در واکنش به ابتکار مدنی مشاوران نسل Z شورای اطلاعرسانی دولت:
پاسخ سازمان ملل به نامه جوانان نسل Z ایران
کارزار ۳۰۰ هزار نفری جوانان ایرانی برای ارسال نامه به سازمان ملل، فارغ از نتیجه سیاسیاش، واجد یک پیام مهم بود: نسل z ایران، برخلاف تصورات کلیشهای، منفعل، ناآگاه و سرخورده نیست. این نسل در بحرانیترین لحظات، بلد است چگونه از ابزارهای مدنی و بینالمللی استفاده کند، چگونه روایت خود را به گوش جهان برساند و چگونه از دل ویرانی، پلی به سوی همبستگی جهانی بسازد. شاید تاریخ بعدها این حرکت را نه صرفا یک کارزار اعتراضی که نقطه عطفی در بلوغ کنشگری مدنی نسل جدید ایران بنامد.
مانی جهانپور- در نخستین روزهای پس از حملات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به کشور عزیزمان در اسفند ۱۴۰۴، شورای مشاوران نسل z شورای اطلاعرسانی دولت در جریان یک همفکری تلفنی و مجازی، طرح اولیه یک کنش مدنی بینالمللی را بررسی و برنامهریزی کرد. محور بحث، یافتن سازوکاری برای جلب توجه و اقدام نهادهای بینالمللی به جنایات و پیامدهای انسانی حملات بود. نتیجه این همفکری، انتخاب دبیرکل و رییس دفتر امور جوانان سازمان ملل متحد به عنوان مخاطب یک نامه بود؛ انتخابی برای خروج از مسیر دیپلماسی رسمی و ورود به ادبیات نهادی که ماموریت اصلی آن حمایت از حقوق و آینده انسانها بهویژه جوانان است.
طرح اولیه، تهیه گزارشی مستند از خسارات و جنایتهای غیرنظامی و ضمیمه کردن آن به یک طومار امضا بود. هدف این بود که نامه صرفا یک بیانیه سیاسی نباشد، بلکه بازتابدهنده خسارتهای واقعی وارده و مطالبه شهروندان عادی باشد. بر همین اساس تصمیم گرفته شد به جای امضای چند مقام سیاسی یا چهره، امضای چند ده هزار شهروند از استانهای مختلف پای نامه بنشیند.
پس از نهاییشدن چارچوب نامه، مرحله جمعآوری امضا آغاز شد. شورای مشاوران نسل z، کمیتههای ۱۵گانه خود را فعال کرد. برخلاف کارزارهای معمول امضای اینترنتی، به دلیل قطعی گسترده اینترنت و دسترسی محدود افراد از طریق پیامرسانها، روش اصلی در این طرح، تماس تلفنی مستقیم با افراد بود. روسای کمیتهها به صورت شخص به شخص هدف و محتوای نامه را توضیح میدادند و درخواست ثبت امضا میکردند. در جریان همین تماسها، بسیاری از افراد مناطق درگیر، روایتهای خود از خسارات و تلفات را نیز بازگو میکردند که همین گزارشها بعدا در مستندسازی محتوای نامه مورد استفاده قرار گرفت. همزمان با تماسهای تلفنی، سفرهای استانی اعضای شورا نیز در دستور کار قرار گرفت. نمونه شاخص این روند، استان گلستان بود. به گفته مهدی ممشلو، مشاور استاندار گلستان، این طرح با حضور مشاور نسل z رییس شورای اطلاعرسانی دولت در شهرستانهای گرگان، بندرگز، کردکوی و گنبدکاووس اجرا شد. در نشستهایی با حضور ۶۰ تا ۱۰۰ نفر از جوانان و نوجوانان، ابعاد حقوقی و بینالمللی نامه تشریح و فرآیند ثبت امضا انجام شد. همزمان، یک پل ارتباطی در پیامرسان روبیکا ایجاد و پوستر اطلاعرسانی نیز منتشر شد تا مشارکتکنندگان بتوانند مشخصات خود را برای ثبت امضا ارسال کنند. بر اساس آمار، تنها در چند روز نخست، چند هزار امضا در استان گلستان جمعآوری شد.
در استان مرکزی نیز روند مشابهی طی شد. محمدمهدی صدیق، از فعالان این کارزار در استان مرکزی، از جمعآوری شبانهروزی امضا با مشارکت دانشآموزان و دانشجویان نسل زدی استان خبر داد. به گفته او، این فرآیند با همراهی استاندار و آموزش و پرورش انجام شد. این فرآیند در دیگر استانها از جمله کرمانشاه، مازندران، اردبیل و... نیز انجام شد. این نامه و طومار در زمان ارسال به ۱۰۰ هزار امضا رسیده بود و در کمتر از یک ماه بعد، به بیش از ۳۰۰هزار امضا رسید.
این نامه با شرح دقیق پیامدهای انسانی حملات آغاز میشد؛ با آماری از کودکان کشته شده، دانشآموزانی که پشت میزهای مدرسه جان باختند و خانوادههایی که در یک چشمبرهمزدن همه چیز را از دست دادند. یکی از تلخترین فرازهای نامه، اشاره به حمله به یک مدرسه دخترانه در شهری جنوبی بود؛ جایی که به گفته نویسندگان، حمله موشکی در میانه ساعات کلاسهای درس رخ داد و دهها دانشآموز خردسال هرگز به خانههایشان بازنگشتند.
اما نویسندگان به همین سطح از روایت اکتفا نکردند. آنها قدم به قدم، مستندات خود را با ارجاع به مواد مشخصی از حقوق بینالملل بشردوستانه مستحکم کردند. در نامه، حمله به مناطق مسکونی، بیمارستانها، مراکز امدادی و مدارس، با استناد به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، مصداق نقض تعهدات بینالمللی در تمایزگذاری میان اهداف نظامی و غیرنظامی معرفی شده بود. همچنین با اشاره به کنوانسیون حقوق کودک، از جامعه جهانی خواسته شده بود به تعهد خود برای حفاظت از بقای کودکان در درگیریهای مسلحانه پایبند بماند. نامه یک بُعد دیگر هم داشت؛ دفاع از هویت فرهنگی. نویسندگان با اشاره به آسیب دیدن آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، از جمله بناهای تاریخی اصفهان و تهران، این حملات را نه فقط جنایت علیه یک ملت که تعرض به حافظه تمدنی بشریت توصیف کردند و خواستار مداخله بر اساس کنوانسیون لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی شدند. در نهایت، نامه سه خواسته مشخص را پیش روی سازمان ملل گذاشت؛ نخست، جلب توجه فوری جامعه بینالمللی به پیامدهای انسانی حملات بهویژه برای کودکان و نوجوانان؛ دوم، ترغیب به محکومیت صریح حملات و اقدام برای جلوگیری از تکرار آن و سوم، تشکیل سازوکاری مستقل برای مستندسازی خسارات و ارزیابی نقضهای احتمالی حقوق بینالملل. نامه با پیوست طومار ۱۰۰ هزار امضایی (در گام نخست) و ۳۰۰ هزار امضایی (در گام بعد) جوانان و نوجوانان نسل زدی ایرانی به نیویورک ارسال شد و یک ماه بعد، دفتر امور جوانان سازمان ملل متحد به آن پاسخ رسمی داد. در این پاسخ که به امضای دکتر فیلیپ پائولیه، رییس دفتر امور جوانان و معاون دبیرکل در امور جوانان رسید، ضمن ابراز امیدواری برای سلامتی جوانان ایرانی، از شجاعت آنان برای تعامل با این نهاد بینالمللی قدردانی شد. دفتر امور جوانان همچنین نگرانیهای مطرح شده در نامه را مورد تایید قرار داد و بر درخواست سازمان ملل برای کاهش تنشها، گفتوگو و حفاظت از غیرنظامیان، بهویژه جوانان تاکید کرد. در فراز دیگری از این پاسخ، با اعلام همبستگی با جوانان درگیر در جنگها و منازعات در سراسر جهان، از ادامه طرح مطالبات و توسعه همکاریها با این دفتر استقبال شد. دریافت پاسخ رسمی از مهمترین نهاد بینالمللی آن هم در میانه یک درگیری نظامی، برای طراحان این کارزار یک دستاورد محسوب میشود؛ پاسخی که نشان داد مسیر دیپلماسی اجتماعی و کنشگری مدنی نسل z، دستکم در کانالهای ارتباطی سازمان ملل، مسدود نیست.
کارزار ۳۰۰ هزار نفری جوانان ایرانی برای ارسال نامه به سازمان ملل، فارغ از نتیجه سیاسیاش، واجد یک پیام مهم بود: نسل z ایران، برخلاف تصورات کلیشهای، منفعل، ناآگاه و سرخورده نیست. این نسل در بحرانیترین لحظات، بلد است چگونه از ابزارهای مدنی و بینالمللی استفاده کند، چگونه روایت خود را به گوش جهان برساند و چگونه از دل ویرانی، پلی به سوی همبستگی جهانی بسازد. شاید تاریخ بعدها این حرکت را نه صرفا یک کارزار اعتراضی که نقطه عطفی در بلوغ کنشگری مدنی نسل جدید ایران بنامد.
دیدگاه تان را بنویسید