پیشنهاد یک روزنامه در پی تعطیلی مدارس به دلیل جنگ و آلودگی هوا / بخشی از شهریه مدارس غیرانتفاعی به خانوادهها بازگردانده شود
تلاش برای پرداخت شهریههای سنگین مدارس توسط والدین به این امید صورت گرفته است که برای فرزندان خود آموزشی با کیفیت و تمام وقت فراهم کنند؛ اما در این شرایط به نظر میآید آموزشی که خانوارها از مدارس توقع داشتهاند محقق نشده است. بازپرداخت بخشی از شهریه متناسب با تعداد روزهای تعطیل و روزهایی که آموزش به صورت مجازی بوده است، میتواند حقوق تضییعشده خانوارها را تا حدی جبران کند.
حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران و شکلگیری شرایط بحرانی در کشور، مجازی شدن دوباره آموزش را در پی داشت.
به گزراش دنیای اقتصاد، هرچند مهمترین مساله کنونی ایران، گذار موفقیتآمیز از شرایط جنگی پیشآمده است، اما فوریت مسائل جنگی، نباید موجب غفلت از آموزش دانشآموزان شود. توسعه شتابان اینترنت در دهه اخیر و طراحی نرمافزارهای آموزش مجازی در دوره همهگیری کرونا، ظرفیت بسیار بالایی برای تداوم آموزش در شرایط بحرانی ایجاد کرده است.
در کنار توجه به موفقیت نظام آموزش و پرورش از نظر تداوم آموزش فراگیر در شرایط بحرانی، دیدن آسیبهای آموزش مجازی و تلاش برای جبران این آسیبها نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. گفتوگو با معلمان، دانشآموزان و والدین آنها نشاندهنده افت شدید کیفیت آموزش در شیوه مجازی است. همچنین بررسی آمارها نشاندهنده افزایش قابلتوجه درصد کودکان غیر محصل پس از دوره طولانی آموزش مجازی در همهگیری کرونا است. از منظر هزینههای آموزشی خانوار نیز، شهریه مدارس غیرانتفاعی بهصورت کامل توسط خانوار پرداخت شده است، اما این مدارس در حدود ۳۰ الی ۴۰درصد زمان مقرر آموزشی، یا تعطیل شدهاند یا به روش مجازی آموزش دادهاند.
بررسی آمارها نشان میدهد اینترنت در ایران از ابتدای دهه ۱۳۹۰ توسعه روز افزونی داشته است. هزینه واقعی هر خانوار برای اینترنت از ابتدای دهه ۱۳۹۰ شیب صعودی داشته و این روند صعودی پس از سال ۱۳۹۸ بهشدت افزایش یافته است. به قیمتهای پایه سال ۱۴۰۳، هزینه اینترنت خانوارها در سال ۱۴۰۳، ۳۸ برابر هزینه اینترنت آنها در سال۱۳۹۰ شده و این در حالی رخ داده که سرعت اینترنت در این مدت بهشدت افزایش یافته است. علاوه بر توسعه روزافزون اینترنت در کل کشور، بررسیها نشاندهنده توسعه سریعتر مناطق روستایی نسبت به مناطق شهری است. همچنین دسترسی دهکهای پایین درآمدی به اینترنت نیز با سرعت بیشتری نسبت به دهکهای بالاتر افزایش داشته است. برآیند روندهای طی شده موجب شده است نسبت هزینه اینترنت خانوارهای شهری به روستایی از حدود ۱۱برابر در سال۱۳۹۲ به ۳برابر در سال۱۳۹۸ کاهش یابد. نسبت هزینه اینترنت سه دهک بالا به سه دهک پایین نیز از حدود ۲۱برابر در سال۱۳۹۲ به ۵.۵برابر در سال۱۳۹۸ کاهش یافته است. با آغاز سال۱۳۹۹ و شیوع ویروس کرونا در ایران، اولین تجربه از مجازی کردن گسترده آموزش به وقوع پیوست. توسعه سریع اینترنت در روستاها و در دهکهای پایین در چند سال قبل از ۱۳۹۸، مهمترین عاملی بود که دسترسی بسیاری از دانشآموزان به آموزش مجازی را فراهم کرد.
خانوارها با فهم اهمیت دسترسی به اینترنت برای تداوم آموزش فرزندان خود در شرایط بحرانی، اقدام به تقویت دسترسی خود به اینترنت در سال۱۳۹۹ و پس از آن کردند. بررسی آمارها نیز نشاندهنده این واقعیت است که مصرف اینترنت از سال۱۳۹۹ با شتاب بسیار بیشتری افزایش یافته و همچنین شکاف مصرفی بین مناطق شهری و روستایی و دهکهای بالا و پایین، کاهش قابلتوجهی نسبت به سال۱۳۹۸ پیدا کرده است. بنابراین توسعه فراگیر اینترنت تا سال ۱۳۹۸، از یک طرف بستر لازم برای تداوم آموزش فراگیر در دوره همهگیری کرونا را پدید آورد و از طرف دیگر مجازی شدن آموزش نیز به توسعه بیش از پیش اینترنت در ایران انجامید. با شکلگیری بستر آموزش فراگیر مجازی پس از تجربه ویروس کرونا در ایران، در برههها و به مناسبتهای گوناگون از این ظرفیت استفاده شده است. علاوه بر آلودگی و برودت هوا و نا آرامیهای اجتماعی، اکنون و پیش از این شرایط جنگی نیز به عوامل مجازی شدن آموزش افزوده شده است. هرچند آموزش مجازی میتواند به مراتب بهتر از قطع بلندمدت و کامل آموزش باشد؛ اما این شیوه حل مساله نیز آسیبهای مهمی در پی دارد.
نقش مدرسه در آموزش و ضربه دائمی اختلالهای مقطعی
گفتوگو با معلمان، دانشآموزان و والدین آنها نشاندهنده افت قابلتوجه کیفیت آموزش در روش مجازی است. علاوه بر دانشآموزانی که به اینترنت و تلفن همراه هوشمند دسترسی ندارند، بقیه دانشآموزان نیز بهدلیل افت کیفیت آموزش دچار آسیب شدهاند. قطع و وصل شدن زیاد اینترنت، نرخ بالای غیبت دانشآموزان، عدم امکان پایش میزان توجه دانشآموزان حاضر در کلاس و انگیزه پایینتر دانشآموزان برای مشارکت در کلاس و انجام تکالیف از جمله مواردی است که معلمان در خصوص شیوه آموزش مجازی بیان میکنند. علاوه بر موارد ذکرشده، دوری دانشآموزان از همسن و سالان خود در مدرسه، بهخصوص در مقطع ابتدایی، آثار مخربی بر روحیه آنها دارد. هرچند نوجوانان مقاطع تحصیلی متوسطه اول و دوم میتوانند این دوری از محیط مدرسه را با دوستان دیگر خود در بیرون از خانه جبران کنند؛ اما این امکان برای کودکان مقطع ابتدایی فراهم نیست. فروافتادن کودکان مقطع تحصیلی ابتدایی در فضای مجازی و بازیهای اینترنتی، در کنار اهمیت بالای این سنین در شکلگیری شخصیت اجتماعی انسانها، خطر آسیبهای روانی ماندگار را در آنها بالا برده است. دوری از همسن و سالان در مدرسه، در شرایطی که دوره خانوادههای گسترده با چند فرزند گذشته است، میتواند جسم و روان کودکان را دچار آسیبهای متعدد کند. اضافه وزن، شخصیت منزوی، افسردگی روانی و پرخاشگری از جمله مواردی است که کودکان تنها را تهدید میکند.
کاهش کنترل معلمان بر دانشآموزان، در کنار بیانگیزگی شدیدتر دانشآموزان در شیوه آموزش مجازی و نرخ بالاتر غیبتهای آنها، افت کیفیت آموزش را در پی دارد. بهدلیل ماهیت زنجیره وار مطالب درسی، اختلالات کوچک در آموزش دانشآموز میتواند تاثیر ماندگاری بر سطح یادگیری وی داشته باشد. بحرانهای مقطعی مثل جنگ 12روزه و به احتمال زیاد جنگ کنونی، هرچند روند آموزش را در بازه زمانی نسبتا کوتاهی مختل میکنند اما اثر بلندمدتی بر یادگیری دانشآموز خواهند داشت. بررسی آمارها نشان میدهد درصد کودکان 7 تا 13سالهای که غیرمحصل بودهاند پس از مجازی شدن آموزش در دوره کرونا افزایش قابلتوجهای یافته است. نرخ کودکان غیرمحصل از 1.7درصد در سال1399 به 2.2درصد در سال1400 افزایش یافته است. با توجه به جمعیت بیش از 10میلیونی این کودکان، افزایش 0.5واحد درصدی در این شاخص به معنای افزایش بیش از 50هزار نفری در تعداد کودکان غیرمحصل است. هرچند نمیتوان اثر رکود اقتصادی در دوره کرونا را بر این افزایش نادیده گرفت، اما بهنظر میآید سهم عمده متعلق به آموزش مجازی باشد. نرخ بالای غیبتها و دوری از جو آموزشی مدرسه باعث میشود تحصیل تعداد قابلتوجهی از دانشآموزان دچار اختلال شود و این اختلال ممکن است ضربهای دائمی مثل عدم ادامه تحصیل بر آنها وارد کند.
بدهی پنهان مدارس به خانوارها
تعطیلی مدارس و بهخصوص مدارس ابتدایی به مناسبتهای گوناگون، از برودت و آلودگی هوا گرفته تا مسائل شدیدتر مثل همهگیری بیماریها و جنگ، موجب شده است تعداد روزهای تعطیل مدارس، بالاتر از حد معمول شود. برای مقابله با این مساله، مدارس و نظام آموزشی سعی کردهاند از ظرفیت آموزش مجازی در کشور استفاده کنند. افت شدید کیفیت آموزش در شیوه مجازی موجب آسیب به فرزندان والدینی شده است که به امید آموزش با کیفیت، پرداخت شهریههای سنگین مدارس و بهخصوص مدارس غیرانتفاعی را به دوش کشیدهاند. تلاش برای پرداخت شهریههای سنگین مدارس توسط والدین به این امید صورت گرفته است که برای فرزندان خود آموزشی با کیفیت و تمام وقت فراهم کنند؛ اما در این شرایط به نظر میآید آموزشی که خانوارها از مدارس توقع داشتهاند محقق نشده است. بازپرداخت بخشی از شهریه متناسب با تعداد روزهای تعطیل و روزهایی که آموزش به صورت مجازی بوده است، میتواند حقوق تضییعشده خانوارها را تا حدی جبران کند؛ هرچند اختلال در فرآیند آموزشی فرزندان آنها ممکن است به راحتی قابل جبران نباشد.
ضرورت برنامههای جبرانی پس از بحران
عدم دسترسی به اینترنت، بیانگیزگی، شرایط روحی نا مناسب و کاهش قدرت انتقال مطالب توسط معلم از جمله مواردی هستند که آموزش مجازی را آسیبزا کردهاند. طراحی یک برنامه جبرانی برای کمک به آسیبدیدگان آموزش مجازی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دانشآموزانی که به هر دلیل نتوانستهاند در کلاسهای مجازی شرکت کنند باید مورد حمایتهای موثر آموزشی قرار گیرند تا پس از سپری شدن دوره بحران بتوانند همگام با دیگر دانشآموزان تحصیل خود را ادامه دهند. علاوه بر گروه بالا، دانشآموزانی نیز وجود دارند که در کلاسهای درس شرکت کردهاند؛ اما یادگیری لازم را نداشتهاند. بهدلیل شناسایی دشوارتر این دانشآموزان، آنها معمولا مورد غفلت برنامههای جبرانی قرار میگیرند که برای جلوگیری از این اتفاق ضروری است متناسب با شرایط هر کلاس آزمونهایی جهت سنجش افراد در دوره پس از بحران طراحی شود. بنابراین ضمن توجه به موفقیت نظام آموزشی از نظر تداوم آموزش در شرایط جنگی، باید به این نکته نیز توجه شود که برای جلوگیری از وارد شدن آسیبهای دائمی به فرآیند تحصیل بسیاری از دانشآموزان، نیاز به طراحی برنامههای جبرانی موثر وجود دارد.
دیدگاه تان را بنویسید