یک روانشناس بالینی پاسخ داد: چرا اعتراض به خشونت تبدیل میشود؟
روزنامه اعتماد نوشت: چرا اعتراض به خشونت تبدیل میشود؟ در افرادی که افسردگی دارند یا خشم زیادی نسبت به یک نفر دارند، این خشم به خودشان بر میگردد و آن را به صورت غم و ناراحتی نشان میدهند. فردی هم که اعتراض میکند به هر حال ناراحتیهایی دارد که تبدیل به خشم میشود و در واقع به صورت خشونت خود را نشان میدهد.
«مساله روان و اعتراضات» عنوان یادداشت اعتماد به قلم حسین روزبهانی است که در آن آمده؛ زمانی که جامعه به سمت تنش و فشار روانی زیاد رفته است، تاثیرات آن در ردههای سنی مختلف وجود دارد اما متفاوت است. تاثیر این فشارها برای فردی که سن بالایی دارد نسبت به فردی که کودک یا نوجوان است، متفاوت است. مواجهه فرد در سنین بالا با این اتفاقات شاید او را تا مرز سکته هم ببرد. همین اتفاقات در مقابل برای جوانان و نوجوانان شاید خیلی جذاب باشد و حس خوبی هم به آن دست بدهد و در عین حال فردی که در رده سنی پایین قرار دارد تاب و تحمل این تنش را نداشته باشد. معمولا هم در هر زمان و مکانی که تنش وجود داشته باشد، اضطراب و نگرانی هم وجود دارد. به طور کلی هم تنش هیچ وقت برای آدمها سود نداشته است و حتی آن جوان و نوجوانی هم که احتمالا از این کار هیجانی و اتفاقات هیجانانگیزی که در این مسیر وجود دارد، لذت میبرد باز هم تحت تاثیر فشار روانی قرار بگیرد. در حال حاضر و همزمان با اعتراضات اخیر، مراجعانی دارم که در جریان اعتراضات سالهای گذشته بودهاند و حالا که زمان از آن گذشته و به عنوان مثال به ۳۰ سالگی رسیدهاند، تنشها و اتفاقات خاص آن زمان همچنان در ذهن آنها باقی مانده و به صورت تروما در آمده است. خانوادهها هم باید در این ایام به این مسائل توجه داشته باشند و دستکم تا جایی که امکان دارد، تنش در درون خانواده را پایین بیاورند. همچنین در این شرایط کمترین پیگیری اخبار را از کانالهای مختلف را داشته باشند تا اعضایی که بیرون از خانه، شاهد صحنههای تنشزا هستند در خانه کمترین تنش را داشته باشند. آنها باید سعی کنند تنش بین افراد خانه را کاهش بدهند اگر چه معمولا در این شرایط، تابآوری افراد پایین میآید و ناخواسته هم بحثهایی بین افراد خانواده پیش میآید.
احتمال بازگشت تنشهای روانی پشت سر گذاشته شده- در این باره که بعد از تنشهای اینچنینی و ناآرامیها یا جنگ شرایط روانی افراد جامعه به صورت در آمده، پژوهشی انجام نشده است اما اگر بخواهیم به صورت علمی در این باره صحبت کنیم بعد از وقوع چنین اتفاقاتی - جنگ، اعتراضات یا مسائل دیگر -به صورت پیش فرض اثرات منفی برای مردم و جامعه خواهد داشت. اولین چیز این است که در چنین شرایطی استرس و اضطراب افراد از حد عادی فراتر میرود. چرا؟ چون انسان آینده خود را مبهم میبینند و این باعث فشار روانی میشود. یکی از دلایل اختلالات و بیماریهایی که برای انسان به وجود میآید همین رویدادهای استرسزا است که ما اصطلاحا به آن ماشه چکان میگوییم. درباره افرادی که به بیماری اماس مبتلا میشوند هم این موضوع وجود دارد که ممکن است فشار روانی در نهایت به جسم آسیب وارد کند. وقتی فرد دچار افسردگی میشود باید یک رویداد استرسزا در اطراف اتفاق بیفتد تا بیماری او خود را نشان بدهد. بسیاری از اختلالات و بیماریهای ما ناشی از استرسهای روانی است که میتواند تاثیر منفی بر بدن بگذارد. در همین روزها که اعتراضات در جریان بود هم مشاهده کردهام که مراجعان تنشهایشان بیشتر و صبرشان کمتر شده است. سریع عصبانی میشوند و دنبال این هستند که سریع بحث کنند. حتی در این دوران و بعد از اتفاقاتی که همه را تحت تاثیر قرار میدهد، تنشهای خانواده و بین زوجین هم بیشتر میشود. مراجعه کنندهای که بعد از دوران جنگ داشتم و بعد از جلسات چند ماهه بهبود یافته بود و در واقع موفق شده بود اضطرابش را کنترل کند، دوباره در روزهای گذشته، مراجعه کرده و نگران از بازگشت حالتهای پیشین است و در واقع در جریان اتفاقات اخیر تنشهای قبلی، اضطراب و فشار روانی او دوباره بازگشته است. شاید فکر کنید عجیب است در حالی که اصلا اینطور نیست و وقتی مدام اخبارهای مختلف در این باره را گوش کنید، تنشها را ببینید و پیگیری کنید، ناخواسته ذهنتان درگیر میشود و دچار اضطراب میشود آن هم در شرایطی که یکی از علتهای مهم اضطراب درواقع، مبهم بودن آینده است.
دلایل تبدیل اعتراض به خشونت - به صورت علمی اگر بخواهیم بالا رفتن هیجان و احساسات را بررسی کنیم؛ افرادی که آیکیو بالای ۱۴۰ دارند فقط دوسوم مغزشان کار میکند و ۳۰ درصد آن کار نمیکند در حالی که نُرم آیکیو جامعه زیر ۹۰ تا ۱۱۰ است. وقتی احساسات و هیجانات این جامعه بالا باشد ناخواسته منطق آن هم کاهش پیدا میکند .
بنابراین کارهای عقلانی هم کاهش پیدا میکند. در رابطههای عاطفی دلیل اینکه میگوییم فرد بعد از پایان یک رابطه به خود فرصت بدهد و بعد وارد رابطه بعدی شود همین است، چون در غیر این صورت ناراحتی و خشم فرد، قابلیت تبدیل شدن به عشق به نفر بعدی را دارد.
حالا چرا اعتراض به خشونت تبدیل میشود؟ در افرادی که افسردگی دارند یا خشم زیادی نسبت به یک نفر دارند، این خشم به خودشان بر میگردد و آن را به صورت غم و ناراحتی نشان میدهند. فردی هم که اعتراض میکند به هر حال ناراحتیهایی دارد که تبدیل به خشم میشود و در واقع به صورت خشونت خود را نشان میدهد.
تبدیل اعتراضات مدنی به رفتارهای خشونتآمیز چند دلیل میتواند داشته باشد؛ رفتارهایی که ممکن است فرد، یک ساعت دیگر حتی پشیمان شود. یکی از این دلایل این است که احساس ناراحتی در فرد بالاست و ناامیدی وجود دارد. این ناراحتی و ناامیدی با یک ابراز بیرونی و به صورت پرخاشگری خود را نشان میدهد. دلیل دیگر آن بحثهای مرتبط با نفوذ است که به روانشناسی ارتباط ندارد. همچنین در بر شمردن دیگر دلایل میتوان به رده سنی شرکتکنندگان در اعتراضات اشاره کرد که اغلب شامل جوانان و نوجوانان میشود. هیجانات این رده سنی به صورت ناخواسته بیشتر از افراد عادی است. برای آنها آتش زدن و خراب کردن جذاب است، مثل زمان چهارشنبهسوری، دوپامینی هم ترشح میشود و حس خوبی به آنها دست میدهد، بنابراین نمیتوانید بگویید فقط ناشی از خشم است، چراکه این عمل حس خوب و هیجان بالایی دارد.
در یک دستهبندی دیگر میتوان از افرادی نام برد که دچار اختلالاتی هستند مانند دوقطبیها که مثلا در فاز مانیای خود، خشمشان بیش از حد است، کارهای هیجانی انجام میدهند که کنترل آن دست خودشان نیست، بنابراین خشونت میتواند یک بعد دیگر آن باشد. همچنین احتمال حضور افراد ضداجتماع را نمیتوان نادیده گرفت.
به هر حال ما نمیتوانیم افراد معترض را گلچین کنیم و ممکن است افراد ضداجتماع هم در آن میان حاضر باشند و از برخی اقدامات مثل آتش زدن اتوبوس و آمبولانس لذت ببرند. به طور کلی افراد در دستهبندیهای مختلف میتوانند رفتارهای متفاوتی نسبت به یکدیگر در تجمعات و اعتراضات داشته باشند، دلایل رفتار آنها نیز متفاوت است و نمیتوانیم همه آنها را در یک دستهبندی خاص قرار داد.
موضوع دیگر ناامیدی است که پیشتر هم از آن نام برده شد. در این میان افرادی هم وجود دارند که بارها به اشکال مختلف اعتراض کرده و خواستههای خود را بیان کردهاند اما خواستههای بهحق آنها، هیچگاه به طور واقعی و درست، دیده نشده و عمل مناسبی در برابر آن اتفاق نیفتاده است، بنابراین این افراد هم در ناامیدی به سمت پرخاشگری یا انجام اقداماتی که ممکن است در ظاهر درست نباشد، رفتهاند. فرد با خود میگوید من که به صورت مدنی و منطقی اعتراض کردم و جواب نگرفتم حالا شاید اینطور جواب بگیرم. متاسفانه ما سعی نکردیم که حرفهای مردم را بشنویم درحالیکه گفته برخی درست و اعتراضاتشان بهحق است. باید با این افراد صحبت و از حرفهایشان استفاده میشد. شاید یک پسر ۱۸ ساله یا دختر ۱۵ ساله نظری داشته باشد که در عملکرد دولتمردان تاثیر مثبتی بگذارد. متاسفانه اما بارها این حرفها شنیده نشد و سعی کردند همان تفکر بسته خود را نگه دارند. گاهی صحبت کردن و شنیده شدن راهی برای تخلیه خشم است و من این را در مراجعانم میبینم که به محض شنیده شدن صحبتهایشان، تخلیه میشوند و کل ناراحتی و خشم آنها بر طرف میشود.
حرفهایی که شنیده نمیشود- مسوولان حرفهای جوان، نوجوان و بزرگسال را بشنوند تا خشم و ناراحتی آنها کم شود اما متاسفانه معمولا این اتفاق نیفتاده است، بنابراین به مرور خشم آنها افزایش یافته است، مثل زودپز که بخار در آن جمع میشود و فشار زیاد انفجار را رقم میزند. مسوولان معمولا بعد از هر اعتراضی، یک اتاق فکر و کرسی آزاداندیشی میگذارند تا معترض صحبت کند اما فکر میکنم بیشتر این اقدامات به صورت فرمالیته است تا اینکه واقعبینانه یا عملی باشد. نمیشود بعد از هر اعتراضی، فقط برای مدتی کرسی آزاداندیشی گذاشت که مردم حرف بزنند و بعد همه چیز را فراموش کرد. این مسائل باید همیشه باشد. مسوولان باید سطح انتقادپذیری خود را بالا ببرند و نباید تا کوچکترین انتقادی به آنها میشود، گارد بگیرند. حرفهای عزیزی که صحبت میکند، ناراحت است و فشار زیادی را تحمل میکند باید شنیده شود. زندگی برای کسی که حقوق ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومانی دریافت میکند با دلار ۱۵۰ هزار تومانی سخت است. صورت مساله را پاک نکنیم و مثلا نگوییم که همه چیز به قدرتهای بیرونی ارتباط دارد بلکه باید مسائل داخلی خودمان را حل کنیم. معتقدم ۵۰درصد اعتراضات اقتصادی است و اگر مسائل اقتصادی حل شود بسیاری از این اعتراضات از بین خواهد رفت اما وقتی فردی نمیتواند نیازهای خانواده خود را تامین کند، دچار فشار عصبی میشود و نهایتا به شکلهای مختلفی اعتراض میکند. آدمهای پویا معمولا انتقادپذیر هستند و اگر بخواهیم کشورمان پیشرفت کند باید تفکر صفر و یک را کنار بگذاریم و انتقادها را بپذیریم نه اینکه بگوییم کار ما همیشه درست است و کشورهای دیگر اشتباه میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید