کد خبر: 786957
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۱۳:۰۰:۰۳
| |

فرماندهی مدیریت بحران در صورت وقوع زلزله احتمالی شدید در تهران با کیست؟

چالش «فرماندهی چندگانه» و تداخل وظایف در ساختار مدیریت بحران تهران بین سه ضلع شهرداری تهران، استانداری تهران و سازمان مدیریت بحران کشور-وزارت کشور تقسیم شده است.

فرماندهی مدیریت بحران در صورت وقوع زلزله احتمالی شدید در تهران با کیست؟
کد خبر: 786957
|
۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۱۳:۰۰:۰۳

مهدی زارع در یادداشتی با عنوان «اطلاع‌رسانی و تصمیم‌گیری در مورد زلزله تهران» در روزنامه اعتماد نوشت:  در ساختار قانونی کشور وظایف مربوط به «اطلاع‌رسانی فنی» و «تصمیم‌گیری و مدیریت بحران» درخصوص زلزله تهران تفکیک شده است. براساس قانون جدید مدیریت بحران کشور و مصوبات هیات وزیران، مسوول ثبت، تحلیل و اطلاع‌رسانی فنی زلزله موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران برای پردازش داده‌ها، اطلاع‌رسانی سریع و شبانه‌روزی وقوع زمین‌لرزه‌ها و تکذیب یا تایید شایعات مرتبط با زلزله است. پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در کنار موسسه ژئوفیزیک، وظیفه تحلیل‌های فنی و رفتارشناسی گسل‌ها را برعهده دارد. شبکه شتاب‌نگاری کشور -وابسته به مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی- مسوول ثبت شتاب زمین و داده‌های مهندسی زلزله است. ازسوی دیگر مسوول تصمیم‌گیری، هماهنگی و مدیریت بحران در تهران از نظر فرماندهی، برای اقدامات اضطراری مانند تعطیلی‌ها، اعزام نیروها، اسکان موقت و لجستیک بحران برعهده شورای عالی مدیریت بحران کشور به ریاست رییس‌جمهور یا وزیر کشور است و تصمیم‌گیری‌های کلان و ملی برای تهران در سطح این شورا یا سازمان مدیریت بحران کشور انجام می‌شود. ستاد مدیریت بحران شهر تهران -ذیل شهرداری و شهردار تهران- فرماندهی عملیات مدیریت بحران را در سطح شهر تهران برعهده دارد. بازوی اجرایی و هماهنگ‌کننده این ستاد، «سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران» است. در سطح کل استان تهران -مناطق خارج از محدوده شهرداری تهران مانند دماوند، ملارد، ری و پردیس- استانداری تهران و ستاد بحران استان مسوول تصمیم‌گیری اجرایی هستند. این موارد را باید با چالش وقوع یک زمین‌لرزه با بزرگای ۷ در تهران ارزیابی کرد، چراکه در چنین حالتی فراتر از یک بحران شهری خواهد بود. پس از زلزله شدید ساختار سازمانی موجود در همان دقایق ابتدایی با چالش لجستیک و ارتباطی شدید و تهدیدکارایی «فرماندهی واحد» مواجه می‌شود.

بدون خطوط ارتباطی امن و پایدار، ارسال دستورات از ستاد به نیروهای عملیاتی -هلال‌احمر، اورژانس، آتش‌نشانی- عملا ناممکن یا بسیار کند می‌شود و تصمیم‌گیری براساس شایعات یا اطلاعات ناقص صورت می‌گیرد.

چالش «فرماندهی چندگانه» و تداخل وظایف در ساختار مدیریت بحران تهران بین سه ضلع شهرداری تهران، استانداری تهران و سازمان مدیریت بحران کشور-وزارت کشور تقسیم شده است. در شرایط عادی، پروتکل‌ها مشخص هستند، اما در زلزله بزرگای ۷، مرزهای مسوولیت مخدوش می‌شود. بافت فرسوده، معابر باریک؛ به ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی مانند مناطق ۹ و ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۵، ۱۶ و ۱۷ و ریزش آوار ساختمان‌ها، بلافاصله معابر را مسدود می‌کنند. هجوم شهروندان به خیابان‌ها برای فرار یا نجات بستگان، ترافیک کور ایجاد می‌کند. اگر ساختمان ستادهای فرعی، خطوط ارتباطی اختصاصی درون‌سازمانی، یا پرسنل کلیدی کلان‌شهر در همان لحظات اول آسیب ببینند، زنجیره فرماندهی ‌از ابتدا آسیب می‌بیند. زلزله با بزرگای ۷ منجر به انفجارهای ثانویه ناشی از شکستگی لوله‌های گاز، قطع شبکه برق و نشت یا قطع آب در ابعاد وسیع می‌شود. در یک زمین‌لرزه با این مقیاس، مدل فرماندهی «بالا به پایین» در چند ساعت اول کارایی خود را از دست می‌دهد. تجربه «جنگ ۳۹ روزه» اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵ و تاب‌آوری زیرساختی طی آن، عینی‌ترین و نزدیک‌ترین مدل آزموده شده‌ای است که نشان می‌دهد چگونه دکترین نظامی «پدافند موزاییکی» می‌تواند گره کور مدیریت بحران سنتی را در زلزله بزرگ تهران باز کند.در پدافند موزاییکی، فرض بر این است که مرکز ثقل فرماندهی و شریان‌های ارتباطی متمرکز توسط دشمن -یا در اینجا، زلزله بزرگای ۷- به کلی نابود یا «کور» شده است. بنابراین، کل نقشه به سلول‌های مستقل، خودکفا و موزاییک‌هایی تقسیم می‌شود که بدون نیاز به دستور از مرکز، پروتکل‌های بقا و عملیات را اجرا می‌کنند. در تجربه جنگ ۳۹روزه در عملیات هوایی سنگین و حملات به زیرساخت‌ها، ارتباط قرارگاه‌های اصلی با بسیاری از نقاط قطع می‌شد. ساختار دفاعی به مدل موزاییکی استانی و منطقه‌ای سوئیچ کرد؛ جایی که فرماندهان محلی براساس منابع موجود در جغرافیای خود تصمیم‌گیری کردند. تهران می‌تواند از نظر مدیریت بحران به جای ۲۲ منطقه، به صدها «موزاییک یا سلول بقای محله‌محور» تبدیل شود. در صورت ریزش پل‌ها و ترافیک کور، هر محله باید یک پایگاه پشتیبانی کاملا مستقل -دپوی دارو، آذوقه، ابزار آواربرداری سبک و تیم اضطراری محلی- داشته باشد که منتظر رسیدن امداد از ستاد مرکزی شهرداری یا هلال احمر نماند. در تجربه جنگ ۳۹ روزه قطع پهنای باند و شبکه‌های سراسری اینترنت مانع از ارسال فرامین بالا به پایین می‌شد. نیروها آموختند که براساس «دستورات پیش‌فرض ماتریسی» عمل کنند؛ یعنی اگر رویداد «الف» رخ داد و ارتباط قطع بود، منتظر تایید نمان و فورا فرآیند «ب» را اجرا کن. در ثانیه‌های اول زلزله با بزرگای ۷ اپراتور‌های اطلاع‌رسانی یا ستاد بحران فرصت و امکان تایید پیام و ارسال پیامک ندارند. سیستم باید «پروتکل کور» داشته باشد. به محض فعال شدن سنسورهای شتاب‌نگاری، جریان اصلی گاز تهران در ایستگاه‌های مادر، برق پهنه‌های پرخطر و مترو باید به صورت خودکار و بدون دخالت انسان قطع شوند.در تجربه جنگ ۳۹ روزه در اوج اختلالات ارتباطی شبکه، پلتفرم‌های خدماتی و توزیع دیجیتال -لجستیک آنلاین و سامانه‌های پشتیبانی تعاملی مانند اسنپ، دیجی‌کالا و... پیام‌رسان‌های داخلی مانند بله و ایتا و .....- که زیرساخت توزیع‌شده داشتند، توانستند باوجود افت تقاضا، هزاران تماس و سفارش حیاتی را مدیریت کنند و سرپا بمانند و پایداری شبکه در مدل‌های غیرمتمرکز اثبات شد.  سامانه اطلاع‌رسانی و مدیریت داده زلزله نباید روی دیتاسنترهای متمرکز در قلب تهران مستقر باشد که با یک ضربه یا زلزله آسیب ببینند. کلان‌داده‌های بحران باید در اینترنت ملی یا شبکه داده‌های محلی قابل دسترسی باشد تا شهروندان و امدادگران بتوانند اطلاعات را هم‌رسانی کنند.در تجربه جنگ ۳۹ روزه حملات به نیروگاه‌های بزرگ نشان داد که اتکا به شبکه توزیع سراسری برق و انرژی در زمان بحران یک خطای راهبردی است. در زمان زلزله، بیمارستان‌ها، پایگاه‌های هلال‌احمر و مراکز فرماندهی موزاییک‌های شهری در تهران نباید به شبکه برق یا آب شهری وابسته باشند. هر سلول پدافندی در محلات تهران باید مجهز به پنل‌های خورشیدی، ژنراتورهای نسل جدید و چاه‌های آب اضطراری ایمن‌شده باشد تا بتواند حداقل تا ۷۲ ساعت اولیه بحران، نقش یک «واحه امن» را در محله ایفا کند. مدیریت افکار عمومی در بستر آفلاین و شبکه‌های محلی نیز بسیار مهم است. در تجربه جنگ ۳۹ روزه قطع طولانی‌مدت اینترنت سراسری نشان داد که شبکه‌های ارتباطی محلی، پیام‌رسان‌های بومی بر پایه شبکه‌های محلی و رادیوهای محلی و شبکه‌های تلویزیون استانی بار اصلی آگاهی‌بخشی را به دوش می‌کشند. برای زلزله تهران سازمان مدیریت بحران باید از این تجربه استفاده کرده و سامانه هشدار بر بستر دکل‌های مخابراتی بدون نیاز به اینترنت و فرستنده‌های رادیویی محلی فرکانس بالای اف‌ام را در هر منطقه فعال کند تا در صورت کور شدن ارتباط شهر، رادیوهای محلی هر موزاییک بتوانند به ساکنان همان منطقه اطلاعات دقیق -پذیرش بیمارستان‌ها، راه‌های باز، نقاط توزیع آب- را مخابره کنند.درس طلایی جنگ ۳۹ روزه برای تهران آن بود که هر جا که ساختار به سمت «تمرکز‌زدایی، استقلال سلولی و خودکفایی منابع» حرکت کرد، تاب‌آوری بالا رفت. اعمال دکترین پدافند موزاییکی در زلزله تهران موجب خواهد شد تا ۲۲ پهنه موزاییکی مجزا و صدها سلول مستقل داشته باشیم که فقط در صورت «طراحی از پیش‌ تعیین‌شده برای خودکفایی»

 قادر به نجات خود خواهند بود.

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها