هشدار یک اقتصاددان نسبت به پیامدهای سیاسی و اجتماعی نارضایتی کارگران/ یک کارگر نظافتکار: مردم ترجیح میدهند خودشان خانهشان را تمیز کنند
یک کارگر نظافتکار گفت: کسانی که سالها از من درخواست میکردند برای تمیزکاری بیایم دیگر سراغی از من نمیگیرند. چون آنها نیز ترجیح میدهند خودشان خانهشان را تمیز کنند.
لیلا لطفی-کارگران شاید بدون اغراق پاشنه آشیل هر جامعهای هستند. آنهایی که یکی از مهمترین حلقههای توسعه در هر کشوری هستند. کارگران ایرانی نیز از این ویژگیها مستثنی نیستند. همین نگاه، فعالیتهای کارگری در ایران را تبدیل به حساسترین تشکلها کرده است. تشکلهایی که سالهاست برای بهبود شرایط کارگران فعالیت کردهاند در بزنگاهی توانستند بخشی از چالشهای این گروه مهم را حل کنند. اما در بسیاری از مواقع بدون تردید نتوانستند حرکت بزرگی در راستای حل مشکلات عدیده کارگران کنند.
به گزارش اعتماد، در تمام بحرانهای اقتصادی کشور، همه مشکلات ابتدا بر سر کارگران آوار میشد و میشود. جنگ اخیر و وضعیت کارگران این موضوع را به خوبی نشان میدهد. در جنگ اخیر کارگران جزو گروههایی بودند که بیشترین آسیب را دیدند. فرقی هم نمیکند، بین کارگران حرفهای یا کارگران نیمهحرفهای یا ساده. گروه قابل توجهی از کارگران واحدهای تولید، صنعتی، خدماتی در جرگه تعدیل قرار گرفتند. در بین این گروه عظیم تعدیلیها، بخشی نتوانستند حقوق ماه آخر را دریافت کنند. بسیاری نیز اگرچه هنوز بر سرکار هستند، به دلیل شرایط جنگی حقوق دریافت نکردهاند. قصدی برای سیاهنمایی نداریم ولی چندی پیش علی راستگو، دبیر اجرایی خانه کارگر فارس اعلام کرد که در واحدها بین ۲۰ تا ۱۰۰ نفر از کارگران تعدیل شدهاند. چندی پیش خبرگزاری ایلنا نیز نوشت ظرف دو ماه اخیر در رشت دست کم 2 هزار کارگر بیکار شدهاند. اینها بخشی از دادههای موجود است. هنوز هیچ آمار دقیقی از سوی مقامات دولتی در مورد تعداد کارگران بیکار اعلام نشده.
فقط اواخر فروردین امسال غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، اعلام کرده طبق برآوردهای اولیه جنگ منجر به از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر شده است. اظهاراتی که احمد میدری به گونهای دیگر در یکم اردیبهشت ماه تایید میکند. به گفته میدری «در دو ماه گذشته 147 هزار متقاضی برای دریافت بیمه بیکاری ثبتنام کردهاند. این آمار نسبت به میانگین ماهانه سال گذشته 50 هزار مورد رشد داشته است.» افزایش شمار بیکارانی که پارلمان بخش خصوصی نیز نسبت به تشدید آن ابراز نگرانی کرده. بیکارانی که بخش زیادی از آنها کارگران واحدهای صنعتی و تولیدی بودند. مرور این وضعیت نشان میدهد، امنیت شغلی کارگران چقدر شکننده است. هر زمانی و در هر شرایطی کارفرماها میتوانند آنها را اخراج کنند.
معیشت در خطر
بیشک وقتی شما حقوق قابل اتکایی نداشته باشید، از معیشتی قابل توجهی نیز برخوردار نیستید. بسیاری از کارگران ساده این روزها در تامین حداقل معیشت در با چالشهای بسیاری روبهرو هستند. آنها بسیاری از آنها پیش از جنگ نیز چنین وضعیتی داشتند. اوایل اسفند - پیش از جنگ- زن جوانی که به عنوان کارگر در خانههای مردم سالهاست به صورت مستمر کار میکند به «اعتماد» گفته بود که ماههاست دیگر از کنار قصابی رد نمیشوم. فکر کنید روغن دو میلیون تومان است. او میپرسد، من چطور زندگی کنم با این وضعیت؟ سالها قبل من شب عید هیچ وقت آزاد نداشتم. اما الان کسانی که سالها از من درخواست میکردند برای تمیزکاری بیایم دیگر سراغی از من نمیگیرند. چون آنها نیز ترجیح میدهند خودشان خانهشان را تمیز کنند.» اینها فقط بخشی روایت زندگی کارگران ساده است. شاید کارگران نیمهحرفهای و حرفهای وضعیت مطلوبتری داشته باشند اما بیشک همه آنها این روزها در تامین حداقلهای زندگی با چالش مواجه هستند.
نگاه دولت به کارگران
در تمام سالهای اخیر فعالان کارگری منتقد عملکرد دولتهای حاکم در قبال کارگران بودهاند. حتی در این مقطع نیز فعالان کارگری عملکرد دولت را مثبت ارزیابی نکردند. اما در مقابل مدافعان دولت پزشکیان رویکرد دولت را در قبال اخراج گسترده کارگران قابل تامل خواندند. از نگاه برخی از آنها شاید بخشی از این رویکرد به نوع نگاه رییسجمهور به کارگران بر میگردد. نگاهی که به نوجوانی او برمیگردد. روز گذشته مسعود پزشکیان روز گذشته در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: در نوجوانی کارگری کردهام، نان پربرکت این شغل شریف را خوردهام و به آن افتخار میکنم. میدانم کارگر بودن یعنی نجابت، صبوری، عزتمندی، ایستادگی در برابر دشواریها و ساختن آیندهای بهتر برای آنهایی که دوستشان داریم.
فرصتی برای بازاندیشی در سیاستها
روز جهانی کارگر (۱ مه/ 11 اردیبهشتماه) یکی از مهمترین مناسبتهای اجتماعی و اقتصادی در جهان است که به نقش بنیادین و ارزشمند نیروی کار در تولید، رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی اشاره میکند. این روز یادآور مبارزات تاریخی کارگران برای احقاق حقوق خود و دستیابی به حقوق عادلانهتر، شرایط کاری بهتر و مشارکت بیشتر در تصمیمگیریهای اقتصادی است. در اقتصاد مدرن، نیروی کار یکی از عوامل اصلی تولید در کنار سرمایه، زمین و فناوری محسوب میشود؛ بنابراین وضعیت معیشت و رفاهی کارگران تأثیر مستقیمی بر بهرهوری، رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی دارد. وحید شقاقیشهری، اقتصاددان در گفتوگو با «اعتماد» نگاهی به روز جهانی کارگر انداخته است. او با اشاره به اهمیت روز جهانی کار و کارگر میگوید: در نظریههای اقتصادی، کار نهتنها یک عامل تولید بلکه منشأ خلق ارزش افزوده است. اقتصاددانان کلاسیک مانند آدام اسمیت و دیوید ریکاردو و اقتصاددان بنام مارکس، به نقش نیروی کار در خلق ارزش افزوده و ایجاد ثروت ملی اشاره کردهاند و در اقتصاد معاصر نیز سرمایه انسانی به عنوان یکی از مهمترین منابع رشد اقتصادی شناخته میشود. روز کارگر فرصتی برای توجه به این واقعیت است که توسعه اقتصادی هر کشوری بدون نیروی کار توانمند، سالم و باانگیزه امکانپذیر نیست. او میافزاید: اهمیت اقتصادی روز کارگر را میتوان در چند محور بررسی کرد. نخست، این روز به سیاستگذاران یادآوری میکند که کیفیت اشتغال به اندازه کمیت آن اهمیت دارد. اشتغال پایدار، دستمزد عادلانه و امنیت شغلی باعث افزایش انگیزه و بهرهوری نیروی کار میشود. دوم، توجه به حقوق کارگران میتواند نابرابری درآمدی را کاهش بدهد. اگر توزیع درآمد بین سرمایه و کار متوازن نباشد، تقاضای موثر در اقتصاد کاهش مییابد و رشد اقتصادی با مشکل مواجه میشود. سوم، حمایت از کارگران به ثبات اجتماعی کمک میکند زیرا بخش بزرگی از جمعیت فعال اقتصادی را تشکیل میدهند و نارضایتی آنها میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای داشته باشد. این اقتصاددان ادامه میدهد: در بسیاری از کشورها روز کارگر زمانی برای ارزیابی سیاستهای بازار کار، اصلاح قوانین کار و تقویت نظامهای تأمین اجتماعی است. تجربه کشورهای صنعتی نشان میدهد که سرمایهگذاری در آموزش نیروی کار، بیمههای اجتماعی و ایمنی محیط کار نهتنها هزینه نیست بلکه در بلندمدت موجب افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی میشود. از نگاه شقاقی شهری، در اقتصاد ایران نیز نیروی کار یکی از ارکان اصلی تولید محسوب میشود. میلیونها کارگر در بخشهای صنعت، کشاورزی، خدمات و ساختمان فعالیت میکنند و سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی دارند. با این حال بازار کار ایران با چالشهای ساختاری متعددی روبهرو است که بر وضعیت معیشتی و شغلی کارگران تأثیر میگذارد. یکی از مهمترین مشکلات، عدم تناسب دستمزدها با هزینههای زندگی است. تورم مزمن در اقتصاد ایران باعث شده قدرت خرید کارگران در بسیاری از سالها بهویژه سالهای اخیر به شدت کاهش یابد. حتی با وجود تعیین حداقل دستمزد سالانه و افزایش ملموس آن در 1405، افزایش قیمت کالاهای اساسی و مسکن فشار قابل توجهی بر معیشت خانوارهای کارگری وارد میکند. این اقتصاددان چالش دیگر را ناپایداری اشتغال میخواند و میگوید: بخش قابل توجهی از کارگران با قراردادهای موقت یا کوتاهمدت فعالیت میکنند که امنیت شغلی آنها را کاهش میدهد. این وضعیت علاوه بر ایجاد نگرانیهای اقتصادی برای خانوارها، انگیزه سرمایهگذاری در مهارتآموزی را نیز کاهش میدهد. ضعف بهرهوری نیروی کار نیز یکی از مسائل مهم اقتصاد ایران است. این موضوع تا حدی ناشی از کمبود آموزشهای مهارتی، فناوریهای قدیمی در برخی صنایع و مدیریت ناکارآمد در بنگاههاست. علاوه بر این پوشش ناکافی بیمه و حمایتهای اجتماعی برای برخی از کارگران بهویژه در بخش غیررسمی از دیگر مشکلات مهم است. در اقتصاد ایران بخش قابل توجهی از نیروی کار در مشاغل غیررسمی فعالیت میکنند؛ یعنی در بخشهایی که خارج از چارچوبهای قانونی ثبت، مالیات و بیمه اجتماعی قرار دارند. این حوزه شامل دستفروشها، کارگران ساختمانی بدون قرارداد، رانندگان مشاغل خرد، مشاغل خانگی و بسیاری از کسبوکارهای کوچک خانوادگی است. طبق برآوردهای مختلف سهم اشتغال غیررسمی در ایران بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کل نیروی کار را تشکیل میدهد. این پدیده اگرچه در کوتاهمدت میتواند فرصتی برای جذب نیروی کار بیکار و کاهش فشار اجتماعی باشد، اما در بلندمدت چالشهای اقتصادی و اجتماعی مهمی ایجاد میکند. شقاقی شهری میافزاید: برای برونرفت از این چالشها و بهبود وضعیت نیروی کار در ایران، اصلاحاتی منجمله: کنترل تورم و بازسازی قدرت خرید، اصلاح نظام دستمزد و پیوند آن با بهرهوری، حمایت از امنیت شغلی و ساماندهی قراردادها، سرمایهگذاری در آموزشهای مهارتی (مهارتآموزی پیوسته) توسعه پوشش تأمین اجتماعی و بهبود فضای کسبوکار و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط تاحدود زیادی میتواند اثرگذار باشد.
او در پایان اشاره میکند: سال 1405 یکی از معدود مقاطعی است که بردارهای ایجادکننده و تشدیدکننده تورم و رکود یعنی ناترازیها، جنگ، و تحریمهای اقتصادی همزمان بر کشور تحمیل شدهاند و نظر به اینکه سایه جنگ و رکود شدید اقتصادی همچنان بر کشور وجود دارد، بنابراین رویکرد دولت برای 1405 باید تا حدامکان بر «حفظ معیشت و تداوم فعالیت شغلی کارگران و عدم بیکاری» متمرکز باشد. از این رو با توجه به شرایط پیچیده و سخت سال 1405 جلوگیری از تعدیل گسترده نیروی کار با اتخاذ سیاست دستمزد و ساعات کار توافقی و شناور با تقبل پرداخت بخشی از حق بیمه توسط دولت، هدفگذاری حفظ و توسعه کسب و کارهای خرد و متوسط با مقرراتزدایی گسترده و سهولت فوری فضای کسب و کار، پیادهسازی نظام تامین مالی خرد برای سرپا ماندن بنگاههای کوچک و متوسط و حمایت همهجانبه دولت از عدم شکست بنگاههای تولیدی بزرگ (برنامه دوام و پایداری بنگاههای بزرگ) باید محور سیاستهای اقتصادی دولت قرار بگیرد. همچنین حمایت از بنگاههای تولیدی با اشتغال بالا بر اساس امتیازات ویژه دولت و ایجاد کریدور سبز برای بانک و گمرک برای آنها به شرط عدم تعدیل نیرو و حفظ تولید باید دنبال شود تا جلوی بیکاری گسترده و تشدید شکاف تولید در 1405 گرفته شود. کسب و کارهای اینترنتی مدتها است تعطیل شده و بخش زیادی از مردم اعم از خریدار و فروشنده بلاتکلیف هستند و تصمیمات و مدیریت این بخش روشن نیست و باید به سرعت این مساله حل شود تا مشاغل الکترونیکی و دیجیتالی مجدد به صحنه اقتصاد بازگردند.
دیدگاه تان را بنویسید