کد خبر: 761472
|
۱۴۰۴/۱۱/۲۸ ۱۰:۴۵:۰۰
| |

هر خبر از مذاکرات چگونه بر بازار ایران اثر می‌گذارد؟

یک کارشناس اقتصادی نوشت: اگر فضای عمومی جامعه به سمت خوش‌بینی حرکت کند، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان با اطمینان بیشتری برنامه‌ریزی می‌کنند و رفتارهای هیجانی کاهش می‌یابد. در مقابل، اگر جامعه احساس کند اقتصاد کشور به نتیجه مذاکرات وابسته است، هر خبر منفی می‌تواند موج جدیدی از نوسانات ایجاد کند.

هر خبر از مذاکرات چگونه بر بازار ایران اثر می‌گذارد؟
کد خبر: 761472
|
۱۴۰۴/۱۱/۲۸ ۱۰:۴۵:۰۰

«مذاکرات، اقتصاد و واقعیت‌های دوگانه» عنوان یادداشت محمد امین لنگری برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده: مذاکرات ایران و امریکا یکی از اثرگذارترین موضوعات بر فضای اقتصادی کشور محسوب می‌شود؛ متغیری که هم از مسیرهای واقعی مانند تجارت خارجی، فروش نفت و دسترسی به منابع ارزی عمل می‌کند و هم از کانال انتظارات روانی، رفتار بازارها و تصمیم فعالان اقتصادی را شکل می‌دهد.  در اقتصادی که نرخ ارز نقش تعیین‌کننده در سطح عمومی قیمت‌ها و ارزش پول ملی دارد، هر سیگنال سیاسی می‌تواند به سرعت مسیر انتظارات تورمی، سرمایه‌گذاری و حتی مصرف خانوار را تغییر دهد. به همین دلیل تحلیل اثر مذاکرات تنها محدود به نتیجه رسمی توافق‌ها نیست، بلکه باید اثر ذهنی و روانی آن بر جامعه و بازار نیز مورد توجه قرار گیرد. اثر مذاکرات بر بازار ارز و ارزش پول ملی‌ ساختار اقتصادی کشور به‌گونه‌ای است که میزان دسترسی دولت به منابع ارزی بر ثبات بازار ارز اثر مستقیم می‌گذارد.  هر نشانه‌ای از بهبود روابط خارجی یا افزایش امکان فروش نفت، انتظار تقویت ارزش پول ملی را در ذهن مردم و فعالان اقتصادی ایجاد می‌کند. این انتظار حتی پیش از وقوع تغییرات واقعی می‌تواند موجب کاهش نوسانات بازار و تعدیل رفتارهای هیجانی شود.  فعالان اقتصادی معمولا بر اساس پیش‌بینی آینده تصمیم می‌گیرند و وقتی احتمال گشایش افزایش پیدا می‌کند، بخشی از فشار روانی از بازار خارج می‌شود. با این حال، اگر مذاکرات به نتیجه عملی و پایدار نرسد، اثر مثبت اولیه به سرعت از بین می‌رود و بازار دوباره وارد فاز بی‌ثباتی می‌شود.   درپیامدهای واقعی مذاکرات در تجارت و قیمت‌ها در صورت موفقیت مذاکرات و کاهش محدودیت‌های مالی و تجاری، هزینه مبادلات خارجی کاهش پیدا می‌کند و امکان دسترسی به منابع ارزی بیشتر می‌شود. این وضعیت به دولت کمک می‌کند بازار ارز را با ثبات بیشتری مدیریت کند و از فشارهای تورمی بکاهد.  همچنین افزایش صادرات و تسهیل واردات کالاهای واسطه‌ای می‌تواند به کاهش هزینه تولید و مهار رشد قیمت‌ها منجر شود. اما این اثرات تنها زمانی پایدار باقی می‌ماند که سیاستگذاری اقتصادی داخلی نیز همزمان اصلاح شود؛ زیرا حتی در شرایط گشایش خارجی، ضعف مدیریت اقتصادی می‌تواند فرصت‌ها را به تهدید تبدیل کند. نقش انتظارات روانی و رفتار بازار در مذاکرات علاوه بر اثرات واقعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری انتظارات عمومی دارد.  اگر فضای عمومی جامعه به سمت خوش‌بینی حرکت کند، سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان با اطمینان بیشتری برنامه‌ریزی می‌کنند و رفتارهای هیجانی کاهش می‌یابد. در مقابل، اگر جامعه احساس کند اقتصاد کشور به نتیجه مذاکرات وابسته است، هر خبر منفی می‌تواند موج جدیدی از نوسانات ایجاد کند. بنابراین مدیریت انتظارات و ارایه تصویر واقع‌بینانه از توان داخلی، یکی از مهم‌ترین وظایف سیاستگذاران در دوران مذاکره محسوب می‌شود.ضرورت همراهی مذاکره با قدرت اقتصادی داخلی مذاکرات زمانی می‌تواند به نفع اقتصاد کشور عمل کند که در کنار آن، سیاست‌های اقتصادی داخلی نیز بر پایه تقویت تولید، افزایش بهره‌وری و کاهش وابستگی ساختاری طراحی شود. اتکای کامل به نتایج مذاکرات می‌تواند اقتصاد را در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیر کند.  در شرایطی که کشور توان اداره اقتصاد خود را حتی در دوره فشار خارجی نشان دهد، طرف مقابل نیز در محاسبات خود تجدیدنظر می‌کند. به همین دلیل توسعه زیرساخت‌های تولیدی، اصلاح نظام مالی و افزایش شفافیت اقتصادی، مکمل اصلی هرگونه مذاکره خارجی محسوب می‌شود.چالش تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی تحریم‌ها طی سال‌های گذشته هزینه‌های اقتصادی کشور را افزایش می‌دهد و دسترسی به منابع مالی و کانال‌های تجاری را محدود می‌کند.  در چنین شرایطی، بخشی از توان اقتصادی صرف مدیریت محدودیت‌ها می‌شود. برخی دیدگاه‌ها معتقد است بخشی از فشارهای موجود به دلیل از دست رفتن مسیرهای جایگزین مالی و تجاری تشدید می‌شود و همین موضوع وابستگی روانی به مذاکرات را افزایش می‌دهد. وقتی اقتصاد با محدودیت‌های شدید مواجه می‌شود، هر خبر از احتمال کاهش تحریم‌ها به عنوان یک امید اقتصادی تلقی می‌شود و بازارها واکنش سریع نشان می‌دهند. مدیریت اقتصادی؛ شرط اصلی بهره‌مندی از نتایج مذاکرات، حتی اگر مذاکرات به نتایج مثبت برسد.

 بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی نمی‌توان انتظار ثبات پایدار داشت. کنترل کسری بودجه، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، اصلاح نظام بانکی و حمایت هدفمند از تولید از جمله اقداماتی است که می‌تواند اقتصاد را در برابر شوک‌های خارجی مقاوم کند.  در واقع مذاکرات باید به عنوان یک فرصت برای اصلاحات داخلی تلقی شود، نه جایگزینی برای آن. تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد هر زمان سیاستگذاری داخلی با رویکرد بلندمدت و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی دنبال می‌شود، اثر مثبت گشایش‌های خارجی نیز پایدارتر باقی می‌ماند.

مذاکرات ایران و امریکا همزمان دارای آثار واقعی و روانی بر اقتصاد کشور است. از یکسو می‌تواند دسترسی به منابع ارزی، تجارت خارجی و ثبات بازار را بهبود دهد و از سوی دیگر از طریق تغییر انتظارات عمومی، رفتار بازارها را تحت‌تأثیر قرار دهد.

 با این حال، موفقیت اقتصادی تنها به نتیجه مذاکرات وابسته نیست؛ بلکه به میزان قدرت اقتصادی داخلی، کیفیت مدیریت اقتصادی و توان کشور در کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشارهای خارجی بستگی دارد. زمانی که اقتصاد بتواند حتی در شرایط دشوار نیز مسیر خود را ادامه دهد، مذاکرات به یک ابزار تکمیلی برای رشد و ثبات تبدیل می‌شود، نه تنها راه نجات.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها