کد خبر: 793625
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۲ ۲۰:۳۰:۰۵
| |

«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

بخشش مردی که همسرش را چند روز بعد از طلاق کشت

مردی که مدعی است عاشق همسرش بود اما او را با گلوله به قتل رساند، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرد.

بخشش مردی که همسرش را چند روز بعد از طلاق کشت
کد خبر: 793625
|
۱۴۰۵/۰۷/۱۲ ۲۰:۳۰:۰۵

مردی که مدعی است عاشق همسرش بود اما او را  با گلوله به قتل رساند، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات پیدا کرد.

به گزارش اعتمادآنلاین، متهم سه سال قبل وقتی همسرش طلاق گرفت سراغ او رفت و با شلیک گلوله زن جوان را به قتل رساند.

سه سال قبل پدر و مادر زن جوانی به نام نیلوفر به ماموران خبر دادند دخترشان هدف گلوله قرار گرفته است. ساعاتی بعد این زن جانش را از دست داد و تحقیقات پلیس در این زمینه آغاز شد. پدر و مادر زن گفتند دامادشان مرتکب این قتل شده است.

پدر نیلوفر گفت: دخترم چند روزی بود طلاق گرفته بود. شوهرش خیلی او را اذیت می‌کرد و با توجه به اینکه دخترم حق طلاق داشت اقدام کرد و از او طلاق گرفت. بعد از جدایی دامادم، حسام، مقابل خانه آمد و گفت می‌خواهد نیلوفر را ببیند. آنها با هم صحبت کردند و دعوایشان شد. بعد ما سوار ماشین شدیم که برویم من گفتم بهتر است برویم چند روزی خانه نباشیم تا عصبانیت نیلوفر از بین برود. وقتی سوار ماشین شدم یکدفعه حسام با اسلحه شلیک کرد. دو تیر زد که به دخترم برخورد کرد. با اینکه من او را به بیمارستان رساندم اما دخترم جانش را از دست داد.

تحقیقات ماموران برای دستگیری حسام آغاز  و او چند ماه بعد در جنوب کشور بازداشت شد. این مرد به قتل همسرش اعتراف کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی با توجه به درخواست اولیای دم حکم بر قصاص متهم صادر شد.

در حالی که رأی صادره به تایید دیوان عالی کشور هم رسیده بود، اولیای دم تصمیم به گذشت گرفتند. پدر و مادر و فرزند مقتول گذشت خود را اعلام و شرط کردند که حسام دیگر در منطقه آنها زندگی نکند.

صبح امروز جلسه رسیدگی به اتهام حسام با توجه به جنبه عمومی جرم برگزار شد، در این جلسه پدر و مادر مقتول حاضر شدند و گفتند درخواست آنها این است که حسام از منطقه رباط‌کریم برود.

سپس حسام در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من عاشق نیلوفر بودم و آن‌قدر دوستش داشتم که حتی یک شب هم نمی‌توانستم بدون زنم زندگی کنم. هر بار به مسافرت یا مهمانی می‌رفت، آن‌قدر دلتنگ می‌شدم که خیلی سریع می‌رفتم و او را بازمی‌گرداندم. توجه زیادی که به زنم داشتم او را عصبی کرده بود. نیلوفر دیگر مرا دوست نداشت. کم‌کم اختلافات ما شروع شد. نیلوفر قهر کرد و به خانه پدرش رفت. من خیلی عصبی و ناراحت بودم. یک روز پیامک دادگاه آمد، وقتی مراجعه کردم به من گفتند نیلوفر طلاق گرفته است. گفتند او حق طلاق داشته و طلاق گرفته است. من خیلی ناراحت بودم. به نیلوفر زنگ زدم و گفتم می‌خواهم با او صحبت کنم. تلفن را قطع کرد. مقابل در خانه‌شان رفتم. به پدرش التماس کردم تا اجازه داد با نیلوفر صحبت کنم. این زن حرف‌هایی زد که مرا خیلی عصبانی کرد. با این حال ذره‌ای از عشق من به نیلوفر کم نشده بود. تصمیم گرفتم نیلوفر را بترسانم بنابراین با اسلحه‌ای که از خانه اجدادی‌ام پیدا کرده بودم به سمت او شلیک کردم.

متهم گفت: قصدم زدن نیلوفر نبود. من گلوله را به شیشه ماشین زدم. فکر می‌کردم با این کار نیلوفر می‌ترسد و قبول می‌کند با من زندگی کند. من حالا عزادارتر از هر کسی هستم.

متهم درباره شرط اولیای دم گفت: قبول کردم از شهرکی که بودیم بروم ولی من هم باید جایی زندگی کنم که طایفه‌ام هستند.

قاضی گفت: قبول این شرط به نفع خودت است. پدر مقتول به دلیل اینکه برادرانش هنوز عصبانی هستند از تو می‌خواهد از آن محل بروی تا دوباره اتفاق بدی نیفتد.

متهم گفت: من همه تلاشم را می‌کنم کلاً از این استان بروم. سعی می‌کنم بروم در خوزستان زندگی کنم و این اطراف نباشم اما قول می‌دهم از شهرکی که حالا هستیم بروم و چشم در چشم اولیای دم نشوم.

در پایان قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها