تفسیر ماشاالله شمسالواعظین از انتصاب محسن رضایی در شعام / بعید است آمریکا به تفاهمنامه برگردد
ماشاالله شمسالواعظین گفت: بعید میدانم که خود ایالات متحده امریکا تمایلی به بازگشت به این یادداشت تفاهم داشته باشد. چرا؟ برای اینکه او هم در امریکا تحت فشار است؛ از این جهت که از چهارده بند یادداشت تفاهم، سیزده بند آن به سود ایران است.
مهدی بیکاوغلی- روزنامه اعتماد با ماشاءالله شمسالواعظین، فعال رسانه و تحلیلگر مسائل راهبردی درباره دستاوردهای تفاهم اسلامآباد و بایدها و نبایدهای مرتبط با آن گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- بازگشت به یادداشت تفاهم ایران و ایالات متحده امریکا، به عنوان نخستین سندی که به امضای روسای جمهور دو کشور رسیده، یک ضرورتِ به نظر من تاکتیکی و مهم برای ایران است. این نخستینبار است که یک سند رسمی توسط عالیترین مقام دو کشور امضا میشود. بنابراین بازگشت به این متن، از جمله ضرورتهای تاکتیکی ایران است. منتها من بعید میدانم که خود ایالات متحده امریکا تمایلی به بازگشت به این یادداشت تفاهم داشته باشد. چرا؟ برای اینکه او هم در امریکا تحت فشار است؛ از این جهت که از چهارده بند یادداشت تفاهم، سیزده بند آن به سود ایران است.
- این یادداشت تفاهم به دنبال ناکامی ایالات متحده امریکا در میدان جنگ شکل گرفت. با ورود ایران و امریکا به عرصه «نه جنگ، نه صلح»، این احتمال وجود دارد که سودمندی ایران از یادداشت تفاهم کاهش پیدا کند و مخالفت ایالات متحده با بازگشت به آن افزایش یابد.
- مخالفان در کشور ما - با جرات میگویم - درصد بسیار بالایشان در ارتباط با توافقها و پروتکلهای بینالمللی کمسواد هستند، اگر نگویم بیسواد. چرا این حرف را میزنم؟ برای اینکه بخشی از جنگها، دستاوردها و راهبردهای تاکتیکی محسوب شده که در عرصه دیپلماتیک جمعآوری و انباشته میشوند؛ انباشتِ دستاوردهای تاکتیکی میتواند در شکل یک رهاورد استراتژیک، در میز مذاکره تجلی پیدا کند، نه در جنگ، چون در جنگ، حتی اگر شما به پیروزی مطلق هم برسید، طرف مقابل وقتی این پیروزی را به رسمیت نشناسد، شما نمیتوانید اعمال اراده، اعمال اتوریته و اعمال قدرت بکنید.
- در ارتباط با این جنگ، ایالات متحده معتقد بود که حال ایران را در هم میپیچد و مسائل را حل و آن سیستم را سرنگون میکند. اینها نشد. توقعاتش را کاهش داد، حتی توقعاتِ کاهش یافتهاش هم محقق نشد (مثلا انتقال اورانیوم غنی شده با خلوص بالا یا تفکیک و انهدام توان هستهای، هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد. دوباره توقعاتش را پایین آورد و ایران یک پیروزی بزرگ به دست آورد به نام «تنگه هرمز») یعنی ایران با هوشمندی تمام، جنگ را از سطح بمبارانهای هوایی برداشت و آن را دریامحور کرد، رفت روی تنگه هرمز و تنگه هرمز را تبدیل کرد به یک تنگه استراتژیک که یک دستاورد بسیار مهم در تاریخ معاصر ایران است.
- نکته مهم این است که مخالفان باید پاسخ بدهند: آیا این دستاورد و این رهاوردها تبدیل به یک پروتکل شدهاند؟ نه، نشدهاند. هنوز اتفاق خاصی در این زمینه نیفتاده است. ما هنوز در چالش هستیم، به عبارت دیگر هنوز در حال جنگ هستیم. ما یک توقف در جنگ داریم، ولی این توقف هنوز تبدیل نشده به یک پروتکل دایمی.
- برای این کار، نیازمند یک طرفِ دوم به نام عمان هستیم، بعد هم نمایندگی از کشورهای عرب خلیجفارس و هماکنون هم نمایندگی از ایالات متحده امریکا. باید در نظر بگیریم که رقص تانگو یکطرفه نیست، دو طرف نیاز دارند که چنین اتفاقی شکل بگیرد. بنابراین مخالفانِ این فرآیندها باید به این نکته پاسخ بدهند: آیا آلترناتیو دیگری دارند یا صرفا دنبال جنگ بیانتها هستند؟ببینید، اگر بخواهم از زبان تمثیل استفاده کنم، ما در وضعیتِ بعد از آزادی خرمشهر هستیم. اگر الان با نگاه فعلی برگردیم به آزادی خرمشهر در دهه شصت و با نگاهی که بعد از آن اتفاق افتاد، من فکر نمیکنم جنگ را ادامه میدادیم. درست است که جنگ ادامه پیدا نکرد.
- نباید تصور کنیم که ایالات متحده برای همیشه با کمبود ذخیره توماهاوک یا پاتریوت (که بر اثر بمبارانهای ایران در پادگانهای امریکایی به وجود آمد) مواجه است و این وضعیت نهایی است. اصلا اینجوری نیست، کارخانهها سهشیفته دارند کار میکنند و ممکن است این ورق برگردد. بنابراین تا قبل از رسیدنِ حریف به یک وضعیت، باید از نقطه آسیبپذیری او و نقطه برتری خودمان استفاده کنیم. اگر این کار را بکنیم، ما برندهایم، در غیر این صورت ممکن است ورق برگردد و ما بازنده شویم.
- ما متاسفانه یک جورهایی مغرورانه عمل کردیم و اندکی دچار خسارت شدیم؛ از جمله جنگهای پراکندهای که به صورت دو هفتهای از سوی ایالات متحده علیه سواحل جنوبی ما صورت گرفت. این اتفاق میتوانست نیفتد، در صورتی که ما از رهاوردهای مربوط به بند پنجم به خوبی و با هوشمندی استفاده میکردیم.
- وضعیتی که ایران در مذاکره دارد، باید به یک نقطه پایانی برسد که ما از آن بهرهمند شویم و ایالات متحده از آن نقطه بهرهمندی ما آسیبپذیر نباشد. یعنی برد-برد؛ یعنی او ضرر نکند و ما بتوانیم برنده شویم. در این زمینه، آن وقت خواهد پذیرفت که چنین اتفاقی را امضا کند. من الان تقریبا میتوانم به شما بگویم که ایالات متحده باز نخواهد گشت به یادداشت تفاهم؛ یک دلیل سادهاش این است که مجموعه و عصاره یادداشت تفاهم به سود ایران بوده است.
- تلاش ایران به همراه میانجیگران میتواند فشار را بر ایالات متحده برای بازگشت به یادداشت تفاهم، همراه با یکسری نرمشهای دوطرفه به دست آورد. یعنی این اتفاق ممکن است بیفتد و من البته امیدوارم؛ هر چند به امریکا بدبین هستم، ولی تلاش اشکالی ندارد.
- ما باید از مناطق و عرصههای سیاهوسفید خارج و به جغرافیای خاکستری منتقل شویم. در تصمیمات عالی، این را میبینیم. ایالات متحده هم از آن شاخی که برای خودش ساخته بود و برج عاجی که میگفت: «من دستور میدهم و فلان چیز اینجوری میشود» (که همهاش شکست خورد) از منطقه سیاهوسفید بیرون آمد و حالا در منطقه خاکستری به سر میبرد. ایران هم به تناسب وضعیتی که حریف پیدا میکند، باید عمل کند. همانطور که وقتی او تندرو میشود، ما هم تندرو میشویم؛ همانطور که او مطلقگرا میشود، ما هم عناصر مطلقگرا را انتخاب میکنیم؛ چه در شورای عالی امنیت ملی و چه در مناطق دیگر و البته این دربرگیرنده پیامهای متناسب هم هست. اما وقتی دو طرف وارد عرصه خاکستری میشوند، میتوانند تصمیمات خوبی اتخاذ کنند. من معتقدم ایران این پیام را داد.
- از زمانی که آقای رضایی انتخاب شدهاند، نوعی آرامش در صفوف نیروهای اصولگرایان پیدا شده است. این نکته ضمانت اجرایی تصمیمات بعدی این شخص یا الگوی این شخص را به همراه خواهد داشت. من ذیل افرادی هستم که به همین سبک اعتقاد دارند، آن هم تصمیمات سرنوشتساز.
- من با این انتخاب چنین تفسیری میتوانم داشته باشم که ما در آینده شاهد دیپلماسی جدیدی از سوی ایران خواهیم بود؛ از یک سو به دلیل این انتصابها (شعام و فرماندهان نظامی) و از سوی دیگر به دلیل اینکه باید از بروز یک تعلیق و انجماد در چالشمان با ایالات متحده جلوگیری کنیم و خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح». ناگزیریم برای خودمان یکسری بدیل برای راهحلهای موجود دستوپا کنیم تا این وضعیت را، به امید خدا، با کسب یکسری موفقیتهای تقریبا قطعی ایرانیها همراه کنیم و در آینده شاهدش باشیم.
دیدگاه تان را بنویسید