کد خبر: 781458
|
۱۴۰۵/۰۴/۱۷ ۱۱:۴۲:۴۳
| |

توهم پیروزی؛ وقتی فدراسیون فوتبال و کادرفنی نمی پذیرند شکست خوردند

بعد از جام جهانی، فدراسیون فوتبال و کادر فنی بی توجه به مطالبات عمومی در حال ترسیم نقاشی متفاوتی از واقعیت هستند روایتی یک طرفه که در آن ناکامی به دستاورد تغییر نام یافته است!

توهم پیروزی؛ وقتی فدراسیون فوتبال و کادرفنی نمی پذیرند شکست خوردند
کد خبر: 781458
|
۱۴۰۵/۰۴/۱۷ ۱۱:۴۲:۴۳

روزبه دلاور| جام‌ جهانی برای ایران و بسیاری از تیم‌ها به پایان رسیده است و گرد و غبار مسابقات فرو نشسته و تیم ملی ایران به خانه بازگشته است. اما برخلاف عرف رایج در دنیای حرفه‌‌ای فوتبال جایی که پایان یک تورنمنت نقطه آغاز پاسخگویی و تحلیل دقیق است در فضای فوتبال ایران با سکوت مواجهیم! گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. هواپیمای تیم ملی به زمین نشسته اما صدای پاسخگویی از درون آن شنیده نمی‌شود. در حالی که هواداران و کارشناسان منتظر کالبدشکافی فنی و مدیریتی دلایل عدم صعود هستند فدراسیون فوتبال و کادر فنی بی‌توجه به مطالبات عمومی در حال ترسیم نقاشی متفاوتی از واقعیت هستند روایتی یک‌‌طرفه که در آن ناکامی به دستاورد تغییر نام یافته است! 

توهم پیروزی در کالبد شکست

پس از حذف تیم ملی انتظار می‌رفت که فدراسیون فوتبال با برگزاری یک کنفرانس خبری شفاف فضای لازم را برای پرسشگری رسانه‌های مستقل فراهم کند. در دنیای فوتبال مدرن شکست بخشی از بازی است اما ناتوانی در توضیح دلایل شکست هم خود شکست است! متأسفانه شاهد برپایی یک دیوار سکوت از سوی ارکان مدیریتی و فنی تیم ملی هستیم. رسانه‌های نزدیک به فدراسیون با استفاده از تریبون‌‌های یک‌‌طرفه سعی دارند اینگونه القا کنند که ما خیلی خوب کار کردیم و دستاوردها قابل‌توجه بوده است. این رویکرد روایت‌‌سازی خودساخته نه‌تنها توهین به شعور مخاطبان و هواداران فوتبال است بلکه بزرگ‌ترین مانع برای پیشرفت در آینده به شمار می‌رود. واقعیت اما در زمین مسابقه رخ داد نه در مصاحبه‌های سفارشی. کسب سه نتیجه مساوی در مرحله گروهی آن هم در دوره‌‌ای که فرمت مسابقات با افزایش تعداد تیم‌‌ها عملا فرصت‌‌های طلایی را برای صعود ایجاد کرده بود نمی‌تواند کارنامه‌‌ای موفق تلقی شود. اگر به ساختار مسابقات نگاه کنیم حتی با حداقل امتیازها و قرارگیری به عنوان تیم سوم شانس صعود به مراتب بیشتر از دوره‌های گذشته بود. با این حال ما در این ماموریت غیرممکن که به ممکن تبدیل شده بود ناکام ماندیم.

تضاد فرهنگ پاسخگویی از تهران تا لیسبون و سئول

برای درک عمق فاجعه در مدیریت پس از بحران کافی است نگاهی به سایر تیم‌‌ها بیندازیم. در دنیای فوتبال استعفا یا پاسخگویی اولین واکنش به شکست است. وقتی پرتغال در دقیقه ۹۰ مقابل اسپانیا شکست خورد و از گردونه مسابقات حذف شد روبرتو مارتینس بلافاصله مسوولیت را پذیرفت و استعفا داد. این نه یک حرکت احساسی که بخشی از پروسه حرفه‌‌ای‌گری است. مربی می‌داند که اگر اهداف محقق نشده، او نفر اولی است که باید پاسخگو باشد.

نمونه‌های دیگر هم درس‌‌آموز هستند. در همین تورنمنت تیم‌‌هایی که نتوانستند انتظارات را برآورده کنند شاهد تغییرات ساختاری فوری بودند. در عربستان حذف از مسابقات بلافاصله منجر به استعفای رییس فدراسیون شد چرا که او پذیرفت مدیریت کلان او نتوانسته به هدف برسد. در کره جنوبی هم سرمربی تیم پس از ناکامی استعفا داد و تحت فشار افکار عمومی قرار گرفت و حتی در همان فرودگاه سئول مورد حمله‌منتقدان واقع شد. اما در ایران گویی زمان متوقف شده است! رییس فدراسیون و سرمربی تیم بدون اینکه در برابر هیچ خبرنگار مستقلی بنشینند و به سوالات سخت پاسخ دهند در فضایی ایزوله خود را برنده اعلام می‌کنند. این موفقیت‌ انگاری اجباری یک آسیب مزمن است. وقتی مسوولان تیم ملی به جای تحلیل فنی چرا حتی نتوانستیم نیوزلند را ببریم؟ به دنبال توجیه نتیجه هستند یعنی یادگیری در این مجموعه متوقف شده است.

غیبت پرسشگر؛ رسانه به مثابه روابط عمومی

مشکل بزرگ‌تر جای خالی رسانه‌های مستقل در این فرآیند است. در شرایطی که کنفرانس خبری شفاف و چالش‌‌برانگیز برگزار نمی‌شود رسانه‌هایی که صرفا نقش روابط عمومی فدراسیون را ایفا می‌کنند به این فضای مسموم دامن می‌زنند. این رسانه‌ها با تولید تیترهای حمایتی و نادیده گرفتن آمارهای ضعیف فضایی را ایجاد می‌کنند که در آن منتقدان حذف می‌شوند. اما سوالات بی‌پاسخ بسیاری وجود دارد: 

چرا در شرایطی که صعود به عنوان تیم سوم با چهار امتیاز ممکن بود تیم ملی نتوانست تاکتیک هجومی لازم را برای پیروزی در بازی‌های حساس اتخاذ کند؟

نقش ضعف‌های کادر فنی در تعویض‌ها و تغییر سیستم بازی در حین مسابقات آن‌هم‌ زمانی که دستیار سرمربی از داشتن ۷ پلن می‌گفت! چه بود؟

آیا فدراسیون فوتبال ارزیابی مستقلی از عملکرد فنی تیم دارد یا صرفا به گزارش‌های کادر فنی و گم کردن سر نخ در فضای جنگی و سیاسی بسنده کرده است؟

اینها سوالاتی نیست که در مصاحبه‌های یک‌طرفه و با پرسش‌‌های هماهنگ‌ شده پاسخ داده شود. درست مثل اتفاقی که قرار است طی روزهای آینده بیفتد و امیر قلعه‌نویی مقابل یکی از مدافعینش در صداوسیما بنشیند و مثلا پاسخگوی سوالات باشد. اما سوالات، سوالاتی است که نیاز به نشستن در برابر خبرنگارانی دارد که نگران آینده فوتبال ملی هستند، نه آینده مدیریتی فدراسیون. 

نیاز به یک خانه‌‌تکانی ذهنی

وضعیت فعلی تیم ملی یک بحران مدیریت بحران است. بزرگ‌ترین تهدید برای تیم ملی شکست در تورنمنت نیست چرا که شکست در فوتبال اجتناب‌ناپذیر است. بزرگ‌ترین تهدید سقف کوتاه برای پاسخگویی است. وقتی کادر فنی و فدراسیون بر این باورند که در اوج موفقیت هستند انگیزه‌‌ای برای تغییر پیشرفت و اصلاح اشتباهات وجود نخواهد داشت. تیم ملی متعلق به مردم است نه میراث شخصی فدراسیون یا کادر فنی. مردم حق دارند بدانند چرا فرصت بزرگ صعود به سادگی از دست رفت. مردم حق دارند از زبان سرمربی بشنوند که کجا اشتباه کرده است و فدراسیون حق ندارد با روایت‌‌های ساختگی اذهان عمومی را منحرف کند. سکوت پاسخ نیست. موفقیت خواندن شکست تنها عمر مدیریتی مدیران ناتوان را طولانی می‌کند اما عمر کیفیت فوتبال ملی را کوتاه خواهد کرد. برای خروج از این چرخه عذاب‌آور لازم است فدراسیون فوتبال از پیله رسانه‌های خودساخته بیرون بیاید، کنفرانسی واقعی با حضور رسانه‌های مستقل برگزار کند و مسوولیت این ناکامی را بپذیرد. بدون پاسخگویی هیچ فردایی برای موفقیت تیم ملی متصور نیست چرا که آنکه اشتباهش را نمی‌پذیرد محکوم به تکرار آن است.

 

برای مطالعه و بررسی آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال اعتمادآنلاین در «روبیکا» و «بله» مراجعه کنید.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها