چند نکته درباره تصویر زنان روی دیوارنگاههای شهر از زبان زهرا بهرامنژاد
زهرا نژادبهرام نوشت: در نهایت شهر فقط آنچه در خیابانهایش اتفاق میافتد، روایت نمیکند، بلکه آنچه بر دیوارهایش به تصویر کشیده میشود را به نسل بعد میآموزد! در واقع این تصویرنگاریها به این نسل میآموزد که چه کسی در شهر دیده میشود و چه کسی باید دیده شود و چه کسی باید کمتر دیده شود یا اصلا دیده نشود! تصویرسازی برای شهروندان جدا از آموزش غیرمستقیم نیست و مدیریت شهری در این امر مسوولیتی خطیر دارد. اما چگونه میتوان تغییر را ایجاد کرد؟
«زنان بر دیوارنگاریها کم پیدا و در عمق جامعه پر پیدا» عنوان یادداشت زهرا نژادبهرام برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ سالهای پیش وقتی نماینده مردم در این شهر بودم روزی همراه با دیگر اعضای زن به اعتراض به دیوارنگاری تنها مردان در میدان ولیعصر که برای راهیابی تیم فوتبال به جام جهانی طراحی شده بود، مصاحبه کردم و ظرف بیست و چهار ساعت دیوارنگاره تغییر کرد. این مهم دو نتیجه را برایم تبیین کرد؛ نخست آنکه بیتوجهی به مسائل عمومی جامعه و مشارکت همه شهروندان فارغ از جنسیت، مسالهای جدی است. بسیاری از طراحان فارغ از آنکه اندیشهای در خصوص تفکیک جنسیتی داشته باشند بر حسب عادت نهادینه شده در ذهنشان هر تصمیم و اقدامی را تک جنسیتی میدانند. شاید یکی از دلایل اصلی این مهم سابقه تاریخی موضوع در کمرنگ بودن زنان در حوزه عمومی باشد، اما امروز با وجود حضور موثر زنان در این حوزه شکلگیری چنین اندیشههایی نیازمند تغییر است. اینکه بعد از توجه زنان عضو شورای شهر پنجم این مهم تغییر یافت، نشان از این دارد که مساله بیش از هر چیز نیازمند مراقبت و توجه دادن به این مهم از سوی همه شهروندان به خصوص زنان است. نظارت مستمر و توجه دادن برنامهریزان و تصمیمگیران به باورپذیری و برنامهریزی برای شهر به دور از تفکیک جنسیتی این مهم را نهادینه خواهد ساخت .
تصویرنگاری زنان در شهری که یکی از رسانههای قابل توجه را به خود اختصاص داده است، این پیام را برای همه شهروندان به همراه دارد که شهر شما متشکل از زنان و مردانی است که دوشادوش هم شهر را ساختهاند و هم در آن زندگی میکنند. بر اساس تحقیقی که اخیرا از سوی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران صورت گرفته که به بررسی 100 دیوارنگاره ثابت در دوره ششم شورای شهر از سال 1404-1400 را مورد بررسی قرار داده که تنها 15 درصد آنها حاوی تصویر یا نمادی از زنان بوده است. در بیشتر این تصاویر نیز زنان در نسبت با خانواده یا یک مرد بازنمایی میشود: نقشهای مادری، همسری بازمانده، بدرقهکننده حتی وقتی زنان از فضای خانه بیرون آمدهاند بیشتر در نقشهای مراقبتی نظیر پزشکی و پرستاری دیده میشوند. در مقابل تصاویر دانشجویی، ورزشکاری، مدیریتی یا هنرمندی و کنشگری اجتماعی بسیار محدود است. این مهم موید آن است که بهرغم وجود برخی قوانین در برنامههای شهری و باتوجه به تلاش برای تکریم زبانی زنان، اما مساله همچنان باقی است!
مقاومت مدیریت شهری در برابر حضور موثر زنان در حوزه عمومی تصویری نامتعارف از نقشهای موثر آنان در زندگی اجتماعی است؛ زنان علاوه بر نقشهای مادری و همسری انسانهایی فعال و صاحب مهارت و فن هستند که نادیدهانگاری آنها در تصویرسازی حوزه عمومی به معنای کنار گذاشتن آنها نیست، بلکه به معنای تلاش برای عدم نمایش توانمندی است که شاید قادر به تحملش نیستند!
در تحقیقی دیگر که روی 80 تصویرنگاری دیواری در شهر تهران در سال 1403 منتشر شده، پژوهشگران همین نتایج را کسب کردهاند. به بیان آنها تصاویری که حاوی زنان بوده عموما با یک ترکیب پژوهشی بودهاند و فاقد عناصر زیباییشناختی و نشاط اجتماعی بوده و نتوانسته ارتباط موثر با واقعیتهای موجود در جامعه چه از لحاظ پوشش و چه از نوع فعالیت تطبیق پیدا کند.
از این رو توجه به این نکات جدی است؛ نخست اینکه این تصویرنگاری شکلی از گفتوگوی شهری است که نقش آموزش و ترویجی را بر عهده دارد، لذا وقتی تنها یک نوع تصویر از زنان به نمایش در میآید یعنی حق شهروندی برای این نوع زنان قابل تامل است و در نهایت شهروندی این نوع از زنان مساله شهر است.در عین حال با این نوع کم پیدایی بهرغم پر پیدایی در جامعه تناقضی جدی میان برنامهریزی و تصویرسازی رسانهای ایجاد میشود که مساله را جدیتر میسازد .
شهروند امروز ایران با مشاهده سبکهای مختلف زندگی و تنوع گویشی و شغلی و مشارکتی زنان بازنمایی را خلاف واقعیت تعریف میکند که این مهم منجر به بیشتر شدن فاصله برنامهریز و شهروند میشود.یادآوری این نکته ضروری است که این تصاویر و این نوع نگاه تغییرناپذیر نیست، نمونه آن در سطور اولیه یادداشت اشاره شد، لذا شهروندان و مدیریت شهری با توجهی دوباره قادر خواهند بود تصاویر واقعی را به نمایش درآورند و سهم برابر برای همه شهروندان در تصویرنگاری را مدنظر داشته باشند .
در نهایت شهر فقط آنچه در خیابانهایش اتفاق میافتد، روایت نمیکند، بلکه آنچه بر دیوارهایش به تصویر کشیده میشود را به نسل بعد میآموزد! در واقع این تصویرنگاریها به این نسل میآموزد که چه کسی در شهر دیده میشود و چه کسی باید دیده شود و چه کسی باید کمتر دیده شود یا اصلا دیده نشود! تصویرسازی برای شهروندان جدا از آموزش غیرمستقیم نیست و مدیریت شهری در این امر مسوولیتی خطیر دارد. اما چگونه میتوان تغییر را ایجاد کرد؟
1- بازنگری در معیارهای انتخاب دیوارنگارهها با تاکید بر تنوع جنسیتی و تنوع نقشهای مختلف زنان و مردان؛ به عبارتی حضور زنان فرعی در نظر گرفته نشود .
2- بازنمایی زن واقعی در این شهر با همه تنوعهای شغلی و سبک زندگی باید مدنظر باشد در اینجا حذف هیچ نقشی مدنظر نیست، بلکه ضرورت تصویرسازی واقعی همه نقشها، مساله است!
3- حضور زنان در عرصه تصمیمگیری برای دیوارنگارهها میتواند بسیاری از خلأهای موجود را در انتخاب و توجه مرتفع سازد؛ استفاده از زنان هنرمند و جامعهشناس و برنامهریز در این ستادها فرصتهای تازهای را برای شهر فراهم میکند.
4- ارزیابی مستمر این دیوارنگارهها از شهروندان و دریافت نظر آنها میتواند بستر مناسبی برای واقعیانگاری و رضایت شهروندان را در پی داشته باشد.
از این رو به نظر میرسد تغییر از جایی آغاز میشد که زنان را به عنوان شهروند مورد توجه قرار دهیم نه آنکه فقط عنصری بدانیم که باید به تصاویر اضافه شود. در واقع آنها نیمی از جمعیت شهر هستند و بخشی از واقعیت موجود در شهر که امکان نادیدهانگاری آنها وجود ندارد!
دیدگاه تان را بنویسید