش یافته است.

امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت اقتصادی است. مردم حق دارند بدانند چه کسانی از افزایش قیمت انرژی سود می‌برند، منابع کشور چگونه مدیریت می‌شود و درآمدهای حاصل از انرژی دقیقا در چه مسیری هزینه می‌شود. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته اطلاعات مربوط به مالیات، دارایی و فعالیت اقتصادی شرکت‌های بزرگ شفاف است و همین شفافیت مانع شکل‌گیری بخش بزرگی از فساد می‌شود.

در ایران نیز اگر قرار است اصلاحات اقتصادی انجام شود، باید همزمان با مبارزه جدی با انحصار، فساد و رانت همراه باشد. نمی‌توان از مردم انتظار صرفه‌جویی داشت، اما ساختارهای غیرشفاف و رانتی همچنان بدون تغییر باقی بمانند. مردم زمانی به سیاست‌های اصلاحی اعتماد می‌کنند که احساس کنند قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود.

از سوی دیگر، جنگ امروز تنها جنگ نظامی نیست، بلکه بخش بزرگی از آن جنگ روانی و رسانه‌ای است. دشمنان ایران تلاش می‌کنند از مشکلات اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و ضعف‌های مدیریتی برای تضعیف انسجام ملی استفاده کنند. مقابله با این وضعیت تنها از مسیر محدودیت و برخورد امنیتی ممکن نیست، بلکه مهم‌ترین ابزار، گفت‌وگوی صادقانه با مردم و ایجاد امید و اعتماد در جامعه است.

اگر مردم احساس کنند مسوولان واقعا برای حل مشکلات، مبارزه با فساد و اصلاح ساختارها اراده دارند، بسیاری از بحران‌ها قابل مدیریت خواهد بود و صرفه‌جویی هم می‌کنند، اما اگر شکاف اعتماد افزایش یابد، حتی بهترین برنامه‌های اقتصادی نیز با مشکل مواجه می‌شوند.

ایران همچنان ظرفیت‌های عظیمی در حوزه انرژی دارد. منابع نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی ممتاز، نیروی انسانی متخصص و بازار بزرگ داخلی، فرصت‌هایی هستند که بسیاری از کشورها از آن محرومند. اما استفاده از این ظرفیت‌ها نیازمند تغییر نگاه مدیریتی و عبور از اقتصاد رانتی است. اقتصاد انرژی ایران باید از ساختار انحصاری و غیرشفاف خارج شود و به سمت مشارکت واقعی مردم حرکت کند. آینده اقتصاد کشور نه در توزیع یارانه‌های بیشتر، بلکه در تبدیل مردم به صاحبان واقعی ثروت ملی است. اگر چنین تغییری رخ دهد، هم مصرف انرژی اصلاح خواهد شد، هم سرمایه اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و هم ایران می‌تواند جایگاه واقعی خود را در اقتصاد منطقه و جهان به دست آورد.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها