کد خبر: 776005
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۱:۵۵:۰۰
| |

شناسایی بیش از ۲ هزار درخت کهنسال در ایران / کهنسال‌ترین درخت کشور در کجاست و چقدر سن دارد؟

به گفته یک کارشناس نزدیک به ۹۰۰ درخت تا الان ثبت ملی شده است. ایران گنجینه درختان کهنسال است و تا امروز کمی بیشتراز ۲ هزار و دویست درخت کهنسال از ۶۳ گونه در کشور شناسایی شده است و همچنان هم درختان جدیدتری ثبت می‌شود.

شناسایی بیش از ۲ هزار درخت کهنسال در ایران / کهنسال‌ترین درخت کشور در کجاست و چقدر سن دارد؟
کد خبر: 776005
|
۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۱:۵۵:۰۰

نیره خادمی-ایران سرزمین درختان کهنسال است؛ درختانی که برخی از آنها هزاران سال ایستاده‌اند و فقط بخشی از طبیعت ایران نیستند. آنها حافظه زنده این سرزمین‌اند؛ حافظه‌ای که حالا حتی به ادبیات سیاسی هم راه یافته‌اند.

به گزارش اعتماد، یکی، دو ماه پیش به دنبال تنش‌های میان امریکا و ایران همزمان با تهدیدات ترامپ که گفت؛ ایران را به عصر حجر باز خواهد گرداند، مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران در توییتی به سرو ابرکوه اشاره کرد و نوشت: «کهنسال‌ترین موجود زنده آسیا سرو ابرکوه با حداقل ۴۵٠٠ سال قدمت، ریشه در خاکی دارد که همان زمان ایران نام داشته است.» این یک اشاره تاریخی بود آن‌هم در شرایطی که تا پایان بهمن‌ماه ۱۴۰۴، بیش از دو هزار و دویست درخت کهنسال در کشور شناسایی شده و حدود ۹۰۰ اصله از آنها به ثبت ملی رسیده‌اند. این آمار نشان می‌دهد مردمان این سرزمین، قرن‌ها پیش و با وجود اقلیم خشک ایران، نه‌تنها درخت می‌کاشتند بلکه حفظ آن را بخشی از فرهنگ و زیست خود می‌دانستند. امروز اما شرایط کمی متفاوت است و همزمان با پیشرفت فناوری و توسعه علوم زیستی، اخبار قطع و خشکاندن درختان از نقاط مختلف کشور به گوش می‌رسد؛ از حاشیه خیابان ولیعصر و پارک‌های چیتگر و سرخه‌حصار در تهران گرفته تا رشت، کرج و هرمزگان. اغلب نیز دلایلی مانند بیماری، فرسودگی، کهنسالی یا کم‌آبی برای حذف درختان مطرح می‌شود؛ دلایلی که دکتر مصطفی خوشنویس، مجری پروژه ملی شناسایی، معرفی، تکثیر، ایجاد ذخیره‌گاه و ثبت ملی درختان کهنسال ایران، بسیاری از آنها را قابل دفاع نمی‌داند. خوشنویس، پژوهشگر بازنشسته بخش تحقیقات جنگل موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سال‌ها در شناسایی و ثبت درختان کهنسال ایران نقش داشته است؛ از سرو ابرکوه تا چنار امامزاده شاهزاده حسین گوراب. به همین دلیل برخی او را «پدر درختان کهنسال ایران» می‌نامند. او درباره پیشینه‌های تاریخی و فرهنگی مردمان ایران در مواجهه با درختان به «اعتماد» می‌گوید: «همان‌قدر که وجود درختان کهنسال در ایران مایه افتخار و هویت تاریخی ماست، از بین رفتن و خشکاندن آنها می‌تواند مایه شرمساری باشد.حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پیش، مردم ایران با نگاهی بسیار متعالی و آینده‌نگر، بذر برخی درختان را از صدها کیلومتر دورتر جابه‌جا کردند و آنها را پرورش دادند. سرو ابرکوه نمونه روشنی از همین نگاه است. این درخت حدود ۵۰۰ کیلومتر با رویشگاه طبیعی خود در استان فارس فاصله دارد. مردمان آن دوره بذر سرو را به ابرکوه آوردند و نسل به نسل پای آن ایستادند. ایران سرزمین درختان کهنسال است و احتمالا تا یک ماه دیگر رکورد کهنسال‌ترین درخت جهان را هم می‌شکنیم.»

  مشروح گفت‌وگو با این کارشناس را در ادامه می‌خوانید.

   اساسا وجود درخت کهنسال دو هزار ساله و سه هزار ساله در یک منطقه و یک کشور نشانه چیست؟ 

درختان کهنسال دو منشا اصلی دارند. منشا طبیعی مثل بسیاری از درختان ارس، بنه یا بلوطی که در کشور داریم و منشاطبیعی دارند ودر بسیاری از نقاط دنیاهم وجود دارند. برخی دیگر منشا دست‌کاشت دارند و مردم آنها را بر‌حسب نیاز کاشته‌اند درختانی مثل گردو، بادام و زیتون. این درخت‌ها توسط افرادی که محصولات زراعی باغی دارند مدت‌های مدیدکاشته می‌شود. این می‌تواند صد سال باشد یا حتی چند قرن. برای مثال گردوهایی داریم که حتی۸۵۰ تا ۹۰۰ سال سن دارند و همه اینها دست‌نشان مردم هستند. درختان «دست‌نشان» دیگری داریم که مردم آنها را به خاطر قداستی که داشته‌اند، کاشته‌ و حفظ کرده‌اند. برای مثال سروها سمبل سرافرازی و آزادگی هستند که مردم از گذشته دور به خاطر این ایده و تفکر آن را در نقاط مختلف کشور ما کاشته‌اند و شاخص‌ترین آن هم سرو ابرکوه است. قدمت برخی سروهای ایران بالای ۲۵۰۰ سال است و این قدمت تعریف می‌کند که مردمی ۲۵۰۰ سال پیش در ایران زندگی می‌کردند و به چنان باور خوبی رسیده بودند که درختکاری را مقدس می‌دانستند، آن را می‌کاشتند و حفظ می‌کردند و چون این درخت‌ها حفظ شده تا الان برای ما باقی مانده.این اتفاق نتیجه دیگری هم دارد اینکه با این سندهای تاریخی به یقین می‌توانیم بگوییم اولین درختکاران و جنگل‌کاران روی کره زمین مردم ایران زمین بودند. در نقاط دیگر دنیا ما درختان کهنسالی که داریم اما با منشا دست‌کاشت قدمت‌های بالای ۲ هزار و ۲ هزار و پانصد سال‌ نیستند. من ندیدم و جایی ثبت نشده.

  و این  در حالی است که کشور ما جزو مناطق کم‌آب هم بوده است. 

بله .اصل قضیه همین است که در چنین منطقه‌ خشک و نیمه‌خشکی شرایط زیستی درخت خیلی سخت است و برای حفظ حتما مراقبت‌های خیلی خوبی نیازدارد. مردم ما این مراقبت‌ها را در طول سالیان طولانی انجام داده‌اند در‌حالی که اگر در کشورهای اروپایی یا حتی در بخش‌هایی از چین و مالزی جنگل‌کاری‌هایی انجام شده با وجود بارندگی‌های خیلی خوب نیاز به مراقبت خیلی ویژه نداشته‌اند، اما دو هزار و پانصد سال پیش در ایران با یک ایده و تفکر بسیار متعالی و زیبا بذر درختانی را از ۵۰۰ کیلومترآن طرف‌ترآورده‌اند و تبدیل به نهال کرده‌اند. به عنوان مثال سرو ابرکوه از رویشگاه طبیعی خود در یکی از مناطق استان فارس ۵۰۰ کیلومتر فاصله دارد. مردم بذر آن را آوردند و ۲۵۰۰ سال نسل به نسل پای آن ایستادند.این کار، فرهنگ بالایی می‌خواهد ضمن اینکه مملکت ما کشور سردی بوده و در گذشته که هنوز سوخت به صورت نفت و گاز و به شکل امروزی نبوده، چوب اصلی‌ترین منشا گرما بوده است اما در آن شرایط سخت همچنان در استان‌های فارس، خراسان‌جنوبی، خراسان‌رضوی، سمنان و بسیاری استان‌های دیگرمردم سختی و مشقت سرما را تحمل می‌کردند ولی این درختان را قطع نمی‌کردند و شاخه‌های آن را برای سوخت نمی‌بریدند.حتی‌در مناطقی چون چهار محال‌و‌بختیاری، مازندران، یزد و بخش‌های مرکزی کشور اعتقاد داشتند اگر شاخه‌ای را ببرید یا به آن آسیب برسانید سرتان بلایی می‌آید و خونی در خانواده‌تان ریخته می‌شود و حتی از قول حضرت محمد(ص) روایت شده که شکستن شاخه درخت مانند شکستن بال فرشتگان است. این موارد در طول قرن‌ها سرلوحه تفکر ایرانیان بوده است.درختان مقدس زیادی هم داریم و بسیاری از مساجد و اماکن را کنار درختان قدیمی می‌ساختند یا برعکس در مساجد و اماکن مقدس درخت می‌کاشتند و قرن‌ها آن را حفظ ‌کرده‌اند. نمونه بارز آن کنار امامزاده شاهزاده حسین روستای گوراب در استان البرز است که مردم ۹۰۰ سال پای درخت ایستادند و حفظش کردند.

  تاکنون چند درخت کهنسال در کشور ثبت ملی شده است؟ 

نزدیک به ۹۰۰ درخت تا الان ثبت ملی شده است. ایران گنجینه درختان کهنسال است و تا امروز کمی بیشتراز ۲ هزار و دویست درخت کهنسال از ۶۳ گونه در کشور شناسایی شده است و همچنان هم درختان جدیدتری ثبت می‌شود.چند روز پیش یکی از دوستان آدرس ۳۰ درخت کهنسال در کرمان را به من داد که گفته می‌شود فراتر از ۴ هزار سال سن دارند که بعد از بازدیدها و قطعی شدن، گزارش آن را منتشر می‌کنم. 

  معمولا درختان در چه سنی کهنسال محسوب می‌شوند؟

به گونه درخت بستگی دارد. درختانی مثل بید و سپیدار از 80 سال به بالا و درختانی چون بنه بعد از 200 سالگی کهنسال محسوب می‌شوند و البته بیشترین سن مختص به درخت ارس است که بعد از 800-700 سالگی کهنسال محسوب می‌شوند. 

  کهنسال‌ترین درختی که تاکنون ثبت کرده‌اید چه سنی دارد؟

آنچه تاکنون ثبت کرده‌ایم و ثبت ملی شده؛ ارس کهنسال مراد در روستای کشکوییه شهرستان جیرفت استان کرمان با۳ هزار و ۸۱۶ سال سن است. البته ما هیچ‌وقت عدد را به صورت ثابت نمی‌گوییم و آن را این‌طور اعلام می‌کنیم مثلا ۳ هزار و ۷۵۰ تا ۳ هزارو ۸۵۰ و برای آن دامنه تعیین می‌کنیم چون آمار بسیاری از بارندگی‌ها در اقلیم گذشته را نداریم و شاید در یک پروسه چند صد ساله بارندگی بیشتر بوده و اینها رشد بهتری داشته‌اند. 

  در دنیا شرایط مشابه وجود دارد؟

بله. تا ۴ هزار سال هم درخت وجود دارد مثلا یک درخت در کالیفرنیای امریکا وجود دارد به نامکاج متوشلخ (پدر بزرگ نوح) که حدود۴ هزار و ۹۰۰ سال سن دارد. احتمالا تا یک ماه آینده رکورد کهنسال‌ترین درخت زنده دنیا را با درختان کهنسالی که به یقین فراتر از این سن دارند می‌شکنیم، با آدرس و مشخصات عکس و تصویر. ایران واقعا غنی از درختان کهنسال است و من همیشه وقتی که از درختان کهنسال کشورم تعریف می‌کنم سرم را بالا می‌گیرم.

  البته قدر آن دانسته نشده و ما بارها می‌شنویم درختانی را به خاطر کهنسالی بریده‌اند یا گفته‌اند که به اصطلاح به خاطر کم آبی خشک شده‌اند. نمونه آن درختان پارک چیتگر است که هر از گاهی هم درباره آن اخباری شنیده می‌شود.

متاسفانه قطع کردن درختان ننگ جامعه علمی شهرداری امروز ماست. بی‌اغراق می‌گویم من هم به نوعی شاید خودم را مقصر می‌دانم. اگرچه تا همین حالا با کمک آقای درویش چند گزارش تند در فضای مجازی علیه خشکاندن درختان پارک چیتگر، سرخه‌حصار و مختصری هم در لویزان منتشر کرده‌ام اما من یک صدا هستم و شنیده نمی‌شوم. خیلی درد است که ۲۵۰۰ سال پیش مردمی در استان خراسان‌جنوبی، منطقه‌ای با ۹۰ میلی‌متر تا ۱۰۰ میلی‌متر بارندگی و خشک و برهوت و با امکانات بسیار ضعیف، سروهای نوش را کاشته‌اند و حفظ کرده‌اند و اگر بخواهیم نام ببریم مناطق زیادی را می‌توان نام برد.امروز اما ما با این همه امکانات و این همه نیازی که به فضای سبز داریم از حفظ چهار تا درخت پیرامون تهران عاجز مانده‌ایم.

  همان زمان دادستانی هم به ماجرا ورود کرد و بررسی‌ها و اقداماتی هم در این زمینه انجام شد. شما آماری دارید که تاکنون در چیتگر یا سرخه‌حصار چند درخت خشکانده شده است؟

دو سال پیش آقای درویش آمار آن را ۱۶ هزار مورد اعلام کرد.

  در نهایت دلیل چه بود؟ بیماری یا خشکسالی؟ 

من با بسیاری از بچه‌های فضای سبز و محیط‌زیست شهرداری در این باره بحث و جدل داشتم. یکی از مسوولان محیط‌زیست شهرداری تهران می‌گفت این درختان به سن دیرزیستی رسیده‌اند و خشک می‌شوند. من به‌شدت با این تفکری که کاستی‌هایشان را توجیه می‌کرد، مخالفت کردم، چرا‌که دیرزیستی درختان کاج حدودا ۴۰۰ سال است اما این کاج‌ها ۵۰ و نهایت ۶۰ سال بیشتر سن ندارند. نکته دیگر اینکه درختان یک طرف دیوار باغ گیاه‌شناسی ملی ایران به سمت داخل سالم هستند و یک سرشاخه خشک هم ندارنداما در آن طرف دیوار درخت‌ها همه خشک شده‌اند در‌حالی که فاصله‌شان ۵۰ متری و سن‌شان برابر است. ما در علم جنگل‌شناسی یک تعریف اصلی داریم که به آن سن دیرزیستی می‌گوییم. هیچ کدام از آن کاج‌ها از مغز تهی نشده‌اند و پوسیدگی ندارند پس به سن دیرزیستی نرسیده‌اند و این توجیه اشتباه است. این موضوع نشان می‌دهد که مدیریت باغ گیاهشناسی برای درختان درست بوده است اما در آن طرف دیگر این‌طور نبوده است. وقتی ما گونه غیر بومی را به خارج از رویشگاه آن می‌آوریم باید نیاز آن را تامین کنیم. وقتی نیاز آن تامین نشود، خشک می‌شود. برخی اشاره کرده‌اند که این طرح جنگل‌کاری بوده در‌حالی که این‌طور نبوده است. این طرح، طرح کمربند سبز تهران بوده که درختانی در لویزان و چیتگر و سرخه‌حصار کاشته شد و داشتند آن را تکمیل می‌کردند که انقلاب شد و بخشی از آن متوقف ماند. وقتی می‌خواهیم کمربند سبز بسازیم که محیط‌زیست مردم شهر تهران را حفظ کند باید برای آن هزینه کنیم.

  بحث کم‌آبی و خشکسالی هم مطرح می‌شود. چقدر این بهانه کم‌آبی درست است؟

درختان کاج، درختان بسیار صبور و پرطاقت و کم‌نیازی هستند و با پنج جیره آب در سال به حیات خود به خوبی ادامه می‌دهند؛یعنی حتی ما از دادن پنج نوبت آب به آنها مضایقه کردیم. وقتی می‌گویم ما، خودم را هم جزو شهرداری محسوب می‌کنم، چون آن‌قدری که باید پیگیر می‌شدم، نشدم و سنگ کاج‌ها را به سینه نزدم. در جلسات اعتراض کردم، فیلم گرفتم و پخش کردم ولی باز هم کافی نبود. این یک ننگ است. می‌گویند آب نداریم ولی سه میلیون متر مکعب آب را طی یک سال بی‌دلیل در دریاچه ۱۳۰ هکتاری خلیج‌فارس بخار می‌کنند. با این سه میلیون متر‌مکعب آب می‌توانستند ۱۰ برابر پارک چیتگر را آبیاری کنند و آن ۱۳۰ هکتار را هم می‌توانستند به جنگل تبدیل کنند. چه ضرورتی بود که دریاچه‌اش کنند.

  قصدشان این بود که منطقه چیتگر تبدیل به منطقه گردشگری شود و از آن درآمد کسب کنند. 

البته که از فروش ساختمان‌های اطراف و پیرامون آن با قیمت‌های خیلی بیش از واقع، سود بردند و ضرر آن را پارک چیتگر برد.

  الان شرایط درختان پارک چیتگر چطور است؟

دقیق نمی‌دانم اما به‌طور چشمی می‌گویم نسبت به سال ۱۴۰۱ درخت‌های خشک شده سه برابر شده است. این کاستی‌ها محدود به پارک چیتگر، سرخه‌حصار یا پارک لویزان نیست. وقتی که از بلوار حاشیه غربی فرودگاه بین‌المللی یا اتوبان تهران‌-‌قم گذر کنید درختانی را می‌بینید که تمام آنها مفلوک شده‌اند و در حال نابود شدن هستند. شاید تا الان تعداد کثیری از آنها هم خشک شده باشند، چون پاییز آنها را دیدم. فرودگاه بین‌المللی که آبروی این مملکت است و قرار است سرمایه‌گذاران از آنجا به داخل کشور بیایند و سرمایه‌گذاری کنند اما وقتی می‌بینند با فضای سبز کشورمان چه می‌کنیم و بی‌خیال برخورد می‌کنیم، عقب‌نشینی می‌کنند. شرایط آنجا الان از پارک چیتگر بدتر است. نباید تا این اندازه بی‌خیال باشیم. برای هر کدام از این درخت‌ها میلیون‌ها تومان پول هزینه شده است اما به چشم نمی‌آید و در حال خشک شدن هستند، هیچ کس هم پاسخگو نیست.

  برگردیم به بحث کهنسالی درختان. وقتی درخت به سمت کهنسالی می‌رود چه باید کرد؟

وقتی می‌بینیم یک درخت کهنسال فرتوت شده نباید سریع برای قطع آن، اقدام کنیم. من پروژه‌ای تحت عنوان شناسایی و معرفی و تکثیر و ایجاد ذخیره‌گاه از درختان کهنسال ایران دارم که تا ۹۸ زمان برد. یعنی به عناوین مختلف به دنبال بذر یا قلمه از درختان کهنسال می‌رفتیم و آن را تکثیر می‌کردیم که اگر اتفاقی برای درخت افتاد بنیان ژنی را از دست ندهیم. باید با درختان کهنسال این‌گونه رفتار کنیم. من سال ۹۵ بازنشست شدم، دو سال هم تا پایان زمان قانونی پروژه به صورت مشاوره با تحقیقات سازمان جنگل‌ها همکاری کردم تا پروژه تمام شد ولی این عملا پایان کار نبود چون به‌طور پیوسته از گوشه و کنار درختانی به من معرفی می‌شد که در قامت درختان کهنسال بودند. زمانی که این پروژه تمام شد حدود ۱۷۰۰ درخت کهنسال شناسایی کرده بودیم اما امروز به بیش از دو هزار و ۲۰۰ رسیده است. چند ماه پیش در دره کهمان در الشتر حدود ۹۳ درخت گردوی کهنسال شناسایی کردیم و قطورترین درخت گردویی که در طول این همه سال شناسایی کردیم هم در همین دره بود. گردوهای دیگری هم داشتیم تا نزدیک به این قطر ولی اینجا صحبت از رکورد است. 

  در کشورهای دیگر می‌بینیم که در هر صورت درخت را حفظ می‌کنند و در واقع این درخت است که پیاده‌رو یا دیوار را قطع می‌کند نه آنها درخت را. در ایران شاید این‌گونه نباشد اما به‌طور کلی چگونه می‌توان درختان کهنسال را حفظ کرد؟

اولین کاری که ما برای حفظ درختان کهنسال می‌کنیم این است که با کمک میراث فرهنگی در کمیته‌ای 10 نفره پرونده آنها را تکمیل ‌کنیم تا ثبت ملی شود. وقتی درختان را ثبت ملی کردیم چنان تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند که اگر حتی از مسیر این درخت بخواهد بزرگراه گذر کند، مجبور است حتی از حریم این درخت هم فاصله بگیرد، چه رسد به آسیب به عرصه و خود درخت. حتی پیش آمده است که مسیر خطوط انتقال فشار قوی به خاطر درخت کهنسال یا آثار طبیعی دیگری که ثبت ملی شده تغییر کرده است، بنابر این ثبت ملی درخت کهنسال به حفظ آن کمک خواهد کرد. 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها