کد خبر: 755301
|
۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۱۰:۲۵:۰۰
| |

اعتراض به شوخی با معیشت معلمان؛ اگر امروز شوخی با حقوق معلمان خنده می‌آورد فردا باید منتظر گریه برای آینده آموزش کشور بود

روزنامه اعتماد نوشت: اگر امروز شوخی با حقوق معلمان خنده می‌آورد، فردا باید منتظر گریه برای آینده آموزش این سرزمین بود.

اعتراض به شوخی با معیشت معلمان؛ اگر امروز شوخی با حقوق معلمان خنده می‌آورد فردا باید منتظر گریه برای آینده آموزش کشور بود
کد خبر: 755301
|
۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۱۰:۲۵:۰۰

«وقتی طنز، آینه یک بی‌عدالتی ساختاری می‌شود» عنوان یادداشت روزنامه اعتماد به قلم پریسا نقدی است که در آن آمده؛ در روزهای اخیر، انتشار ویدیویی از اجرای طنز ابوطالب حسینی- مجری و اجراکننده برنامه‌های کمدی در فضای مجازی- واکنش‌های گسترده‌ای در میان فرهنگیان برانگیخت. در این اجرا، موضوع حقوق و وضعیت معیشتی معلمان دستمایه شوخی قرار گرفت؛ شوخی‌ای که هر چند ازسوی اجراکننده به عنوان طنز اجتماعی معرفی شد، اما برای بخش بزرگی از جامعه فرهنگیان، نه خنده‌آور بلکه تحقیرآمیز و دردآشنا بود. مساله اما صرفا یک مجری یا یک شوخی نیست؛ مساله، امکان‌پذیر شدن چنین شوخی‌هایی در بستر اجتماعی امروز ایران است.

مساله، یک شوخی نیست؛ یک ساختار است

از منظر جامعه‌شناسی، زمانی یک گروه اجتماعی به سوژه شوخی‌های عمومی تبدیل می‌شود که منزلت اجتماعی آن گروه تضعیف شده باشد. معلمان امروز، نه به‌ دلیل ناتوانی فردی، بلکه در نتیجه سیاستگذاری‌های مزمن نابرابر، به گروهی تبدیل شده‌اند که فقرشان «عادی» شده و صدای‌شان «کم‌اهمیت». در چنین شرایطی، طنز به‌ جای آنکه قدرت را نقد کند، ناخواسته به بازتولید سلطه کمک می‌کند. شوخی با حقوق معلمان، در واقع شوخی با فروپاشی کرامت شغلی کسانی است که وظیفه تولید سرمایه انسانی جامعه را برعهده دارند.

چرا معلمان دیده نمی‌شوند؟

پرسش اصلی این است: 

چرا مسوولان، سال‌هاست که حقوق و معیشت معلمان را به مساله‌ای حاشیه‌ای تبدیل کرده‌اند؟

پاسخ را باید در چند سطح دید: 

1- غلبه نگاه هزینه‌محور به آموزش

در سیاستگذاری رسمی، آموزش ‌و پرورش نه «سرمایه‌گذاری»، بلکه «هزینه» تلقی می‌شود. نتیجه روشن است: فشرده‌سازی دستمزد، بی‌ثباتی معیشتی و فرسودگی شغلی.

2- ضعف قدرت چانه‌زنی نهادی معلمان

معلمان برخلاف نقش حیاتی‌شان، از سازوکارهای موثر برای دفاع جمعی از حقوق خود محرومند. صدای آنان اغلب یا شنیده نمی‌شود یا امنیتی می‌شود. 

3- طبیعی‌سازی فقر معلم

وقتی فقر یک شغل عادی می‌شود، تمسخر آن هم عادی می‌شود. جامعه‌ای که به معلمش عادت می‌دهد «با حداقل بسازد»، ناخواسته راه را برای بی‌احترامی هموار می‌کند.

از تجربه زیسته تا تحلیل علمی

من این سطور را نه فقط به عنوان یک جامعه‌شناس، بلکه به عنوان معلمی که زیست روزمره این نابرابری را تجربه می‌کند، می‌نویسم. مساله معیشت معلم، مساله فردی نیست؛ نشانه‌ای از بحران اولویت‌ها در نظام حکمرانی است.

جامعه‌ای که معلمش را در تنگنای اقتصادی رها می‌کند، نباید از افت کیفیت آموزش، گسترش بی‌اعتمادی اجتماعی و زوال سرمایه فرهنگی شگفت‌زده شود.

سخن آخر

اگر امروز شوخی با حقوق معلمان خنده می‌آورد، فردا باید منتظر گریه برای آینده آموزش این سرزمین بود.

راه‌حل، نه در حذف طنز، بلکه در اصلاح ساختارهایی است که معلم را به سوژه طنز بدل کرده‌اند. احترام به معلم، از تریبون‌ها شروع نمی‌شود؛  از حقوق عادلانه، امنیت شغلی و به‌رسمیت شناختن منزلت حرفه‌ای آغاز می‌شود

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها