گزارش روزنامه اعتماد از سه پرونده گروگانگیری/ درخواست ۴۰۰ میلیون تومان برای آزادی تبعه افغان
پلیس با عملیاتی هوشمندانه و قرار صوری، عضو یک باند قاچاق انسان را دستگیر کرد که افغانهای غیرمجاز را در یک سوله مخفی نگه میداشتند و برای آزادیشان تا ۴۰۰ میلیون تومان مطالبه میکردند. متهم پس از انکار اولیه به تمام جزییات این شبکه مجرمانه و دلیل گروگانگیری مسافران غیرمجاز اعتراف کرد.
یکی از شایعترین دلیل گروگانگیری، باجگیری یا اخاذی است. در این نوع گروگانگیری هدف اصلی رباینده، کسب منفعت مالی از طریق گرفتن پول، سکه، طلا یا هرگونه ارزش مالی دیگر از خانواده فرد ربوده شده است.
طبق بررسیهای «اعتماد» از پروندههای مربوط به گروگانگیری نشان داده؛ ربایندگان معمولا افرادی را هدف قرار میدهند که خانواده آنها توانایی پرداخت پول را داشته باشد. این افراد میتوانند از اقشار مختلف جامعه باشند. ربایندگان، قربانی را ربوده و به مکانی امن که اکثرا مخفی و دور از دسترس است، منتقل میکنند و پس از مدتی با خانواده یا مراجع مربوطه تماس میگیرند و درخواست مبلغ مشخصی را به عنوان باج مطرح میکنند. معمولا تهدیدهایی مبنی بر آسیب رساندن به گروگان در صورت عدم پرداخت باج صورت میگیرد. گاهی اوقات مکالماتی بین ربایندگان و طرف مقابل برای تعیین مبلغ نهایی باج و نحوه تحویل فرد ربوده شده صورت میگیرد و باج پرداخت میشود. پس از دریافت باج، ربایندگان معمولا گروگان را آزاد میکنند. البته همیشه این احتمال وجود دارد که گروگان در معرض خطر باشد. با این حال یکی دیگر از انگیزههای ربایندگان خصومت یا دشمنی شخصی یا گاهی عشقی است؛ در این حالت، هدف اصلی گروگانگیر انتقامگیری، تحقیر طرف مقابل یا فشار روحی و روانی است. در برخی پروندهها، این اتفاق میان افراد دارای رابطه نزدیک مثل همسر سابق، اعضای خانواده یا شریک عاطفی رخ میدهد؛ مثلا پدر یا مادری که بخواهد فرزند را از طرف مقابل بگیرد. در بعضی دیگر از پروندهها گاهی گروگانگیری ابزار تهدید است و فرد میخواهد طرف مقابل را مجبور به انجام کاری از جمله پس گرفتن شکایت، امضای قرارداد یا اعتراف به موضوعی کند. «اعتماد» در این گزارش به سه پرونده مربوط به گروگانگیری پرداخته است.
پرونده اول
پلیس با عملیاتی هوشمندانه و قرار صوری، عضو یک باند قاچاق انسان را دستگیر کرد که افغانهای غیرمجاز را در یک سوله مخفی نگه میداشتند و برای آزادیشان تا ۴۰۰ میلیون تومان مطالبه میکردند. متهم پس از انکار اولیه به تمام جزییات این شبکه مجرمانه و دلیل گروگانگیری مسافران غیرمجاز اعتراف کرد. ماجرای تحقیقات در مورد این پرونده چند روز پیش، زمانی آغاز شد که زنی تبعه کشور افغانستان با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن ناگهانی همسرش خبر داد. او در تشریح ماجرا گفت: «همسرم به صورت غیرمجاز از افغانستان وارد ایران شده بود، در حالی که منتظرش بودم چند روزی است که هیچ خبری از او ندارم تا اینکه ناگهان فردی ناشناس تماس گرفت و تهدید کرد که اگر ۴۰۰ میلیون تومان واریز نکنم، شوهرم را آزاد نمیکند.» در پی طرح این شکایت با دستور مقام قضایی ماموران پلیس با آموزش زن افغان، نحوه قرار ملاقات و تحویل پول را هماهنگ کرد. پس از آن در یک عملیات دقیق، یک جوان در یکی از پارکهای تهران برای تحویل پول حاضر شد و نیروهای پلیس بلافاصله فردی را که برای گرفتن پول سراغش رفته بود، دستگیر کردند. متهم ابتدا هرگونه ارتباط با گروگانگیری را انکار کرد، اما پس از بازجوییهای فنی و تخصصی به عضویت در یک باند قاچاق انسان اعتراف کرد. متهم جوان که ایرانی است، اعتراف کرد در یک گاراژ در منطقه نازیآباد کار میکند. پسر جوان در اعترافات خود گفت: «مدتی پیش با یک قاچاقچی انسان آشنا شدم. آنها افغانهای غیرمجاز را از مرز وارد میکردند و در یک سوله مخفی در اطراف تهران نگهداری میکردند. افراد فقط زمانی که مبلغ توافق شده را پرداخت میکردند، آزاد میشدند و به کارهای مختلف فرستاده میشدند، اما کسانی که ۴۰۰ میلیون تومان را پرداخت نمیکردند، در یک چاه عمیق زیرزمینی به عمق هفت، هشت یا حتی ۱۰ متر زندانی میشدند.» این متهم در مورد همسر شاکی گفت: «چند روز پیش تعدادی از این افراد که پول پرداخت نکرده بودند را به آن چاه منتقل کرده بودیم. مثل همیشه با خانوادههایشان تماس میگرفتیم و تهدید به مرگ میکردیم تا پول را واریز کنند.» با اعترافات متهم، ماموران پلیس سریع به محل سوله رفتند و یک چاه بزرگ را کشف کردند که دهانه آن با ورقهای آهنی پوشیده شده بود. در داخل چاه، ۸ تبعه افغان در شرایط بسیار نامناسب و اسارتبار نگهداری میشدند که بلافاصله نجات یافتند. پس از تحقیقات اولیه، دستور رد مرز و بازگردانده شدن گروگان نجاتیافته به کشور خودشان صادر شد و آنها به کشورشان بازگردانده شدند. در حال حاضر تحقیقات پلیسی برای شناسایی سایر اعضای باند قاچاق انسان و قاچاقچیان اصلی همچنان ادامه دارد.
پرونده دوم
چند روز پیش مهندس جوانی راهی اداره آگاهی تهران شد و با نگرانی از ناپدید شدن همسرش خبر داد. او گفت که تصور کرده همسرش به دلیل اختلافات خانوادگی قهر کرده و به خانه پدرش رفته است، اما صبح روز بعد با پیامکی تکاندهنده روبهرو شده که در آن افرادی اعلام کرده بودند همسرش ربوده شده و در ازای آزادیاش چند میلیارد تومان پول نقد به دلار میخواهند. به گفته مهندس جوان، آدمربایان تهدید کرده بودند که اگر پای پلیس به میان بیاید، همسرش زنده نخواهد ماند.
با وجود هشدار آدمربایان، مرد جوان برای نجات جان همسرش ماجرا را به پلیس گزارش داد و تیمی از کارآگاهان تحقیقات را آغاز کردند. بررسی دوربینهای مداربسته و ردزنی تلفنی نشان داد پیام از سیمکارتی ارسال شده که متعلق به مردی معتاد است؛ سرنخی که ماموران را به خانهای ویلایی در شمال تهران رساند. در آنجا دو زن سوار بر خودرویی شاسیبلند دیده شدند که یکی از آنان همان زن ربوده شده، بود. با فاش شدن این حقیقت و از آنجایی که رابطه دو زن دوستانه به نظرمی رسید و نشان از گروگانگیری نمیداد، ماموران سراغ آنها رفتند. سمیه که با دیدن پلیس شوکه شده بود، ناچار شد حقایق را فاش کند. او در تحقیقات اولیه اعتراف کرد که نقشه ربوده شدن خود را برای امتحان عشق همسرش و حتی کسب پول طراحی کرده است. او گفت: «وقتی جنگ شروع شد، همسرم اصرار کرد که زمینی از کشور خارج شویم، اما من مخالف بودم. با این وجود او تصمیم گرفت بدون من برود، چون در کشور عراق، کار ساخت و ساز انجام میداد. وقتی دیدم تصمیم گرفته بدون من برود، قهر کردم و به خانه دوستم رفتم. او پیشنهاد داد تا سناریوی آدمربایی ساختگی را کلید بزنیم تا میزان علاقه او را بسنجم. با خود گفتم اگر از این ماجرا پولی هم گیرم آمد، پسانداز میکنم. این نقشه را با همدستی دوستم اجرا کردیم و برای شروع، یک سیمکارت از فردی معتاد خریدیم، اما در نهایت دستمان رو شد.» با اعتراف این زن، تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.
پرونده سوم
چندی قبل پسری جوان در حال عبور از خیابانی در جنوب تهران بود که متوجه شد پیکر مردی جوان در کنار ساختمان متروکهای افتاده است. هر چند در ابتدا تصور میشد او جان باخته است، اما با کمی دقت صدای نفسهای او را شنیده و مرد جوان به بیمارستان منتقل شد. بلافاصله کادر درمان تلاش خود را آغاز کرد و مرد جوان از مرگ نجات پیدا کرد. با اعلام موضوع به پلیس، ماموران به بیمارستان رفتند و این جوان که بهبودی نسبی پیدا کرده بود در تحقیقات اولیه گفت: «در حال عبور از خیابان بودم که خودروی پژویی راهم را سد کرد و سرنشینان خودرو که ماسک و کلاه به سر و صورت داشتند مرا با تهدید و زور سوار خودرو کردند. در طول مسیر سرم را زیر صندلی قرار داده بودند و من نتوانستم مسیر را ببینم، اما بعد از حدود یک ساعت خودرو توقف کرد و من صدای باز شدن در گاراژی را شنیدم و خودرو به داخل خانه باغی وارد شد. مردان نقابدار مرا به اتاقی در خانه باغ برده و مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها چند برگه سفید امضا مقابلم قرار داده و از من امضا و اثر انگشت گرفته و تهدید کردند که در برابر خواستههای برادرهایم باید سکوت کنم در غیر این صورت اموالم را با برگههای سفید امضایی که از من گرفته بودند، تصاحب خواهند کرد.» مرد جوان در ادامه گفت: «چند ماه قبل مادرم فوت کرد و پدرم هم سالها قبل فوت کرده است. با مرگ مادرم، برادرهایم سراغم آمدند و از من خواستند که خانه ارثیه پدری را بفروشند. من که ساکن طبقه دوم خانه ویلایی بودم به آنها گفتم فعلا دست نگهدارند شاید بتوانم سهم آنها را خریداری کنم، اما آنها قبول نکردند و اعلام کردند که هر چه زودتر خانه را بفروشیم.» او در ادامه گفت: «گروگانگیران از سوی برادرانم اجیر شده بودند. آنها مرا ۲۴ ساعت در خانه باغ زندانی و شکنجه کردند.» به دنبال اظهارات مرد جوان، بازپرس جنایی دستور بازداشت دو برادر شاکی را صادر کرد. گرچه دو برادر ابتدا منکر آدمربایی بودند، اما در ادامه تحقیقات و با وجود مدارک به ربودن برادرشان اعتراف کردند. یکی از آنها در تحقیقات گفت: «وقتی پدرم فوت کرد اموال او را غیر از خانه ویلایی که مادرم در آنجا ساکن بود، تقسیم کردیم. برادرم در طبقه دوم همان خانه زندگی میکرد و در این مدت حتی یک ریال هم بابت اجاره به ما پول نداد.» او ادامه داد: «با مرگ مادرم قرار شد که خانه را بفروشیم، اما برادرم مخالف بود، چون با فروش این خانه باید از آنجا اسبابکشی میکرد ما که راه چارهای برایمان نمانده بود، تصمیم گرفتیم او را تهدید کنیم. از طریق یکی از دوستانم با مرد سارقی آشنا شدم و او با کمک دو همدستش نقشه ربودن برادرم را کشیدند. قرار نبود او را در حدی کتک بزنند که جانش به خطر بیفتد. زمانی هم که ما فهمیدیم برادرم بر اثر شکنجهها بیهوش شده دستور دادیم او را آزاد کنند. هدف ما این بود که او بترسد و رضایت به فروش خانه پدری بدهد.» با اعتراف دو برادر، سه مرد گروگانگیر نیز بازداشت شدند. به دستور بازپرس جنایی، متهمان در اختیار پلیس قرار داده شده و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
دیدگاه تان را بنویسید