در گفت و گو با «اعتماد» مطرح شد؛
بهزاد داداشزاده: من اگر بودم به حسینزاده و قایدی بازی می دادم/ قلعهنویی باید پاسخگو باشد
پیشکسوت فوتبال ایران درباره نفرات دعوت شده به تیم ملی و همینطور نفراتی که در جام جهانی بازی کردند نکاتی را مطرح کرد.
روزبه دلاور| حذف تلخ تیم ملی ایران از جام جهانی، بیش از آنکه حاصل نبردهای تاکتیکی در زمین باشد ناشی از بحران در مدیریت فنی و تصمیمات بحثبرانگیز کادرفنی بود.
به گزارش روزنامه اعتماد، وقتی قلعهنویی، روزبه چشمی مصدوم را با خود به امریکا میبرد و به علیرضا جهانبخش ناآماده هدیه بازی در جامجهانی میدهد پیامی جز نادیده گرفتن فرم فعلی بازیکنان مخابره نمیکند. درحالی که مهدی قائدی خلاق و امیرحسین حسینزاده، آقای گل لیگ اکثر مواقع تماشاگر ناکامیها از روی نیمکت بودند. اصرار کادر فنی بر لیست ثابت و مهرههای سوخته فرصت طلایی درخشش نسل مستعد فوتبال ایران را در سایه تصمیمات سلیقهای و محافظهکارانه قربانی کرد. به همین بهانه با بهزاد داداشزاده، بازیکن سالهای نه چندان دور فوتبال ایران گفتوگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانید.
ارزیابی کلی شما از عملکرد تیم ملی در جام جهانی چیست؟
تیم ملی شروع خیلی بدی داشت پس از اینکه مشکلات جنگ به ما آسیب زد تا بازیهای تدارکاتی و اردوهای خوبی نداشته باشیم. همین که کامل بچهها دراختیار کادرفنی نبودند باعث شد مشکلاتمان بیشتر شود. بلاتکلیفی کاروان برای اعزام به مسابقات روی روحیه تیم اثر گذاشته بود. شاید تنها تیم بین این ۴۸ تیم بودیم که ظلم به ما شد. تغییر اسکان و رفتن به مکزیک هم مشکلاتمان را بیشتر کرد هر چند میدانستیم این مشکلات هست اما خب به نظرم بازی اول نقش مهمی در روند تیم ملی داشت که متاسفانه مساوی کردیم و آنهم بیشتر به دلیل عدم تمرکز لازم و آب و هوا و تغییرات موقعیت جغرافیایی بود. حتی تیمهای لیگی هم وقتی در آسیا بازی دارند ۳ روز زودتر میروند و همین موضوعات خیلی به ما لطمه زد اما واقعا مقابل بلژیک و نیم ساعت آخر بازی با مصر یک تیمی شدیم فراتر از همه چیز! بچهها آن فعل خواستن را صرف کرده بودند و واقعا خواهان صعود بودند که متاسفانه رخ نداد. در مجموع و در این شرایط عملکرمان بد نبود حالا باید سرمربی و مسوولان پاسخ بدهند.فقط برایم جای سوال است چرا فوتبال با سیاست عجین شده و اینفانتینو عرضه این را ندارد تا حق تیم ما را بگیرد! در بازیهای ما دو بار var تکلیف بازیمان را مشخص کرد اصلا مشخص بود که یک چیزهایی بود تا ایران صعود نکند چون دوست نداشتند پرچم ایران در امریکا برای بار چهارم به اهتزاز درآید.
سوالات بعدی ما درباره دعوت از برخی بازیکنان و عدم استفاده از تعداد دیگری از بازیکنان آماده است. شما قبل از جام جهانی مصاحبه کرده بودید و نسبت به این موضوع انتقادات تندی را مطرح کرده بودید؟
اولا آن صحبتهای من را آن پیج برای مطرح کردن خودش نزد سردبیرش کامل منتشر نکرد. اتفاقا سایت «اعتمادآنلاین» به نقل از همان پیج خبر را منتشر کرد در صورتی که من چنین حرفی نزده بودم و اتفاقا کمیته اخلاق هم رفتم و آنها نقل قول از سایت شما را نشان دادند و بعد بدون صحبت با من بعد از ۲۰ روز بنده را محروم کردند! من بازیکن تیم ملی بودم. اگر الان فدراسیونی وجود دارد و فدراسیوننشینها حقوق میگیرند یا کمیته اخلاق و کمیته انضباطی شکل گرفته مدیون من و امثال من هستند که در دهه پنجاه و شصت در تیم ملی بازی کردیم که بدون چشمداشتی بازی کردیم. من سالها برای تیم ملی چمنی و ساحلی بودم که ده میلیون هم پول نگرفتم. حالا هم هر چه بگویم از ذهن من هست، اما سرمربی باید پاسخگوی سوالات باشد. قبلا کیروش هم با آن همه هیاهوی و اردوها آن همه بازیکن دعوت کرد و هیچ کسی هم جلوی او را نگرفت و آن نتایج را گرفتیم و حذف شدیم، الان هم از قلعهنویی باید بپرسید!
همانطور که گفتید ما هم بر استناد بر آن صحبتهای ویدیویی شما، نقل قول شما را منتشر کردیم و حالا هم نظر شما را به عنوان کارشناس میخواهیم منعکس کنیم که آیا حضور بازیکن مصدومی مثل چشمی یک انتخاب دانش محور بوده یا سلیقهای؟
معلوم است که فوتبال ایران یک فوتبال سلیقهای است. روزبه چشمی آسیب دیده یا نه که ما نمیدانیم. اینها حرف و گمانهزنی است! بازیها فشرده بوده و سرمربی تشخیص داده کدام بازیکنان بازی کنند و کدام روی نیمکت باشند و تعویضیها را هم او مشخص میکرد. بزرگترین مشکل تیم ملی نه امیر قلعهنویی بلکه کمکهای او بود. یک تمریندهنده خوب نداشتند و اینها فقط برای درآمدزایی و رزومه جمع کردن به آنجا رفته بودند وگرنه کدام عضو کادرفنی بزرگتر از بازیکنان بودند و بازیکنان حرفشان را میخواندند؟ غیر از قلعهنویی که سرمربی بود مابقی کادر خوبی نبودند و کاش دو تا تئوریسین و تمریندهنده خوب خارجی میآوردند تا در لحظات سخت به تیم کمک کند.
انتخاب بازیکنانی مثل چشمی که مصدوم بود و جهانبخش ناآماده و درگاهی که اصلا متوجه نشدیم چطور نیامده در فهرست نهایی تیم ملی قرار گرفت بر چه مبنایی است؟
به عنوان کارشناس میگویم یک زمانی هست که بازیکن باتجربه بهتر از بازیکن جوان است مثلا در بازی اول، آریا یوسفی بازیکن جوانی بود که دیدید چه عملکرد بدی داشت تا نیمکتنشین شود اما بازیکن باتجربه را دیدید که چه کار کرد!
به نظر شما مثلا جهانبخش بهتر بوده؟
او 5 تا 10 دقیقه بازی کرده و آن هم بد نبود!
ترجیح اسمها تا چه حد به توازن تاکتیکی تیم آسیب زد؟
قبلا هم گفتم ما که حذف میشدیم اما باید تیم را از قبل جوانگرایی میکردیم. برای جام ملتها اما الان اگر بخواهیم جوانگرایی کنیم در جام ملتها آسیب میبینیم. حالا جوانهایی هستند که شگفتیساز میشوند یا مثل آریا یوسفی به بنبست میخورند، اما دیدید که رضاییان در این سن از سه بازی در دو تا بازیکن برتر زمین میشود یا در تیم منتخب قرار گرفت.
به نظر شما بهتر نبود مثلا از قایدی که خلاقیت و تکنیک فردی زیادی دارد بیشتر بازی داد؟
من شنیدم که او اسهال و استفراغ گرفته بود! ما که از شرایط بازیکنان در آن روز و ساعت خبر نداریم پس هر چی از ذهن من بدون درنظر گرفتن این شرایط باشد فقط باعث بهبه و چهچه کردن طرفداران میشود. من واقعیتها را گفتم و حالا هم قلعهنویی بهترین فرد برای پاسخگویی است و فکر کنم شهامت این را دارد تا بیاید و بگوید.
شما اگر کمک سرمربی بودید به او نمیگفتید از حسینزاده به عنوان آقای گل لیگ بیشتر و بهتر استفاده کند؟
من اگر بودم در هر سه بازی هم از حسینزاده استفاده میکردم هم قایدی اما کمک مربیها شجاعت این را داشتند یا فقط به مسافرت و ماموریت رفته بودند؟ به درد همین کار میخورند.
دیدگاه تان را بنویسید