کد خبر: 759903
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۸ ۰۹:۱۳:۴۶
| |

مقایسه‌ تورم ایران با کشورهای در حال توسعه

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تورم نه یک پدیده‌ مقطعی، بلکه مسئله‌ای ساختاری و مزمن است. ایران نیز طی دهه‌های اخیر با نرخ‌های بالای تورم دست‌وپنجه نرم کرده و تجربه‌ای متفاوت و در عین حال قابل مقایسه با سایر اقتصادهای در حال توسعه داشته است.

مقایسه‌ تورم ایران با کشورهای در حال توسعه
کد خبر: 759903
|
۱۴۰۴/۱۱/۱۸ ۰۹:۱۳:۴۶

زهرا تجویدی- تورم یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی روزمره‌ مردم، تصمیم‌گیری بنگاه‌ها، سیاست‌گذاری دولت‌ها و حتی روابط اجتماعی اثر می‌گذارد. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تورم نه یک پدیده‌ مقطعی، بلکه مسئله‌ای ساختاری و مزمن است. ایران نیز طی دهه‌های اخیر با نرخ‌های بالای تورم دست‌وپنجه نرم کرده و تجربه‌ای متفاوت و در عین حال قابل مقایسه با سایر اقتصادهای در حال توسعه داشته است. بررسی و مقایسه‌ تورم ایران با این کشورها می‌تواند به درک بهتر ریشه‌های تورم، تفاوت‌ها در سیاست‌گذاری و نتایج اقتصادی و اجتماعی آن کمک کند.

تعریف تورم و اهمیت آن در اقتصادهای در حال توسعه

تورم به‌طور ساده به افزایش مستمر و عمومی سطح قیمت‌ها در یک اقتصاد گفته می‌شود. این افزایش قیمت‌ها قدرت خرید پول ملی را کاهش می‌دهد و اگر کنترل نشود، می‌تواند به بی‌ثباتی اقتصادی و اجتماعی منجر شود. در کشورهای در حال توسعه، تورم معمولاً اهمیت دوچندانی دارد، زیرا این کشورها اغلب با مشکلاتی مانند ضعف ساختار تولید، کسری بودجه‌ مزمن، وابستگی به واردات، نوسانات ارزی و محدودیت در ابزارهای سیاست‌گذاری مواجه‌اند.

برخلاف بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته که تورم‌های پایین و قابل پیش‌بینی دارند، در اقتصادهای در حال توسعه تورم می‌تواند نوسانی، بالا و گاه غیرقابل پیش‌بینی باشد. همین موضوع برنامه‌ریزی بلندمدت را برای دولت‌ها، بخش خصوصی و خانوارها دشوار می‌کند و زمینه‌ساز بی‌اعتمادی اقتصادی می‌شود.

نگاهی کلی به روند تورم در ایران

ایران طی چند دهه‌ گذشته یکی از بالاترین میانگین‌های تورم را در میان کشورهای در حال توسعه تجربه کرده است. تورم در ایران پدیده‌ای جدید نیست و از دهه‌های گذشته، به‌ویژه پس از افزایش نقش دولت در اقتصاد و گسترش درآمدهای نفتی، به‌صورت مزمن در اقتصاد کشور حضور داشته است. با این حال، شدت و دامنه‌ تورم در دوره‌های مختلف تغییر کرده و تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی قرار گرفته است.

در سال‌های اخیر، تورم ایران بیشتر تحت تأثیر ترکیبی از عوامل ساختاری و شوک‌های بیرونی بوده است. نوسانات شدید نرخ ارز، محدودیت‌های تجاری و مالی، رشد بالای نقدینگی و کسری بودجه‌ی دولت از جمله عواملی هستند که به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها دامن زده‌اند. نتیجه‌ این شرایط، کاهش قابل توجه قدرت خرید خانوارها و افزایش ریسک در فضای اقتصادی بوده است.

تورم در سایر کشورهای در حال توسعه

کشورهای در حال توسعه طیف وسیعی از تجربه‌های تورمی را شامل می‌شوند. برخی از این کشورها موفق شده‌اند با اصلاحات ساختاری، استقلال بانک مرکزی و انضباط مالی، تورم را در سطوح نسبتاً پایین نگه دارند. در مقابل، برخی دیگر همچنان با تورم‌های بالا یا حتی ابرتورم مواجه‌اند.

برای مثال، در بسیاری از کشورهای آسیای شرقی، تورم طی سال‌های اخیر نسبتاً کنترل‌شده بوده است. این کشورها با تمرکز بر صادرات، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و حفظ ثبات پولی توانسته‌اند تورم را مهار کنند. در مقابل، برخی کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا تجربه‌های دشوارتری داشته‌اند و در دوره‌هایی با تورم‌های دو رقمی یا بالاتر روبه‌رو شده‌اند.

این تنوع تجربه‌ها نشان می‌دهد که تورم در کشورهای در حال توسعه لزوماً اجتناب‌ناپذیر نیست و نقش سیاست‌گذاری و ساختار اقتصادی در شکل‌گیری آن بسیار پررنگ است.

مقایسه‌ ریشه‌های تورم ایران با کشورهای در حال توسعه

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مقایسه‌ تورم ایران با سایر کشورهای در حال توسعه، بررسی ریشه‌های این پدیده است. در ایران، ترکیبی از عوامل ساختاری و سیاستی باعث شده تورم به‌صورت مزمن باقی بماند. وابستگی بالای بودجه‌ دولت به درآمدهای نفتی، یکی از این عوامل کلیدی است. در دوره‌هایی که درآمدهای نفتی کاهش یافته، دولت برای جبران کسری بودجه به روش‌هایی مانند استقراض یا افزایش پایه پولی روی آورده که نتیجه‌ آن افزایش تورم بوده است.

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه‌ دیگر نیز کسری بودجه و ضعف درآمدهای پایدار دولت نقش مهمی در ایجاد تورم داشته است. با این حال، تفاوت اصلی در نحوه‌ مدیریت این کسری‌هاست. برخی کشورها با اصلاح نظام مالیاتی و کاهش هزینه‌های غیرضروری توانسته‌اند فشار تورمی را کاهش دهند، در حالی که در ایران این اصلاحات با چالش‌های جدی مواجه بوده است.

نقش سیاست پولی و بانک مرکزی

سیاست پولی یکی از ابزارهای اصلی کنترل تورم است و عملکرد بانک مرکزی در این زمینه نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که موفق به مهار تورم شده‌اند، استقلال نسبی بانک مرکزی از دولت یک عامل کلیدی بوده است. این استقلال به بانک مرکزی اجازه می‌دهد بدون فشارهای سیاسی، بر کنترل نقدینگی و ثبات قیمت‌ها تمرکز کند.

در ایران، اگرچه بانک مرکزی نقش مهمی در سیاست پولی دارد، اما محدودیت‌هایی در استقلال عملی آن وجود داشته است. تأمین مالی دولت، حمایت از بخش‌های خاص اقتصادی و مدیریت بحران‌های کوتاه‌مدت گاه باعث شده کنترل تورم در اولویت دوم قرار گیرد. این وضعیت در برخی دیگر از کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده می‌شود، اما شدت و تداوم آن در ایران قابل توجه است.

تورم و نرخ ارز؛ مقایسه‌ یک رابطه‌ حساس

نرخ ارز یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال تورم در اقتصادهای در حال توسعه است. در ایران، نوسانات نرخ ارز تأثیر مستقیمی بر قیمت کالاهای وارداتی و در نتیجه بر سطح عمومی قیمت‌ها دارد. وابستگی بالای تولید و مصرف به واردات، این اثر را تشدید می‌کند.

در مقایسه، برخی کشورهای در حال توسعه با تنوع‌بخشی به ساختار تولید و صادرات توانسته‌اند اثر نوسانات ارزی بر تورم را کاهش دهند. در این کشورها، حتی اگر ارزش پول ملی کاهش یابد، تولید داخلی می‌تواند بخشی از شوک قیمتی را جذب کند. در ایران، ضعف در این حوزه باعث شده هر شوک ارزی به‌سرعت به افزایش تورم منجر شود.

پیامدهای اجتماعی تورم در ایران و کشورهای در حال توسعه

تورم تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای دارد. در ایران، تورم بالا باعث کاهش قدرت خرید اقشار حقوق‌بگیر و افزایش شکاف طبقاتی شده است. خانواده‌ها برای تأمین نیازهای اساسی خود با دشواری بیشتری مواجه‌اند و این موضوع می‌تواند به نارضایتی اجتماعی و کاهش سرمایه‌ اجتماعی منجر شود.

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه‌ دیگر نیز تورم بالا پیامدهای مشابهی داشته است. با این حال، تفاوت در نظام‌های حمایتی و سیاست‌های جبرانی باعث شده شدت این پیامدها متفاوت باشد. برخی کشورها با پرداخت‌های حمایتی هدفمند و کنترل قیمت کالاهای اساسی توانسته‌اند اثر تورم بر اقشار آسیب‌پذیر را تا حدی کاهش دهند، در حالی که در ایران این سیاست‌ها اغلب با محدودیت منابع و مشکلات اجرایی روبه‌رو بوده‌اند.

یکی از مباحث مهم در مقایسه‌ی تورم ایران با کشورهای در حال توسعه، رابطه‌ تورم و رشد اقتصادی است. تورم‌های ملایم ممکن است در کوتاه‌مدت با رشد اقتصادی همراه باشند، اما تورم‌های بالا و بی‌ثبات معمولاً به کاهش سرمایه‌گذاری و رشد منجر می‌شوند. در ایران، تجربه‌ تورم‌های بالا اغلب با دوره‌های رکود یا رشد پایین همراه بوده است.

در مقابل، برخی کشورهای در حال توسعه با کنترل تورم توانسته‌اند محیطی باثبات‌تر برای سرمایه‌گذاری ایجاد کنند و رشد اقتصادی پایدارتری داشته باشند. این تفاوت نشان می‌دهد که مهار تورم نه‌تنها برای حفظ قدرت خرید مردم، بلکه برای توسعه‌ اقتصادی بلندمدت نیز ضروری است.

مقایسه‌ی تورم ایران با کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد که اگرچه ایران در مواجهه با تورم تنها نیست، اما شدت، تداوم و ریشه‌های این پدیده در اقتصاد کشور ویژگی‌های خاص خود را دارد. وابستگی به درآمدهای ناپایدار، محدودیت در سیاست‌گذاری پولی مستقل، نوسانات ارزی و ضعف اصلاحات ساختاری از جمله عواملی هستند که تورم ایران را از بسیاری از کشورهای هم‌رده متمایز می‌کنند.

تجربه‌ سایر کشورهای در حال توسعه نشان می‌دهد که کنترل تورم امکان‌پذیر است، اما نیازمند مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌هاست؛ از اصلاح بودجه و نظام مالیاتی گرفته تا تقویت استقلال بانک مرکزی و حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر. بدون چنین رویکردی، تورم همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی و اجتماعی ایران باقی خواهد ماند و آثار آن بر زندگی مردم و آینده‌ اقتصاد کشور ادامه خواهد یافت.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها